صدای آمریکا

۷ آبان ۱۳۸۹

گزارشی از روز اول همایش «فرهنگ آزادی‌های مدنی، حقوق بشر و دمکراسی در ایران»

 

همایش سه روزه «فرهنگ آزادی های مدنی، حقوق بشر و دموکراسی در ایران» از صبح جمعه به وقت محلی، در دانشگاه مریلند در منطقه واشنگتن آغاز شد. این کنفرانس از سوی مرکز ایران شناسی روشن در این دانشگاه سازماندهی شده است و در آن شماری از چهره های سرشناس ایرانی، فعالین مدنی و حقوق بشر، مدافعان حقوق زنان، روزنامه نگاران و اساتید دانشگاه حضور دارندو به بحث و تبادل نظر درباره موضوعات مختلف از آزادی های مدنی و حقوق بشر گرفته تا نقش سیاستمداران در ارتقاء وضعیت معیشتی در ایران پرداختند.

احمد کریمی حکاک مدیر مرکز ایران شناسی روشن و یکی از برگزار کنندگان این همایش در سخنان بخش نخست برنامه که به معرفی اصول و مقررات آن اختصاص داشت گفت گنجاندن کلمه «فرهنگ» در عنوان کنفرانس، «اشاره به نگاه ما به مسیر جدیدی در آینده وضعیت ایران است».
او از سخنرانان همایش خواست در صحبت هایشان بیشتر بر طرح راه حل ها و مسیر آینده نیروهای سکولار و ترقی خواه تمرکز کنند.
با این حال مگر میشود بدون ذکر مصیبت های گذشته راه حل جدید ارائه داد بویژه که نشست اول برنامه به سیر ظهور گفتمان حقوق بشر در جامعه ایران اختصاص داشت.

تکیه احمد کریمی حکاک و منصور فرهنگ- استاد دانشگاه، نویسنده و اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد که اداره نشست را همراه با آقای حکاک بر عهده دارد، همچنین اغلب کارشناسان شرکت کننده در ۴ جلسه روز جمعه، بر این بود که فرهنگ جمهوری اسلامی و نبود حقوق بشر نه تنها جدا از فرهنگ عامه نیست، بلکه برخاسته از آن است. بنابراین گفتنمان در این زمینه نیز باید در جهت ارتقا روابط شهروندان باشد.
آقای فرهنگ همچنین ابراز امیدواری کرد که این کنفرانس آغازگر جنبشی باشد برای نهادینه کردن یک گروه دمکراتیک ایرانی حامی حقوق بشر، و به تعبیری، روایت ایرانی سازمان عفو بین المل باشد تا به شکلی فراگیر هم نسل جوان و هم نسل مربوط به گذشته، و به گفته او «اعضای اصلاح شده نسل خودش» در آن همکاری کنند.

کنفرانس «فرهنگ آزادی های مدنی، حقوق بشر و دموکراسی در ایران» با آغاز سخنان اعضای نشست اول شامل شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، رضا افشاری استاد دانشگاه و نویسنده، هادی قائمی مدیر کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران و یکی از شناخته شده ترین چهره های ایرانی کارشناس حقوق بشر در عرصه بین المللی، سهراب رزاقی نویسنده و مدرس سابق دانشگاه در ایران و آسیه امینی محقق و فعال حقوق بشر و حقوق زنان، آغاز شد.

شیرین عبادی در آغاز از جمله این پرسش را مطرح کرد که «استدلال جمهوری اسلامی برای نقض حقوق بشر چیست و بن بست های حقوق بشر در جمهوری اسلامی کدامند؟» وی گفت جمهوری اسلامی سه دلیل عمده را همواره عنوان می کند: «اول این که اسلام حقوق بشر ندارد و این مقوله ای است غربی و با هدف نفوذ فرهنگ غربی ساخته و پرداخته شده است. دوم این که می گوید همه حقوق بشر را نقض می کنند. مثلا عملکرد آمریکا در گوانتانامو و ابوغریب حقوق انسان ها را نقض می کند. و سوم این که هرزمان کشورهای خارجی به موارد نقض حقوق بشر از جمله اعدام کودکان در ایران اعتراض می کنند، جمهوری اسلامی آنان را به دخالت در امور داخلی ایران متهم می کند.»

شیرین عبادی سپس در پاسخ به سه مورد اخیر خطاب به تهران گفت: «اگر حقوق بشر را غیر اسلامی میدانید چرا در خارج از کشور این را نمی گویید و اگر غربی است چرا درخواست عضویت در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل کرده اید؟» به گفته عبادی چنین رویکردی برای مصرف داخلی است. وی سپس گفت: «همانگونه که شما درباره نقض حقوق بشر در اسرائیل و سرزمین های فلسطینی اعتراض می کنید دیگران هم به همین مقوله در ایران اعتراض می کنند و این دخالت در امور داخلی تلقی نمی شود و همچنین نقض حقوق بشر در یک کشور مجوز نقض حقوق بشر در سایر نقاط نیست و در همه جا محکوم است».

شیرین عبادی با ذکر فضای خفقان آور در ایران به دنبال وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و بازداشت گسترده و محکومیت مردم و وکلای آنان گفت: «چشم امید ما به کانون وکلای دادگستری بود که از صنف خود دفاع کند و همه ما به دلیل دفاع از خود، به زندان رفتیم».

