تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: سامی کوپیشفسکی
۱ ژوئیه ۲۰۲۵
ایران به کیفرناپذیری صهیونیستی پایان میدهد
رژیم صهیونیستی جنگهای کینتیک، تبلیغاتی و سایبری را میبازد
پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، دولت اسرائیل ماشین جنگی خود را با شدتی ویرانگر در سراسر منطقه گسترش داد. یمن با استناد به کنوانسیون نسلکشی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۱، علیه اسرائیل اعلام جنگ کرد. در پاسخ، ایالات متحده، انگلیس و اسرائیل در حملات هماهنگ یمن را بمباران کردند که به ددمنشانهترین کیفرناپذیری امپریالیستی منجر شد.
اسرائیل همزمان تجاوز خود را در لبنان تشدید کرد، رهبران حزبالله را ترور کرد و برای تغییر رژیم سعی کرد دولتی مطابق با اهداف استراتژیک خود روی کار آورد. در سوریه، با عملیات اسرائیل، طرح طولانی مدت برای سرنگونی اسد انجام شد، مقاومت فلسطین را از خطوط تدارکاتی حیاتی قطع کرد و نظم منطقهای را که برای خدمت به قدرت صهیونیستی و امپریالیستی ساخته شده بود، بیش از پیش تثبیت کرد.
تا دسامبر ۲۰۲۴، مأموران موساد به ایران نفوذ کرده بودند. در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، عملیات «شیر خیزان» آغاز و توسط کابینه جنگ نتانیاهو تأیید و با دقت بسیار اجرا شد. پدافند هوایی ایران خنثی شد، دانشمندان ترور شدند و ارتباطات فلج شد. پهپادهای اسرائیلی سامانههای راداری را کور کردند. سپس، بیش از ۲۰۰ جت اسرائیلی بدون هیچ مقاومتی بر فراز اردن و عربستان سعودی پرواز کردند و بیش از ۱۰۰ هدف ایرانی، از جمله سایتهای هستهای و ساختارهای فرماندهی نظامی را مورد حمله قرار دادند.
مقامات اسرائیلی پیروزی کامل را اعلام کردند. گزارشهای اطلاعاتی فروپاشی رژیم را پیشبینی میکردند. رضا پهلوی، یک عضو تبعیدی خاندان سلطنتی و همدست امپریالیستها، به عنوان حاکم دستنشانده آینده منصوب شد.
اما ایران دوام آورد.
همان شب، ایران یک ضدحمله عظیم را آغاز کرد: ۱۵۰ موشک بالستیک و بیش از ۱۰۰ پهپاد زیرساختهای اسرائیل را هدف قرار دادند. پدافند هوایی متزلزل شد. برتری تکنولوژیکی غرب به یک افسانه تبدیل شد. در همین حال، روسیه و چین حمایت خود را از ایران تأیید کردند و این نشان دهنده یک تغییر ساختاری (تکتونیک) در نظم جهانی بود.
سلطه اسرائیل – نظامی، سایبری و ایدئولوژیک – شروع به فروپاشی کرد. ایالات متحده، برادر بزرگ وفادار اسرائیل، با بمباران تأسیسات هستهای کلیدی ایران، تنشها را بیشتر کرد. با وجود این حملات، آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید کرد که برنامه هستهای ایران دست نخورده باقی مانده و هیچ نشت رادیواکتیوی رخ نداده است.
دونالد ترامپ، که به دنبال امتیاز سیاسی بود، این حملات را به عنوان یک «موفقیت چشمگیر» مورد ستایش قرار داد، در حالی که به طور متناقضی ادعا کرد که تغییر رژیم هدف نبوده است. این تناقضگویی یک نقص نیست، بلکه یک عملکرد است. قدرتهای غربی، در حالی که از «دفاع» و «امنیت» صحبت میکنند، خشونت نواستعماری را پیش میبرند.
ایران از تسلیم شدن خودداری کرد.
به جای آن، به پایگاههای نظامی ایالات متحده در قطر و عراق حمله کرد. منطقه اکنون در آستانه یک جنگ تمام عیار قرار دارد. مجلس ایران به بستن تنگه هرمز رأی داد، اقدامی که میتواند اقتصاد جهان را تکان دهد.
