تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
شنبه، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: ابراهیم الامین
شنبه، ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶
جزئیات بررسیهای امنیتی و سیاسی پیرامون اهداف و پیامدهای جنگ: ایران و متحدین آن خود را برای جنگی که گویی قریبالوقوع است آماده میکنند

به ندرت پیش میآید که ملتها با یک مقطع بحرانی روبهرو شوند که در آن نیات با اعمال متعادل باشد. این در مورد دونالد ترامپ و موضوع ایران صادق است. اگرچه کسانی که از او میترسند، تفسیر را برای دستیابی به نتایج مطلوب ترجیح میدهند، اما کسانی که احساس میکنند او برای نابودی همه آنها تلاش میکند، تصمیم گرفتهاند که قلمرو محاسبات مبتنی بر پیامها را کنار بگذارند. ایده جنگ دیگر تئوریک نیست. در مورد ایران، مانند متحدین آن در منطقه، بحث پیرامون تجربیات سختی میچرخد که منطقه بیش از دو سال متحمل شده است، و در طی آن دشمنان آمریکایی و اسرائیلی به فریب و اطلاعات نادرست متوسل شدند و عناصر غافلگیری را در بسیاری از عملیات نظامی یا امنیتی-نظامی علیه آنها دخیل کردند.
طبق این اصل، برای مثال، ایران با این فرض عمل میکند که آمریکا در حال آماده شدن برای یک جنگ شدید علیه آن است. نتیجتاً، درها را باز نکرده است، درهاها را آنطور که هست رها کرده کرده است. اگر کسی بخواهد برای مذاکره بیاید، این فرصت وجود دارد؛ اگر کسی بخواهد در آخرین لحظه راه برونرفت را پیدا کند، در بسته نیست. اما این اکنون یک اتاق خالی است. اتاقهای دیگر، که پر از انسان است، اتاقهای جنگ هستند، جایی که وضعیت آمادهباش بر اساس این فرض است که جنگ میتواند هر لحظه آغاز شود.
بر اساس گزارشهای رسیده از پایتخت ایران، آنچه فرضیه جنگ را تقویت میکند، شکست دو تلاش عمده برای ایجاد تغییرات جدی در ایران است. یکی در طول جنگ ۱۲ روزه رخ داد، زمانی که اسرائیل معتقد بود آنچه در ۴۸ ساعت اول انجام داده بود، بایستی برای آوردن ایران تسلیمشده به پای میز مذاکره با ترامپ کافی بوده باشد. دومی از طریق موج اعتراضاتی رخ داد که اکنون حقایق بسیار زیادی پیرامون اقدامات گروههای مرتبط با اطلاعات اسرائیل و برخی آژانسهای غربی در مورد آن وجود دارد. قتلها، آتشسوزیها و خرابکاریها بیشتر از حد انتظار بود و همین امر باعث شد مقامات سطح متفاوتی از قاطعیت را اتخاذ کنند، که در نهایت به سرکوب آنچه که به نظر میرسید یک شورش مسلحانه، توسط گروههای سازمانیافته در برخی مناطق، هماهنگ با گروههایی از عوامل خارجی که در شهرها، به ویژه در تهران، اقدامات مجرمانه انجام میدادند، منجر شد.
برای ایران، آنچه در ژوئن یا دسامبر اتفاق افتاد و افزایش حضور نظامی فعلی ایالات متحده، کافی است تا این کشور را به رفتاری متفاوت وادار نماید. بنابراین، تحلیل نیات نشان میدهد که همه برای رویاروییای آماده شدهاند که نتیجه آن غیرقابل پیشبینی است.
نکته جدید این است که بسیج ایران، یک حالت آمادهباش واقعی در میان متحدین ایران در سراسر منطقه نیز هست. این موضوع در مورد هر کسی که معتقد است تلاش برای سرنگونی رژیم در ایران به معنای وارد کردن ضربهای سهمگین به کل محور مقاومت در منطقه است، صدق میکند. بنابراین، هشدارهای صادر شده توسط محافل مختلف که لبنان، عراق یا یمن را از مداخله در جنگ برحذر میدارند، در تغییر مسیر اقدام متحدین ایران بیاثر است. این واقعیت آمریکاییها و متحدین آن در منطقه را مجبور کرده است تا سطح جدیدی از احتیاط و بسیج را اتخاذ کنند، زیرا ایده هرجومرج گسترده اکنون به طور جدی روی میز است.