خانم عبادی ضمن تایید وقوع نقض حقوق بشر در همه جای جهان بار دیگر بر این مسئله تاکید کرد که به این بهانه نمیتوان درباره این مسئله در ایران سکوت کرد. او گفت: «صدای حقوق بشر خاموش شدنی نیست. دولت ایران این را بداند که اگر هر یک از ما هم به نحوی از بین برویم، این صدا خاموش شدنی نیست و به جای ما صدها هزار نفر دیگر به صدا در خواهند آمد».

سهراب رزاقی دیگر شرکت کننده این نشست نیز با متمایز دانستن مختصات حقوق بشر در ایران از سایر گفتارها گفت این گفتار زبان مشترک بشریت در دنیاست و برای پیشبرد آن در ایران باید استراتژی تعیین کرد. او از جمله بر لزوم تدوین و ترویج برنامه عمومی برای نسل سوم و تشکیل سازمان ها و شبکه همکاری فعالان حقوق بری در داخل و خارج از ایران و یافتن افراد قدرتمند، و بازسازی شبکه های تخریب شده حقوق بشر در ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، تاکید کرد.

آسیه امینی فعال جنبش زنان و روزنامه نگار مدافع حقوق بشر بر اهمیت و نقش راهبردی جنبش زنان در مسیر جنبش های مدنی ایران تاکید کرد و به مقایسه جنبش زنان ایران با جنبش سبز اعتراضی پرداخت و کمپین یک میلیون امضا را الگویی برای آن توصیف کرد. او یکی از مشکلات جنبش سبز و حرکات اعتراضی مردم ایران را نداشتن میل به ائتلاف با یکدیگر خواند و گفت: «از مشروطه به این طرف، شاهد حرکت های حق خواهی و برابری جنسیتی بین زنان بودیم اما تبلور آن در سال های اخیر بوده است».

هادی قائمی فعال سرشناس حقوق بشر رشد گفتمان حقوق بشر در ایران، در مقایسه با کشورهای منطقه و با در نظر گرفتن این حقیقت که در ایران اهمیت کافی به آن داده نشده است را بالا توصیف کرد و گفت وقایع دهه ۶۰ و کشتارهای وسیع، جنگ ایران و عراق و همچنین قوانینی که پس از انقلاب تعیین شد از عوامل موثر در شکوفایی این گفتمان در نسل جدید ایرانی است. وی سپس درباره تحت الشعاع قرار گرفتن مسئله حقوق بشر در سایه بحران هسته ای ایران ابراز نگرانی کرد و گفت جهان نباید تنها بر مسئله هسته ای تهران تمرکز کند و باید به مسئله نقض حقوق بشر در ایران نیز توجه شود.

نشست های دوم همایش روز جمعه در دانشگاه مریلند با موضوع «سنت های استبدادی و آزادی های مدنی» و با حضور آرش نراقی، کارشناس فلسفه دینی و منصور فرهنگ برگزار شد. آقای نراقی در سخنان خود از جمله با اشاره به حقوق بنیادین و اولیه انسان ها مانند حق امنیت و معیشت گفت آیت الله خمینی با ارائه دکترین ولایت مطلقه فقیه در ایران، ولایت فقه را تحت الشعاع قرار داد. او همچنین گفت مشکل اصلی دیکتاتوری های ولایتی یا پدرسالار این است که امنیت و معیشت انسان ها در دست دیکتاتور است. این کارشناس علوم دینی همچنین آینده جنبش های مدنی در ایران را متعلق به جنبش زنان دانست و آن را سرچشمه ادامه این راه خواند. آقای نراقی همچنین یک مسلمان خوب را یک مسلمان سکولار دانست که شرط اولش احترام به دیگران و رعایت عدل است و گفت نمی شود «انسان هم مذهبی باشد و هم بی عدالتی کند».

سومین جلسه از نشست روز جمعه به ریاست هاله اسفندیاری، پژوهشگر موسسه وودرو ویلسون و با حضور خانم ها مهناز افخمی موسس و رئیس سازمان بین المللی «مشارکت یادگیری زنان»، فرشته قاضی، روزنامه نگار، فریده پورعبدالله و سهیلا وحدتی فعال مستقل حقوق زنان برگزار شد.

این بار نیز با ذکر سیر تاریخی فعالیت های زنان ایرانی در جنبش آزادی خواهی ایران به نقش آنان در ادامه راه جنبش های مدنی ایران اشاره شد.

در این نشست از جمله سهیلا وحدتی با برشمردن مشکلات و فشارهای موجود علیه مطالبات ضدتبعیض و ضدخشونت زنان بر لزوم تدوین تئوری فمینیستی و تئوری سازی با توجه به وضعیت فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی ایران تاکید کرد و گفت تنها ترجمه متون فمینیستی غربی کافی نیست چرا که شرایط جغرافیایی و تاریخی ایران منحصر به فرد است مثلا زنان غربی هیچ وقت با مقوله هایی چون چندهمسری، غیرت مردانه و یا قتل های ناموسی مواجه نبوده اند.

جلسه چهارم و آخر نشست روز جمعه به ریاست مهناز افخمی و با حضور رضا افشاری، نویسنده و مدافع حقوق بشر و فاطمه کشاورز استاد دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیز و تحت عنوان «حقوق زنان و مسئله نسبیت فرهنگی» برگزار شد. در این نشست توجیه مسائلی چون حجاب اجباری یا کشف حجاب و یا تعابیری چون «حقوق بشر اسلامی» با پناه بردن به نسبیت فرهنگی رد شد.

