خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
۲۸ فروردین ۱۴۰۴
میراث ماریو بارگاس یوسا برای ادبیات جهان

تهران- ایرنا- ماریو بارگاس یوسا، درگذشت اما میراث او در ساختارهای نوآورانه و مضامین تازه داستاننویسی برای ادبیات جهان باقی خواهد ماند.
به گزارش روز پنجشنبه گروه فرهنگی ایرنا، خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا، نویسنده فقید آمریکای لاتین یکی از مهمترین نویسندگان معاصر جهان در قرن ۲۱ بود. او با آثار درخشانش تاثیر قابل توجهی بر ادبیات جهان گذاشت و مسیری را ترسیم کرد که توانست ریشه های ادبیات آمریکای لاتین را به ادبیات اروپا پیوند بزند. از یوسا دستاوردهای ادبی چشمگیری باقی مانده است که می تواند برای نویسندگان نسل های آینده نیز کارآمد باشد.
نویسندهای جهانگیر از غربیترین کشور آمریکای جنوبی
روی نقشه جهان، پرو در شمال شیلی و جنوب کلمبیا و اکوادور، غربیترین کشور در آمریکای جنوبی است. بسیاری پژوهشگران و منتقدان ادبی معتقدند این یوسا بود که پرو را به نقشه ادبیات جهان افزود. نویسندهای که در سال ۱۹۶۳ با «عصر قهرمان» ویژگیهای ادبی خود را نمایان ساخت اما این تنها آغاز راهی بود که نزدیک به ۵۰ سال بعد به جایزه نوبل ادبی رسید.
آثار او به معرفی ادبیات آمریکای لاتین به جهان کمک کرد و همراه با همعصران خود چون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس و خولیو کورتاسار در دوره جنبش شکوفایی ادبی آمریکای لاتین، نشان داد این منطقه داستانهایی ارزشمند برای گفتن دارد.
داریو ویلانووا، مدیر پیشین آکادمی سلطنتی زبان اسپانیولی، در گفتوگو با یورونیوز گفته است: یوسا یک نویسنده جهانی است، یک نویسنده جهان وطن که به ریشههای پرویی و همین طور اسپانیایی خود وفادار است.
یوسا مرزها را درنوردید و کار او متاثر از زندگی در پاریس، لندن و مادرید، موجب شد سنت ادبی اروپایی را با ریشههای آمریکای لاتینیاش همسو کند، جایی که واقعگرایی و تکنیکهای روایی برای نگارش آثاری ماندگار کنار هم جمع شدند. این نویسنده با ساختارهای پیچیده داستانی، روند زمانی غیرخطی و روایتگران متعدد، چالش ادبی تازهای را تجربه کرد. این نوآوریها، مرزهای سنتی داستاننویسی را گسترش داد و الهامبخش نویسندگان بیشماری در سراسر جهان شد تا در روایت داستانهای خود بلندپروازی کنند.
از سوی دیگر مضامین آثار او نیز فضای جدیدی برای داستاننویسی را میسازند، آثار داستانی او به نقد سوءاستفاده از قدرت، ایدئولوژیگرایی و تشویق به کنشگری فردی میپردازند و ادبیات را به ابزاری برای سیاسی اندیشیدن بدل میکنند.
میراث ماریو بارگاس یوسا برای ادبیات جهان
آنچه برای ادبیات جهان باقی ماند
یوسا میراثی از خود بهجا گذاشت که نهفقط به عنوان رماننویسی در سطح جهانی، بلکه به عنوان متفکری که یادآور قدرت داستاننویسی برای کاوش در حقیقت، قدرت و آزادی است، باقی خواهد ماند.
بارگاس یوسا همیشه درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی بود. تحول فکری او، از حمایت از انقلاب کوبا تا نقد شدید استبداد، بُعدی فلسفی و سیاسی به آثارش بخشیده است. او از معدود نویسندگانی است که ادبیات و سیاست را بههم پیوند داد و در سال ۱۹۹۰ نامزد ریاست جمهوری پرو شد و با وجود شکست، همچنان از دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر دفاع کرد.
