تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
یکشنبه، ۸ شهریور ۱۴۰۵
منبع: در دفاع از کمونیسم
جمعه، ۱۴ اوت ۲۰۲۶
موضع فیدل کاسترو پیرامون پرسترویکا و ضدانقلاب در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

سخنرانی الیسئوس واگناس، عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان، و مسئول بخش روابط بینالملل حزب، در نخستین همایش بینالمللی «فیدل: میراث و آینده» که از ۱۰ تا ۱۳ اوت در هاوانا برگزار شد.
«ما از برگزارکنندگان برای دعوت به شرکت در نخستین سمپوزیوم بینالمللی «فیدل: میراث و آینده» سپاسگزاری میکنیم. همچنین مایلیم از این تریبون، همبستگی عمیق حزب کمونیست یونان، و همه کمونیستهای یونان را با مردم قهرمان کوبا اعلام داریم؛ مردمی که دهههاست در تیررس امپریالیسم آمریکا قرار دارند.
فیدل کاسترو، انقلابی بزرگ کوبا، زندگی خود را وقف مبارزه در راه عدالت اجتماعی و رفاه مردم کشور خود، و همچنین همه خلقهای بپاخاسته علیه امپریالیسم کرد. او تمام توان خود را در راه پیروزی و تحکیم انقلاب سوسیالیستی کوبا و دفاع از دستاوردهای آن به کار بست.
از این رو، مایلیم در این سخنرانی کوتاه، یک جنبه مهم از شخصیت و سهم ویژه و فردی او در جنبش بینالمللی کمونیستی در یک برهه حساس برای کل بشریت، و بهویژه برای جنبش جهانی کمونیستی و کارگری را برحسته نماییم. این برهه حساس، پرسترویکا بود، که نهایتاً ثابت شد وسیلهای برای ضدانقلاب در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.
فیدل کاسترو از جمله معدود رهبران کشورهای سوسیالیستی آن دوره بود که ضمن ارج نهادن به دستاوردهای بزرگ اتحاد شوروی، و کمکهای حیاتی آن به کوبا و دیگر کشورهایی که در حال ساختمان سوسیالیسم بودند، و همچنین با وجود پذیرش ضرورت اقدامات اصلاحی در درون خودِ نظام سوسیالیستی، ملاحظات جدی خود را نسبت به رویکرد و مسیرِ در حالِ طی شدن توسط حزب کمونیست اتحاد شوروی ابراز میکرد.
به تدریج، موضع او، از یک بدبینی عمیق به موضعی علناً انتقادی نسبت به رویدادهای در حال وقوع در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تبدیل شد. این نگرش بدون تردید به بسیاری از انقلابیون و کمونیستها در سراسر جهان کمک کرد تا جهتگیری درستی در قبال رویدادهای آن دوره اتخاذ کنند.
اما دقیقاً چه چیزی در پرسترویکای گورباچف وجود داشت که فیدل را نگران میکرد؟
آشکارا، یکی از دغدغههای اصلی او، حمله افترا-آمیزی بود که در سالهای پرسترویکا، «از درون و از بالا»، علیه آرمانهای کمونیستی، علیه خودِ حزب کمونیست و تاریخ انقلابی آن کشور به راه افتاد.
همانطور که او در گزارش خود به چهارمین کنگره حزب کمونیست کوبا اظهار داشت: «من فروپاشی اعتبار حزب را میدیدم، فروپاشی اعتبار دولت را میدیدم، میدیدم که به تاریخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تهمت زده میشود، و اینها هیچ ربطی به نقد تاریخی نداشت.»[۱]
در آن کنگره، که دو ماه پس از ممنوعیت فعالیت حزب کمونیست شوروی توسط یلتسین و دو ماه پیش از انحلال رسمی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی برگزار شد، فیدل در برابر ضدانقلاب و در رویارویی با موازنه شدیداً منفی نیرو در سطح بینالمللی، از آرمان سوسیالیستی کوبا و خودِ انقلاب دفاع کرد.
او همچنین به حضور خود در نشست سرانِ «شورای کمک اقتصادی متقابل» (کمکون) در سال ۱۹۸۷ اشاره کرد؛ که به گفته او، مشکلات ناشی از انحرافات اقتصادی در تعدادی از کشورهای سوسیالیستی مشترک بود.
«حزب کمونیست یونان در بررسی دلایل سرنگونی سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، از جمله موارد دیگر، بر بهاصطلاح اصلاحات اقتصادی کاسیگین و نیز تصمیمات اشتباه کنگرههای بیستم و بیستودوم حزب کمونیست اتحاد شوروی تمرکز کرده است؛ سیاستهایی که در دیگر کشورهای سوسیالیستی نیز ترویج میشدند.

