من بهعنوان یک اقتصاددان، میتوانم به راحتی و با اطمینان ۱۰۰ درصد بگویم که اگر از زمان فروپاشی اتحاد شوروی یک «معجزه» اقتصادی رخ داده باشد، ظهور چین نیست، بلکه این واقعیت است که کوبا فرو نپاشیده است. این واقعیت که علیرغم مشکلات بزرگ، سوسیالیسم هنوز در کوبا زنده است، با علم اقتصاد قابل توضیح نیست.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: نوزت اوریم اونال
۲۶ سپتامبر ۲۰۲۴
بدهی ما به کوبا
آخر هفته گذشته، ما شاهد برگزاری سمپوزیومی بودیم که نشان میداد چگونه محاصره اقتصادی که امپریالیسم آمریکا برای چندین دهه بر کوبا تحمیل کرده است، آسیب بزرگی به مردم این جزیره وارد کرده است. یک هیأت جامع از کوبا اثرات مخرب محاصره را هم به صورت کلی، و هم از نظر اقتصادی، قانونی و بر وضعیت جوانان تشریح کرد.
امپریالیسم آمریکا از همان روزی که انقلاب کوبا تأسیس شد، سعی در خفه کردن آن داشته است؛ و با محاصرهای که اعمال کرده است، نه تنها کوبا را از برقراری روابط اقتصادی با هر شرکت یا بازیگر دیگری در ایالات متحده باز میدارد، بلکه با ممانعت از پهلوگیری کشتیها در بنادر ایالات متحده و ممانعت از انجام معاملات بانکهای بینالمللی با کوبا، جزیره را از نظر اقتصادی تقریباً کاملاً منزوی میکند.
من بهعنوان یک اقتصاددان، میتوانم به راحتی و با اطمینان ۱۰۰ درصد بگویم که اگر از زمان فروپاشی اتحاد شوروی یک «معجزه» اقتصادی رخ داده باشد، ظهور چین نیست، بلکه این واقعیت است که کوبا فرو نپاشیده است. این واقعیت که علیرغم مشکلات بزرگ، سوسیالیسم هنوز در کوبا زنده است، با علم اقتصاد قابل توضیح نیست.
توضیح این «معجزه» به این صورت است: در نتیجه نظم اجتماعی که انقلاب کوبا ایجاد کرد، کرامت انسانی دیگر یک موضوع فردی نبود و به ایدئولوژی مردم تبدیل شد، و نیروی عظیمی پدید آمد. این، چنان نیرویی است که یک نوجوان، تقریباً یک کودک، از به ارث نهادن یک کوبای بهتر برای فرزند خود صحبت میکند، هرچند که میداند وقتی به خانه برمی گردد، چند روز در هفته برق نخواهد داشت. یکی از نمایندگان پارلمان توضیح میدهد که حتی اگر در خانه او خمیردندان نباشد، اقتصاد کوبا، علیرغم محاصره ، به تأمین شیر رایگان برای کودکان ادامه خواهد داد.
و آنها با گفتن اینها لبخند میزنند. زیرا صدها مدل مختلف تلفن ندارند که فکر کنند اگر کمی کُند کار کرد، بلافاصله آن را با یک گوشی جدید جایگزین کنند، اما آنها غرور دارند. آنها توانستهاند به درختی تبدیل شوند که آزاد و بدون خم شدن، در قارهای زندگی میکند که در کل از آن به عنوان «حیاط خلوت» یاد میشود، و آمادهاند برای آن هر چیز دیگری را از دست بدهند.
آنها این را فقط برای خودشان انجام نمیدهند. مبارزه آنها به هر کس در سراسر جهان، که از شرافت خود دست بر نمیدارد امید میدهد. مردم نام فرزند خود را فیدل میگذارند. جوانان به اعضای باند بیشرفی که اسلحه را به سوی مظلومان نشانه میروند غبطه نمیخوردند، بلکه به کاسترو و رفقایش که اسلحه را به سمت قدرتمندترین حاکمان نشانه میروند حسادت میکنند. در سرتاسر جهان، مردم از هر سنی، که با نظام مالکیت خصوصی احاطه شدهاند، برای یک لحظه با موسیقی، رقص و موهیتوهای این جزیره محاصره شده نفس راحتی میکشند. (موهیتو یک نوع نوشیدنی است که با مخلوط کردن آب گازدار، برگ نعناع، شکر، رام سفید و آبلیمو تهیه میشود- عدالت).
