تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
جنگ علیه «زیرساختهای انرژی»: ایران چه گزینههایی دارد؟

با تغییر حملات اسرائیل در تهران از اهداف غیرنظامی و نظامی به تأسیسات ذخیرهسازی سوخت و نفت و مراکز انتقال فرآوردههای نفتی، تجاوز علیه ایران وارد مرحله بسیار حساسی میشود، که مشخصه آن هدف قرار دادن «زیرساختهای انرژی» است. اسرائیل، در حالی که این حملات را بر اساس منطق «لجستیک نظامی»، به ویژه سوخت مورد استفاده در عملیات نظامی (جابجایی نیروها، عملیات سیستم و زنجیرههای تولید/ذخیرهسازی مرتبط با موشک) توجیه میکند، از معضل اقتصادی و امنیتی گستردهتری که میتواند ایجاد کند، غافل است. هدف قرار دادن تأسیسات انرژی در ایران به طور خودکار در را برای حملات تلافیجویانه علیه زیرساختهایی که از خطوط مقدم ایران دور نیستند، از جمله پالایشگاهها، بنادر، خطوط لوله و نیروگاههای برق و تأسیسات شیرینکردن آب، باز میکند.
اولین سناریو برای پاسخ ایران، هدف قرار دادن پالایشگاههای اسرائیل را شامل میشود. صنعت پالایش اسرائیل در دو پالایشگاه اصلی متمرکز است: «حیفا»، که طبق وبسایت این شرکت توسط «گروه بازان» اداره میشود، با حداکثر ظرفیت تقریباً ۱۹۷۰۰۰ بشکه در روز؛ و «اشدود»، که طبق گزارشهای موجود ظرفیت آن تقریباً ۹۵۰۰۰ بشکه در روز است؛ بدین معنی که کل ظرفیت پالایش اسرائیل تقریباً ۳۰۰۰۰۰ بشکه در روز است. در طول جنگ ۱۲ روزه، پاسخ ایران به تعطیلی تأسیسات «بازان» در پالایشگاه حیفا پس از آسیب دیدن یک نیروگاه برق/بخار که فرآیند پالایش را تأمین میکرد، منجر شد. خسارات مالی در آن زمان تقریباً ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار تخمین زده شد.
آسیب قابل توجه به این تأسیسات به کمبود سوخت داخلی و در نتیجه افزایش قیمت سوخت خواهد منجر شد. پالایشگاه حیفا به تنهایی بخش بزرگی از سوخت اسرائیل را تولید میکند که تقریباً ۵۹٪ بنزین و ۶۵٪ گازوئیل را تشکیل میدهد. اگر این پالایشگاهها تعطیل شوند، اسرائیل مجبور به واردات فرآوردههای نفتی تصفیه شده (بنزین و گازوئیل) خواهد شد که با توجه به افزایش هزینههای حملونقل و بیمه و طولانی شدن زمان تحویل، گزینه خطرناکی است
دومین سناریو، و خطرناکترین سناریو در سطح جهان، شامل حملات به تأسیسات نفت و گاز در خلیج فارس است. با توجه به گزارشهایی مبنی بر هدف قرار دادن تأسیسات انرژی در امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین، کویت و قطر در دوشنبه و سهشنبه گذشته توسط پهپادهای ایرانی، این دیگر صرفاً فرضی نیست. مجتمع گازی «راس لفان» در قطر از جمله این اهداف بالقوه است که از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بزرگترین تأسیسات تولید و صادرات گاز طبیعی مای در جهان است که تقریباً ۱۷ تا ۲۰ درصد از صادرات جهانی را تأمین میکند. بنابراین، اختلال یا تخریب آن میتواند منجر به از دست رفتن قابل توجه عرضه جهانی گاز و افزایش قابل توجه قیمت جهانی گاز شود.
