تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

چهارشنبه، ۱۳ آبان ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
دوشنبه، ۲ نوامبر ۲۰۲۶

«چتر امنیتی» آمریکا در خلیج فارس فرومی‌ریزد: نگرانی از جنگ‌های جدید و کشورهای منطقه در جستجوی ائتلاف‌های تازه

 

«گفت‌وگوی منامه» در بحرین نشان داد که کشورهای حاشیه خلیج فارس، اگرچه خواهان درگیری جدید میان آمریکا و ایران نیستند، اما نتوانسته‌اند فشار مؤثری بر واشنگتن وارد کنند تا مانع وقوع جنگی احتمالی شوند. ناکارآمدی سازوکارهای دفاعی مشترک پس از جنگ با ایران نیز آشکار شد و توافق‌نامه دفاعی امضاشده میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، از رویکردهای جدید در معادلات منطقه‌ای حکایت دارد.

با بازگشت احتمال وقوع جنگ در خاورمیانه با محوریت آمریکا و اسرائیل به دستور کار تحولات منطقه، بیست‌ودومین نشست «گفت‌وگوی منامه» که در منامه، پایتخت بحرین، برگزار شد، وضعیت دشوار کشورهای حوزه خلیج فارس را برجسته کرد.

در نشست سازمان‌یافته از سوی «مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک» (IISS) که از ۳۰ اکتبر تا اول نوامبر برگزار شد، نگرانی‌ها درباره احتمال وقوع جنگی جدید میان آمریکا و ایران در کانون توجه قرار گرفت.

پیام مشترک کشورهای خلیج فارس این بود که خواهان یک جنگ جدید نیستند. با این حال، با وجود تأکیدهای مکرر بر ضرورت دیپلماسی در طول این نشست، فقدان موضع سیاسی مشترکی که بتواند دولت آمریکا را از تشدید احتمالی تنش‌های نظامی بازدارد، قابل توجه بود.

انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات متحده عربی، اعلام کرد که کشورش خواهان درگیری نظامی جدیدی در منطقه نیست و راه‌حل دیپلماتیک و سیاسی را ترجیح می‌دهد. با این حال، قرقاش تأکید کرد که امارات برای مواجهه با احتمال تشدید تنش‌ها نیز آمادگی دارد.

قرقاش با اشاره به اختلاف عمیق مواضع آمریکا و ایران، تأکید کرد که راه‌حل نظامی ففقط بحران کنونی را پیچیده‌تر خواهد کرد. به گفته او، کشورهای حوزه خلیج فارس معتقدند که وقوع درگیری جدید نه به سود منطقه خواهد بود و نه به سود ایران.

بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر، نیز در سخنرانی خود در این نشست هشدار داد که تشدید تنش‌های جدید می‌تواند خطرناک‌تر و ویرانگرتر از درگیری پیشین باشد.

با این حال، درخواست‌ها برای حل‌وفصل دیپلماتیک بحران هنوز به شکل‌گیری یک اراده‌ مشترک در سطح منطقه منجر نشده است؛ اراده‌ای که بتواند گزینه‌های نظامی واشنگتن را محدود کند.

تصمیمات آمریکا بر «امنیت» خلیج فارس تأثیر می‌گذارد
یکی از مهم‌ترین محورهای بحث در نشست منامه این بود که «امنیت» کشورهای حوزه خلیج فارس تا حد زیادی به حضور نظامی و تصمیمات ایالات متحده وابسته است.

آمریکا از طریق پایگاه‌های نظامی و مراکز فرماندهی خود در منطقه، جایگاهی تعیین‌کننده در ساختار «امنیتی» خلیج فارس دارد. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین مستقر است، در حالی که پایگاه هوایی العدید در قطر یکی از مهم‌ترین مراکز نظامی واشنگتن در منطقه به شمار می‌رود.

با این حال، حضور نظامی آمریکا نگرانی‌های کشورهای حوزه خلیج فارس درباره «امنیت» خود را کاهش نمی‌دهد. برعکس، این احتمال که یک جنگ جدید از سوی آمریکا علیه ایران، این کشورها را مستقیماً هدف قرار دهد، به یکی از نگرانی‌های عمده دولت‌های منطقه تبدیل شده است.

حملات تلافی‌جویانه ایران به اهداف نظامی و اقتصادی در کشورهای حوزه خلیج فارس، در پی حملات آمریکا و اسرائیل که از ماه فوریه آغاز شد، به‌طور عینی شکنندگی وضعیت امنیتی این کشورها را نشان داد.

بر اساس داده‌های «مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک»، شمار حملات پهپادی و موشک‌های بالستیک علیه امارات متحده عربی در جریان جنگ از ۳۰۰۰ مورد فراتر رفت. بحرین نیز هدف حدود ۵۰۰ حمله پهپادی و نزدیک به ۲۰۰ حمله موشکی بالستیک قرار گرفت. این حملات علاوه بر تأسیسات نظامی، زیرساخت‌های نفتی، فرودگاه‌ها و مناطق مسکونی غیرنظامی را نیز تحت تأثیر قرار دادند.

