تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۸ فروردین ۱۴۰۵
منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسست)
نویسنده: ویچی پراشاد
یک‌شنبه، ۲۹ مارس ۲۰۲۶

ماجراجویی ترامپ در ایران: خطای محاسباتی قرن

 

ژوئیه سال گذشته، ایالات متحده و اسرائیل به مدت ۱۲ روز تأسیسات انرژی و تحقیقات هسته‌ای ایران را بمباران کردند. پس از چند روز، این دو قدرت متخاصم -که هیچ مجوزی از سوی سازمان ملل برای این جنگ تجاوزکارانه نداشتند – راه را برای آتش‌بس باز کردند. در آن زمان، دولت ایران به رهبری [آیت‌الله] سید علی خامنه‌ای با این باور که این اقدام می‌تواند پایه‌ای برای مذاکرات کامل باشد، با شرایط تعیین‌شده (پایان فوری حملات و عدم تشدید تنش) موافقت کرد. سکوهای پرتاب موشک خاموش شدند، اما توافق بسیار شکننده بود. هیچ قرارداد صلح بلندمدت، مکانیزم اجرایی یا نظارتی الزام‌آور، توافقی بر سر مسائل هسته‌ای و یا تعهدی برای پایان دادن به خرابکاری‌ها و حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود نداشت. این پایانِ جنگی که آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل کرده بودند نبود، بلکه تنها توافقی برای توقف یک نبرد بود. [آیت‌الله] خامنه‌ای تجاوز آمریکا و اسرائیل را بیهوده توصیف کرد و گفت آن‌ها «هیچ دستاوردی نداشتند»، و همزمان تأکید کرد که ایران آتش‌بس را تحمیل کرد و «هرگز تسلیم نخواهد شد.»

در واقع، ایالات متحده و اسرائیل مسیر دیگری را در پیش گرفتند؛ یک جنگ تجاوزکارانه که ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد را نقض کرد. در همان روز نخست، یعنی ۲۸ فوریه، ایالات متحده و اسرائیل [آیت‌الله] خامنه‌ای، رهبر معظم را ترور کردند و ۱۸۰ دختر را در دبستان شجره طیبه در میناب به قتل رساندند. ایالات متحده و اسرائیل بر این باور بودند که این رگبار حملات علیه رهبران سیاسی، زیرساخت‌های کلیدی و غیرنظامیان، بلافاصله منجر به یک قیام مردمی برای سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد شد. سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل درباره اعتراضاتی که در دسامبر ۲۰۲۵ حول محور کاهش ارزش ریال و تورم فزاینده آغاز شده بود، بزرگ‌نمایی کرده بودند. اما تفاوت فاحشی میان چرخه‌ای از اعتراضات علیه مسائل اقتصادی با تمایل به قیام و سرنگونی کل یک سیستم وجود دارد. زمانی که موشک‌ها رهبر معظم را — که حتی در میان منتقدانش به پارسایی شهرت دارد (او در سال ۱۹۹۴ توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان مرجع تقلید برگزیده شد) – به قتل رساندند و هنگامی که کودکان دبستانی را کشتند، فضای عمومی جامعه غرق در حس میهن‌پرستی شد. در چنین شرایطی، ایستادن در جبهه جنگ امپریالیستی علیه کودکان بی‌گناه غیرممکن بود. ماهیت حملات آمریکا و اسرائیل و این واقعیت که ایران توانست به اهداف اسرائیلی و همچنین اهداف آمریکایی در کشورهای عربی خلیج [فارس] ضربه بزند، تمرکز مردم ایران را بر بقای خود و توانایی دفاع از کشور معطوف کرد. در حال حاضر، این حس غالب در میان اکثر ایرانیان است.

از زمان جنگ‌های آمریکا در افغانستان (۲۰۰۱) و عراق (۲۰۰۳)، طراحان جنگی ایالات متحده هرگز مفهوم «نردبان تشدید تنش» را کنار نگذاشته‌اند، و از مفهوم «سلطه سریع» از طریق حملات قطع سر (حذف رهبران)، فلج کردن فرماندهی و تسلط کامل بر قوای نظامی دشمن – استفاده کرده‌اند. این روش در افغانستان و عراق جواب داد، چرا که ابعاد خشونت آمریکا ظرفیت تلافی‌جویی را در آن‌ها نابود کرد؛ این واقعاً مصداق استراتژی «شوک و بهت» بود. اما چنین چارچوب نظامی در مورد ایران عمل نکرد. ایرانی‌ها برای دهه‌ها خود را برای یک حمله تمام‌عیار از سوی آمریکا و اسرائیل آماده کرده بودند. رهبری سیاسی آن‌ها آسیب‌پذیری در برابر «حملات قطع سر» را درک کرده بود و به همین دلیل، برای اکثر رهبران ارشد و کلیدی، هشت سطح جایگزین ایجاد کرده بودند. ارتش به سرعت انواع مختلفی از سیستم‌های تسلیحاتی را شکل داد؛ از موشک‌های خوشه‌ای هایپرسونیک که می‌توانند بر سیستم‌های پدافند هوایی غلبه کنند تا شناورهای تندروی هجومی که از «تاکتیک‌های هجومی گروهی» در آب‌های خلیج فارس بهره می‌برند. این موارد، در کنار شبه‌نظامیان حامی ایران از لبنان تا عراق، حلقه‌های دفاعی متعددی هستند که ایرانی‌ها بنا کرده‌اند.