در عربستان سعودی، «رأس تنوره» در شرق کشور، که پالایشگاه آن توسط شرکت آرامکوی سعودی اداره میشود، ظرفیتی تقریباً معادل ۵۵۰ هزار بشکه نفت در روز دارد. اهمیت استراتژیک این بندر از جایگاه آن به عنوان بزرگترین پایانه صادرات نفت جهان ناشی میشود، که قادر به صادرات تا ۶.۵ میلیون بشکه در روز است که حدود ۷ درصد از تقاضای جهانی را تشکیل میدهد. اختلال یا تخریب این تأسیسات میتواند به اختلال قابل توجه در بازارهای جهانی نفت – به دلیل توقف ۷ درصد از صادرات – و در نتیجه، شوک فوری به قیمت نفت، منجر شود.
سومین تأسیسات مهم، شهر صنعتی «مسیعید» در قطر است که یک قطب عظیم پالایش، پتروشیمی و مایعسازی گاز و یکی از اجزای کلیدی شبکه صادرات انرژی قطر است. آسیب به این شهر بر صادرات سوخت تأثیر میگذارد – زیرا «مسیعید» محل پالایشگاه «لفان» (حدود ۳۰۶۰۰۰ بشکه در روز) است – و همچنین اختلال در صنعت پتروشیمی (پلاستیک، کود و مواد صنعتی سنگین) و مواد صنعتی سنگین را به دنبال خواهد داشت، که به نوبه خود علاوه بر از دست دادن میلیاردها دلار صادرات، باعث ایجاد بحران در صنایع جهانی (خودرو، الکترونیک، ساخت و ساز و سایر صنایع) خواهد شد.
چهارم، ترمینال نفتی «فجیره» در امارات متحده عربی وجود دارد که از نظر ظرفیت و تولید، سومین قطب بزرگ ذخیرهسازی نفت در جهان است. یک خط لوله به طول تقریبی ۳۶۰ کیلومتر، از میادین نفتی ابوظبی به فجیره امتداد دارد که ظرفیت انتقال حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز را دارد و امکان صادرات مستقیم نفت از سواحل دریای عمان را فراهم میکند. این پروژه همچنین شامل تأسیسات ذخیرهسازی زیرزمینی عظیم با ظرفیت تقریبی ۴۲ میلیون بشکه نفت خام است. اهمیت استراتژیک فجیره در موقعیت آن در خارج از تنگه هرمز نهفته است و امارات متحده عربی را قادر میسازد بخش قابل توجهی از نفت خود را بدون عبور از تنگه تهدید شده صادر کند. بنابراین، تخریب یا اختلال در این ترمینال میتواند منجر به از دست رفتن این مسیر جایگزین شود و خطر اختلال در عرضه را افزایش دهد و هزینههای حمل و نقل و بیمه نفتکشها را بالا ببرد.
این سناریوها اضطراب فزاینده پیرامون افزایش قیمت جهانی نفت و گاز را، که به دلیل اختلال در عرضه، کشتیرانی و بیمه دریایی، فلج شدن حمل و نقل هوایی و دریایی در خاورمیانه و احتمال توقف کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، روزانه در حال افزایش است، تشدید میکنند. این نگرانیها پس از آن تشدید شد که وزیر انرژی قطر پیشبینی کرد که اگر جنگ ادامه یابد، همه صادرکنندگان انرژی خلیج فارس مجبور خواهند شد «ظرف چند هفته» تولید خود را متوقف کنند و قیمت نفت میتواند به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد.
به گزارش «رویترز»، حتی اگر جنگ پایان یابد، این وضعیت مصرفکنندگان و مشاغل در سراسر جهان را با «هفتهها یا حتی ماهها» قیمت بالای سوخت مواجه خواهد کرد. «گاردین» به نقل از کلیتون سیگل، محقق مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، نوشت که با توجه به کسری ۲۰ میلیون بشکه در روز و تأثیر آن بر بازار جهانی نفت، هیچ نشانهای از دستیابی به موفقیت در چشمانداز وجود ندارد. سیگل خاطرنشان کرد که بیتوجهی آشکار دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به افزایش قیمت نفت، که برخی آن را «بلوف» میدانستند، اکنون «بهوضوح دیگر بلوف نیست» و افزود: «دوره تنفسی که بازار به دولت ترامپ داده بود، هفته گذشته به پایان رسید.»
