در واقع، تصمیم برای پاسخ دادن در سایه تنش بین دو قرائت از خطرات ناشی از تحولات منطقه‌ای برای تهران، از منظر فلسطین و لبنان، متبلور شد. برخی از اعضای شورای امنیت ملی ایران بر این باور بودند که اسرائیل مصمم است کارت‌های قدرت ایران را از بین ببرد و به همین دلیل در مقابله با حزب‌الله از حد خود فراتر رفت و حتی به ترور دبیر کل آن رسید. آن‌ها هم‌چنین معتقد بودند که اگر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل مهار نشود، این جنگ و عواقب آن به ایران هم می‌رسد، و بنابراین «پیش از آن‌که به ما برسد، ما باید به سراغ آن برویم.»

از سوی دیگر، بر اساس گزارش رسانه‌ها، رأی طرف دیگر این بود که نتانیاهو به دنبال گسترش جنگ تا به ایران است، تا ایران را به رویارویی مستقیم با ایالات متحده بکشاند. با توجه به موارد فوق، خویشتن‌داری یک عمل استراتژیک است که اسرائیل را از ایجاد شرایط مناسب برای حمله به جمهوری اسلامی با هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی آن، از جمله تأسیسات هسته‌ای، باز می‌دارد.*

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: الاخبار (لبنان)
نویسنده: علی حیدر
۳ اکتبر ۲۰۲۴

ایران ورق را برگرداند: اسرائیل دست از پا خطا نکند

 

ایران با پرتاب حدود دویست موشک بالستیک به اسرائیل، در پاسخ به ترور اسماعیل هنیه، رئیس هیأت سیاسی «جنبش حماس»، سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله، و عباس نیلفروشان، مسئول پرونده لبنان در «نیروی قدس» سپاه پاسداران، برخلاف تصوراتی که برخی از تحلیل‌گران و رسانه‌ها درباره پاسخ می‌بافند، توانست دشمنان و دوستان خود را غافلگیر گند.

این غافلگیری شامل منشأ تصمیم برای پاسخ دادن و تدارک آن بود، در عین حال تأثیر آن با سکوت غیرعادی حاکم بر تهران در پیش از عملیات، که به نظر می‌رسید اختلافات درون نظام منجر به تعلیق تصمیم شده است، تقویت شد. هم‌چنین آن‌چه که تأثیر آن را تقویت کرد این بود که ایران عمداً درجه‌ای از ابهام را به تصمیم نهایی خود افزود، و جمهوری اسلامی در پرتاب متوالی موشک‌های خود بیش‌تر شبیه به هویت و موقعیت خود، و  منطبق با الزامات نقش آن در منطقه عمل کرد. بنابراین، دومین پاسخ ایران – پس از پاسخ به هدف قرار گرفتن کنسولگری ایران در سوریه – عقیم بودن ارزیابی اطلاعاتی استراتژیک اسرائیل را، از نظر درک واقعیت ایران، و پیش‌بینی گزینه‌های آن در مقابله با تحولات ناشی از حرکت اسرائیل با پوشش و حمایت آمریکا، آشکار کرد.

به نظر می‌رسد که اطلاعات دشمن در ارزیابی از نیات نظام، و دریافت نشانه‌هایی از تدارکات آن، تا زمانی‌که، ایالات متحده ساعاتی پیش از حمله‌ای که مانند صاعقه بر سر رهبران آن فرودآمد هشدار داد، ناکام ماند. آن‌چه به پاسخ ایران اهمیت بیش‌تری می‌دهد این است که پس از یک‌سری تهدیدات و پیام‌های ارسالی از سوی واشنگتن و تل آویو به تهران، مبنی بر هدف قرار ندادن اسرائیل صورت گرفت، در حالی‌که این تهدیدها عملاً با تقویت نیروهای آمریکایی در منطقه همراه بود. با این حال، همه این‌ها نتوانست ایران را از تصمیم خود منصرف کند، و در مقابل، سیمای بازدارندگی ایران را، در رویارویی با «جنون» اسرائیل تقویت نمود. در نتیجه، تأثیرات پاسخ ایران از اهداف نظامی مستقیم آن، به آن‌چه برای هر دو طرف، در حوزه‌های بازدارندگی، موقعیت و نقش مهم‌تر و خطرناک‌تر است، فرا روئید.

در واقع، تصمیم برای پاسخ دادن در سایه تنش بین دو قرائت از خطرات ناشی از تحولات منطقه‌ای برای تهران، از منظر فلسطین و لبنان، متبلور شد. برخی از اعضای شورای امنیت ملی ایران بر این باور بودند که اسرائیل مصمم است کارت‌های قدرت ایران را از بین ببرد و به همین دلیل در مقابله با حزب‌الله از حد خود فراتر رفت و حتی به ترور دبیر کل آن رسید. آن‌ها هم‌چنین معتقد بودند که اگر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل مهار نشود، این جنگ و عواقب آن به ایران هم می‌رسد، و بنابراین «پیش از آن‌که به ما برسد، ما باید به سراغ آن برویم.»