پاسخ هوشمندانه ایران به ایالات متحده و اسرائیل، آن‌ها را در منگنه قرار داده و گزینه‌ای جز التماس برای آتش‌بس باقی نگذاشته است. رهبری ایران می‌گوید که به یک آتش‌بس جزئی (مانند آنچه در ژوئیه ۲۰۲۵ رخ داد) علاقه‌ای ندارد؛ چرا که چنین توافقی صرفاً به اسرائیل و آمریکا اجازه می‌دهد تا دوباره مسلح شده و با دور دیگری از خشونت بازگردند. ایران اعلام کرده که خواهان یک «معامله بزرگ» است، که نه‌تنها ایران، بلکه عراق و لبنان را نیز شامل شود. خواسته‌های ایران عبارتند از: لغو کامل تحریم‌ها، پایان دادن به نسل‌کشی فلسطینی‌ها، و الزام ایالات متحده به برچیدن ساختار پایگاه‌های تهدیدآمیز آن که ایران را محاصره کرده‌اند. اگر ایالات متحده و اسرائیل با این خواسته‌ها موافقت کنند، علی‌رغم تلفات انسانی غم‌انگیزی که در پی حملات وحشیانه اسرائیل و آمریکا به جا مانده است، این به معنای پیروزی مطلق برای ایران خواهد بود. ایالات متحده و اسرائیل با ترور رهبر معظم، [آیت‌الله] علی خامنه‌ای – کسی که در ژوئیه ۲۰۲۵ خواهان آتش‌بس بود- فردی را از دست دادند که شاید دوباره برای برقراری آتش‌بس استدلال می‌کرد. رهبری فعلی، از جمله رهبر جدید [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای، ارزیابی دقیقی انجام داده است که: آتش‌بس بدون یک «معامله بزرگ»، صرفاً خریدن وقت است و نه رسیدن به صلح. ایرانی‌ها برای منطقه صلح می‌خواهند، نه جنگ، آتش‌بس، و باز هم جنگ؛ یعنی جنگی بی‌پایان که نتیجه‌ای جز ریاضت و رنج ندارد.

اسرائیلی‌ها درباره جنگ در ایران حرف زیادی نزده‌اند و ترجیح می‌دهند با موشک‌هایشان ضربه بزنند و جلوی هرگونه پوشش خبری درباره حملات موشکی ایران به اسرائیل را بگیرند. آیا آن‌ها از توافق صلحی که ترامپ منعقد کند، پیروی خواهند کرد؟ بعید است. اسرائیلی‌ها دیدگاهی «آخرالزمانی» به خاورمیانه دارند و مشتاقند سرزمین‌های نیل تا فرات را تصرف کنند؛ امری که مستلزم ساکت کردن بزرگ‌ترین و موثرترین منتقد آن‌ها در منطقه، یعنی ایران، است. برای اسرائیل، این مبارزه‌ای تا سر حد مرگ است. آن‌ها ایالات متحده را به این نبرد کشانده‌اند، اما با توجه به ریشه‌های عمیق این نظام در جامعه ایران، این نتیجه‌ای غیرمحتمل است. از سوی دیگر، ایالات متحده به مدیریتِ جمهوری اسلامی با رهبری‌ای «مطیع و سازش‌پذیر» راضی خواهد بود. هیچ‌کدام از این دو گزینه در حال حاضر روی میز نیست. تنها گزینه برای تشدید نظامی، پرتاب یک حمله هسته‌ای علیه ایران توسط آمریکا یا اسرائیل است-که چنین اقدامی پس از تأثیرات فاجعه‌بار بر جان غیرنظامیان ایرانی، با واکنش کاملاً منفی افکار عمومی جهان مواجه خواهد شد.

هیچ گزینه خوبی برای ایالات متحده و اسرائیل باقی نمانده است. آن‌ها می‌توانند به بمباران خود ادامه دهند، اما همچنان شاهد تشدید تنش از سوی ایران خواهند بود که به اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه آسیب می‌رساند. ایالات متحده و اسرائیل در حالی که قیمت سوخت و مواد غذایی به شدت بالا می‌رود، باید با جهان روبرو شوند. این یک خطای محاسباتی از سوی ایالات متحده و اسرائیل بود. ایران به این سادگی‌ها کمر خم نخواهد کرد. صدها سال تمدن افتخارآمیز در خطر است و رهبران ایران این را می‌دانند. آن‌ها فقط برای جمهوری اسلامی یا انقلاب ۱۹۷۹ ایران ایستادگی نمی‌کنند، بلکه برای خودِ ایران ایستاده‌اند. آن‌ها عقب‌نشینی نخواهند کرد.

https://peoplesdemocracy.in/2026/0329_pd/trump%E2%80%99s-iran-adventure-miscalculation-century