رویارویی بدون دستکش: چرا آپوزیسیون وابسته و مزدور علیه خشونت و آنارشیسم نسل «زد» موضع نمی‌گیرد؟ و چرا مهار این خشونت برای آینده ایران و ایرانی ضروری است؟

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

چهارشنبه، ۲۴ دی ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: ابراهیم الامین
چهارشنبه، ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

رویارویی بدون دستکش

 

بحث پیرامون دلایل منطقی برای آغاز یک جنگ گسترده توسط ایالات متحده علیه ایران به نتایج واقع‌بینانه‌ای منجر نخواهد شد. هر کس که اظهارات شش ماه گذشته دونالد ترامپ را دوباره مرور کند، متوجه خواهد شد فردی که با یک حمله هوایی ادعای «پیروزی کامل» بر ایران را داشت، و به بهانه تسلیم شدن حوثی‌ها، علیه آن‌ها آتش‌بس اعلام کرد، اکنون خود را با «وظیفه الهی» برای آغاز جنگ برای سرنگونی نظام ایران به منظور «ساختن یک ایران بزرگ» روبه‌رو می‌بیند

در قاموس ترامپ، «بزرگی» به اقدامات او در داخل ایالات متحده نیز تعمیم می‌یابد، و نشان می‌دهد که منظور او یک ابرقدرت است، نه یک ملت بزرگ. به نظر می‌رسد چنین شخصیتی که از روی انگیزه انی و بدون فکر قبلی عمل می‌کند، اسیر انتخاب‌هایی می‌شود که تا حد زیادی منعکس‌کننده طرز فکر شخصی اوست. تصویر «کابویی» که قادر به شکستن اراده کل جهان است، دائماً او را آزار می‌دهد و وسوسه می‌کند. او تا زمانی که سیلی محکمی به صورتش نخورد، سوار بر اسب آتشین خود باقی خواهد ماند، و شمشیر خود را علیه تمام بشریت به اهتزاز در خواهد آورد.

در حالی که مشخص بود او و اسرائیل برای هل‌دادن اعتراضات طبقه بازرگان ایران علیه وضعیت اقتصادی عجله دارند، اما او نمی‌توانست افول آن‌ها را تحمل کند. او دلایل افول اعتراضات را، چه ناشی از سازش‌های بین دولت ایران و کسانی که پشت این جنبش‌ها بودند، و چه ناشی از شکست نیروهای نیابتی ایالات متحده و اسرائیل در تغییر چشم‌انداز ایران، نادیده گرفت. بنابراین، ترامپ به سرعت به پروژه اصلی خود، مبتنی بر ایجاد کنترل، مستقیم یا از طریق اسرائیل، بر این منطقه از جهان، بازگشت.

این بار، به نظر می‌رسید ترامپ متوجه شده است که اسرائیل دیگر قادر به دستیابی به نتیجه مطلوب نیست. تمام ادعاهای دشمن در مورد آمادگی‌اش برای نابودی ایران دیگر معتبر نبود. بنابراین، ایالات متحده متوجه شد که اگر جنگ‌های گسترده و اقدامات بی‌سابقه نابودی نتوانسته‌اند کنترل کامل بر منطقه را اعمال کنند، منطق آمریکایی حکم می‌کند که «نیروی مناسب» هنوز مستقر نشده است، که دلالت بر لزوم فعال کردن سطح بالاتری از نیرو دارد. ترامپ هیچ دلیل اساسی برای ارائه بهانه یا توجیه برای جنگ بعدی خود علیه ایران نمی‌بیند. او در اصل از هرگونه توجیه سنتی خسته شده بود، و پس از «حمله به کاراکاس» صریحاً گفت که آنچه را که برای خود مناسب می‌داند انجام می‌دهد و به شنیدن نظرات یا انتقادات دیگران اهمیت نمی‌دهد.

در عمل، تفاهم حاصل شده در جلسات پیش از سال نو بین ترامپ و نزدیک‌ترین متحدش، بنیامین نتانیاهو، بر چگونگی انجام یک حمله خارق‌العاده علیه ایران متمرکز بود. هدف صرفاً مطیع کردن ایران نبود، بلکه از این باور ناشی می‌شد که جنگ‌های دیگر در دستیابی به نتایج مطلوب شکست خورده‌اند. پس از دو سال کشتار و ویرانی، اسرائیل اکنون شعار خلع‌سلاح حماس را احیا می‌کند، در حالی که همزمان اذعان می‌کند که حزب‌الله بهبود یافته است و تغییرات در سوریه تأثیر کافی بر کل منطقه نداشته است. علاوه بر این، تغییراتی در چشم‌اندازهای رسمی و مردمی اعراب در حال ظهور است که در خدمت استراتژی اتخاذ شده خشونت نیست.

«آمریکا در حال آماده شدن برای یک کارزار نظامی و امنیتی با هدف حمله به مرکز فرماندهی و کنترل در تهران، و گشودن درهای هرج‌و‌مرج داخلی است، که شورش مسلحانه را با هدف آغاز عملیات برای سرنگونی نظام تسهیل می‌کند.»