یوسا بهدلیل «نقشهبرداری از ساختارهای قدرت و تصاویر تیزبینانهاش از مقاومت، شورش و شکست فردی» برنده جایزه نوبل شد. این جایزه جایگاه او را در قله ادبیات تثبیت کرد و نشان داد گرچه نوشتههای وی در فرهنگ و سیاست آمریکای لاتین ریشه دارد؛ اما موضوعات آثارش، قدرت، فساد، مبارزه با بیعدالتی، عشق، تاریخ و تقابل میان آرمانها و واقعیت، جنبهای جهانی دارند.
بارگاس یوسا افقهای ادبیات را گسترش داد و نشان داد یک رمان میتواند همزمان هنری، سیاسی و در سطح جهانی قابل درک و دریافت باشد، اکنون او رفته است اما میراث او در ساختار ادبی نوآورانه و مضامین داستاننویسی معاصر جهان همچنان باقی خواهد ماند.
یوسا که بود؟
ماریو بارگاس یوسا، در ۲۸ مارس سال ۱۹۳۶ (۸ فروردین ۱۳۱۵) در آرکیپای پرو به دنیا آمد. ۱۰ سال اول زندگی وی همراه با مادرش در بولیوی گذشت؛ اما پس از آن که پدربزرگش مقام دولتی مهمی در پرو به دست آورد، همراه مادرش در سال ۱۹۴۶ (۱۳۲۵) به سرزمینش بازگشت.
دوران کودکی او با سختی سپری شد. در ۱۴ سالگی پدرش وی را به دبیرستان نظام فرستاد که تأثیری ژرف بر او گذاشت و ایده نخستین رمانش را در ذهن او پروراند.
بارگاس یوسا در رشته هنرهای آزاد دانشگاه لیما فارغ التحصیل شد و سپس از دانشگاه مادرید در رشته ادبیات درجه دکترا گرفت. وی در نوزده سالگی با خولیا اورکیدی، که یکی از نزدیکانش و سالها از او بزرگ تر بود، ازدواج کرد و در بیست سالگی اولین داستانش منتشر شد.
در سال ۱۹۶۴ از خولیا جدا شد و در ۱۹۶۵ با پاتریشیا آشنا شد که او را «بانوی زندگی» نامید و ازدواج آنها تا سال ۲۰۱۵ پایدار بود.
شهرت یوسا با نخستین رمانش، «سالهای سگی» آغاز شد. رمانی که در آن به تجربه های سختش در خدمت نظامی پرداخت و به این ترتیب جهان خیلی زود با دوره طلایی ادبیات آمریکای لاتین آشنا شد.
بارگاس یوسا در سال ۲۰۱۰ توانست جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند و در سال ۲۰۲۲ به آکادمی فرهنگ و زبان فرانسه در پاریس پیوست. وی در پاییز ۲۰۲۳، بازنشستگیاش را با یادداشتی کوتاه در پایان آخرین رمانش «تقدیم به سکوت» اعلام کرد و در دسامبر همان سال نیز با ستوننویسی خداحافظی کرد و آخرین مطلبش پس از ۳۳ سال در روزنامه «الپائیس» منتشر شد.
خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا روز یکشنبه (۲۴ فروردین) در سن ۸۹ سالگی در بارسلون درگذشت.
***
عصر ایران
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
ماریو بارگاس یوسا درگذشت؛ نویسنده ای که مسئولیت اجتماعی را با جسارت تخیل در میآمیخت
یوسا در آثارش مرز میان داستان و زندگی را محو کرد. نشان داد که چگونه میتوان از دل یک روایت ساده، سازوکارهای نظامهای سیاسی و شکستهای اخلاقی و تناقضهای فردی را به فهم و بیان درآورد. ادبیات برای او صرفاً ساختن جهانهای خیالی نبود؛ تمرینی بود برای خوانش واقعیت با نگاهی ژرفتر.