کشورهای حوزه خلیج فارس پس از این حملات، میلیاردها دلار برای تقویت توان دفاعی خود هزینه کرده‌اند. با این حال، افزایش تسلیحات همچنان به یکی از نگرانی‌های منطقه تبدیل شده است؛ زیرا هنوز یک «سیاست امنیتی مشترک» میان این کشورها شکل نگرفته است.

توان دفاع جمعی کشورهای خلیج فارس در جریان جنگ به آزمون گذاشته شد
یکی از برجسته‌ترین موضوعات نشست «گفت‌وگوی منامه»، زیر سؤال رفتن توانایی‌های دفاعی مشترک شورای همکاری خلیج فارس بود.

شورای همکاری خلیج فارس که عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان را در بر می‌گیرد، سال‌هاست تقویت امنیت منطقه‌ای و گسترش همکاری‌های نظامی را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده است. با این حال، جنگ با ایران پرسش‌های جدی‌ای درباره میزان تحقق این اهداف مطرح کرده است.

انور قرقاش به‌صراحت اذعان کرد که کشورهای حوزه خلیج فارس در جریان جنگ نتوانستند به یک «پاسخ دفاعی جمعی» دست یابند.

قرقاش اظهار داشت که هر یک از کشورها با استفاده از منابع و امکانات ملی خود و گاه از طریق همکاری‌های دوجانبه اقدام کردند. او افزود که کشورهای خلیج فارس در یکی از حساس‌ترین بحران‌های خود نتوانستند از آزمونی مشترک سربلند بیرون آیند.

در جریان جنگ، کشورهایی که هدف حملات تلافی‌جویانه ایران قرار گرفتند، عمدتاً عملیات دفاعی خود را از طریق سامانه‌های ملی خویش و مراکز فرماندهی و کنترل آمریکا در منطقه پیش بردند. بر اساس ارزیابی‌های «مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک» این ساختار پراکنده در برخی موارد موجب شد تلاش‌های دفاعی در مجموع کارآمد نباشد.

انتقاد قرقاش همچنین با شعارهای مربوط به «همبستگی کشورهای خلیج فارس» که در این نشست مطرح می‌شد، در تضاد بود. در حالی که دیگر شرکت‌کنندگان بر اقدام مشترک و همبستگی منطقه‌ای تأکید داشتند، مقام اماراتی خاطرنشان کرد که این شعارها با واقعیت‌های موجود در میدان انطباق ندارند.

جست‌وجوی جایگزین برای تضمین‌های امنیتی آمریکا: پیمان مکه
در شرایطی که کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان از نظر امنیتی به آمریکا وابسته‌اند، تلاش برای یافتن سازوکارهای جایگزین همکاری در منطقه شتاب بیشتری گرفته است.

یکی از ملموس‌ترین نمونه‌های این تلاش، توافق دفاعی مشترکی است که ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در تاریخ ۷ اوت در مکه امضا کردند.

این پیمان که به امضای رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه و رهبر «حزب عدالت و توسعه»، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان رسید، تصریح می‌کند که حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.

از این نظر، این پیمان که شباهت‌هایی با اصل «دفاع جمعی» در ناتو دارد، در پی آن است که همکاری‌های دفاعی سه کشور را بر پایه‌ای نهادی‌تر و سازمان‌یافته‌تر استوار سازد.

آنکارا تأکید کرده بود که هدف این توافق جایگزین کردن ائتلاف‌های موجود نیست و در آن نیز هیچ کشوری به‌عنوان دشمن مشترک تعریف نشده است.

بر اساس بیانیه‌ای که وزارت دفاع ترکیه در ۱۳ اوت منتشر کرد، این توافق شامل برنامه‌هایی برای ایجاد سازوکارهای سیاسی و نظامی با مشارکت وزیران دفاع و امور خارجه و رؤسای ستاد کل نیروهای مسلح سه کشور است. همچنین برگزاری رزمایش‌های مشترک و توسعه همکاری‌ها در صنایع دفاعی از دیگر محورهای آن به شمار می‌رود.

پهپادها و سامانه‌های خودمختار، جنگ الکترونیک، هوش مصنوعی و توسعه فناوری‌های دفاعی مشترک نیز از جمله حوزه‌های دارای اولویت در این همکاری‌ها هستند.

این پیمان که می‌تواند ترکیه را به یک جنگ احتمالی بکشاند، نشانگر این است که بازیگران منطقه‌ای دیگر نمی‌خواهند سیاست‌های امنیتی خود را صرفاً بر اراده واشنگتن استوار کنند.

با این حال، اگرچه «پیمان مکه» به‌عنوان یک ائتلاف منطقه‌ای معرفی و تبلیغ شد، در عمل با موافقت آمریکا و در راستای منافع این کشور، یک سازوکار جدید برای تقسیم بار نظامی در میدان میان کشورهای منطقه، به اجرا درآمد.

علاوه بر این، در توجیه‌نامه پیمان که به مجلس بزرگ ملی ترکیه ارائه شد، صراحتاً آمده است که محیط امنیتی مورد نظر «پیمان مکه» با اهداف ناتو در چارچوب امنیت یورو-آتلانتیک سازگار است و تعهدات ترکیه در قبال ناتو را خدشه‌دار نمی‌کند.