سخنرانی جان لیمبرت دیپلمات و از چهره های سرشناس در عرصه سیاست آمریکا و مسئله ایران و ایالات متحده سخنرانی کرد و سپس به پرسش های شرکت کنندگان پاسخ داد. او که یکی از کارمندان به گروگان گرفته شده سفارت آمریکا در ایران در آغاز کار حکومت جمهوری اسلامی ایران است در سخنان خود به تلاش تاریخی دمکراسی خواهی ایرانیان از مشروطه تاکنون اشاره کرد.

او در سخنان خود درباره تحریم های اقتصادی بین المللی اعمال شده بر تهران گفت: «بدون شک ایران تحریم ها را دوست ندارد هرچند دائما دولتمردان تحریم ها را بی اثر و بی اهمیت می خوانند». به گفته آقای لیمبرت تحریم ها قطعا از لحاظ روانشناسی سیاسی موثر است به گونه ای که تهران دائما و در زمان های مختلف خواستار لغو تحریم ها شده اند.

او بر انعطاف پذیری دولت باراک اوباما در قبال ایران تاکید کرد و به نقل از یک دیپلمات ارشد ایرانی که نامش را فاش نکرد گفت: «با توجه به رویکرد مثبت واشنگتن در دولت اوباما برای ایجاد رابطه با ایران، یک جای کار ایراد دارد و این ایراد قطعا در تهران باید جست و جو شود».

اولین روز از همایش «فرهنگ آزادی های مدنی، حقوق بشر و دموکراسی در ایران» در حالی پایان یافت که شماری از شرکت کنندگان می گفتند شرکت کنندگان حرف تازه ای برای گفتن نداشتند.

***

 ۹ آبان ۱۳۸۹

گزارشی از روز دوم همایش «فرهنگ آزادی های مدنی، حقوق بشر و دمکراسی در ایران»

 

دومین روز از همایش «فرهنگ آزادی های مدنی، حقوق بشر و دمکراسی در ایران» روز شنبه در تالار هاوارد فرانک دانشگاه مریلند با حضور کارشناسان سرشناسی در زمینه های حقوق بشر، سیاست، علوم دینی و روزنامه نگاری ادامه یافت.

در اولین نشست از پنج نشستی که برای این روز در نظر گرفته شده بود کریم لاهیجی، نایب رئیس کنفدراسیون های جهانی حقوق بشر، ریاست پانل را بر عهده داشت و دکتر علی میرسپاسی (استاد جامعه شناسی و مدیر مرکز ایران شناسی دانشگاه نیویورک و نویسنده کتابهای متعددی در باره ایران) ، کاویان میلانی (پزشک و فعال حقوق بشر)، سراج میردامادی (روزنامه نگار مقیم فرانسه) و علی اکبر موسوی خوئینی (نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی) در آن شرکت داشتند. عنوان این نشست «تکثر دینی و مفهوم فرهنگی آن در ایران معاصر» بود.

علی میرسپاسی گفت سال گذشته کتابی درباره دمکراسی در ایران منتشر کرده است. او ضمن ابراز ارادت از لحاظ دینی و فکری به دکتر شریعتی گفت در کتاب خود با برخی چهره های ممتاز سیاسی در ایران مصاحبه کرده است.

او به وجود حلقه کیان در زمان ریاست حمهوری خاتمی اشاره کرد که یکی از مجلات عمیق سیاسی و فلسفی در ایران بود. وی گفت دمکراتیزه کردن دولت های دینی غیر ممکن است زیرا نمی شود به آنها گفت که شما حقیقت محض نیستید و آنان چنین چیزی را تحمل نمی کنند. مذهب را نباید تبدیل به موسسه کرد.
مذهب برای رسیدن دمکراسی نیست بلکه برای پاسخ به نیازهای دیگر است که افراد به مذهب پناه می برند.

لاهیجی ضمن سخنانی از جمله با «دگم» دانستن مذهب گفت، مذهب در ذات با دمکراسی مغایرت دارد. و مفاهیمی چون «دمکراسی دینی» با در نظر گرفتن ذات مذهب چندان معنایی ندارد. اگر قرار باشد مذهب خود را با دمکراسی تطبیق دهد چیزی از مذهب باقی نمی ماند. دمکراسی نظامی است که در آن همه بر اساس حقوق شهروندی با یکدیگر برابرند و مذاهب نمی توانند با آن کنار بیایند. احزاب دمکراتیک غربی هم اول دمکرات هستند و بعد مسیحی.

وی ضمن اشاره به انتخاب شدن خاتمی در سال ۷۶ و مجلس ششم شورای اسلامی گفت برای اولین بار در پاریس موسوی خوئینی را دیده و به او گفته بود مجلس ششم برای موفق شدن به عنوان پیش شرط نباید یک آخوند (کروبی) را رئیس مجلس کند. مجلس ششم در عمل به موسسه ای به نام کمیسیون اصل نود که جایگیزین دادگستری شده بود تبدیل شد و این خود تحول بزرگی بود.

آن دوره همزمان بود با وقوع قتل های زنجیره ای و کار بزرگ موسوی خوئینی بازدید از زندان های مخفی جمهوری اسلامی بود.

خوئینی در آغاز سخنانش گفت ای کاش فقط کروبی بود که مانع انجام کارها می شد؛ در مجلس ششم بسیاری از چهره های دیگر بودند که مانعی در راه بسیاری از فعالیت های مجلی بودند.

خوئینی در مقدمه سخنانش گفت، «جامعه ایرانی با رنگین کمانی از آرا و مذاهب و قومیت تشکیل شده است. او گفت در عصر حاضر در جامعه ایران پلورالیسم از سطح روشنفکری عبور کرده و به بدنه اجتماع وارد شده است. و مخالفت های اعمال شده از بدنه قدرت موجب ناامیدی مردم شده است، مانند کنار گذاشتن علوم انسانی در دانشگاه ها که زاییده همین دیدگاه است.»