عصر ایران – ماریو بارگاس یوسا از میان ما رفت؛ نویسندهای که ادبیات را نه سرگرمی که ابزار تحلیلِ جهان و مداخله در آن میدید. صدای او از آن صداهایی بود که از درون زبان، سیاست و قدرت و واقعیتهای اجتماعی را پژواک میداد و تلاش میکرد تا از طریق داستان، پیچیدگی نظمها و بینظمیها را روایت کند.
یوسا در آثارش مرز میان داستان و زندگی را محو کرد. نشان داد که چگونه میتوان از دل یک روایت ساده، سازوکارهای نظامهای سیاسی و شکستهای اخلاقی و تناقضهای فردی را به فهم و بیان درآورد. ادبیات برای او صرفاً ساختن جهانهای خیالی نبود؛ تمرینی بود برای خوانش واقعیت با نگاهی ژرفتر.
با مرگ یوسا بخشی از سنت نویسندگانی که مسئولیت اجتماعی را با جسارت تخیل درهم میآمیزند، خاموشتر میشود. اما متون او باقی میمانند: سندهایی از قرنی پرآشوب، و نشانههایی از اینکه چگونه میتوان هم نوشت، هم اندیشید، و هم ایستاد.
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برنده جایزه نوبل اهل پرو درگذشت
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات و سیاستمدار اهل پرو روز یکشنبه ۱۳ آوریل در سن ۸۹ سالگی در لیما، پایتخت این کشور درگذشت. آقای یوسا آخرین بازمانده جنبش «بوم»، جنبش ادبی دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ آمریکای لاتین و از برجستهترین نویسندگان اسپانیایی زبان بود.
ماریو بارگاس یوسا در طول شش دهه فعالیت در رمانهایش به استبداد، فساد و افراطگرایی در آمریکای لاتین پرداخت.
به گزارش یورو نیوز؛ شهرت جهانی ماریو بارگاس یوسا با انتشار نخستین رمانش به نام «زندگی سگی» آغاز شد. آقای یوسا در این اثر تجربههای تلخ دوران تحصیل در مدرسه نظامی را به تصویر کشید. این کتاب آغازی بر ورود او به جنبش بزرگ و تاثیرگذار ادبیات آمریکای لاتین، موسوم به «بوم» بود. این جنبش از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی آغاز شد و نگاه جهان را متوجه ادبیات و مسائل اجتماعی این قاره کرد. در این دوره، نویسندگانی مانند گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس و خولیو کورتاسار در کنار ماریو بارگاس یوسا، نسل طلایی نویسندگان آمریکای لاتین را شکل دادند.
با وجود اشتراکات مفهومی میان نویسندگان این دوره که بیشتر با پرداختن به رنجها، تبعیضها و بیعدالتیهایی که بر مردم بومی آمریکای لاتین گذشته، شناخته میشوند، آثار آقای یوسا از نظر سبک تفاوتهای اساسی با سایر نویسندگان جنبش «بوم» دارد.
آقای یوسا برخلاف بسیاری از چهرههای این جریان چون گابریل گارسیا مارکز، پیرو سبک رئالیسم جادویی نیست و واقعیت را با عناصر جادویی ترکیب نمیکند. گرچه تخیل در آثار او نقش مهمی ایفا میکند، اما همانطور که خود گفته، تخیل او بر پایه واقعیت است.
آقای یوسا برای خلق داستانهایش از شخصیتهای واقعی الهام میگرفت و سبک او ترکیبی از نبوغ داستاننویس و دقت زندگینامهنویس است.
از آثار برجسته ماریو بارگاس یوسا میتوان به «سور بز» اشاره کرد. آقای یوسا در این رمان سیاسی به روایت واپسین روزهای حکومت دیکتاتوری «رافائل تروخیو» در جمهوری دومینیکن و نقشه ترور او میپردازد. «سور بز» در ایران با ترجمه عبدالله کوثری و توسط نشر نی به چاپ رسیده است.
«جنگ آخرالزمان» دیگر اثر مشهور این نویسنده پرویی است که شورشی خونین یک فرقه مذهبی در برزیل را در قرن نوزدهم روایت میکند.
ماریو بارگاس یوسا پیوسته مینوشت. به گزارش والاستریت ژورنال، او حتی در سن ۸۰ سالگی هر روز دست به قلم بود.
