تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
یکشنبه، ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: سنان سانمز
دوشنبه، ۲۰ آوریل ۲۰۲۶
مانور هایملیک علیه تجاوزگری ترامپ
اصطلاح «مانور هایملیک» در عنوان ممکن است عجیب به نظر برسد. حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، روابط تیره با اتحادیه اروپا، بیگانگی با ناتو (!)، تهدیدهای مداوم علیه کوبا، اظهارات متناقض بیپایان، ارعاب و تهدید مستمر، و «آفرینهایی» که ترامپ بر اساس میزان حمایت کشورها (یا بهتر بگوییم، دولتها) به آنها نثار میکند، همگی در این امر نقش دارند.
به راحتی میتوان فهرست تجاوزات ترامپ را طولانیتر کرد. میتوان گفت که سیاستهای امپریالیستی تهاجمی و خامی که توسط این فرد و دولت بیکفایت او اجرا شده، نه تنها برای آمریکا، بلکه برای دولتهایی که خود را با آن همسو کردهاند نیز نتیجه معکوس داشته است.
در این شرایط، به نظر میرسد ترامپ و همدستان او، در کنار نتانیاهو، تنها با نوعی «مانور هایملیک» میتوانند کشورهایی را که بر اثر هرجومرج ناشی از بستن تنگه هرمز آسیب دیدهاند، از غرق شدن نجات دهند. اما چه نیروهایی میتوانند چه نوع مانوری را اجرا کنند؟ صراحتاً، پاسخ روی کاغذ آسان به نظر میرسد. پایان دادن به حاکمیت ترامپ از طریق فشار افکار عمومی در داخل کشور و انتخابات نوامبر، یا دستکم محدود کردن قدرت و تهاجم بیمهابا و جسورانه او، میتواند این مانور را امکانپذیر کند. چرا که نه تنها ترامپ و دولت او، بلکه کل جامعه آمریکا نجات خواهند یافت. در کشوری که جنبشهای نژادپرست و نئوفاشیست در حال قدرت گرفتن است، اقدامی که آن را نجات خواهد داد، پویاییهای اجتماعی است که از خودِ دموکراسی محافظت میکند. آیا این امر ممکن است؟ با توجه به موفقیت بزرگ ظهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک با وجود تهدیدها و دروغهای ترامپ، و همچنین مخالفتها و واکنشهای درونی در خودِ جنبش نژادپرست و نئوفاشیستِ «MAGA»، به نظر میرسد میتوان گفت که پرتو امیدی در حال درخشش است.
دومین گروه از عوامل دخیل در مانور هایملیک، ایجاد یک توازن قدرت بینالمللی است. این توازن قدرت ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی را در بر میگیرد. در این میان، چین، روسیه و اتحادیه اروپا به ذهن خطور میکنند. در روسیه، دموکراسی کلاسیک -بورژوایی- وجود ندارد و یک رژیم مستبد مستقر شده است. هرچند افزایش قیمت نفت در پی بسته شدن تنگه هرمز ممکن است به نفع روسیه تمام شده باشد، اما روشن است که درنظر گرفتن یک نقش فعالتر به دولت روسیه [در این شرایط] نامناسب است. دشواریهای اقتصادی فزایندهای در روسیه مشاهده میشود. با در نظر گرفتن حمایت آشکار دولت ترامپ از اوربان در انتخابات مجارستان، در کنار حمایت غیرمستقیم پوتین، رویکرد محتاطانه روسیه مشهود است. با توجه به شواهد عینی مبنی بر اینکه جنگ علیه اوکراین با پیامدهای نامشخصش، روسیه را از جهات بسیاری ضعیف کرده است، حفظ این احتیاط قابل درک است.
اتحادیه اروپا و سیستمهای سیاسی درون آن، موزاییکی از رنگهای سیاسی گوناگون را تشکیل میدهند که مانع از دستیابی به یک وحدت سیاسی میشود. این واقعیت که رؤسای جمهور و یا نخستوزیران انگلستان، فرانسه، آلمان، اسپانیا و ایتالیا فراخوان ترامپ برای اعزام کشتی به خلیج [فارس] و ارائه پشتیبانی را نادیده گرفتند، در کنار تهدیدها، واکنشها و رنجشهای ترامپ، هم نشاندهنده جاهطلبی بیحدومرز او و هم بیانگر ضعف اوست. در شرایط آشفته کنونی، بعید به نظر میرسد که اتحادیه اروپا و انگلیس بتوانند یک توازن قدرت جهانی ایجاد کنند. تمرکز اصلی اتحادیه اروپا و انگلیس بر ناکامی در فراهم کردن شرایط اقتصادی و نظامی قابل اتکا برای کشورهای متبوع خود معطوف شده است.
