دنیای ما
نویسنده: فرهاد عرفانی – مزدک
۱۶ آبان ۱۳۸۶
مشروعیت اخلاقی در مبارزه سیاسی
پایبندی به اخلاق در مبارزهء سیاسی، بخصوص در جهانی که بورژوازی و ارزشهایش، برآن حاکم است، کمی غریب بنظر میآید! اما آن واقعیت، بهیچوجه نافی این حقیقت نیست که: مبارزهء بدون پایبندی به اصول تثبیت شدهء اخلاقی ِ در بین بشریت، پشیزی نمیارزد! و هر چقدر هم با توپ و تانک تبلیغاتی و روضهء نظری آن را حمایت کنیم، قادر نخواهیم بود که این فرزند نامشروع همآغوشی فرصتطلبی و خیانت را غسل تعمید دهیم!!
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق، بخشی از جریانهای سیاسی در جهان، که در حد فاصل خلأ موجود در بین دو بلوک قدرت، به بندبازی مشغول بودند! بعلاوهء جریانات سرخورده از مبارزهء آرمانی و همچنین آنانی که اظهار پایبندی به افکارچپ برای ایشان، تنها، سکوی پرتاب به قدرت بود، در یک دگردیسی آشکار و بیپرده، به چنان ورطهای از انحطاط سیاسی در غلتیدهاند که واقعأ حیرتانگیز مینماید. بر این اساس، هر چه از جهان آرمانها و آرمانگرائی فاصله میگیریم، تو گوئی به همان میزان، سقوط در منجلاب سیاستبازی و حقهبازی ِ دستیابی به قدرت، به هر قیمت، سرعت و شدت بیشتری میگیرد.
جریاناتی که تا دیروز، دشمنان خود را به عدم پایبندی به اصول اولیه اخلاقی و انسانی در مبارزهء سیاسی متهم کرده، و درست بر همین اساس، قدرت ایشان و حاکمیتشان را فاقد مشروعیت قلمداد میکردند، اینک، خود به همان موارد اتهام، آویزان میشوند، بلکه از خوان قدرت، سهمی ببرند.
آنها میگویند؛ دشمنان ما، شکنجه و اعدام میکنند و حقوق اولیه و مدنی ما را زیر پا میگذارند، بر این اساس، قدرت ایشان فاقد مشروعیت است و باید بزیر کشیده شود! تا اینجای کار، البته که ایشان حق دارند و تلاش آنها در جهت احقاق حقوق، البته که مشروع و اخلاقی است، ولی مشکل از آنجا شروع میشود که این مبارزین راه آزادی و عدالت، در راه رسیدن به اهداف مشروع خود، میخواهند از وسائل و ابزار نامشروع و غیرموجه استفاده کنند! این ابزار نامشروع عبارتند از: (یاری طلبیدن، و تکیه و وابستگی به نظامها و دولتهائی که خود، قدرتهائی فاقد مشروعیت، و حامی نظامهای غیر مردمی و غیر دمکراتیک هستند).
جنگ طلبی و دعوت از بیگانگان، برای دخالت در امور داخلی کشور، و تحریم و بمباران مردم، و جاسوسی و پذیرش کمکهای مالی و تدارکاتی از ایشان (که صد البته فی سبیلالله نمیباشد!).
تکیه بر ایدهها و تفکرات نژادپرستانه و قومگرایانه و پراکندن بذر نفرت و ایجاد تفرقه در بین مردم. تهمت و افترا و دروغگوئی (هم نسبت به شخصیتهای حقیقی و حقوقی و هم گروههای سیاسی )، دشمنی با تاریخ و فرهنگ و هویت ملی هموطنان خویش….
همانگونه که میبینید، آنها چنین میاندیشند که نفس غیرمشروع بودن حاکمیت سیاسی، میتواند دلیل کافی، و توجیهگر زیرپا گذاشتن همهء اصول اخلاقی و مشروع، در مبارزه باشد!!! بی خبر از آنکه؛ تنها چیزی که اتفاقأ یک مبارزهء آزادیخواهانه، عدالتطلبانه و انساندوستانه را مشروعیت میبخشد، همان میزان پایبندی به صداقت و درستی و پاک بودن، و انسانی بودن ابزارهائی ست که برای مبارزه انتخاب میشود!
