تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «902.gr»، پایگاه خبری حزب کمونیست یونان
پنجشنبه، ۱۴ مه ۲۰۲۶
«تله توسیدید» و «عدسی» که میخواهند روی مردم تنظیم کنند
نگاهی به اخبار دیدار ترامپ – شی

صدها خبر به مناسبت سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به پکن و همچنین اظهارات علنی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین و ترامپ، رسانههای شهری را غرق کرده است.
«جهانی خسته از جنگ، به دیدار پکن امید بسته است» یک عنوان شاخص است که با گزارشهایی درباره «چراغ سبزها» و ابراز تمایلهای دو رهبر در طول شام رسمی تکمیل میشود
شی از جنبش «آمریکا را دوباره بزرک کنید» (MAGA) خواست… راه «رستاخیز ملت چین» را دنبال کند، و افزود که ایالات متحده و چین «میتوانند به موفقیت یکدیگر کمک کنند و شکوفایی کل جهان را ارتقا بخشند.»
او پیش از این به طور علنی گفته بود که تنگه تایوان نیز وجود دارد و اگر این مسأله «با دقت مدیریت نشود»، دو کشور حتی میتوانند به سمت یک درگیری مستقیم سوق داده شوند. در همین راستا، او «تله توسیدید» را به عنوان بزرگترین «دوراهی» عصر حاضر مطرح کرد؛ بدین معنی که آیا ایالات متحده، که سلطه آن بر نظام امپریالیستی جهانی از سوی چین تهدید میشود، موفق خواهد شد با پکن… «همزیستی مسالمتآمیز» داشته باشد یا اینکه به سمت یک درگیری نظامی کشیده خواهد شد.
این واقعیت که احتمال یک «نبرد نهایی» که خلقها را به نابودی خواهد کشاند به طور علنی مطرح میشود، برای «عصر جنگِ» سرمایهداری یک امر «بدیهی» است.
اما، فراتر از آن، نحوه ارائه فاکتها نشاندهنده قلب کامل واقعیت است.
نبرد میان ایالات متحده و چین از هماکنون در… «تنگههای» سراسر جهان آغاز شده است.
از کانال پاناما و کانال سوئز گرفته تا تنگههای هرمز، مالاکا و تایوان، این درگیری در حال وقوع است. نبرد میان ایالات متحده-چین از هماکنون اثر خود را بر دو جبهه جنگ امپریالیستی در اوکراین و خاورمیانه بر جای گذاشته است.
اینکه آیا آنها در «تله توسیدید» خواهند افتاد یا نه، برای امپریالیستها یک موضوع انتخابی نیست. این تنها راهی است که آنها میتوانند وجود داشته باشند، زیرا وجود آنها به معنای مبارزه تا سر حد مرگ برای منافع گروههای تجاری خود، در جهت دستیابی به حداکثر سود سرمایهداری است.
تحلیلهای مختلف تلاش میکنند واقعیت را به صورت تکهتکه و جزئی بخوانند؛ با نادیده گرفتن این که حاد شدن تضادها قانون سرمایهداری است، شدت گرفتن خصومتها بازگشتناپذیر است و هیچ چیز نمیتواند «تعادل» را تضمین کند. این هرگز در تاریخ رخ نداده است.
امپریالیستها در حال آمادهسازی هستند، و مصمماند تا خلقها را در جنگهای خود به گوشت دم توپ تبدیل کنند. هر یک از «انتخابهای» آنها برای دفاع از فضاهای «حیاتی» خود و هر «ضربهای» که به رقیب خود وارد میکنند، تضادها و بنبستهای آنها را تشدید میکند. راه بازگشتی وجود ندارد…
بنابراین، مسأله این است که مردم نباید در این «عدسی» گرفتار شوند و انتظار داشته باشند غارتگرانِ جان و کارشان بتوانند آیندهای همراه با «شکوفایی مشترک» را تضمین کنند؛ بلکه باید مبارزه مستقل خود را به شکلی قاطع و بدون تاخیر بیشتر سازماندهی کنند، و در مسیر سرنگونی انقلابی این بربریت گام بردارند.
———————————————
توضیح عدالت: «تلهٔ توسیدید» در علوم سیاسی و روابط بینالملل برای توصیف وضعیتی به کار میرود که در آن یک قدرت نوظهور، جایگاه یک قدرت مسلط و حاکم را تهدید میکند و این تقابل به دلیل ترس و بدگمانی طرفین، اغلب به جنگ ختم میشود.
این مفهوم توسط دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، گراهام آلیسون، در بررسی رقابتهای استراتژیک مدرن رواج یافت. نام این تئوری از توسیدید، مورخ و ژنرال نظامی آتن باستان گرفته شده است. او استدلال میکرد که رشد قدرت آتن و ترسی که این امر در اسپارت ایجاد کرد، وقوع جنگ پلوپونز را اجتنابناپذیر ساخت.
امروزه تحلیلگران از این اصطلاح بیشتر برای توصیف خطر درگیری نظامی بالقوه میان ایالات متحده آمریکا (قدرت مسلط فعلی) و جمهوری خلق چین (قدرت نوظهور جهانی) استفاده میکنند.
