تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

پنج‌شنبه، ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
منبع: پیام مردم
نویسنده: مارکو فرناندز
۱۱ فوریه ۲۰۲۶

تحلیل‌گر ژئوپلیتیک می‌گوید: «تجاوز آمریکا علیه ایران یک حمله‌ به کشورهای عضو بریکس و جهان چندقطبی است.»

محمد مرندی، تحلیل‌گر ژئوپلیتیک، درباره کارزار جاری آمریکا علیه ایران و انگیزه این حملات بحث می‌کند.

 

ناو هواپیمابر هسته‌ای «یو اس اس آبراهام لینکلن»، یکی از چندین دارایی نظامی است که ایالات متحده در روزهای اخیر به دریای عرب اعزام کرده است.

طبق گزارش‌ها، ناو هواپیمابر هسته‌ای «یو اس اس آبراهام لینکلن»، یکی از چندین دارایی نظامی است که ایالات متحده در روزهای اخیر به دریای عرب اعزام کرده است.

اندکی پس از ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و سیلیا فلورس، نماینده کنگره و بانوی اول، در روزهای اول سال، کاخ سفید ماشین «تغییر رژیم» خود را به سمت یک منبع انرژی دیگر چرخاند: ایران. انقلاب اسلامی با نزدیک شدن به چهل و هفتمین سالگرد خود، همیشه خاری در چشم ایالات متحده و به ویژه اسرائیل بوده است.

تهران یکی از بزرگ‌ترین حامیان آرمان فلسطین در جهان و در عمل بزرگ‌ترین مانع در برابر پروژه صهیونیستی «اسرائیل بزرگ» است، که اخراج یا نابودی نه تنها مردم فلسطین از سرزمین خود، بلکه بخش‌هایی از جمعیت لبنان و سوریه نیز دنبال می‌کند. بنابراین، سرنگونی دولت انقلابی ایران همیشه از اولویت‌های واشنگتن و تل آویو بوده است.

ایران نیز مانند ونزوئلا هدف تحریم‌های سنگین غرب قرار دارد، تحریم‌هایی که از زمان انقلابی که دیکتاتوری شاه رضا پهلوی را سرنگون کرد، در موج‌های مختلف اعمال شده‌اند. این تحریم‌ها خسارات بی‌شماری به اقتصاد و مردم این کشور وارد کرده‌اند، و از ماه اکتبر، با دور جدیدی از تحریم‌های اعمال شده از طریق سازمان ملل متحد، تشدید شده‌اند.

علاوه بر این، ایالات متحده اعتراف کرد که در ماه‌های اخیر حملات مالی برای کاهش ارزش پول ایران انجام داده و باعث فشار اقتصادی عظیمی شده است، که در ابتدا اعتراضات مردمی مشروع و مسالمت‌آمیز را برانگیخت.

اما، پس از چند روز، در ۸ و ۹ ژانویه، این اعتراضات به خشونت گرایید، و احتمالاً تحت تأثیر عوامل وابسته به ایالات متحده آمریکا و اسرائیل (همانطور که هر دو علناً اذعان کردند) حرکت کرد، و باعث ویرانی و مرگ در خیابان‌های کشور شد، و توسط نیروهای امنیتی ایران به شدت سرکوب گردید. در ۱۲ ژانویه، به عنوان یک واکنش مردمی، بسیج‌های عظیم خیابانی در حمایت حکومت رخ داد.

از آن پس، ایالات متحده نیروهای نظامی متعددی را به منطقه اعزام کرده است، و ترامپ روزها را صرف تهدید به بمباران ایران کرده است. اما، در روزهای اخیر، به نظر می‌رسد که پس از تهدیدهای ایران مبنی بر این‌که حمله ایالات متحده به یک جنگ منطقه‌ای منجر خواهد شد، او عقب‌نشینی کرده است. دور اول مذاکرات بین ایالات متحده و ایران جمعه گذشته، ۶ فوریه، در امارات متحده عربی برگزار شد که ظاهراً هنوز بدون نتایج قابل توجهی بوده است. اما هر دو کشور اعلام کرده‌اند که در حال بررسی احتمال دور دوم مذاکرات هستند.

برای تحلیل این وضعیت، «برزیل د فاتو» با محمد مرندی، استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران و تحلیلگر ژئوپلیتیک که بر ایران در رسانه‌های غربی تمرکز دارد، گفتگو کرد.

مرندی پسر علیرضا مرندی، متخصص اطفال و از چهره‌های مهم جنبش انقلاب اسلامی است که دو بار وزیر بهداشت جمهوری اسلامی بوده است. مرندی تا ۱۳ سالگی در ایالات متحده، جایی که خانواده‌ او برای فرار از دیکتاتوری شاه پهلوی در تبعید بودند، زندگی می‌کرد.