«نقض حقوق اقلیت های دینی به همراه اقشار دیگر جامعه اثبات آن است. جنبش اعتراضی اخیر ایران تبلور احساسات مردم در مبارزه با نقض حقوق اقشار مختلف بود.» او از  منشور میرحسین موسوی در اعمال منشور جهانی حقوق بشر نام برد که «تنها راه حفظ دین و تداوم آن در جامعه مدنی است.»

خوئینی در قسمت دیگری از بیاناتش پیشنهادی ارایه کرد مبنی بر «تا جایی که فضای امنیتی اجازه می دهد نهادهای مدنی مثل جنبش های دانشجویی، زنان و کارگران برای انتقال تفکر از پایین به نهادهای بالا ایجاد شود.»

«در ایران برای ایجاد ارتباط امن میان مردم باید موانع تکنولوژیک بر سر راه مردم رفع شود.» خوئینی سپس به رفع تحریم های غرب در زمینه شبکه اینترنت برای ایران اشاره کرد که دریچه ای بروی جوانان ایران برای ارتباط با جهان خارج است.

او سپس با اشاره به جمعیت چهار تا پنج میلیونی ایرانیان خارج از کشور بر لزوم شکل گیری نهادهای مدنی در خارج از ایران تاکید ورزید و گفت، «این نهادها که در ایران متلاشی شده نیازمند احیا در خارج است.»

او به کمک مردم در تبعید تبت به ساکنان این کشور اشاره کرد و گفت که می توان آن را الگو قرار داد.

«چهره های بسیار کارامدی اخیرا از ایران خارج شده اند و از چهره های موثر جنبش های داخلی بودند. آیا نمی توان همان جنبش ها را در اینجا شکل داد؟ من معتقدم می شود و این باید با کمک خارج نشینان قدیمی باشد.»

«امروز فضا باز است و بخصوص در خارج از کشور آزادی عمل برای به پرسش گرفتن افراد مختلف از دینی گرفته تا سکولار وجود دارد.»

دکتر کاویان میلانی ضمن ارایه یک بحث تخصصی و آکادمیک درباره تکثر گرایی دینی گفت این مقوله در ایران قابل مقایسه با کشورهای دیگر نیست.

عنوان نشست دوم از روز دوم کنفرانس «سکولاریسم و محدودیت های تاریخی آن در ایران» بود . ریاست جلسه با ناهید مظفری (دکترای تاریخ و دانش پژوه امور خاورمیانه از دانشگاه هاروارد) بود و ارواند ابراهامیان (نویسنده و محقق ایران شناس) و آرش نراقی (دکترای داروشناسی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد و دکترای فلسفه از دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا) در آن شرکت داشتند.

صحبت های آرش نراقی راجع به امکان وجود سکولاریم و مذهب در کنار هم، روایت دیگری از صحبتهایی بود که وی دیروز به شیوه دیگری بیان داشته بود. از قبیل اینکه انسان هم می تواند مسلمان باشد و هم سکولار و  اصولا یک مسلمان خوب یک مسلمان سکولار است.

ارواند آبراهامیان راجع به موانع تاریخی سکولاریسم در ایران صحبت کرد، و موانع سنتی در مقابل سکولاریسم را برشمرد. در کل می توان گفت که صحبت های وی در تقابل با نظرات نراقی بود.

آبراهامیان معتقد است همگرایی مذهب و سکولاریسم در تئوری میتواند صحیح باشد اما در عمل امکان ندارد.

عنوان نشست سوم روز شنبه «گفتمان (دیسکورس) های جاری درباره دمکراسی در ایران» بود.

میهانمان نشست سوم، که به ریاست دکتر علی بنو عزیزی (استاد علوم سیاسی کالج بوستون و مدیر مرکز جوامع و تمدن های اسلامی)  برگزار شد، عبارت بودند از دکتر مهرداد مشایخی (استاد جامعه شناسی دانشگاه ژرژ تاون)، امید معماریان (رونامه نگار، بلاگ نویس و تحلیل گر سیاسی)، دکتر علی میرسپاسی، احسان مقدسی (دانشجوی دکترا در رشته انسان شناسی اجتماعی در دانشگاه بوستون) و پیمان وهاب زاده (استادیار جامعه شناسی در دانشگاه ویکتوریا، کانادا).

ابتدا مهرداد مشایخی سخنانش را با تمرکز بر گفتمان سکولار – دمکراتیک در سال های اخیر شروع کرد. وی گفت غلبه این گفتمان بیشتر از همه جا در میان روشنفمران، فعالان سیاسی و اقشار تحصیلکرده دیده می شود، بویژه جوانانی که با طبقه متوسط در رابطه اند.

مشایخی گفت که مراد وی از «نسل سوم» انقلاب اسلامی همین ایرانیان شورش گر هستند که در سال های اول قرن بیست و یکم و با رکود جنبش اصلاحات به میدان آمده اند. ویژگی این دوره آغاز نوع جدیدی از اخلاق خودکامه (اتوریترین) یا نو محافظه کارانه (نئوکنسرواتیو) است که احمدی نژاد آن را نمایندگی می کند.
با آنکه در دوره اصلاحات خاتمی گفتمان دمکراتیک در جامعه رشد یافته بود، لیکن در اواخر ریاست جمهوری وی این گفتمان و پروژه اصلاحات همراه با آن تجت الشعاع موضوعاتی از قبیل «توسعه سیاسی» بود. در این زمان نوعی نخبه گرایی به عنوان طبیعت اصلاحات اسلامی شناخته شد. اصلاح طلبان در عین پذیرش دمکراسی به عنوان یک ایده انتزاعی آماده همکاری با جنبش های دمکراتیک سکولار نظیر زنان و دانشجویان نبودند.