فیدل نیز در سخنرانی افتتاحیه خود در چهارمین کنگره حزب کمونیست کوبا به این موضوعات اشاره کرد. او آنچه را که در جریان یک نشست میزگرد به دیگر رهبران سوسیالیست گفته بود، چنین یادآوری کرد:»
«سعی کنید در آینده از این راه، از خود بیگانه شدنِ مردم، و از پیامدهای منفی که این به همراه میآورد، اجتناب نمایید کنید. آنها با علاقه فراوان به من گوش دادند، و راستش را بخواهید، بسیاری از آنها بعداً به من گفتند: “میدانید، دقیقاً عین این برای ما هم افتاد.” وقتی برای آنها توضیح دادم که بسیاری از پروژههای ساختمانی نیمهکاره رها شده بودند، وقتی توضیح دادم که آنها بهجای توجه به طیف محصولات مورد نیازِ، میکوشیدند برنامه را صرفاً بر اساس شاخصهای ارزشیِ تولید محقق کنند، وقتی توضیح دادم کارخانههایی که قرار بود قطعات یدکی تولید کنند، فقط پنجاه قلم از پرسودترین قطعات را تولید میکردند و مابقی را نمیساختند و مواردی از این دست، برخی از آنها با صراحت کامل به من گفتند: “میدانید، دقیقاً عین این برای ما اتفاق افتاد.»[۲]
کاسترو درک میکرد که معرفی مجموعهای از مکانیسمهای بازار و تضعیف برنامهریزی مرکزی، که از دهه ۱۹۶۰ در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی آغاز شده بود، میتواند ناهنجاریها و حتی نابرابریهای اجتماعی ایجاد کند، و در نهایت خودِ مسیر انقلابی را تضعیف نماید.
از این رو تصادفی نبود که دقیقاً در همان زمان که پرسترویکا در اتحاد شوروی در حال رقم خوردن بود، کوبا از سال ۱۹۸۶ به بعد سیاست موسوم به «اصلاح خطاها و گرایشهای منفی» را دنبال کرد. برخی اقدامات اتخاذشده در کوبا در جهتی کاملاً متفاوت با پرسترویکا حرکت کردند و تعدادی از تدابیر بازارمحور را که در سالهای گذشته معرفی شده بودند، معکوس کردند.
نهایتاً، تیزبینی سیاسی فیدل بر باور عمیقی که او از همان زمان داشت، متکی بود. این باوری بود که او را قادر ساخت، دو سال و نیم پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، در سخنرانی تاریخی خود در ۲۶ ژوئیه ۱۹۸۹ در کاماگوی، از پروسترویکا انتقاد کند و احتمال فروپاشی اتحاد شوروی و حتی درگیریهای داخلی را پیشبینی کند.
این سخنان امروز اهمیت ویژهای پیدا میکنند؛ یعنی زمانی که شاهد هستیم دو خلق برادر که در سالهای سوسیالیسم در کنار هم زندگی میکردند و به دستاوردهای بزرگی رسیدند، اکنون در میدانهای جنگ امپریالیستی در اوکراین و برای منافع سرمایهداران قتلعام میشوند.
سالها بعد، در ۲۰۰۵، فیدل در سخنرانی خود برای دانشجویان دانشگاه هاوانا، بر مشکلاتی نظیر ضعف در مسئولیتپذیری و آگاهی اجتماعی، سوءمدیریت اقتصادی، تصمیمات اشتباه دولتی، تصاحب فردی و توأم با سوءاستفاده از ثروت اجتماعی، فساد و دیگر پدیدهها تمرکز نمود.
او در سخنان خود خطاب به جوانان و دانشجویان، بحث را از این ضرورت آغاز کرد که باید اطمینان حاصل شود کوبا مسیر طیشده توسط اتحاد شوروی را تکرار نخواهد کرد. وی با انتقاد از «کسانی که باور داشتند سوسیالیسم را میتوان با استفاده از روشهای سرمایهداری ساخت»، این رویکرد را به عنوان «یکی از خطاهای بزرگ تاریخی» توصیف نمود.[۳]
به طور خلاصه، موضع فیدل کاسترو در قبال پروسترویکا و پیروزی ضدانقلاب در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، اهمیت ثبات قدم ایدئولوژیک و ارزیابی سیاسی بهموقع تحولات را برای کمونیستها برجسته میکند.
این تجربه تاریخی همچنان موضوعی برای مطالعه و تأمل، و نیز استخراج نتایج مفید برای جنبش جهانی کمونیستی است.
منابع:
۱- فیدل کاسترو روز، سخنرانی در افتتاحیه چهارمین کنگره حزب کمونیست کوبا، ۱۰ اکتبر ۱۹۹۱.
۲- همانجا.
۳- فیدل کاسترو روز، سخنرانی در دانشگاه هاوانا، ۱۷ نوامبر ۲۰۰۵.