در صحنه بینالمللی، چین تنها بازیگری است که باید در زمینههای اقتصادی، نظامی و روابط سیاسی با ایالات متحده به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. با این حال، چین سیاستی محتاطانه را دنبال میکند، از رویارویی مستقیم با آمریکا پرهیز کرده و بر دستیابی به اهداف خود از طریق تمرکز بر موفقیت برنامه توسعه پنجساله خویش متمرکز شده است.
همانطور که در مقاله قبلی تأکید کردم، هدف این است که جمهوری خلق چین تا سال ۲۰۴۹، همزمان با صدمین سالگرد تأسیس خود، به وضعیت یک کشور «کاملاً توسعهیافته» برسد. در همین راستا، یک طرح توسعه دو مرحلهای اتخاذ شده است:
۱. مرحله اول (۲۰۲۰ تا ۲۰۳۵): تبدیل چین به کشوری «مرفه، قدرتمند، دموکراتیک، از نظر فرهنگی پیشرفته، هماهنگ و زیبا»؛ به عبارت دیگر، هدف خلق یک «ملت سوسیالیست بزرگ و قدرتمند» است.
۲. مرحله دوم (۲۰۳۵ تا میانه قرن ۲۱): حل مشکلاتی که از توسعه نابرابر و ناقص ناشی شدهاند، با تمرکز بر نیازهای گسترده مردم برای «برابری و عدالت، امنیت و محیط زیست بهتر».
حزب کمونیست چین و رهبری عالی این کشور مصمم به نظر میرسند که در این مسیر پیش بروند و همزمان نیروهای مسلح را با فناوریهای پیشرفته تقویت و تجهیز کنند. فضای آشفته، بلاتکلیفی و هزینههای اقتصادی ناشی از اقدامات ایالات متحده و اسرائیل در سطح بینالمللی، بر چین نیز تأثیر میگذارد. برای غلبه بر مشکلات بخش صنعت که ناشی از اختلال در تأمین نفت به دلیل بستن تنگه هرمز است، تولید محصولات الکتریکی صادراتمحور (صنعت خودرو) اهمیت و اولویت بیشتری یافته است. با این حال، فراتر از افزایش تعرفههای آمریکا و اروپا، کند شدن رشد اقتصاد جهانی و روند محتاطانه آن میتواند تأثیر منفی بر صادرات چین داشته باشد. همچنین، کاهش سرمایهگذاری در زیرساختها پس از بحران در بخش ساختوساز چین نیز یک عامل تأثیرگذار است. باید اشاره کرد که کاهش ظرفیت تولید مازاد در صنایع آهن و فولاد نیز هزینههای اجتماعی به همراه داشته است.
ارائه یک پاسخ ساده به پرسشی که در ابتدای این مقاله مطرح شد، دشوار به نظر میرسد؛ چرا که مشکل تنها ترامپ و دولت بیکفایت او نیست. در این شرایط، دولت ایالات متحده که تهاجم، تهدیدها و اظهارات مدام متناقضش نه تنها خستهکننده شده، بلکه جهان را به یک نقطه عطف آشفته و خطرناک رسانده است، بر قدرت نظامی، منابع مالی و شرکتهای چندملیتی آمریکایی (بهویژه آنهایی که در حوزه فناوریهای پیشرفته و هوش مصنوعی فعال هستند) تکیه دارد.
اما میزان قابلاتکا بودنِ عواملی بهجز قدرت نظامی، جای تردید دارد. در مبارزه بنیادینی که برای هژمونی در جریان است، آیا اهرمهای فعلی یا بالقوه دولت آمریکا در برابر چین کافی خواهد بود؟ از آنجا که مشکل اصلی در خودِ سیستم سرمایهداری-امپریالیستی نهفته است، هرگونه مانور تنها میتواند نواقص این سیستم را [بهطور موقت] برطرف کند.
من معتقدم در حالی که باید با استثمار و تهاجم سرمایهداری-امپریالیستی مقابله کرد، اما این تصور که هژمونی آمریکا تا حدودی متزلزل، ضعیف و دچار زوال شده و در نتیجه این کشور دیگر یک قدرت جهانی نیست و نوعی «ببر کاغذی» محسوب میشود، یک سوءتفاهم و برداشت اشتباه خواهد بود.
آیا مشکل صرفاً دولت فعلی آمریکا است؟ در سیستم دوحزبی ایالات متحده، سیاستهای سیاستمدارانی که بر کرسی ریاستجمهوری تکیه میزنند، بدون شک با یکدیگر تفاوت دارد. با این حال، وجه مشترک و تغییرناپذیر آنها، ماهیت جداییناپذیر سیاستهای امپریالیستی است. آنها در مجموع و با درجاتی متفاوت، تحت پوشش دوستی و حمایت، تا دورترین سلولهای کشورها و جوامع نفوذ کرده و باعث دگرگونی و تخریب آنها میشوند. برای مثال، نیازی نیست به دوردستها نگاه کنیم؛ تمرکز بر کشور خودمان کافی است.
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/sinan-sonmez/trump-saldirganligina-karsi-heimlich-manevrasi-408657