و این طبیعت تناقض آلود جنبش اصلاحات هشداری شد برای نسل سوم و روشنفکران غیر مذهبی که آنان را به سمت یک گفتمان دمکراتیک سوق داد. ریاست جمهوری احمدی نژاد را می توان دوران گذار بین اصلاحات اسلامی و خیزش گفتمان سکولار – دمکراتیک دانست.

پس از مشایخی، دکتر علی میرسپاسی میکروفون را بدست گرفت و تحت عنوان «سیاست آشتی و سکولاریسم» سخنرانی خود را آغاز کرد. وی گفت با توجه به رخدادهای اخیر ایران، می توان نظرات غالب درباره فعالان جنبش سبز ایران و گرایش بسیاری از ایرانیان ناظراین وقایع از خارج از کشور را با یکدیگر مقایسه نمود. ایرانیان داخل کشور گرایش شدیدی به تعریف جنبش با عناوین کلی اسلامی و یا سکولار ندارند، و با جنبش های سکولاریستی و یا اسلامی نیز ضدیتی از خود نشان نمی دهند.

وی ادامه داد، در نقطه مقابل، بسیاری از روشنفکران ایرانی مقیم خارج کشور بطور آشکاری مشتاق آن هستند که جنبش حاضر را در یکی از این دو دسته بندی جا بدهند. طعنه این جاست که این گرایش بعضی از اوقات ابزاردست دولت ایران می شود که همواره مدعیست جنبش سبز هویتی مشخصا «ضد اسلامی» دارد.
میرسپاسی گفت، من دوست دارم تمرکزم را روی رابطه روشنفکری و تاریخی گاه همآهنگ و گاه ناسازگار بین سیاست آشتی یا مصالحه و سکولاریسم قرار دهم.
بین این ایده آل آشتی جویانه  گاندی مآبانه و جنبش سبز ایرانیان شباهتی وجود دارد، که مبین آمال و آرزوهای ایرانیان در شرایط دشوار کنونی است. جنبش کنونی شامل جمعیتی از هر دو قماش مذهبی و غیر مذهبی بوده و مردمی با نقطه نظرات سیاسی گوناگون را در بر می گیرد، با این همه همگی خواستار حقوق دمکراتیک و مدنی شده اند. آنها در عین حال که خواستار حقوق فردی شده اند، اما این خواسته دمکراتیک را به یک حکم کلی تجریدی بر اساس یک درک قائم به ذات ایدئولوژیکی از سکولاریسم، جمهوری خواهی یا هر نوع برنامه دیگری  از این دست ترجمه نمی کنند.

پس از میرسپاسی، پیمان وهاب زاده سخرانی کرد. وی تحت عنوان «عدالت اجتماعی و دمکراسی در ایرن امروز – در جستجوی حلقه گمشده»  به شرایط روشنفکری برای تجدید حیات چپ از نوعی که پیوند بین عدالت اجتماعی و حقوق بشر و مدنی را برقرار سازد پرداخت، و گفت لحظه ورود ایران به مدرنیسم سیاسی را اگر انقلاب مشروطیت سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۱ در نظر بگیریم — جنبشی ملهم از روح دمکراسی و برای تحقق جامعه مدنی و حکومت پاسخگو — می توان مشاهده کرد که دمکراسی اجتماعی نیز همچنان به عنوان بخش جدایی ناپذیر مدرنیسم سیاسی در کشور مطرح بوده است. این گفته به معنای آن است که مبارزه برای حق حاکمیت دمکراتیک ملازم مبارزه برای عدالت اجتماعی و برابری شرایط برای مردم ایران بوده است.

او ادامه داد، بنا به تعبیر بسیاری از صاحب نظران، جنبش سبز سال گذشته بازگشتی است به روحیه دمکراتیک انقلاب مشروطیت اما، برغم نابرابری های تکان دهنده اقتصادی و اجتماعی موجود در کشور، وجه عدالت اجتماعی خواسته های مردمی به دلیل نبود روشنفکران استخواندار در طبقات پایینی جامعه مجال اندکی برای بیان استدلالی داشته است، بطوری که این وظیفه را سنتا نیروهای چپ برعهده گرفته بودند. به نظر می رسد که در سلسله سیاست های اخیر ایران، مبارزه علیه نابرابری های شدید اجتماعی تحت الشعاع مشروطه گرایی و حقوق مدنی قرار گرفته است.

احسان مقدسی سخنان خود را به فارسی بیان کرد. او و امید معماریان در صحبت هایشان از تجارب شخصی خود در ایران در سالیان اخیر استفاده کردند. آقای

مقدسی طی سخنان شیوایی بین «ما» و «آنها» مشخصا وجه تمایزهایی قایل شد و حساب مردم را از حکومتیان جدا کرد. آقای معماریان سخنانش را با طرح این سوال شروع کرد که از ژورنالیسم در فضای پس از انتخابات سال ۱۳۸۹ چه انتظاری داریم؟

معماریان گفت این انتخابات جامعه را شدیدا قطبی کرده است و نظیر انتخاباتی که به دوره اول ریاست جمهوری سید محمد خاتمی انجامید رسانه ها، مردم و نخبگان سیاسی را به دو اردوگاه تقسیم کرد. در هر دو این انتخابات با حساس شدن و فضای شدیدا جانبدارانه در مطبوعات روبرو هستیم، اما اگر رسانه های آزاد ستون های دمکراسی هستند، چگونه ژورنالیسمی به درد جامعه می خورد؟ وی به این پرسش چنین پاسخ داد. «می توان در عین حساسیت نشان دادن به ارزش های دمکراتیک به ارایه اخبار  بی طرفانه و بر اساس واقعیت پرداخت.»