مرندی اندکی پس از بازگشت به ایران در سن ۱۶ سالگی، داوطلبانه در جنگ علیه عراق شرکت کرد و در این جنگ چهار بار – پس از دو بار اصابت گلوله و دو بار هدف حمله شیمیایی قرار گرفتن- از مرگ گریخت.

مصاحبه کامل را بخوانید:

برزیل د فاتو: در روزهای اخیر، ایالات متحده نیروی دریایی خود را به منطقه خلیج فارس اعزام کرده است و ترامپ تهدید به حمله به ایران کرده است و تلاش می‌کند تا این کشور را به مذاکره برای تعلیق برنامه هسته‌ای، تسلیم موشک‌های بالستیک و توقف حمایت از مقاومت فلسطین در منطقه مجبور کند. احتمال مذاکره با این شرایط چقدر است؟ دولت ایران حاضر به مذاکره در چه مواردی است؟
محمد مرندی: موضع ایران کاملاً روشن است. در واقع، کاملاً روشن است که در مورد توانایی‌های نظامی خود مذاکره نخواهد کرد. بنابراین، برنامه موشکی آن منتفی است. هم‌چنین در مورد اتحادهای منطقه‌ای خود مذاکره نخواهد کرد. بنابراین، این موارد نیز خارج از معادله قرار دارند.

برنامه هسته‌ای چیزی است که ایران مایل به بحث درباره آن است، اما نه خود غنی‌سازی. این هم منتفی است. چیزی که می‌توان در مورد آن مذاکره کرد، یک سازوکار برای اطمینان از صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران است. این چیزی است که ما قبلاً انجام داده‌ایم و خود ترامپ آن را نابود کرد. «برجام» («برنامه جامع اقدام مشترک»)، توافق هسته‌ای ۲۰۱۵. بنابراین، این چیزی است که ایران مایل به مذاکره درباره آن است.

البته، ایران انتظار توافقی بسیار بهتر از توافق ۲۰۱۵ را در میز مذاکره خواهد داشت. زیرا ایران از آن زمان به بعد پیشرفت کرده و با نقض آن توافق توسط ایالات متحده به آن خیانت شده است. و ایران به دلیل آن خسارت دیده است. بنابراین، تنها چیزی که واقعاً برای مذاکره باز است، چارچوبی است که در آن برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران بتواند اجرا شود و نگرانی‌ها یا نگرانی‌های احتمالی کشورهای غربی را برطرف کند یا در نظر بگیرد.

برزیل د فاتو: دولت ایران در روزهای اخیر پاسخ داده است که هرگونه حمله به کشور با یک جنگ منطقه‌ای علیه ایالات متحده و متحدان آن مواجه خواهد شد. اگر این اتفاق بیفتد، پیامدهای نظامی و اقتصادی احتمالی یک درگیری منطقه‌ای چیست؟ «وال استریت ژورنال» مقاله‌ای منتشر کرد مبنی بر اینکه ترامپ در حال حاضر به دلیل عدم دفاع کافی برای متحدان خود در منطقه در صورت حمله متقابل ایران، از حمله منصرف شده است. این نظر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
محمد مرندی: بله، این موضعی است که ایرانی‌ها اعلام کرده‌اند و قطعاً به آنچه گفته‌اند عمل خواهند کرد. اگر ایالات متحده به ایران حمله کند، حتی اگر یک حمله محدود باشد، ایرانی‌ها با تمام قوا پاسخ خواهند داد. ایران تجاوز را نمی‌پذیرد و اجازه نمی‌دهد که ایالات متحده به ارتکاب تجاوز تشویق شود. بنابراین، اگر ایالات متحده تصمیم به حمله به ایران بگیرد، شکی نیست که ایالات متحده متحمل حمله بسیار شدیدی خواهد شد.

