تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

جمعه، ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: حسین ابراهیم
جمعه، ۲۱ اوت ۲۰۲۶

جنگ اقتصادی علیه ایران: آمریکا با شمشیر کشورهای خلیج فارس می‌جنگد

 

دیدار سلطان عمان، هیثم بن طارق، با رئیس امارات، محمد بن زاید در ابوظبی

ایالات متحده، و به همراه آن اسرائیل، با خروج عملی خود از درگیری نظامی علیه ایران، از رویارویی مستقیم فاصله گرفته‌ است و مشکلات را برای کشورهای خلیج فارس باقی گذاشته‌ است، و آن‌ها یکی پس از دیگری، با تشویق آشکار آمریکا، درگیر اختلافات با همسایه خود می‌شوند. این اختلافات اکنون به شکل یک جنگ اقتصادی شدید در آمده است که به نظر می‌رسد انتظار دارند به چیزی دست یابد که ماه‌ها درگیری نظامی مستقیم، چه به صورت تمام عیار و چه به صورت متناوب، نتوانست به آن دست یاید.

واشنگتن بلافاصله پس از امضای تفاهم‌نامه با تهران در ۱۸ ژوئن که از آن ناراضی بود، اتخاذ این استراتژی را آغاز کرد. سپس کوشید سلطان‌نشین عمان را به باز کردن گذرگاه جنوبی تنگه هرمز، مجاور سواحل عمان، مجبور کند تا هرگونه دستاورد ایران را که در نتیجه شکست جنگ در سرنگونی رژیم یا وادار کردن آن به تغییر رفتارش به دست آمده بود، خنثی کند.

این رفتار، برخلاف آنچه ایالات متحده و اسرائیل در نظر داشتند، فقط به تقویت و تثبیت بیش‌تر رژیم منجر شده است. اگرچه سلطنت‌نشین عمان در این مورد چاره‌ای نداشت، و مجبور به پذیرش آن شد، اما نتیجه همان بود: مشکل با تهران به دلیل پذیرش فشار آمریکا توسط مسقط. در نهایت، تنگه با زور بسته شد.

پس از این، واشنگتن ریاض را به شعله‌ور کردن دوباره جنگ با صنعا سوق داد. در حالی که ریاض محاصره علیه پادشاهی را آغاز کرد، این نتیجه طبیعی محاصره به رهبری عربستان سعودی و با حمایت آمریکا بود. طبق ارزیابی‌های یمنی‌ها، حداقل هدف جنگ فعلی جلوگیری از استفاده انصارالله از تنگه باب المندب، چه برای دستیابی به خواسته‌های این جنبش برای لغو محاصره و چه به عنوان مشارکت در درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر، برای اعمال فشار بر منابع نفت جهانی است.

با این حال، شدیدترین ضربه آمریکا از سوی امارات متحده عربی وارد شد که دو روز پیش علاوه بر اقداماتی علیه ساکنان ایرانی در این کشور، قطع تمام معاملات تجاری و مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی اعلام کرد. تهران این را به عنوان یک تشدید خطرناک تنش تلقی کرد و ابوظبی را به پیروی از واشنگتن و تل آویو در تجاوز آن‌ها علیه خود متهم کرد.

همه اینها با «پیمان مکه» همراه است که ایالات متحده به دنبال ایجاد وزنه تعادل در برابر ایران در خلیج فارس پس از جنگ است و مشتاقانه منتظر است تا مصر و سایر کشورها را در آن بگنجاند.

ایالات متحده عملاً از جنگ شکست‌خورده خود عقب‌نشینی کرده و به روش‌های قدیمی اعمال فشار خود بازگشته است.

آنچه ارائه شده به وضوح به این معنی است که ایالات متحده عملاً از جنگ شکست‌خورده خود عقب‌نشینی کرده و به روش‌های قدیمی فشار خود بازگشته است، اما به شکلی شدیدتر، و مستقیماً کشورهای منطقه را در این کارزار درگیر کرده است. هم‌چنین، پس از آنکه حضور اسرائیل علت مستقیم شکست جنگ علیه ایران بود، اسرائیل را از معادله حذف کرده است.

اکنون، به نظر می‌رسد که کارزار «فشار حداکثری» جدید بخشی از بازی ریسک‌پذیری است که توسط ایالات متحده در پیش گرفته شده است، بازی که تنها گزینه آن به جای پذیرش شکست است. شاید آنچه به واشنگتن انگیزه می‌دهد، موفقیت ظاهری آن در مهار قیمت نفت باشد که همچنان بالا، اما زیر ۱۰۰ دلار، باقی مانده است. این‌ها قیمت‌هایی است که آمریکایی‌ها معتقدند می‌توانند تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره – به‌ویژه با کاهش تنش در درگیری مستقیم در خلیج فارس – آن را حفظ کنند و مردم در نهایت به آن‌ها عادت خواهند کرد.

اما آیا ایالات متحده پروژه‌های بزرگ خود برای تسلط بر منطقه از طریق ابزارهای مختلف، از جمله گسترش کنترل‌شده اسرائیل و تقویت روابط با قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای مانند ترکیه و پاکستان را رها کرده است؟ با توجه به اینکه کشورهای خلیج فارس نمی‌توانند جنگی از این نوع را، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر نظامی، تحمل کنند، به ویژه با واکنش غیرقابل پیش‌بینی ایران، بعید به نظر می‌رسد که درگیری فعلی مدت زیادی طول بکشد.

در نتیجه، مدت زیادی طول نخواهد کشید که عربستان سعودی از جنگ یمن شکایت کند و امارات متحده عربی بهای سنگینی برای اقدامات خود علیه ایران بپردازد. پس از این درگیری موقت، که می‌تواند تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره ایالات متحده و انتخابات اسرائیل ادامه یابد، احتمالاً گزینه‌های دیگری، چه به شکل توافق یا جنگ جدید، دوباره مطرح خواهند شد. واشنگتن به راحتی نخواهد پذیرفت که بهای پایان جنگ با تهران از دست دادن بیش‌تر از آن چیزی باشد که معتقد است از ۷ اکتبر به بعد به دست آورده است.

https://shorturl.at/r0NJO