آقای یوسا در گفتگویی با پاریس ریویو گفته است: « نوشتن در ذات من است. اگر ننویسم، بیهیچ تردیدی مغزم را منفجر میکنم.»
آقای یوسا در جوانی مجذوب فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا بود اما کمی بعد از جنبش کمونیسم فاصله گرفت و در کنار احزاب راستگرا در تشکیل «جنبش آزادی» سهیم شد. او در سال ۱۹۹۰ نامزد انتخابات پرو شد، اما رقابت را به آلبرتو فوجیموری واگذار کرد. آقای یوسا پس از این شکست از سیاست کنارهگیری کرد.
جایزه نوبل ادبیات
ماریو بارگاس یوسا در هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰، پس از این که برای ۲۰ سال نامش به عنوان نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات مطرح بود، برنده این جایزه شد. او نخستین نویسنده اهل آمریکای لاتین بود که پس از گابریل گارسیا مارکز برنده نوبل ادبیات شده است. آقای مارکز در سال ۱۹۸۲ این جایزه را کسب کرد.
آقای یوسا در سخنرانی دریافت جایزه نوبل خود گفت: «نوشتن رمان مثل این است که برای روزها، هفتهها و ماهها با زنی که دوستش داری عشقبازی کنی، همانقدر سرگیجهآور است.»
آلوارو بارگاس یوسا، پسر این نویسنده فقید پرویی شامگاه یکشنبه ۱۳ آوریل خبر درگذشت پدرش را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد.
آلوارو بارگاس یوسا نوشت: «با اندوهی عمیق اعلام میکنیم که پدرمان، ماریو بارگاس یوسا، امروز در لیما و در میان خانوادهاش، به آرامی از دنیا رفت.»
او افزود: «درگذشت او بستگان، دوستان و خوانندگانش در سراسر جهان را اندوهگین خواهد کرد، اما امیدواریم همانطور که ما آرامش مییابیم، دیگران نیز در این حقیقت تسلی یابند که او زندگیای طولانی، ماجراجویانه و پربار داشت و مجموعهای از آثار از خود بهجا گذاشت که از عمر او فراتر خواهد رفت.»
آلوارو بارگاس یوسا همچنین گفت که مطابق درخواست پدرش مراسم عمومی برگزار نخواهد شد و طبق وصیت او، پیکرش سوزانده میشود.
ماریو بارگاس یوسا درباره مرگ گفته بود: «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه.»
آلوارو بارگاس یوسا نوشت: «با اندوهی عمیق اعلام میکنیم که پدرمان، ماریو بارگاس یوسا، امروز در لیما و در میان خانوادهاش، به آرامی از دنیا رفت.»
***
هممیهن
۲۶ فروردین ۱۴۰۴
همیشـه منتقــد/ماریو بارگاس یوسا، غول ادبیات که گفته بود «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه» دیروز درگذشت
داستان نوشته و خوانده میشود تا زندگیهایی را در اختیار انسانها بگذارد که از نداشتن آنها ناراضیاند»؛ این جملات از یوساست؛ درباره قدرتی که ادبیات برای تغییر کیفیت زندگی دارد. روز گذشته ماریو بارگاس یوسا در زادگاهش پرو، بهدلیل کهولت سن درگذشت.
همیشـه منتقــد/ماریو بارگاس یوسا، غول ادبیات که گفته بود «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه» دیروز درگذشت
سوسن سیرجانی
خبرنگار فرهنگ
«داستان نوشته و خوانده میشود تا زندگیهایی را در اختیار انسانها بگذارد که از نداشتن آنها ناراضیاند»؛ این جملات از یوساست؛ درباره قدرتی که ادبیات برای تغییر کیفیت زندگی دارد. روز گذشته ماریو بارگاس یوسا در زادگاهش پرو، بهدلیل کهولت سن درگذشت. یوسا علاوه بر کارنامه کاری پربارش، زندگی پرفرازونشیب سیاسی و اجتماعی نیز داشت که همین مسیر زندگی، او را تبدیل به کسی کرده بود که از واقعیت مینوشت.