در خلال نشست سوم، دکتر کریم لاهیجی اعلام کرد که از ایران خبری رسیده است مبنی بر محکومیت محمد سیف زاده، قاضی و وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای ایران و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر. از قرار دادگاهی در جمهوری اسلامی آقای سیف زاده را به نه سال حبس محکوم نموده است.

در نشست چهارم روز شنبه، که دکتر منصور فرهنگ ریاست آن را بر عهده داشت، ایران داور اردلان (خبرنگار و تهیه کننده برنامه های رادیویی در رادیوی ملی آمریکا)، ایرج گرگین (روزنامه نگار، گوینده و تهیه کننده قدیمی رادیو و تلویزیون در طول نیم قرن گذشته)، جهانشاه جاوید (خبرنگار و موسس پایگاه اینترنتی   Iranian.com )، رکسانا صابری (خبرنگار و نویسنده، و فراز صانعی (وکیل و مدافع حقوق بشر از طرف سازمان ناظران حقوق بشر) شرکت داشتند.

نخستین سخنران نشست چهارم ایران اردلان بود که گفت، در معماری اسلامی، مناره برجی است که موذن از آن استفاده می کند تا مومنان را به ادای نماز دعوت کند. با این مقدمه وی گفت، در آینده نزدیکی شاهد خواهیم بود که وسایل الکترونیک پرتابل نظیر تلفن های همراه و آیفون نرم افزار های جدید حقوق بشری ارایه می کنند.

این نرم افزارهای جدید در جستجوی حکومت قانون اوضاع بازی را بر هم خواهند زد. او گفت هم اکنون در برخی نقاط جهان بر روی این ابزار الکترونیکی حقوق بشری آزمایش هایی انجام گرفته است. به این ترتیب دمکراسی دیجیتال  از طریق توانمند سازی مدنی، با استفاده از فن آوری های دیجیتال، امر تازه ای نیست.
این مناره های موبایل می توانند اعمال و عملکرد های غیر اسلامی و باریک بینانه و ضد زن از سوی مردان سنتی را زیر سوال بگیرند. یک مناره موبایل نه تنها مومنین را به نمازگزاری فرا می خواند بلکه آنها را برای به پرسش کشیدن و اطلاع رسانی نیز فرا می خواند.

اردلان گفت، تحقیقات مفصل و گفتگوهای مختلف با فعالان حقوق  بشر و کارشناسان ایرانی  وی را به این نتیجه رسانیده است که ابزار الکترونیکی موبایل می تواند مورد استفاده فعالان حقوق بشر قرار گیرد تا موارد نقض حقوق بشر را مستند کنند و به اطلاع عموم برسانند. این امر می تواند جامعه ای را به باز اندیشی و تعریف مجدد موضع خود در قبال حقوق انسانی در چارچوب اسلام فرا بخواند.

پس از وی از ایرج گرگین خواسته شد تا سخنان خود را آغاز کند. آقای گرگین گفت، رسانه ها می توانند مردم را نسبت به حقوق بشر که هدیه الهی نیست بلکه امری ضروری است آگاه سازند. وی گفت آنچه که ما «رسانه های اجتماعی» می نامیم در انتقال پیام و تصاویر و پل زدن بر شکاف جوامع منزوی و بقیه جهان موفق بوده اند. میلیون ها نفر در سراسر جهان اکنون اخبار، نقطه نظرات و حتی شایعات را از طریق فیس بوک، توئیتر، و یوتیوب با یکدیگر مبادله می کنند.

او ادامه داد، رسانه های عمده در انتقال اخبار نقض حقوق بشر و مبارزه برای دمکراسی در جوامع بسته کمتر موفق بوده اند. پرسش مهمی که باید مطرح کرد این است که آیا پوشش این قبیل موضوعات توسط رسانه ها، می تواند به درک عموم از عواقب وسیع تر خواسته های مردم برای حقوق بشر در کشورهای دیکتاتوری کمک کند؟ پاسخ به دشواری مثبت است. زیرا رسانه های اجتماعی در توضیح موضوعات گفته شده به صورت کامل خود با محدودیت هایی روبرو هستند.

بنابراین پخش رادیویی، تلویزیونی و روزنامه های سنتی در جهت آگاهی رسانی در مورد حقوق بشر هنوز موثرترند. اگرچه در دو دهه اخیر رسانه ها بطور کلی موضوعات حقوق بشری را بیش از پیش پوشش داده اند، لیکن ملاحظه کاری های سیاسی هنوز آثار منفی یا محدود کننده خود را می گذارد.