از سوی دیگر، بر اساس گزارش رسانه‌ها، رأی طرف دیگر این بود که نتانیاهو به دنبال گسترش جنگ تا به ایران است، تا ایران را به رویارویی مستقیم با ایالات متحده بکشاند. با توجه به موارد فوق، خویشتن‌داری یک عمل استراتژیک است که اسرائیل را از ایجاد شرایط مناسب برای حمله به جمهوری اسلامی با هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی آن، از جمله تأسیسات هسته‌ای، باز می‌دارد.*

پاسخ موشکی ایران، بر خلاف طرح دشمن برای برچیدن و تضعیف مفهوم محور مقاومت، این مفهوم را به مثابه یک قدرت منطقه‌ای تقویت کرد.

اما در نهایت، به نفع پاسخ دادن به شیوه و مشخصاتی که شاهد بودیم تصمیم‌ گرفته شد، که یک غافلگیری استراتژیک واقعی برای همه طرف‌ها، به ویژه واشنگتن، تل آویو و پایتخت‌های اروپایی بود.

دلیل غافلگیری، بطور مشخص، این است که ایران ابتکار عمل برای ایجاد یک گزینه عملیاتی را به عهده گرفت که مستلزم خطرات واقعی است، و احتمال قرار گرفتن در معرض یک پاسخ-متقابل را در بر دارد، که ممکن است آن را به دادن پاسخ مجدد، که نتیجه آن نامعلوم است، وادار نماید. در این راستا، ایران با جدیت تمام با احتمال هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی خود توسط دشمن برخورد می‌کند و برای آن آماده می‌شود، زیرا می‌داند که تصمیم آن برای پاسخ دادن، هرگونه شرط‌بندی اسرائیل و آمریکا را، بر سر این‌که ترکیب کنونی قدرت سیاسی در ایران، در پی انتخابات اخیر، یک عامل کمک‌کننده برای اسرائیل برای ادامه عربده‌جویی‌های آن است، و به هدف قرار گرفتن ایران در مرحله بعد  منجر می‌شود، از بین برد.

در نتیجه، ایران تأیید کرد که اولویت آن برای اجتناب از یک جنگ منطقه‌ای به این معنا نیست که از پاسخ به آن‌چه که به مثابه یک تهدید برای امنیت ملی خود می‌بیند، خودداری می‌کند، حتی اگر این، خطر وارد شدن به یک رویارویی بزرگ را در پی داشته باشد. این به مثابه یک مفهوم بنیادین برای محدود کردن شرط‌بندی‌های اسرائیل و آمریکا، و به مثابه نقطه تعادل بین حفظ بازدارندگی و اجتناب از جنگ است.

واضح است که پاسخ موشکی به تقویت وجهه و اعتبار نظام در داخل و خارج کمک کرد، در مقابلِ سعی برای تضعیف آن، که با توجه به امکان مبدل شدت آن به مفهومی بنیادی، حتی اگر توهمی باشد، متغیر خطرناکی در ارزیابی مسیرها و تدوین گزینه‌ها توسط مخالفان و دشمنان نظام و حتی برخی از دوستان آن، بشمار می‌آید. بنابراین، پیامدهای این حمله موشکی به سطح منطقه نیز کشیده می‌شود، از جمله این‌که موشک‌های ایرانی با دور زدن پدافند هوایی اسرائیل و رسیدن به عمق استراتژیک، هرگونه توهم درباره امکان شرط‌بندی بر روی کیان دشمن به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای که بتوان با آن اتئلاف نمود را  باطل کرد.

در عین حال، پاسخ موشکی ایران مفهوم محور مقاومت به عنوان یک قدرت منطقه‌ای را، در مقابل طرح دشمن برای برچیدن و تضعیف نمودن آن‌ تقویت کرد، که سیلی کوبنده‌ای بر صورت رهبری اسرائیل است، و ممکن است راه را برای دست برداشتن از  «خیال‌پردازی‌هایی» که به بالا بردن سطح ماجراجویی در اشغالگری کمک می‌کند، هموار سازد.

https://tinyurl.com/4bundnfv

———————————————-

*عدالت: برای ادله این خط فکری نگاه کنید به: «واشنگتن برای ایران دام می‌گسترد، آیا ایران به دام خواهد افتاد؟»:

https://tinyurl.com/2hc4vtv2