تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
منبع: گرانما
نویسنده: خورخه ارنستو آنگولو
جمعه، ۶ اوت ۲۰۲۶
برگردان: کوشا
باشد که چنین توحشی دیگر هرگز تکرار نشود

در ۶ اوت ۱۹۴۵، حدود ۱۴۰ هزار نفر جان باختند؛ این فاجعه پس از آن رخ داد که «پسر کوچک» (Little Boy) – نخستین بمب از دو بمب اتمی که ایالات متحده بر سر ژاپن فرو ریخت – به خاک ژاپن اصابت کرد.
دانش و توسعه هرگز به اندازهی امروز برای بشریت خطرناک نبودهاند. این خودِ انسان است که میتواند با نبوغ و اقداماتش، موجب نابودی خویش شود.
و ما با لحنی هشدارآمیز یا نگرانکننده صحبت نمیکنیم.
تهدیدهای هستهای که برخی قدرتها متوجه یکدیگر میکنند، گویی حاکی از آن است که آنها از سایههایی که همچنان بر سر ژاپن سنگینی میکند – یعنی همان زمانی که ایالات متحده عصر هستهای را به شیوهای ویرانگر آغاز کرد- غافلاند.
با اینکه برخی کشورها تصمیم گرفتهاند معاهدات مهم مربوط به استفاده و در اختیار داشتن این سلاحهای کشتار جمعی را نادیده بگیرند، اما به نظر نمیرسد که خلعسلاح هستهای در کوتاهمدت یا میانمدت جزو گزینهها باشد.
روزنامه «گرانما» در شماره سوم مارس ۲۰۰۳ خود، گزارشی از سفر فیدل کاسترو روز به شهر هیروشیما منتشر کرد؛ شهری که در آن، در تاریخ ۶ اوت ۱۹۴۵ و پس از اصابت بمب اتمی «پسر کوچک» (Little Boy) به خاک ژاپن – بمبی که اندکی پس از ساعت ۸ صبح بر فراز این شهر در غرب ژاپن رها شده بود – حدود ۱۴۰ هزار نفر جان باختند.
بر اساس متنی که در روزنامه منتشر شده است، فرمانده در آن بازدید توانست در «پارک یادبود صلح» – که در محل وقوع شدیدترین ویرانیهای ناشی از انفجار اتمی بنا شده است – بنای یادبودی از سنگ مرمر سیاه را مشاهده کند؛ بنایی که نام قربانیان با دست بر روی آن حک شده و شعلهای جاودان در آن فروزان است.
«اینجا در هیروشیما، دولتمردان جهان باید گرد هم آیند تا به یاد آورند چه اتفاقی دیگر هرگز نباید رخ دهد، تا با هم جلوی دست کسانی را بگیرند که، شکی نیست، دوباره از سلاحهای هستهای برای تحقق طرحهای سلطهجویانه خود استفاده خواهند کرد.» پارک یادبود صلح، منطقهای تقریباً (۱۱۰.۴۵ متر) عرض دارد.
همه چیز در آنجا یادآور آن روز سرنوشتساز است، بهویژه «موزه یادبود»؛ جایی که میتوان تنها بازماندهی بسیاری از ساکنان هیروشیما را دید که در ظروف حاوی مواد شیمیایی نگهداری میشوند: یعنی «پوست» آنها – آنگونه که در گزارش توصیف شده است – که در کنار آن، دیگر جزئیات گویای آن فاجعهی هولناک هستهای نیز به نمایش درآمده است.
«در یک ماکت، میتوان هیروشیما را پیش از ششم اوت مشاهده کرد و همچنین – با اندوهی عمیق – تصویری از وضعیت شهر پس از آنکه در شعلههای آتش فرو رفت؛ شعلههایی ناشی از حرارتی بیش از ۶۰۰۰ درجه سانتیگراد که از کانون آن ابر قارچیشکل – که گفته میشود تا ارتفاع ۶۰۰۰ متری در آسمان اوج گرفته بود – ساطع میشد.»
روزنامه «گرانما» درباره آنچه فیدل شخصاً از یکی از شومترین لحظات تاریخ بشر شاهد آن بود، چنین شرح داد:
در مکانی که «موزه بمب اتم» نامیده میشود، یکی از تکاندهندهترین آثار آن هیولای هستهای حفظ شده است: پلکان ورودی یک بانک که سایهای سیاه بر آن، تنها گواه وجود انسانی است که زمانی در شعلههای آتش سوخت و به آن شکل درآمد.
او یقین داشت و این یقین را چنین ابراز میکرد: «متأسفانه، آنچه در اینجا رخ داد برای جهان درس عبرتی نشد؛ برعکس، دهها هزار بمب در اندازههای گوناگون و با قدرت انفجاری عظیم در حال ساخت است. بشریت هنوز ظرفیت حفظ بقای خویش را از خود نشان نداده است.» بیتردید، این درکی روشن از شرایط کنونی اسj.
او در دفتر یادبود نوشت: «باشد که چنین توحشی دیگر هرگز تکرار نشود.» نادیده گرفتن این موضوع میتواند ما را بهشکلی خطرناک به آستانهٔ شعلهور شدنِ مناقشهای تازه با سلاحهای مرگبار نزدیک کند؛ مناقشهای که بهای آن را بشریت بهصورت جمعی خواهد پرداخت.»
https://en.granma.cu/mundo/2026-08-06/may-such-barbarity-never-happen-again