آقای گرگین گفت، رسانه های اپوزیسیون در داخل یا خارج از کشور موضوعات حقوق بشر را کامل تر پوشش می دهند اما آنها صرفا بر سوء استفاده ها تمرکز دارند. آنچه که غالبا یافت نمی شود گزارش های عمیق درباره موضوعات عام تر با هدف آشکار نمودن چالش های عمیق تر حقوق بشری در مقابل جامعه ایرانی است.
پس از ایرج گرگین، جهانشاه جاوید، رشته سخن را بدست گرفت و گفت، رویدادهای پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران بیش از هر چیز قدرت رسانه های جدید را به نمایش گذاشت. جنبش اعتراضی ضد رژیمی سال ۱۳۸۹ اکنون با عنوان «نخستین انقلاب اینترنتی» شناخته می شود. تاثیرات بین المللی ویدیوها، عکس ها، بلاگ ها و توئیت های معترضان نیروی ویژه ای به آنان داد که تبدیل به مشکل جدیدی برای رژیم شد. قتل ندا آقا سلطان بر آسفالت خیابانی در تهران در برابر چشمان حیرت زده میلیونها تن از مردم جهان اتفاق افتاد، و از طریق یوتیوب همگان را به درک این موضوع واداشت که هر موبایل، هر دوربین دیجیتال قادر است تفاوت عظیمی در افشای عدم محبوبیت، غیر مردمی بودن و خشن بودن جمهوری اسلامی را ثبت کند.

او گفت، «به این ترتیب در اوج تظاهرات مردمی در روزهای تاسوعا و عاشورا قدرت اینترنت در دستان توده ها چنان آشکار شد که رژیم را واداشت تا جلوی دسترسی مردم به اینترنت را بگیرد. به ویژه دسترسی مردم را به یوتیوب، فیس بوک و توئیتر محدود کرد.»

«اکنون باید راه هایی پیدا کرد تا به انحصار جمهوری اسلامی بر اطلاعات پایان داده شود و بویژه توانایی اش در کنترل اینترنت از میان برداشته شود. یک راه آن این است که موضوع در اختیار قراردادن اینترنت از طریق ماهواره های نزدیک به زمین جدا مورد بررسی قرار گیرد.

رکسانا صابری، نویسنده و خبرنگار که خود مدتی را در زندان های جمهوری اسلامی گذرانیده بود با نمایش اسلاید و عکس هایی از درون زندان به شرح حال خود در دوران بازداشت پرداخت و از جمله گفت، با اینکه تکنولوژی با در اختیار قرار دادن ابزار الکترونیکی هر شهروندی را تبدیل به خبرنکار – شهروند کرده است، اما به موازات این امر به مقامات جمهوری اسلامی نیز این امکان را بخشیده تا دسترسی مردم به اینترنت را محدود سازند.

نشست پنجم به سخنرانی کلیدی شیرین عبادی، حقوقدان و فعال حقوق بشر، اختصاص داشت. وی سخنان خود را با برشمردن کلیات و حقایق مربوط به جامعه کنونی ایران آغاز کرد. در زیر مجملی از این گفتار آورده می شود.

عبادی گفت، در سال گذشته ایران بدترین نرخ رشد را داشته است و از این نظر حتی از عراق و افغانستان نیز بدتر بوده است. بیش از ۱۵میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند.

ایران از نظر شمار اعدام ها پس از چین در رده دوم جهانی قرار دارد که، با احتساب نسبت جمعیتی، بیشترین درصد اعدام شهروندان را در جهان داشته است.
همچنین ایران بیشترین تعداد اعدام مجرمین صغیر یا کمتر از ۱۸ سال را در جهان داشته است.

از سوی دیگر، سن اعتیاد پایین و تعداد معتادان بالا رفته است. اینها همه نشانه های بحران عمیق سیاسی و اجتماعی گریبانگیر جامعه ایران است. با این همه، مسولان حکومتی تمام گناه ها را به گردن علوم انسانی می اندازند. اما اکنون ما چگونه می توانیم به ایران کمک کنیم؟ عبادی گفت، سوال اصلی و همیشگی من این است.

وی سپس ادامه داد، به اعتقاد من مهمترین نکته، پی گیری مسالمت آمیز مطالبات برحق مردم است. روش مسالمت آمیز تنها روشی است که جواب می دهد. کوچکترین خشونت از ناحیه مردم باعث می شود که حکومت اقدامات غیرقانونی خود را توجیه کند و به بهانه امنیت به سرکوب بیشتر بپردازد. تجربه تلخ دهه شصت این را ثابت کرد.

در آن زمان، یک گروه سیاسی اعلام مبارزه مسلحانه کرد. بدنبالش اعدام های بسیاری اتفاق افتاد. در حال حاضر هم هرگاه می خواهند کسی را که از فعالیت حقوق بشری دست برنمی دارد او را منتسب می کنند به گروه مجاهدین خلق. نمونه اش شیوا نظر آهاری است که بارها اعلام کرده با گروه مجاهدین ارتباطی ندارد، اما گوش شنوایی در دستگاه قضایی وجود ندارد.

بنابراین ضمن پایداری بر خواسته های برحق می باید از هر نوع خشونتی پرهیز شود.

دومین نکته این است که اتحاد ما ضامن پیروزی ماست. هرگاه مردم بطور متحد چیزی را طلب کردند، آن را بدست می آورند. یک نمونه آن را اعلام می کنم. پس از اینکه عیسی سخرخیز در زندان اعلام کرد به علت استفاده از دستگاه های موبایل نوکیا دستگیر شده است، مردم ایران بلافاصله به نوکیا اعتراض کردند که چرا به جمهوری اسلامی ایران دستگاه های ردیابی داده ای تا فعالان حقوق بشر را بدام بیاندازد؟ و بالاخره کورپوریشن نوکیا – زیمنس ضمن اعتراض به این کار جمهوری اسلامی اعلام کرد که دیگر با ایران قرارداد منعقد نخواهد کرد. این اعلامیه در وبسایت نوکیا به فارسی و انگلیسی موجود است.