نیروهای صهیونیستی ضمن تقویت کنترل استعماری، خشم و انزجار خود را نشان میدهند، شعارهای فراگیر بودن را تکرار میکنند و حتی مقاومت را تقلید میکنند. در سراسر جهان عرب، ترکیه و تشکیلات کرد، در حالی که با صهیونیست امپریالیستها برای کنترل جامعه همکاری میکنند، محکومیتهای توخالی طنینانداز میشود.
جنگ تنها کینتیک (جنبشی) نبود. بلکه یک کارزار تبلیغاتی تهاجمی نیز بمباران را همراهی میکرد. اسرائیل عملیات رسانهای مبتنی بر هوش مصنوعی را برای سرکوب مخالفان، انتشار اطلاعات نادرست و دستکاری روایتهای جهانی به کار گرفت. رسانههای غربی نکات مورد بحث اسرائیل را تکرار میکردند، در حالی که منتقدان بدنام یا ساکت میشدند. این یک جنگ تمامعیار نظامی، روانی و دیجیتال بود.
با این حال، در میان همه اینها، یک واقعیت در غرب ناگفته میماند: اسرائیل هرگز «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای» (NPT) را امضا نکرده است. این کشور دارای زرادخانه هستهای مخفی با مصونیت کامل است، در حالی که ایران، یکی از امضاکنندگان، به دلیل تهدیدهای خیالی بمباران، تحریم و تحت نظارت قرار میگیرد. اسرائیل از بازرسیها امتناع میکند، قوانین بینالمللی را زیر پا میگذارد و از حمایت بیوقفه کشورهای غربی برخوردار است.
دانشگاهیان، افراد مشهور و روزنامهنگاران غربی که جنایات جنگی اسرائیل را توجیه میکنند، تماشاگران منفعل نیستند. آنها عاملان فعال هستند. آنها رضایت برای کشتار غیرنظامیان را جعل میکنند. آنها عدالت را در حسن تعبیر غرق میکنند.
اروپا همچنان عمیقاً همدست است. ایرلند نیز همینطور. فرودگاه شانون همچنان به ماشین جنگی ایالات متحده خدمت میکند. غولهای بزرگ فناوری صهیونیستی اپل، گوگل، اینتل و متا حکومت میکنند، در حالی که شرکتهای کوچکتر ایرلندی مانند آکرا کنترل قطعات مورد نیاز برای سلاحهایی را که برای با خاک یکسان کردن غزه استفاده شدهاند، صادر میکنند. هیچ تحریمی، هیچ ممنوعیت تسلیحاتی وجود ندارد، فقط معاملات تجاری بیسروصدا و رعایت قوانین.
همان نیروهایی که آزادی فلسطین را سرکوب میکنند، نیروی کار ما نیز استثمار میکنند، منابع ما را استخراج میکنند و آرزوی ما برای حاکمیت را انکار میکنند.
در ایرلند، افکار عمومی توسط احزاب پارلمانی، سازمانهای غیردولتی و شبکههای همسو با اتحادیه اروپا کنترل میشود. هیچ مخالفت واقعی با امپریالیسم وجود ندارد. چپها در حالی که همچنان حامی اتحادیه اروپا هستند، ژست مترقی به خود میگیرند، از جنگ نیابتی آمریکا در اوکراین و کودتاها در سوریه دفاع میکنند و از گفتن صریح اینکه ایرلند باید روابط خود را با ماشینهای جنگی آمریکا و صهیونیستها قطع کند و برای استقلال خود برنامهریزی کند، خودداری میکنند.
سیاستهای آنها پاسیفیستی، اخلاقگرایانه و در نهایت در خدمت امپریالیسم است. در مواجهه با حملات وحشیانه به فلسطین، یمن، لبنان، سوریه و ایران، آنها لفاظیهای توخالی ارائه میدهند و در عین حال از نظم لیبرال-امپریالیستی بروکسل، ناتو و واشنگتن در برابر انتقاد واقعی محافظت میکنند. این چپ کاذب با امپریالیسم مبارزه نمیکند؛ بلکه برای محافظت از آن، مخالفتها را مدیریت میکند.
ایرلند، مانند فلسطین، باید در برابر امپریالیسم مقاومت کند و زنجیرهای صهیونیسم را پاره کند. ما باید برخیزیم. حد وسطی وجود ندارد. ما یا ضد امپریالیست هستیم یا طرفدار امپریالیست.
عصر مصونیت از مجازات رو به پایان است.
https://socialistvoice.ie/2025/07/iran-ending-zionist-impunity/