در سالهایی که بیشتر نویسندگان آمریکای لاتین ازجمله گابریل گارسیا مارکز، به سوی جنبشهای ادبی و نوگرایی رفته بودند، یوسا قصهها و آدمهای واقعی را دستمایه رمانهای خود قرار میداد. تاثیر او بر ادبیات جهان و از سوی دیگر تغییر نگاه به آمریکای لاتین، انکارناپذیر است. حالا دیگر یوسا در جهان نیست و آرام گرفته. اما هنوز هم بخشی کوتاه از رمانهای سیاسی او میتواند تا مدتها ذهن را درگیر مفاهیم عمیقی مانند تاثیر تصمیمگیریهای اشتباه و دیکتاتوری بر نفوذ خرافه، فقر و کاهش سطح کیفیت زندگی مردم کند.
مدرسه نظام، جایی برای شکلگیری جهانبینی
ماریو بارگاس یوسا متولد سال ۱۹۳۶ بود. یعنی سهساله بود که جنگ جهانی دوم شروع شد. پرو زادگاه یوسا از ابتدای جنگ با آمریکا متحد شده بود، اما طلاق پدر و مادر یوسا باعث شد تا پایان جنگ جهانی، او با مادرش در بولیوی زندگی کند. بعد از جنگ و به دلایلی خانوادگی، یوسا به پرو بازگشت و پدرش او را به مدرسه نظام فرستاد. او زندگی عجیبی را در این مدرسه گذراند، روزهایی که در ابتدای نوجوانی نگاه او را به جهان و جغرافیایی که در آن زاده شد و زندگی میکرد، شکل داد. یوسا از ۱۹ سالگی شروع به نوشتن کرد و اولین داستانش در مجلات چاپ میشد. اما شاید «سالهای سگی» ـ اولین رمان جدی و مشهور او ـ را بتوان شروع شهرت جهانی این نویسنده دانست. رمانی که آن را براساس شرایط موجود در یک مدرسه نظامی در پرو نوشت و در آن علاوه بر رنج تحمیلشده بر شاگردان، سیستم فاسد نظامی کشور را هم به نقد کشید.
رمان «سالهای سگی» با روایتی غیرخطی و زاویهدید چندگانه نوشته شد. پس از انتشار این رمان، مدیریت مدرسه نظامیای که یوسا در آن درس خوانده بود، نسخههای بسیاری از کتاب را سوزاند و نگارش آن را اقدام علیه پرو خواند؛ اما این اثر با استقبال زیادی از سوی خوانندگان مواجه شد و در سال ۱۹۶۳ جایزه کریتیکا اسپانیولا را گرفت. این اثر با نام «The Time of the Hero» به انگلیسی ترجمه شده است.
زندگی در اروپا و تلاش برای شناخت بیشتر جهان
ماریو بارگاس یوسا، در اواخر دهه ۵۰ میلادی مدرک دکترای خود را از دانشگاه مادرید اسپانیا گرفت و پس از آن برای زندگی و کار به پاریس مهاجرت کرد. زندگی، ترجمه و تدریس در اروپای دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی، فرصت بیشتر نوشتن و دیدار با نویسندگان بزرگ مثل بورخس و فوئنتس را برای یوسا فراهم کرد. او در سال ۱۹۶۹ یکی از مشهورترین آثار خود یعنی رمان سیاسی «گفتگو در کاتدرال» را به زبان اسپانیایی منتشر کرد.
رمانی که پس از یکدهه زندگی در اروپا، باعث شده بود که با نگاهی منتقدانه و رادیکال به سیاستهای کشور زادگاهش بپردازد. او در این کتاب قطور، سازوکارهای قدرت حاکم را به نقد میکشد. داستان کتاب در دهه ۱۹۵۰ میلادی و در دوران حکومت دیکتاتوری مانوئل آپولیناریو اودریا آمورتی در پرو میگذرد و نقش مخرب نظام دیکتاتوری را عریان به تصویر میکشد. آن هم نه بهشکلی شعارگونه، بلکه در خلال گفتوگویی میان دو فرد در یک کافه که از آنچه دیکتاتوری بر سر زندگیشان آورده، حرف میزنند. این کتاب یکی از آثار محبوب یوسا در ایران است.