برزیل د فاتو: اعتراضات اخیر که بر سر یک موضوع اقتصادی مشروع – کاهش ارزش ریال – آغاز شد، به وضوح توسط نیروهای خارجی، مانند «موساد» (که هم توسط مایک پمپئو و هم مقامات اسرائیلی به آن اذعان شده است) برای بی‌ثبات کردن حکومت مورد سوءاستفاده قرار گرفت. رسانه‌های غربی در حال دامن زدن به یک «جنجال» درباره هزاران مرگ ادعایی منتسب به سرکوب اعتراضات هستند، اما هیچ چیزی در مورد تعداد افسران پلیس و مقاماتی که توسط مأموران اطلاعاتی خارجی به قتل رسیده‌اند، گفته نمی‌شود. واقعاً در آن روزها چه گذشت؟
محمد مرندی: کاملاً مشخص است که چه اتفاق افتاده است. غرب در حال داستان‌سرایی است. آن‌ها ابتدا با فشار بر ریال، توطئه‌ای علیه کشور انجام دادند، چیزی که وزیر خزانه‌داری ایالات متحده دو بار به آن اعتراف و حتی به آن افتخار کرده است. سپس، اعتراضات مسالمت‌آمیزی صورت گرفت که منجر به هیچ دستگیری یا آزار و اذیت پلیس نشد. اما پس از چند روز اعتراضات، که خیلی بزرگ نبود، معترضان و تحریک‌کنندگان بسیار آموزش‌دیده، تعداد زیادی از افسران پلیس را در شب پنج‌شنبه ۸ ژانویه کشتند. و در ۹ ژانویه، پلیس و نیروهای امنیتی با آن‌ها درگیر شدند. و ۳۱۱۷ نفر، از جمله افسران پلیس و بسیاری از رهگذران بی‌گناه که توسط این تروریست‌ها هدف قرار گرفتند، کشته شدند زیرا آن‌ها می‌خواستند تعداد تلفات را برای توجیه مداخله ایالات متحده افزایش دهند.

و البته، همانطور که شما به درستی اشاره کردید، «موساد» به نقش خود اعتراف کرد. آن‌ها بیانیه‌ای به زبان فارسی صادر کردند و گفتند که در صحنه هستند. [مایک] پمپئو [وزیر امور خارجه سابق در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ] در دو توییت و هم‌چنین در «کانال ۱۳» اسرائیل اظهار داشت که ایالات متحده و اسرائیل در کنار معترضان در خیابان‌ها هستند.

علاوه بر این، «کانال ۱۴» اسرائیل گفت که آن‌ها سلاح‌هایی را به ایران آورده‌اند که به کشته شدن صدها افسر پلیس منجر شده است. پس از آن، ما شاهد این کارزار رسانه‌ای غربی اساساً برای توجیه جنگ، با اعداد مسخره بودیم. اما دولت ایران تعداد قربانیان و نام هر فرد را به همراه مشخصات شناسایی آن‌ها منتشر کرد. و به طور کلی، رسانه‌های غربی حتی بدون این‌که پاسخی به آن داشته باشند، این را نادیده گرفتند. اما ایالات متحده و غرب قادر به ارائه اعداد جایگزین نیستند، زیرا آن‌ها به سادگی اعداد را می‌سازند.

برزیل د فاتو: اخیراً، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، علناً از حمله مالی به پول ایران که ظاهراً باعث کاهش شدید ارزش ریال شده، بخود بالید. فراتر از این «حمله مالی» ادعایی، آیا تحریم‌های جدید اعمال شده توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا از طریق سازمان ملل، از طریق مکانیسم ماشه مربوط به پایان مذاکرات برجام (از ماه اکتبر)، تأثیری داشته‌اتد و تجارت خارجی را برای ایران دشوارتر کرده‌اند؟ جنگ اقتصادی تحمیل شده توسط غرب چقدر به اقتصاد ایران آسیب رسانده است؟
محمد مرندی: مکانیسم ماشه عمدتاً به این دلیل شکست خورد که روس‌ها و چینی‌ها از به رسمیت شناختن آن خودداری کردند. ایالات متحده و اروپایی‌ها با یکدیگر و هم‌چنین با برخی از کشورهای منطقه هماهنگ می‌شوند تا بر سایر نهادها و کشورهای دیگر فشار وارد کنند. بنابراین ما دهه‌ها تحریم و تحریم‌های فشار حداکثری داریم. ما سال‌هاست که آن‌ها را داریم.

ا این یک تلاش هماهنگ برای پایین آوردن ناگهانی ارزش پول ملی به منظور شروع و شعله‌ور کردن ناآرامی‌های خشونت‌آمیز بود. همانطور که گفتم، در طول این شورش‌ها، آنها ۱۵ نفر را زنده زنده سوزاندند. آنها صدها بانک را ویران کردند. در ۴۸ ساعت، آنها به معنای واقعی کلمه صدها آمبولانس و ماشین آتش‌نشانی بسیار گران‌قیمت، اتوبوس‌های عمومی، صدها مرکز آموزشی و کتابخانه و صدها مسجد را نابود کردند. سرعت عمل و آموزش آنها برای انجام این عملیات فوق‌العاده بود.

