تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: کارگر نوین، ارگان رسمی پلاتفرم کارگران کمونیست ایالات متحده آمریکا
نویسنده: چارلز اندروز
۱۰فوریه ۲۰۲۴
برگردان فارسی: ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۲
بازار سهام چین: درسی درباره این که سوسیالیسم چه نیست
در اواخر ژانویه، دولت چین شرکتهای دولتی خود را به قراردادن ۲۸۲ میلیارد دلار در بازار سهام در حال سقوط ملزم نمود. به شرکتها گفته شد که از طریق حسابهای هنگ کنگ سهام خریداری نمایند.
استیصال دولت برای متوقف کردن سقوط بزرگ شاخص ترکیبی بورس شانگهای است، که در آغاز همهگیری کووید د ر مارس ۲۰۲۰ تقریباً به پایینترین حد خود سقوط کرده بود.

چرا یک اقتصاد «سوسیالیستی» بازار سهام دارد؟
از زمانی که دنگ شیائوپینگ و خدمه چین را از مسیر کمونیستی خارج کردند و در مسیر سرمایهداری قرار دادند، کارخانهها، کارگاههای ساختمانی و سایر ابزار تولید به مالکیت خصوصی درآمدند. چین میگوید اقتصاد بازار سوسیالیستی آن دارای دو بخش است، بخش خصوصی و بخش دولتی. با این حال، تقریباً تمام وسایل تولید متعلق به شرکتها است. مالکیت شرکتهای به شکل سهام است. این ترتیب برای شرکتهای دولتی و همچنین خصوصی است. یک شرکت هلدینگ دولتی معمولاً بیشترین سهام یک شرکت دولتی را در اختیار دارد، اما همه شرکتهای بزرگ پنج تا پانزده درصد سهام خود را در بورسهای شانگهای و هنگ کنگ عرضه میکنند..
در یک اقتصاد سرمایهداری غیر از این نمیتواند باشد. ابزار تولید، اشیاء فیزیکی، متعلق به فرد یا گروهی از افراد است. این یک طلب اجتماعی است که افراد آزادند با طلب دیگری معامله کنند. تقسیم مالکیت به سهام، و توانایی انتقال و مبادله سهام، از ضروریات اقتصاد سرمایهداری است.
طی ۳۰ سال گذشته صحبتهای زیادی درباره مالیسازی (financialization) و رشد آن شده است. با این حال، از زمانی که مالکیت سرمایهداری قابل توجهی وجود داشته است، واکنشهای مالی و تحریف واقعیت وجود داشته است. در هلند از سال ۱۶۳۴ تا سال ۱۶۳۷ یک «شیدایی لاله» رخ داد. مردم به امید سود قراردادهایی را برای خرید یک گل لاله (پرداخت قسطی، پرداخت باقیمانده در زمان تحویل لاله) امضاء کردند. قیمت لالهها سر به آسمان زد، سپس به هیچ سقوط کرد.
مردم برای کسب درآمد سهام میخرند. شرکتها از سود خود سود سهام را میپردازند. با افزایش سود یک شرکت، قیمت سهام آن افزایش مییابد؛ سهامداران از «سرمایهگذاری» خود سود میبرند.
در زیر این تقلا، کار طبقه کارگر قرار دارد. کارگران وسایل تولید را به کار میگیرند و خرابیهای آن را تعمیر میکنند – غذا، پوشاک، مسکن، مدارس، مراقبتهای بهداشتی و ابزارهای جدید تولید را که ثروت واقعی یک جامعه هستند، تولید میکنند. مالکیت سرمایه داری، از جمله سهم از سهام شرکتها، قفلی بر این ثروت است.
هنگامی که سرمایه سرمایهگذاری شده سریعتر از سود رشد میکند، «ارزش» سرمایه کاهش مییابد. و بازار سهام، قیمت سهام کاهش مییابد. این، برای سالهای متمادی در چین، برعکس بود: طبقه کارگر آنچنان استثمار میشد، و تعداد کارگران با دهقانانی که مجبور به کار مزدی مهاجر شده بودند، چنان افزایش مییافت که سودها بالا و بالا میرفت.
همانطور که مارکس با بحث گرایش نرخ سود به کاهش توضیح داد، رونق سرمایهداری به طور اجتنابناپذیری سقوط می کند. اقتصاد چین امروز خوب نیست.
● حباب بزرگ مستغلات ترکیده است. «بر اساس برخی برآوردها، شهرهای چین اکنون ۶۵ تا ۸۰ میلیون آپارتمان خالی دارند.» برخی از آنها موجودی فروش نرفته سازندگان است. علاوه بر این، مردم بر اساس سوداگری و در انتظار سود، یک، دو و حتا دهها واحد مسکونی خالی را خریدند؛ اجاره بها آنقدر پایین است که مالک بودن را توجیه نمیکند.