بازگشت به وطن
در اواسط دهه ۷۰، یوسا که دیگر تبدیل به نویسنده مشهور و صاحبسبک در جهان شده، به زادگاهش پرو برمیگردد. او حالا به دانشگاهها و محافل ادبی مهم دنیا دعوت میشود و حتی مدتی به ریاست انجمن قلم آمریکا برگزیده میشود. اما هنوز قلمش درگیر مصائبی است که بر جغرافیایی که در آن زاده شده، میگذرد. در این دوران، رمانی مینویسد از یکی از افراد عجیب زندگیاش؛ یعنی همسر اولش که ۱۸ سال از خودش بزرگتر بوده و نامش را میگذارد «عمه خولیا و میرزابنویس». کتاب براساس شخصیت واقعی و داستانهای واقعی در بستر تاریخی پرو اتفاق افتاده اما شبیه آثار رادیکال پیشین او نیست.
چهار سال پس از این کتاب، در ۱۹۸۱ شاهکار ماریو بارگاس یوسا خلق میشود؛ کتابی «جنگ آخر زمان» که بیش از ۹۰۰ صفحه است. یوسا در این رمان تراژیک، ماجرایی ساخته ذهن خودش از اتفاقات واقعی جنگ کانودوس را روایت کرده است. جنگی فاجعهبار در برزیل قرن نوزدهم میلادی. این کتاب اولین رمان یوساست که داستانش در جایی غیر از کشور زادگاهش میگذرد. رمان «جنگ آخر زمان»، حکایتی از تاریخ انقلابی آمریکای لاتین، داستانی فراموشنشدنی درباره خشونت و تباهی ناشی از تعصبات کور است.
دوران فعالیتهای سیاسی
یوسا تمام زندگیاش منتقد سیاسی بود. مدتی در اوایل دهه ۷۰ طرفدار فیدل کاسترو بود اما پس از مدتی، از او رویگردان شد. همین موضوع و نقدهایش بر آثار مارکز هم باعث شد اختلافی عمیق بین این دو نویسنده آمریکای لاتین به وجود بیاید. نگاه منتقدانه یوسا به سیاست، او را به سمتی برد که در سال ۱۹۹۰ کاندیدای ریاستجمهوری پرو شد. او در این انتخابات طرفداران زیادی داشت، اما درنهایت رقابت را به آلبرتو فوجیموری ـ یک ژاپنیالاصل ـ باخت. این موضوع یوسا را مجاب کرد که از سیاست فاصله بگیرد و به همین دلیل از آن سال تا پایان زندگیاش دیگر هیچ فعالیت سیاسی نداشت. اما نداشتن فعالیت سیاسی به این معنا نبود که نگاه منتقدانهاش را از سیاست حاکم بردارد. او ۳۰ سال بعد از «گفتگو در کاتدرال» دوباره سراغ یک حکومت دیکتاتوری دیگر رفت و با نوشتن رمان مشهور «سور بز» به دیکتاتوری حاکم بر کشور دومینیکن پرداخت.
جایزه نوبل در دستان یوسا
هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ وقتی یوسا برای دریافت جایزه نوبل ادبیات به بالای صحنه رفت، گفت: «نوشتن رمان مثل این است که برای روزها، هفتهها و ماهها با زنی که دوستش داری عشقبازی کنی، همانقدر سرگیجهآور است.» او پس از ۲۰ سال که نامش هربار برای دریافت جایزه نوبل ادبی مطرح بود، بالاخره در سن ۷۴ سالگی به این جایزه دست پیدا کرد. پس از مارکز، او دومین نویسنده ادبیات لاتین بود که به این جایزه رسیده بود.
یوسا همیشه در صحبتهایش درباره مرگ این جمله را تکرار میکرد: «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه.» او دیروز در ۸۹ سالگی جهان را ترک کرد.
