آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

میان مبارزه با امپریالیسم و رمانتیسم بومی‌: خوانشی در مقاله «از بولیوی تا ایران: چپ بومی‌»

میان مبارزه با امپریالیسم و رمانتیسم بومی‌: خوانشی در مقاله «از بولیوی تا ایران: چپ بومی‌»

مقاله مستقیماً از این واقعیت که ایران با سلطه‌جویی آمریکا مقابله می‌کند و گفتمانی درباره‌ عدالت اجتماعی دارد، به این نتیجه می‌رسد که ایران شکلی از یک چپ بومی (اصالت‌گرا) است. اما، مبارزه با امپریالیسم ــ با تمام اهمیتی که دارد - به‌تنهایی برای تعیین جایگاه طبقاتی در یک مبارزه کافی نیست؛ بلکه باید آن را با دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی داخلی و چگونگی توزیع ثروت در هر نظام سیاسی پیوند داد. جنبش کمونیستی در طول تاریخ خود از بسیاری از جنبش‌های رهایی‌بخش ملی حمایت کرده است، اما هرگز رهایی ملی را با سوسیالیسم برابر ندانسته است؛ زیرا وظایف رهایی ملی به‌طور بنیادین با وظایف ساختمان سوسیالیسم تفاوت دارد.

۲۰۲۶-۰۸-۰۳ ادامه

از ایران تا بولیوی: چپ بومی

یک بحران جهانی وجود دارد که نمود آن در این است که نخبگان شهری در شهرهای بزرگ جهان، محیط‌هایی بسیار مشابهی در سراسر دنیا ساخته‌اند و از یک زبان چپ‌گرای اصلاح‌شده (که البته زبان چپِ مبارزه مسلحانه قدیمی نیست) استفاده می‌کنند. اوضاع همیشه این‌گونه نبود... بدین ترتیب، مجله «ژاکوبن» به بولیوی یا ایران می‌آید تا با افراد خاصی گفتگو کند؛ افرادی که همان چیزی را به او می‌گویند که او دوست دارد بشنود، زیرا این بخشی از هویت سیاسی آن‌هاست. در نهایت، «ژاکوبن» در لاپاز و تهران پا به زمین می‌گذارد و با «خوزه» و «علی‌اکبر» صحبت می‌کند و آن‌ها به او اطمینان می‌دهند که آنچه این مجله می‌نویسد درست است.

۲۰۲۶-۰۸-۰۳ ادامه