● شرکتهای خارجی از اوایل دهه ۱۹۹۰ به کشور هجوم بردهاند و مشتاق مشارکت در استثمار نیروی کار با دستمزد پائین هستند. اما سرمایه چینی با چالش روبهرو شده است، و دولت زندگی را برای مشاغل خارجی دشوارتر کرده است. هجوم سرمایه جهانی کُند شده است. شرکتها تولید خود را به ویتنام، هند و مکزیک منتقل میکنند. و سود به دست آمده در چین به جای سرمایهگذاری مجدد از کشور خارج میشود.
● نیروی کار کاهش مییابد. کارگران جدید کمتری از روستاها وارد میشوند. خانوادههای کارگری در شهرها آموزش و پرورش کودکان را دشوار مییابند. تعداد بازنشستگان از تعداد جوانانی که وارد بازار کار میشوند بیشتر است.
افزایش قیمت سهام به سقوط مبدل شده است، و مشخص نیست در کجا ممکن است متوقف شود. دولت با کارزاری برای بالابردن بازار سهام پاسخ میدهد.
رژیم خودخوانده «کمونیست» صراحتاً اعلام نکرده است که چرا شاخص ترکیبی قیمت سهام شانگهای تا این حد اهمیت دارد. یک انگیزه ممکن است جذب سرمایهگذاری خارجی (بر اساس شرایط جمهوری خلق چین) در زمانی باشد که اقتصاد در رکود است.
حدود ۲۱۲ میلیون سرمایهگذار خرد مالک سهام هستند. اگرچه مجموع دارایی آنها در اقتصاد ناچیز است، اما کاهش شدید قیمت برای بسیاری از آنها دردناک است.
دلیل دیگر ممکن است نظام جدید بازنشستگی دولت باشد. معادل چینی تأمین اجتماعی ایالات متحده برای زندگی کافی نیست. در نتیجه، کارگران باید برای بازنشستگی خود پس انداز کنند. این به کارمندان با حقوق بالاتر انگیزهای برای سوداگری در املاک و مستغلات داد، بازیی که اکنون به پایان رسیده است. دولت به جای یافتن چگونگی تضمین تأمین اجتماعی کافی، سوق دادن مردم به سرمایهگذاری در صندوقهای سرمایهگذاری مشترک سهام و اوراق قرضه را آغاز کرده است – بسیار شبیه به 401 (k) و سایر حسابهای پسانداز بازنشستگی در ایالات متحده. در دسامبر ۲۰۲۲ چین حتا به «سرمایهگذاریهای فیدلیتی» (Fidelity Investments) [که یک شرکت خدمات مالی آمریکایی چندملیتی است که در در زمینه ارائه خدمات مدیریت سرمایهگذاری، مدیریت صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، مدیریت ثروت و خدمات بیمه عمر فعالیت مینماید- عدالت]، مجوز نظارتی برای فروش سهام صندوقهای سرمایه گذاری در چین را اعطا کرد.
انگیزه هر چه که هست، دولت میلیاردها دلار را صرف خرید سهام میکند تا قیمت سهام را بالا ببرد. منظره مضحک است. برای همه تبلیغاتچیهای تحسینکننده غربی که درباره کنترل کامل اقتصاد توسط دولت، درباره قدرت سیاسی حزب «کمونیست» بر سرمایهداران خصوصی صحبت میکنند، ادعای کنترل «اقتصاد بازار سوسیالیستی» به زنی میماند که اندکی باردار باشد.
بدیل سوسیالیسم است که راه کمونیسم را در پیش میگیرد. در آن هیچ مالکیت سرمایهداری بر ابزار تولید وجود ندارد. در آن نه سرمایهدار، نه سهام و نه قیمت سهام وجود ندارد. یک برنامه کلی تمام سرمایه گذاریها را تخصیص می دهد. در دهه ۱۹۳۰ اتحاد شوروی ثابت کرد که اقتصاد برنامهریزی شده کار می کند. از آن زمان، مطالعات پیروزیهای آن، و همچنین مشکلات آن، نشان داده است که چگونه میتوان برنامهریزی ضروری را با ابتکار عمل در هر بنگاه ترکیب کرد. (نه ثروتمند، نه فقیر، فصل۴)
ما به سرمایهداران ایالات متحده و سرمایهداران «کمونیست» چین میگوییم: برای نیازهای خود و برای زمین، ما میتوانیم آنرا بهتر اداره کنیم!
توجه: از کارگرانی که میخواهند بدانند اقتصاد سرمایهداری چگونه عمل میکند و اقتصاد سوسیالیستی واقعی چیست، دعوت میکنیم با «پلاتفرم کارگران کمونیست ایالات متحده آمریکا» تماس بگیرند.
چارلز اندروز نویسنده کتاب «غول توخالی» (The Hollow Colossus) است.
https://newworker.us/international/chinas-stock-market-a-lesson-on-what-socialism-is-not/