برزیل د فاتو: پس چرا ایالات متحده پس از تقریباً ۵۰ سال، با وجود این‌که تاکنون شکست خورده است، اصرار دارد که برای سرنگونی حکومت انقلابی اسلامی تلاش کند؟
محمد مرندی: در واقع، دو دلیل وجود دارد. یکی این‌که پس از انقلاب، ایران از هر دو بلوک غرب و شرق مستقل شد و این استقلال چیزی بود که نه بلوک به رهبری آمریکا و نه اتحاد شوروی و بلوک آن دوست نداشتند. بنابراین، آن‌ها علیه این کشور با هم همکاری کردند.

پس از سقوط اتحاد شوروی، ایالات متحده به دشمنی با ایران ادامه داد. علاوه بر این، حمایت ایران از جنبش‌های آزادی‌بخش در سراسر جهان، چه در آفریقای جنوبی، آمریکای لاتین و البته فلسطین، نیز یکی از دلایل اصلی خصومت آن‌ها بود. جنبش آزادی‌بخشی که بیش از همه آمریکایی‌ها را آزار می‌دهد، جنبش مردم فلسطین است. در واقع، در حال حاضر، این بزرگ‌ترین دلیل خصومت ایالات متحده با اروپا است.

برزیل د فاتو:: هم دولت‌های غربی و هم رسانه‌ها، پسر شاه سابق، رضا پهلوی، را به عنوان یک «گزینه» احتمالی در عملیات تغییر رژیم تبلیغ می‌کردند. آقای پهلوی از زمان انقلاب از ایران دور بوده است. محبوبیت او در حال حاضر در کشور چگونه است؟
محمد مرندی: او در بین مردم ایران محبوب نیست. او در ۵۰ سال گذشته هرگز در این کشور زندگی نکرده است. پدر و پدربزرگ او به شدت فاسد بودند و پدرش سازمان مخفی مخوف «ساواک» [سازمان امنیت و اطلاعات ملی] را ایجاد کرد. زمانی که انقلاب شد، آن‌ها میلیاردها دلار دزدیدند و آن را به خارج از کشور بردند. امروز، او دائماً با نتانیاهو دیده می‌شود و از اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها می‌خواهد که ایران را بمباران کنند. بدیهی است که چنین شخصی در بین مردم حمایتی نخواهد داشت. او هم‌چنین شخصیتی تا حدودی مسخره است و خانواده‌اش مشکلات زیادی دارند که دائماً توسط ایرانیان عادی مورد تمسخر قرار می‌گیرد. بنابراین، او هیچ مشروعیت یا حمایت مردمی ندارد. او فقط ابزاری در دست امپراتوری است تا منابع خود را علیه کشور بسیج کند.

برزیل د فاتو: نقش شرکای استراتژیک ایران، چین و روسیه، در جریان حملات پرتنش چند هفته اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی چه بوده است؟ آیا آن‌ها از ایران حمایت اقتصادی می‌کنند یا نظامی؟ حمله به ایران در حال حاضر تا چه حد می‌تواند به عنوان حمله به بریکس تعبیر شود؟
محمد مرندی: روس‌ها، چینی‌ها و ایرانی‌ها همکاری زیادی دارند. آن‌ها روابط تجاری و بازرگانی گسترده‌ای دارند. آن‌ها به این معنا که چیزی را رایگان به ایران بدهند، کمکی ارائه نمی‌دهند. ایران آنچه را که نیاز دارد از روسیه و چین و تا حد زیادی، به ویژه از روسیه، خریداری می‌کند. همکاری بسیار نزدیک است. روسیه نیز آنچه را که نیاز دارد، چه نظامی و چه غیرنظامی، از ایرانی‌ها خریداری می‌کند. مسیرهای تجاری بین سه کشور نیز در حال گسترش است.

دالان شمال-جنوب بین ایران و روسیه و جاده ابریشم جدید با چین. همه این‌ها در حال پیشرفت است. رابطه با روسیه از برخی جهات سریع‌تر تکامل یافته است زیرا هر دو کشور کاملاً تحریم شده‌اند و این همکاری را تسهیل می‌کند. اما به دلیل وزن چین، رابطه با چین آشکارا بسیار مهم است. و بله، شکی نیست که حمله به ایران حمله به بریکس است. این حمله به یک جهان چندقطبی است. ایالات متحده به شدت در تلاش است تا امپراتوری خود را حفظ کند.