پس اتحاد نتیجه می دهد. همینطور شرکت اریکسون، و شرکت یوتل ست که تلویزیون های صدای آمریکا و بی بی سی را از روی ماهواره هات برد برداشت. ما به آنها هم اعتراض داریم. و آنقدر به اعتراض خود ادامه خواهیم داد تا آنها هم بدانند که نباید به حکومت ایران کمک بدهند.

خانم عبادی در ادامه گفت، نکته سوم اینکه، باید شفاف سازی صورت بگیرد. حالا که دولت خبرنگاران خارجی را اخراج کرده است، و رئیس جمهوری اسلامی ایران به دوایر دولتی دستورداده است تا آمارهایی که مردم را ناراحت می کنند منتشر نشود، بنابراین وظیفه هر ایرانی اطلاع رسانی است. به هر شیوه ای که می توانید اخبار و آمارها را منتشر کنید. و افرادی که توانایی تدوین گزارش دارند، مرتبا گزارش تهیه کنند و برای سازمان ملل بفرستند. ایران عضو سازمان ملل است و مردم آیران حق دارند به این سازمان گزارش بفرستند.

نکته چهارم اینکه، سیاست حکومت را به چالش بکشید. تابوها را بشکنید. سوال مطرح کنیدو از جمله سوال هایی که باید مطرح شود به نیروگاه بوشهر مربوط است که با صرف میلیونها دلار دارد به راه می افتد و طبق اطلاع دولت قرار است تولید برق کند. این درحالی است که تولید برق از انرژی اتمی برای محییط زیست زیان آور است. با زباله های اتمی چه کار می خواهید بکنید؟ ایران آفتاب زیادی دارد. ده درصد خاک ایران کویری است. شمال ایران و بویژه منطقه منجیل بسیار بادخیز است. چرا دولت نیروگاه های بادی و خورشیدی نمی سازد؟

با یک دهم مخارج بوشهر، می توان با استفاده از این تکنولوژی ها برق تولید کرد و نه تنها به تمام ایران برق رساند، بلکه به خارج هم می توان صادر کرد. اما ما فقط بر نیروی انرژی هسته ای تمرکز کرده ایم. درست است که ایران حق انرژی هسته ای دارد، اما ما حقوق دیگری هم داریم، از جمله حق برخورداری از صلح، محیط زیست سالم و رفاه.

اینها سوالاتی کلیدی است که باید بین مردم اشاعه یابد تا دولت مجبور به پاسخگویی شود و شفاف عمل کند. در حالی که فقر در ایران رو به گسترش است، چرا و به چه مجوزی و با چه هدفی کمک های خارجی بلاعوض می کنند؟ به بولیوی و نیکاراگوئه چرا میلیونها دلار پول می دهید؟ مردم ایران به این پولها بیشتر نیاز دارند.
سوال دیگر این است که چگونه است که مسولان حکومتی می توانند کوچکترین حرکت مخالفین را کنترل کنند، اما نمی توانند جلوی ورود مواد مخدر را بگیرند؟ خروارها مواد مخد وارد ایران می شود، مقداری از آن در ایران بفروش می رود، و بقیه از ایران به مقصد اروپا و جاهای دیگر ترانزیت می شود. نمی توانید جلوی اینها را بگیرید؟ فتنه اینجاست. در بند ۲۰۹ اوین دنبال فتنه نگردید. کسانی که در زندان هستند فرزندان خوب این ملت هستند.

خانم عبادی در اینجا تنی چند از زندانیان سیاسی را نام برد از قبیل، صفایی فراهانی، دکتر یزدی، («کسانی که از قبل از اینکه بازجوهایشان بدنیا بیایند برای استقرار این حکومت فعالیت می کردند») مجید توکلی، بهاره هدایت، اسانلو و اولیایی فر؛ و گفت، «اینها میکروب نیستند.»

عبادی در پایان خاطرنشان ساخت که ایران بیشترین فرار مغزها را دارد. چرا؟ چکار کرده اید که جوانان ما ترک وطن کرده اند و می کنند؟ با اقوام شریف ایران چه می کنید؟ ترک، بلوچ، عرب زبان … حقوق فرهنگی اقوام ایرانی را رعایت کنید. سی و یکسال پیش ایران را آباد تحویل گرفتید، مبادا ویرانش کنید. هرچند موقتا ایران را ترک کردیم، اما دل در گرو او داریم. و آویزه گوش کردیم، چو ایران نباشد تن من مباد، بدین بوم و بر زنده یک تن مباد.

عبادی در این سخنرانی پس از برشمردن استدلالات متدیک و پایه ای به تک تک موارد نقض حقوق انسانی، و شکست های پی درپی جمهوری اسلامی در طول سی سال گذشته در برآوردن خواسته های اساسی مردم ایران پرداخت که از خلال آن گوشه ای از احساسات و عواطف ژرف وی در قالب عبارات وطن دوستانه و حس انجام وظیفه درقبال سرزمین مادری و پدری و ابراز علاقه شدید نسبت به فعالان و کوشندگان و مردم محنت کشیده و ستمدیده مشهود بود، به ویژه در پایان که با ابراز احساسات شدید حضار به نقطه اوج خود رسید و لحظه بیادماندنی ای را خلق کرد.

پس از اتمام سخنرانی عبادی حضار، که جمعیتی بالغ بر دویست نفر را شامل می شد، به طرح سوالات خود پرداختند و نشست تا یک ساعت بعد از آن هم ادامه پیدا کرد.

این کنفرانس سه روزه امروز (یکشنبه) به کار خود پایان می دهد.