تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
ع. سهند
۱۳ خرداد ۱۳۹۶
سیسرو، استهزاءآمیزترین رذل در تاریخ!

بررسی کتاب: «قتل سزار: یک تاریخ مردمی از رم باستان»، نوشته مایکل پارنتی، نیوپرس، ۲۰۰۳، ۲۶۷ صفحه
مارکس میگوید «تاریخ همهٔ جوامع تاکنون، تاریخ مبارزهٔ طبقاتی بوده است.» جریانات سیاسی، اجتماعی، و افرادی که چنین نمیاندیشند، همه تاریخ را غیرطبقاتی میبینند، و در موضعگیری امروز خود و در نگاه به گذشته دور یا نزدیک، ناگزیر گفتمان صاحبان قدرت و ثروت را تکرار میکنند. نوشتار «سیسرو، تئوریسین و جمهوریخواه رومی، شهید روشنگری، ادیب و فیلسوف»[۱] در «اخبار روز» شاهدی بر این واقعیت است.
***
کتاب «قتل سزار: یک تاریخ مردمی از رم باستان» به قلم مایکل پارنتی اثری است که چگونگی عملکرد حکم داهیانه مارکس را در آخرین قرن جمهوری رم نشان میدهد.
پارنتی قتل سزار را به دست سناتورهای ارتجاعی رم در سال ۴۴ پیش از میلاد نقطه اوج نزدیک به یک قرن قتل و ترور توسط جوخههای مرگ خصوصی طبقه ثروتمند رم علیه اصلاحطلبان مردمی و هواداران آنها میبیند. با قتل سزار جنگ داخلی خونبار، انحلال جمهوری فرا رسید و سبک حکمرانی استبدادی ظهور کرد که برای قرنهای متمادی بر اروپا مسلط بود.
سنای روم گرچه یک نهاد محافظهکار بود اما در درون خود تقسیمبندیهای گوناگون جامعه را منعکس میساخت. در سنای روم یک قطببندی سیاسی بین دو جناح اصلی «اُپتیمیتس» (جناح بسیار ثروتمند و ارتجاعی) و «پوپولاریس» (جناح مردمی و دمکراتتر) وجود داشت.
حذف جناح مردمی به دست طبقه ثروتمند در سال ۱۳۳ پیش از میلاد با قتل تیبریوس گِراکوس آغاز شد. او که یک تریبونوس[۲] انتخابی روم بود قصد داشت بخشی از اراضی را میان طبقات فرودست و بیچیز تقسیم کند. اُپتیمیتسها مقررات درونی سنا را تعلیق کردند و با استفاده از اوباش اجیر خود صدها هوادار گراکوس را کشتند.
در سالهای پیش از قتل سزار اصلاحطلبان مردمی دیگری به پا خاستند، اما به دست آریستوکراسی روم سرکوب شدند.
ژولیوس سزار برحستهترین عضو جناح «پوپولاریس» بود. او گرچه از ضعفهای شخصی بری نبود، اما مبارزه برای اصلاحات مردمی را هدایت میکرد.
سزار در طی آخرین دوره سمت کنسولی (۴۴-۴۶ پیش از میلاد) به اصلاحات بسیاری اقدام نمود: از جمله ساختن مسکن جدید برای اعضای پیشین ارتش خود و فقرای رم، وضع قوانین محدویت شدید بر نزولخواری وامدهندگان رم، اعطای تخفیف بزرگ در اجارهخانه برای خانوادههای دارای درآمد پایین و متوسط، اجرای طرحهای عمومی برای کاهش بیکاری در داخل و خارج، و اعطای حق انجام مناسک یهودیت به یهودیان رم (نخستین فرمانروای رم بود که چنین کاری کرد.)
مخالف منافع مردمی یک خطیب معروف به نام مارکوس تولیوس سیسرو بود. سیسرو اغلب به مثابه یک اصولگرای رمی ترسیم میشود. فردریش انگلس سیسرو را «استهزاءآمیزترین رذل در تاریخ» نامید. پارنتی نشان میدهد که سیسرو «یک بردهدار، موجر، و سناتور زراندوز بود. سیسرو حتا جزییترین حرکات به سمت دمکراسی را نهی میکرد.» او از عامه مردم نفرت و انزجار کامل داشت. سیسرو زحمتکشان را به مثابه «صنعتکاران و مغازهداران و همه نوع تفاله» محکوم میکرد.
آنچه که ما درباره رم باستان میدانیم عمدتاً توسط مورخین- هم باستان و هم مدرن- نوشته شده که هوادار طبقات صاحب امتیاز هستند. پارنتی همچنین نشان میدهد اغلب منابع مکتوب مورد استفاده آن مورخین از نوشتههای مرتجعین ثروتمندی مانند سیسرو اقتباس شده است. مردم فقیر نه تاریخ را نوشتند و نه رویدادها را به طور مکتوب ثبت کردند، ثروتمندان این کار را انجام دادند. یک کارشناس تخمین میزند که ۹۵ درصد مورخین آمریکایی و انگلیسی عهد باستان طرفدار سیسرو و فقط تعداد اندکی هوادار سزار میباشند.
مبارزات سیاسی که پارنتی شرح میدهد کشمکش میان مردان آزاد بود. اما، یکسوم جمعیت برده بود، و عموماً مورد نفرت قرار داشت. خود سیسرو گفت: «ترجیح این است که برای سبک کردن یک کشتی در وضعیت فوقالعاده به جای اسب خوب، بردههای مسن به بیرون پرتاب شوند.»
پارنتی از مورخینی مانند ادوارد گیبون انگلیسی و ژروم کارکوپینو فرانسوی که در نوشتههای خود درباره آن دوره، بردهداری را کم اهمیت نشان میدهند، و از «”اربابهای مصلح” و بردگانی که «با ملاحظه با آنها برخورد میشد» مینویسند، انتقاد میکند. پارنتی مینویسد: «بردگان خوشحال» در دو قرن آخر جمهوری به سه قیام بزرگ دست زدند، که به سطح یک جنگ علنی با شرکت هزاران جنگجو از دو طرف انجامید. معروفترین قیام، البته قیام اسپارتاکوس و پیروان دلیر او در ۷۴-۷۰ پیش از میلاد بود.»
مایکل پارنتی در این کتاب به درک مبارزه طبقاتی در رم باستان کمک شایانی مینماید. برخی از یافتههای تاریخی او با برخی رویدادها در دوره مدرن، از جمله در قرن بیستویکم، هم در ایالات متحده آمریکا و هم در جمهوری اسلامی ایران-به ویژه در برخورد طبقات حاکم در جمهوری اسلامی ایران با احمدینژاد و گفتمان او- شباهتهای خیرهکنندهای دارند. پارنتی به این نتیجهگیری عینی میرسد که «تاریخ از مواردی پُر است که نخبگان سیاسی-اقتصادی هر نوع چالش نسبت به نظم اجتماعی تضمین کننده امتیازات خود را با یک چالش نسبت به کل نظم اجتماعی، و دعوت به هرجومرج و تباهی برابر قرار میدهند…»
———————-
۱- «سیسرو، تئوریسین و جمهوریخواه رومی، شهید روشنگری، ادیب و فیلسوف»
http://www.kar-online.com/node/13142
۲- تریبونوس نامی بود که در اشاره به جمعی از نخبگان لشگری و کشوری رم باستان به کار برده میشد.