هر یک از ما برای بخشی از امید خود وامدار کوبا هستیم.
***
رمز مقاومت فداکارانه کوبا در این است که سیاستِ فعال یک ابزار چانه زنی نیست که در پشت درهای بسته، جدای از مردم تعیین شود، بلکه یک فعالیت اجتماعی است که همه در آن مشارکت دارند. این به بیش از یک دلیل توسط سوسیالیسم به دست آمده است. اول، هیچکس نمیتواند به دلیل ثروتمند بودن سر و صدا کند؛ همه باید انتظارات خود به گونهای تعیین کنند، که همنوعان خود را که با او برابرند را متقاعد نماید. دوم، دموکراسی سوسیالیستی کانالهایی برای مشارکت در همه روندهای سیاسی، از موضوعات عملی محلی تا مرکزیترین تصمیمات قانونگذاری، از جمله ترمیم قانون اساسی، فراهم میکند. مشارکت هیچکس در سیاست محدود به رای دادن یا «پا را از گلیم خود درازتر کردن» نیست. سوم، در نظام سوسیالیستی طبقه سرمایه استثمارگر وجود ندارد و کارگران را به هفتاد یا هشتاد ساعت کار در هفته مجبور نمیکند، و همه انرژی انها را نمیگیرد، و زندگی روزمره مردم را در خانههایشان حبس ، و آنها گوشهگیر و منزوی نمیسازد. از این راه، مردم برای مشارکت در سیاست تمایل، انرژی و زمان دارند.
شما چیزی را میپذیرید که بخشی از آن هستید. اکثریت قریب به اتفاق مردم کوبا پذیرای سوسیالیسم هستند، زیرا هر روز آن را تجربه میکنند، با آن زندگی میکنند، و میدانند که استقلال کشورشان به آن بستگی دارد. به همین دلیل است که با وجود اینکه بسیار فقیرند، از سوسیالیسم و کشور خود دست بر نمیدارند.
چقدر با زندگی ما متفاوت است، اینطور نیست؟ در کشور ما، نه تنها در روندهای قانونگذاری مرکزی، بلکه حتا در مجامع عمومی آپارتمانها نابرابری وجود دارد. کسانی که سه آپارتمان دارند سه رأی دارند. حتا اگر شهردار منطقهای که در آن زندگی میکنید یک سوسیال دموکرات باشد، وقتی در یک جلسه در محلهای که او ادعا میکند «ما با هم مدیریت خواهیم کرد» برگزار کرده است از بپرسید «چرا حقوق کارگران شهرداری پرداخت نمیشود؟»، این پاسخ را دریافت میکنید که «این به شما مربوط نیست.»[۱]
کانالهای مشارکت در سیاست بسته است زیرا سیاست فعالیت ثروتمندان برای محافظت و افزایش ثروت آنهاست. آنها نه تنها از طریق فساد اینرا را انجام می دهند، بلکه راهها نیز در این جهت هموار شدهاند.
وقتی اینطور است، برخی از ما به کلاهبرداران نظام تکیه میکنیم، برخی از ما ناراحت میشویم و در تنهایی خود عقب مینشینیم، برخی از ما به فکر رفتن میافتیم، و حتا میرویم. اما در نظامی که ما در آن زندگی میکنیم، نه تنها در ترکیه، بلکه در سراسر جهان، مردم عادی از سیاست کنارهگیری میکنند و به ویژه در میان جوانان، میزان مشارکت در انتخابات نزولی است. چون حرف ما ارزشی ندارد، در این نظام هرکس به اندازه دارایی خود ارزش دارد، و ما، که اکثریت قریب به اتفاق را تشکیل میدهیم هیچ ثروتی نداریم.
وطن یک قطعه زمین نیست، وطن یک هستی سیاسی است. ما اگر در سیاست نباشیم، واقعاً وطن نداریم.
اما لیبرالها دروغ میگویند؛ وقتی انسان بیجا، بیخانمان و بیریشه باشد، آزاد نمیشود، کوچک میشود.
به همین دلیل است که ما وقتی به کوباییها نگاه میکنیم از درون احساس گرما میکنیم. آنها سرزمینی دارند، که نه تنها با اشتیاق، بلکه با آرزوهای نیک، برای آزادی، برابری، عدالت، استقلال و نه تحقیر و خواری از آن دفاع میکنند.
از اینرو است که آنها در شرایط بسیار دشوار، نه تنها برای خود، بلکه برای همه ما یک امید هستند.