«یک نشست امنیت جهانی در واشنگتن، آمریکاییها، اروپاییها، اسرائیلیها و برخی از اعراب را گرد هم آورد و پرسشهایی را پیرامون اهداف مشخص جنگ مطرح کرد.»
در عینحال برخیها در منطقه که با ایران رابطه دوستانهای ندارند و از سقوط رژیم آن ناراحت نمیشوند، فکر میکنند یک جنگ با پارامترهای نامشخص و نتایج نامعلوم، آنها را ملزم میسازد که با روند آن بسیار محتاطانه برخورد کنند.
نتیجهگیری جدی که روسای ترکیه، عربستان سعودی و مصر به آن رسیدهاند این است که چنین جنگی میتواند به فجایع بزرگی منجر شود، و منطقه میتواند شاهد وضعیت جدیدی از «هرج و مرج امنیتی سازمانیافته» را، که اهداف آن در حال گسترش است شاهد باشد، به ویژه از آنجایی که انگیزه متحدین ایران برای پاسخ به آمریکاییها در وهله اول و پس از آنها به اسرائیل و حتی پایتختهای منطقه بسیار بالا به نظر میرسد، تا جایی که از یک مقام خلیج فارس نقل شده است: «طرفداران ایران با ما به عنوان شریک خون خود رفتار خواهند کرد و این بدان معناست که ما ممکن است با یک تهدید جدی و بلندمدت روبهرو باشیم.»
با این حال، ارتباطات و جلسات سیاسی حرفهای و فنی که مستقیماً توسط ایالات متحده آمریکا مدیریت میشوند، همچنان ادامه دارد.
از جمله این موارد، جلسه امنیتی بزرگی بود که اخیراً در واشنگتن دی سی برگزار شد و طی دو روز و در چندین جلسه، رؤسا و مقامات آژانسهای اطلاعاتی چندین کشور، از جمله ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسرائیل، عربستان سعودی و سایر کشورهای ناتو را گرد هم آورد. همچنین با توجه به این باور گسترده که تجمع گسترده جتهای جنگنده نیروی دریایی ایالات متحده در پایگاه هوایی «سالتی» در اردن نقش مهمی در جنگ ایفا میکند و اینکه از حریم هوایی اردن و سوریه حتی بدون مشورت با حاکمان آن کشورها استفاده خواهد شد، همانطور که در عراق و سایر کشورها نیز چنین بوده است، صحبتهایی در مورد مشارکت اردن نیز مطرح شد.
به گفته دو منبع، بحثها بر مکانیسم اقدام علیه ایران متمرکز است، جایی که ایالات متحده مقادیر زیادی از اهداف امنیتی، نظامی، اقتصادی و غیرنظامی را جمعآوری میکند و نمایندگان سازمانهای اطلاعاتی جهان دادههای خود را گرفته و به طرف آمریکایی تحویل دادهاند.
اما مهمترین چیز، به گفته همین منابع، بحث عملی در مورد دستاوردهای این جنگ است که به عنوان «ارزیابی» عملی از همه جنبههای نبرد شناخته میشود، زیرا دولت کاخ سفید که به طور مداوم گزارشهای امنیتی دریافت میکند، قصد دارد تصمیمگیرنده را در فضای دشمن قرار دهد، اما میخواهد در مورد گام بعدی پاسخهای روشنی دریافت کند.
به گفته همین منابع، یک نهاد منطقهای توانسته است آنچه را که گمان میکند نتایج اولیه از جلسات واشنگتن است، و شامل پرسشهای بیشتری نسبت به پاسخها، از جمله موارد زیر است، جمعآوری نماید:
یکم: چگونه با شرایط سیاسی و نظامی کنونی که با شرایط ژوئن گذشته بسیار متفاوت است، و تصمیمات سیاسی به اندازه کافی واضح نیستند، و کاخ سفید هنوز به نوع اهداف نظامی که باید مورد حمله قرار گیرند اشاره دقیقی نکرده است، برخورد کنیم.