چگونه میتوان حاکمیتی را به دروغ گفتن متهم کرد آنگاه برای بزیر کشیدن آن دروغگو، به دروغ متوسل شد ؟!
چگونه میتوان حاکمیتی را به نقض آزادی متهم کرد، آنگاه منتقدین خویش را محدود کرد و بباد تهمت و اتهام گرفت ؟!
چگونه میتوان حاکمیتی را به وطنفروشی و غارت و چپاول اموال عمومی و عدم تعهد ملی متهم کرد، ولی خود به جاسوسی پرداخت و از دشمنان میهن یاری طلبید و چپاول ایشان را جامهء مشروعیت پوشاند ؟!
یک نگاه گذرا به مواضع برخی از مخالفین جمهوری اسلامی نشان میدهد که چگونه این جریانها، که زمانی خود را پرچمدار شرافت و انسانیت و عدالت و آزادی معرفی میکردند، اکنون به شبکههای جاسوسی و عملیاتی دشمنان مردم ایران تبدیل شدهاند! جالب اینجاست که رهبران این جریانها اغلب متعجباند که؛ چگونه است که سیاستها و برنامههایشان با عدم اقبال عمومی مواجه میشود؟! غافل از اینکه نمیدانند مردم، همه چیز را زیر ذرهبین دارند! مردم ایران، مردمی زیرک و در عین حال، مار گزیدهاند!! آنها دیگر به کسی سواری نمیدهند و به راحتی زیر علم کسی سینه نمیزنند !!
شاید بسیاری از رهبران جریاناتی مانند سازمان مجاهدین، حزب دمکرات کردستان، گروههای «سیا» ساختهء؛ جریان ملی آذربایجان جنوبی؟!، الاحواز؟!!!، جندالله بلوچستان، پژاک و فرقههای ریز و درشتی که سر در آخور امپریالیسم دارند، خود ندانند که تا چه حد دیدگاههایشان، مورد تمسخر و استهزاء مردم قرار میگیرد و نسبت به آنها ابراز انزجار میشود ؟
آنها تصور میکنند، همینکه جنایات و ظلم حاکمیت را در ویترین قرار دهند، کافیست تا مردم خیانت و جنایت و خباثت ایشان را در جاسوسی و وطنفروشی، ندیده بگیرند!!! و مشروعیت آنها را در مبارزه بپذیرند! در حالیکه مردم ایران، به همان اندازه که حاکمیت غیرموجه جمهوری اسلامی را فاقد مشروعیتمی دانند، مبارزهء این گروهها و فرقههای خائن را نیز فاقد مشروعیت دانسته، از آن منزجرند!
***
هدف، وسیله را توجیه نمیکند! مشروعیت وسیله، به همان اندازهء مشروعیت هدف، اهمیت دارد.
یک گروه سیاسی، اگر بخواهد اعتماد مردم را جلب کند ، راهی ندارد جز اینکه در عمل نشان دهد که؛ حاضر نیست به هر وسیلهء نامشروعی برای رسیدن به هدف مشروع خود دست یازد.
حقانیت مبارزه، با میزان پایبندی اخلاقی شما به شعارهایتان، رابطه مستقیم دارد.
مردم شعارهایتان را میشنوند، اما وقتی میخواهند تصمیم بگیرند، به اعمالتان مینگرند!
کسی که تخم نفرت میپراکند، نمیتواند داعیهدار مهر و محبت و عدالت باشد!
کسی که نوکری و جاسوسی میکند، نمیتواند به مردم خود، عزت نفس و آزادی و استقلال، هدیه کند!
وطنفروش، نمیتواند ادعای ملیگرائی و قومدوستی و صیانت از فرهنگ مردم را داشته باشد !…
مشروعیت اخلاقی در مبارزه سیاسی، تنها از طریق پایبندی به فضائل انسانی و استقامت در مبارزه کسب میشود!
صداقت در گفتار و عمل، استقلال در اتخاذ تصمیم و تعهد نسبت به مردم و سرنوشت و منافع ایشان و همچنین تلاش در جهت بازگرداندن قدرت انتخاب و اختیار به مردم، بنمایهء آن رفتاری است که برای یک جریان سیاسی، مشروعیت اخلاقی ایجاد میکند!
۱۶_۸_۱۳۸۶