ما وامدار آنها هستیم.
***
دو راه برای بازپرداخت این وام وجود دارد.
اول، ما باید از کوبا دفاع کنیم. انقلاب کوبا در مبارزۀ بشریت علیه امپریالیسم و استثمار بسیار جلوتر است، و پرچمی را در جوار دژ امپریالیسم برافراشته است و از ۱۹۵۹ از آن سنگر دفاع میکند. کوبا ممکن است جزیره کوچکی باشد، اما این واقعیت که به امپریالیسم آمریکا بسیار نزدیک است و به گونهای درخشان، شرافتمندانه و مشروع میجنگد، آن را به خاری در چشم یک شیر تشنه به خون تبدیل میکند. شیرِ خار در چشمی که در برخورد و پاره پاره کردن دیگران قدرت کمتری پیدا میکند. بنابراین انقلاب کوبا به نمایندگی از همه ما با امپریالیسم مبارزه میکند.
ما باید از این مبارزه حمایت کنیم. ما باید با تهمت آمریکایی «کشور حامی تروریسم» علیه کوبا مخالفت کنیم و از رفع محاصرهای که حقوق حاکمیتی کوبا را نقض میکند، دفاع کنیم. اما این کافی نیست. زیرا تبلیغات سیاه علیه جزیره به این محدود نمیشود. برای اینکه بدایند، بسیاری از افراد همه-چیز-دان که خود را چپ میدانند و طرفدار استقلال هستند، اما هرگز در زندگی خود واقعاً یک روز مبارزه نکردهاند، به جای حمایت از کوبا، به فقر آن و برخی از پیامدهای آن، مانند فحشا و بازار سیاه، نگاه میکنند و دولت سوسیالیست کوبا، و نه آمریکا را مسئول این میدانند. [اگر کوبا فقط به سرمایه بینالمللی اجازه ایجاد کازینو داده بود، اقتصاد ماکائو چین فرومیپاشید-عدالت].
ما باید این دروغها را محکوم کنیم و در هر فرصتی بگوییم که محاصره اقتصادی تنها مسئول فقر در کوبا است.
اما این کافی نیست، زیرا کوبا در خط مقدم میجنگد و به جای سخنان زیبا و آرزوهای خوب، به تدارکات، مهمات و منابع مالی نیاز دارد. و بنابراین، ما باید با کمکهای مالی و نقدی از کوبا حمایت کنیم. ما باید از «انجمن دوستی کوبایی خوزه مارتی»، که برای همبستگی با کوبا تأسیس شده و سخنگوی رسمی دولت کوبا در ترکیه است، درباره چگونگی انجام ،اطلاعات بدست آوریم.
دوم، ما هم باید بجنگیم. کوبا به تنهایی در خط مقدم مقاومت میکند. باید آن را از این تنهایی بیرون آوریم، ما هم باید جلو برویم و در کنار موضع آن، موضع بگیریم. ما نیز باید انقلاب خود را انجام دهیم، کشورمان را به کشوری تبدیل کنیم که با امپریالیسم قطع رابطه کرده است، کشوری که بدون وجود استثمار، برابر، آزاد و سکولار است.
همه دروغگویان نظام پیوسته از فقر کوبا میگویند، اینکه همه ناراضی هستند، و مردم می خواهند فرار کنند.
اولاً، اگر بود، کوبا حتا یک روز هم نمیتوانست مقاومت کند.
اما مهمتر از آن… بله، کوبا نه به خاطر سوسیالیسم بلکه به دلیل محاصره اقتصادی فقیر است. بسیاری از چیزهایی که به طور معمول در قفسههای فروشگاههای بزرگ پیدا می کنیم در آنجا وجود ندارند. اما هر روز اخبار را میخوانیم یا میشنویم، در کوبا چیزی نیست که ما را شرمنده انسانیتمان بنماید، زندگی در آنجا شرافتمندانه است.
پرسش این است: آیا ما واقعاً ثروتمندیم، و کوبا فقیر است؟
و آیا ارزش آنرا ندارد که برای یک زندگی شرافتمندانه، شبیه زندگی آنها، از برخی آسایشها صرفنظر کنیم؟
۱- «شهردار شیشلی [منطقه اعیاننشین استانبول-عدالت] شفافیت را با پوپولیسم یکی میداند: وقتی از او درباره دستمزد ناکافی کارگران سؤال شد، گفت «این به شما مربوط نیست»، چپ، ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۴:
————————————————