دوم، انتقال مداوم تجهیزات نظامی قابلتوجه ایالات متحده به منطقه برای ایجاد وضعیت ژوئن گذشته، زمانی که واشنگتن یک گروه تهاجمی ناو هواپیمابر متفاوت را در کنار سامانههای دفاع هوایی چند لایه مستقر کرد، کافی نیست. این پیشرفتها در استقرار، در صورت تصمیمگیری سیاسی برای آغاز یک عملیات نظامی گسترده که میتواند طولانی شود، به حدی که ایالات متحده نیاز دارد، نمیرسد. این مستلزم آن است که تقویتهای حتی بیشتر از آنچه در حال حاضر وجود دارد، ارائه شود.
سوم: تفاوت قابلتوجهی بین آنچه امروز مورد بحث است و هدف ژوئن گذشته وجود دارد. در آن زمان، هدف محدود به تضعیف قابلیتهای هستهای ایران و نابودی سامانههای دفاع هوایی آن بود. تغییر رژیم روی میز نبود. با این حال، امروز اوضاع کاملاً متفاوت به نظر میرسد. هیچ شفافیت کاملی در مورد هدف این کارزار وجود ندارد، و پیشبینی نتیجه را دشوار میکند. علاوه بر این، هیچ برنامه عملیاتی برای اینکه در صورت موفقیت عملیات، وضعیت چگونه خواهد بود، نقش نیروهای نظامی چه خواهد بود، یا صورت بروز هرجومرج چگونه میتوان اوضاع پیشبینی نشده را مدیریت و کنترل کرد، وجود ندارد.
چهارم: باید توجه داشت که ایرانیها با شفافیت کامل عمل میکنند، به طوری که پاسخ آنها بسیار بزرگ و قابلتوجه خواهد بود. قدرتهای مربوطه میدانند که ایران دارای زرادخانه موشکی بسیار بزرگی است، و از طریق نیروهای متحد خود، که در تمام مناطقی که ارتش آمریکا در آن فعالیت میکند مستقر هستند، توانایی عمل دارد. این نیروها قادر به هدایت حملات شدید علیه نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و حتی علیه زیرساختهای حیاتی مانند میادین نفتی و پالایشگاهها هستند که منجر به پیامدهای گستردهتر منطقهای میشود.
«ارتش آمریکا در صورت تصمیم به آغاز یک عملیات نظامی گسترده، به تقویت نیروهای بیشتری نیاز دارد، و هشدارهایی وجود دارد مبنی بر اینکه متحدین آمریکا ممکن است هدف حملات شدیدی قرار گیرند.»
شاید همین واقعیت متحدین منطقهای آمریکا را به اقدام و درخواست برای اقدام محتاطانه واداشته است، و همه به ویژه از کشورهای خلیج فارس شنیدهاند که آنها به شدت نگران یک انفجار نظامی گسترده هستند که به ناآرامیهایی منجر شود که بر چرخه اقتصادی تأثیر میگذارد.
برای کسانی که نگرانند، این هشدارها برای جلوگیری از تصمیم به جنگ کافی نیست، و این باید در نظر گرفته شود که طرفهای درگیر با رئیسجمهور آمریکا در تصمیمگیریهای امروز در سطحی نیستند که آمریکا معمولاً میشناسد.
آنها، به عنوان مثال، اشاره میکنند که طرح ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، چهار سال پیش توسط اطلاعات ارتش آمریکا پیشنهاد شده بود، و تیم اطراف جو بایدن، رئیسجمهور سابق، مانع اجرای آن شد. هنگامی که این طرح دوباره در رابطه با وقایع ونزوئلا به رئیسجمهور فعلی ارائه شد، او با عجله آن را پذیرفت و در عین حال همان چیزی را که درباره تردید و سردرگمی دولت قبلی میگفت، تکرار کرد.
این مثال نشان میدهد که هیچکس جز ترامپ نمیتواند مانع او شود، و تمام کسانی که بسیار به او نزدیک هستند، سعی میکنند او را متقاعد نمایند تصمیم خود را تا زمانی که بدون یک جنگ گسترده، فرصت به دست آوردن آنچه لازم است وجود دارد، به تعویق بیندازد.
در عمل، همه روزها و ساعات بسیار پرتنشی را سپری میکنند، و ایده جنگ عملاً در ذهنها، افکار و اقدامات وجود دارد. در مورد احتمال عدم وقوع آن، این موضوع همچنان در معرض تغییری خواهد بود، که فقط در محاسبات آمریکاییها ظاهر میشود، زیرا امروز در جهان کسی نیست که بتواند پرچم قرمز را در مقابل دیوانه جهان بلند کند.