برزیل د فاتو: یک انتقاد رایج از سوی محافل مترقی و ضد امپریالیستی در آمریکای لاتین در مورد ایران، برچسب «تئوکراسی» زدن به است، زیرا رهبر نظام، رهبر معظم انقلاب، یک آیت الله است. در عین حال، ایران انتخابات دموکراتیک هم برای رئیس جمهور – با چرخش گرایش‌های مختلف، و هم برای مجلس دارد. شما نظام سیاسی ایران را چگونه توصیف می‌کنید؟
محمد مرندی: من فکر می کنم که در آمریکای لاتین، چپ‌ها اغلب تحت تأثیر روایت های غربی قرار دارند. و بنابراین، آن‌ها در مورد ایران بسیار اشتباه می‌کنند. ایران یک جمهوری اسلامی است و بنابراین یک تئوکراسی نیست، بلکه یک دموکراسی اسلامی است. همه دموکراسی‌ها محدودیت‌های خود را دارند و یک دموکراسی اسلامی نیز یک دموکراسی محدود است. البته، من کشورهای غربی را دموکراتیک نمی‌دانم. و فکر می‌کنم که پس از اپستین، کاملاً مشخص شد که غرب توسط «طبقه اپستین» اداره می‌شود. و دموکراسی فقط یک ظاهر است.

اما در ایران، خود رهبر توسط شورای خبرگان انتخاب می‌شود. و شورای خبرگان می‌تواند او را برکنار کند. ما رئیس‌جمهور و مجلس را داریم که توسط مردم انتخاب می‌شوند، و انتخابات محلی برای شهرها و شهرداری‌ها داریم. و همچنین انتخابات وجود دارد. این یک آرمان‌شهر نیست، اما ایران بسیار بازتر و دموکراتیک‌تر از متحدان ایالات متحده در سراسر منطقه ماست. و همانطور که گفتم، غرب، به ویژه پس از اپستین، خود را آنطور که واقعاً هست، آشکار کرده است.

برزیل د فاتو: انقلاب به پنجاهمین سالگرد خود نزدیک می‌شود، و با وجود این‌که از همان روز اول پیروزی جنبش مردمی که منجر به انقلاب شد، هدف حملات ایالات متحده قرار گرفت، ظرفیت چشمگیری برای تاب‌آوری نشان داده است. به عنوان مثال، توسعه علم را در نظر بگیرید، جایی که ایران با وجود تحریم‌های سنگین اعمال شده توسط غرب، به نقاط عطف مهمی (دارویی، نظامی، برنامه هسته‌ای و غیره) دست یافته است. به نظر شما دستاوردهای اصلی انقلاب برای مردم ایران پس از تقریباً نیم قرن مقاومت و تلاش برای ایجاد مسیری مستقل برای کشورشان چیست؟
محمد مرندی: ایران تحت تحریم‌های فشار حداکثری و جنگی که ایالات متحده و غرب از طریق صدام حسین و اخیراً از طریق اسرائیل به ایران تحمیل کرده‌اند، و با وجود تروریسمی که غرب به کشور تحمیل کرده است، به دستاوردهای زیادی رسیده است. ما می‌بینیم که این کشور در زمینه‌های فناوری پیشرفته گام‌های بلندی برداشته است و فکر می‌کنم قابلیت‌های دفاعی آن منعکس کننده این موضوع است. به نظر من، همین واقعیت که ایران توانست از خود در برابر حملات مشترک آمریکا و اسرائیل دفاع کند و به گونه‌ای پاسخ دهد که آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینی کند، نشان‌دهنده‌ی قابلیت‌های گسترده‌تر ایران به عنوان یک کشور پیشرفته از نظر فناوری است.

آموزش عمومی در ایران که قبل از انقلاب، به ویژه برای زنان، بسیار پایین بود، اکنون در میان بالاترین‌ها در جهان، چه در سطح مدرسه و چه در سطح دانشگاه، قرار دارد. و اگر تحریم‌ها وجود نداشت، ایران امروز احتمالاً از اکثر کشورهای توسعه‌یافته در جنوب جهان و حتی بسیاری از کشورهای غربی جلوتر بود. ایران تحت تأثیر جنگ، تروریسم و تحریم‌ها به دستاوردهای زیادی دست یافت. و بنابراین من فکر می‌کنم که با ظهور کشورهای بریکس و افول امپراتوری غرب، سال‌های آینده برای توسعه ایرانیان آسان‌تر خواهد بود و ما امیدواریم که فرصتی برای رفع کاستی‌هایی که امروز در نتیجه خصومت قدرت‌های جهانی داریم، داشته باشیم.

نخستین‌بار به زبان پرتغالی در «Brasil de Fato» (برزیل در فاکت) منتشر شد.

https://peoplesdispatch.org/2026/02/11/us-aggression-against-iran-is-an-attack-on-brics-and-the-multipolar-world-says-geopolitical-analyst/