با این حال، قبل از هرگونه دستاوردی در عرصه‌های دیگر، هسته نیروهای مقاومت باید نابود شود. از این رو، ایده حمله بزرگ به ایران بر این فرض استوار است که جنگ ۱۲ روزه برای سوق دادن آن به سمت یک موقعیت سیاسی متفاوت کافی نبوده است، و وجود مداوم درجه‌ای از ثبات در داخل ایران، به نیروهای مقاومت فضای بیش‌تری برای مانور و آمادگی برای رویارویی‌های آینده می‌دهد. بنابراین، ترامپ، مطابق با اعتقادات اسرائیل، نتیجه می‌گیرد که آنچه لازم است «قطع کردن سر» – یعنی حمله به نظام ایران – است که پس از آن همه چیز در سراسر منطقه آسان‌تر خواهد شد.

از این نظر، فهم استراتژی جدید آمریکا ممکن است. با این حال، هدف تغییر رژیم مستلزم عناصر بسیاری است که نمی‌توان آن‌ها را به یک کارزار نظامی متعارف تقلیل داد. در حالی که ترامپ ممکن است معتقد باشد که یک کارزار هوایی همراه با قدرت آتش بسیار زیاد برای تغییر رژیم در ایران کافی است، ژنرال‌های او از همان ابتدا در مورد ناکارآمدی این گزینه به او هشدار دادند. این ارزیابی مورد حمایت اسرائیلی‌ها است که معتقدند هرگونه کارزار نظامی ناگزیر با مقاومت روبه‌رو خواهد شد.

این ابجاب می‌کند کسی از داخل ایران، چه از داخل نظام و چه از مخالفان آن، خواستار کودتا علیه آن شود؛ تنها در این صورت است که جنگ می‌تواند فایده واقعی داشته باشد. بنابراین، ترامپ باید مستقیماً خطاب به ایرانی‌ها می‌گفت: به خیابان‌ها بیایید و به دولت ایران حمله کنید، ما در راه کمک به شما هستیم.

تصویر روشنی از اقدامات احتمالی ایالات متحده علیه ایران وجود ندارد. تمام صحبت‌ها درباره «غافلگیری‌های» نظامی یا امنیتی، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که این عملیات در درجه اول با هدف تضعیف رأس قدرت در ایران، ناتوان کردن نظام از مدیریت امور در میدان عمل و در نتیجه، گشودن در به روی یک قیام گسترده که امکان نوع دیگری از مداخله را فراهم می‌کند، انجام می‌شود.

از این نظر، اهداف مرکزی هرگونه عملیات نظامی یا امنیتی آمریکایی-اسرائیلی بر هدف قرار دادن خود مرکز تصمیم‌گیری ایران متمرکز خواهد بود. این بدان معناست که سناریوی ترور رهبر ایران، علی خامنه‌ای، در کنار تکرار تلاش ناموفق برای ترور اعضای شورای امنیت ملی در طول جنگ ژوئن، و حتی حملات شدید و گسترده به مراکز پلیس و امنیت داخلی برای ایجاد هرج و مرج کامل، و همچنین احتمال توسل آمریکایی‌ها به حمله به اماکن و مراکز نظامی، به عنوان اولین مورد در دستور کار قرار گرفته است.

این حال، هدف اصلی تغییر یا تسلیم رژیم، نیازمند نوع متفاوتی از عنصر محلی است. این عنصر نمی‌تواند صرفاً تجمع چند ده شهروند باشد که جابجایی آن‌ها در شرایط اضطراری بسیار دشوار خواهد بود. این بدان معناست که هدف اولیه هرگونه تجاوز، فرو بردن ایران در هرج‌و‌مرج گسترده و خشونت مسلحانه است. اسرائیل معتقد است که می‌تواند در این مسیر حرکت کند و این هرج‌و‌مرج را از طریق عملیات امنیتی و اطلاعاتی مدیریت کند، در حالی که گروه‌های جدایی‌طلب ممکن است برای عمل فرصتی استثنایی بیابند.

همه موارد فوق صرفاً تمرینی است از آنچه که می‌توان انجام داد، اما پرسش اساسی، اول و مهم‌تر از همه، نه در مورد ظرفیت ایران برای انعطاف‌پذیری سیاسی، بلکه در مورد ماهیت واکنش نظامی و امنیتی آن علیه آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها و متحدان آن‌ها در منطقه است. علاوه بر این، یک پرسش به همان اندازه مهم نیز وجود دارد: مردم ایران به طور کلی، و حامیان نظام به طور مشخص، چگونه به هرگونه قیام یا تلاش از داخل برای کودتا واکنش نشان خواهند داد؟

در چند ساعت یا چند روز آینده جواب مشخص خواهد شد، مگر این‌که اتفاق پیش‌بینی‌نشده‌ای رخ دهد.

https://shorturl.at/pusPJ