به عبارت دیگر، این ائتلاف مستقیماً با اولویت‌های منطقه‌ای آمریکا و ناتو همسو شده است

برتری نظامی آمریکا به معنای «امنیت سیاسی» نیست
حضور نمایندگان آمریکا در نشست «گفت‌وگوی منامه» نیز توجه‌ها را به خود جلب کرد. غیبت تصمیم‌گیرندگان سیاسی بلندپایه دولت ترامپ به موضوع بحث تبدیل شد؛ به‌ویژه در شرایطی که واشنگتن تصمیماتی اتخاذ می‌کند که مستقیماً بر آینده کشورهای حوزه خلیج فارس تأثیر می‌گذارند.

ایالات متحده در این نشست با دونالد بلوم، معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک، شرکت کرد. حضور بلوم ارزیابی‌هایی را که حاکی از نمایندگی ناقص واشنگتن در این نشست بود، تا حدودی برطرف کرد؛ با این حال، غیبت مقام‌های سیاسی بلندپایه آمریکا همچنان قابل توجه بود.

ناتوانی آمریکا در ارائه یک چارچوب سیاسی و روشن برای پاسخ‌گویی به نگرانی‌های متحدان منطقه‌ای خود، بر دامنه عدم قطعیتی که دولت‌های حوزه خلیج فارس با آن روبه‌رو هستند، می‌افزاید.

علاوه بر این، برتری نظامی آمریکا به معنای رفع نگرانی‌های متحدان منطقه‌ای این کشور نیست. در صورت آغاز یک جنگ جدید علیه ایران، زیرساخت‌های انرژی، بنادر، فرودگاه‌ها و شبکه‌های تجاری کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است بار دیگر به اهداف حملات تبدیل شوند.

از این رو، دولت‌های منطقه هم‌زمان با حفظ روابط نظامی خود با آمریکا، در تلاش‌اند کانال‌های دیپلماتیک و مشارکت‌های جدیدی را نیز تقویت کنند.

ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که مقر آن در بحرین قرار دارد، یکی از مراکز حضور نظامی واشنگتن در منطقه خلیج فارس است. ایالات متحده از طریق قدرت دریایی و پایگاه‌های نظامی خود در منطقه، نقشی تعیین‌کننده در معماری جنگی خلیج فارس ایفا می‌کند.

رؤیای «همگرایی اقتصادی» در سایه تهدید جنگ
یکی دیگر از تناقض‌های چشمگیر در گفت‌وگوی منامه این بود که هم‌زمان با بحث درباره احتمال وقوع جنگی جدید، موضوعاتی چون توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و طرح‌های اتصال منطقه‌ای نیز در دستور کار قرار داشتند.

کشورهای حوزه خلیج فارس در پی متنوع‌ساختن اقتصادهای وابسته به انرژی خود و تبدیل‌شدن به بازیگرانی محوری‌تر در شبکه‌های جهانی تجارت و لجستیک هستند. طرح‌هایی مانند دالان اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC) از مؤلفه‌های کلیدی این راهبرد به شمار می‌روند.

بااین‌حال، زیرساخت‌های انرژی و تجارت در منطقه مستقیماً از جنگ تأثیر می‌پذیرند. احتمال بسته‌شدن تنگه هرمز یا مختل‌شدن تجارت دریایی، نه‌تنها اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس، بلکه بازار جهانی انرژی و زنجیره‌های تأمین را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

ازاین‌رو، آینده طرح‌های همگرایی اقتصادی و سرمایه‌گذاری را نمی‌توان جدا از احتمال وقوع جنگی منطقه‌ای بررسی کرد.

عدم تمایل کشورهای حوزه خلیج فارس به وقوع جنگی دیگر، تا حدودی ناشی از همین شکنندگی اقتصادی است. بااین‌حال، ناتوانی در شکل‌دادن به اراده سیاسی مشترکِ لازم برای جلوگیری از جنگ، اهداف مربوط به «توسعه و همگرایی» را نیز در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

تصویری که از «گفت‌وگوی منامه» ترسیم شد، نشان می‌دهد که کشورهای حوزه خلیج فارس خواهان جلوگیری از درگیری جدید هستند، اما در ایجاد یک سازوکار مشترک برای تحقق این هدف ناکام مانده‌اند. درحالی‌که نیاز به حضور نظامی آمریکا همچنان پابرجاست، نفوذ واشنگتن بر تصمیم‌هایی که می‌توانند منطقه را به جنگی جدید بکشاند، محدود باقی مانده است.

ابتکارهای جدید، از جمله توافق دفاعی میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، بخشی از تلاش‌ها برای یافتن راه‌هایی جهت غلبه بر این وضعیت هستند. بااین‌حال، چگونگی شکل‌گیری توازن قوا در منطقه و میزان موفقیت این ابتکارها همچنان برای بازیگران منطقه‌ای نامشخص است.

https://haber.sol.org.tr/haber/abdnin-korfezdeki-guvenlik-semsiyesi-catirdiyor-bolge-ulkelerinde-yeni-savas-korkusu-yeni