تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: اکرم اوزتورک
جمعه، ۸ مه ۲۰۲۶

دختر مو قرمز: هانی شافت و مقاومتی که می‌خواهند از حافظه پاک کنند

 

امروز، در حالی که جهان با افزایش مداوم مداخله‌گری‌های امپریالیستی و بحث‌های مربوط به «جنگ جهانی سوم» روبه‌رو است، در هلند نیز بر تصور مداوم از یک «تهدید روسی» تاکید می‌شود. در چنین فضایی، یادآوری علل جنگ جهانی دوم و مقاومت کمونیست‌ها در کشورهای مختلف، به ویژه در اتحاد جماهیر شوروی، در آن دوره اهمیت دارد.

این مقاله بر زندگی و مبارزه هانی شافت، یکی از اعضای حزب کمونیست هلند تمرکز خواهد کرد. شافت که به عنوان «دختر مو قرمز» شناخته می‌شود، همچنان به عنوان نمادی از مقاومت باقی مانده است، و حتی پس از این همه سال، راه ما را روشن می‌کند.

در طول سال‌های اشغال، حزب کمونیست هلند نه تنها سازمانی بود که در مقاومت مشارکت داشت، بلکه یکی از نیروهای سیاسی اصلی بود که مقاومت را سازماندهی کرد و گسترش داد، و سنگین‌ترین بها را نیز برای آن پرداخت نمود. مشخص است که کمونیست‌ها در بسیاری از زمینه‌ها، از سازماندهی «اعتصاب فوریه» و انتشار روزنامه‌های زیرزمینی گرفته تا انجام عملیات‌های خرابکارانه و مجازات همدستان دشمن، نقشی تعیین‌کننده داشتند.

با این حال، روایت تاریخی حاکم امروز تا حد زیادی این واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرد یا به طور سیستماتیک از حافظه پاک می‌کند. بدون تردید، یکی از برجسته‌ترین نمادهایی که در برابر این تلاش‌ها ایستادگی می‌کند، هانی شافت است.

هانی شافت، با نام کامل «ینتیه یوهانا شافت»، در سپتامبر ۱۹۲۰ در هارلم هلند متولد شد. شافت از سنین جوانی به ایده جهانی بر پایه صلح و عدالت علاقه‌مند بود. او در دوران تحصیل، تحت تأثیر «بریگاردهای بین‌المللی» – که در جنگ داخلی اسپانیا علیه فاشیسم می‌جنگیدند – و «گئورگی دیمیتروف»، از چهره‌های برجسته کمینترن (بین‌الملل کمونیستی)، قرار گرفت. او بعدها تحصیل در رشته حقوق بین‌الملل را در آمستردام آغاز کرد.

روابط نزدیک او با دانشجویان یهودی در دوران دانشگاه، نقشی حیاتی در شکل‌گیری آگاهی سیاسی او داشت. افزایش سرکوب و تبعیض علیه یهودیان در دوران اشغال نازی‌ها، مخالفت شافت با فاشیسم را بیش از پیش تقویت کرد. در سال ۱۹۴۳، او از امضای سوگند وفاداری که رژیم نازی از دانشجویان دانشگاه مطالبه می‌کرد، خودداری نمود و این مانع از ادامه تحصیل او شد. در همین دوره، او مشارکت فعال در فعالیت‌های مقاومت را آغاز کرد و به دوستان یهودی خود برای مخفی شدن یاری رساند.

این روند برای شافت یک نقطه عطف بود. او معتقد بود که در شرایط اشغال توسط نازی‌ها، «بی‌طرفی» غیرممکن است؛ او استدلال می‌کرد که باید بین تسلیم شدن و پیوستن به مقاومت، یکی را انتخاب کرد. او مقاومت را انتخاب کرد

مقاومت تحت اشغال
برای هانی شافت، مقاومت فراتر از امضا نکردن یک بیانیه بود. او به شورای مقاومتی که در هارلم فعالیت می‌کرد پیوست و فعالانه با فاشیسم به مبارزه پرداخت. شافت به همراه فرانس فان در ویل، تروس و فردی اوراستیگن، کور روسمن و یان هویسدنس، به خاطر اقدامات‌شان علیه کسانی که با اشغالگران نازی همکاری می‌کردند، شناخته شدند. این همدستان با ارائه اطلاعات به نازی‌ها، جنبش‌های مقاومت را تضعیف می‌کردند و به این ترتیب به طور غیرمستقیم از سیاست‌های اشغالگری و هولوکاست حمایت می‌نمودند.

شورای مقاومت نه تنها از طریق اقدامات مسلحانه، بلکه از طریق فعالیت‌های زیرزمینی نیز فعال بود. این فعالیت‌ها شامل توزیع روزنامه‌ها و اعلامیه‌های زیرزمینی، تامین کوپن‌های جیره غذایی برای افراد مخفی شده و جعل مدارک شناسایی بود.

در طول این روند، کمونیست‌ها نقش مهم و فعالی را در شورای مقاومت ایفا کردند. هانی شافت با کسب تجربه در مبارزه، به این باور رسید که مقاومت در برابر فاشیسم با تلاش گسترده‌تر برای عدالت و برابری پیوند خورده است. او به همراه تروس و فردی اوراستیگن به حزب کمونیست هلند پیوست. او تماس خود را با تشکیلات حزب که با اشغال نازی‌ها به فعالیت‌های زیرزمینی روی آورده بود، حفظ کرد و به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد.

در این دوره، شافت در توزیع روزنامه غیرقانونی «دِ وارهایت» (De Waarheid) مشارکت داشت و در اقدامات خرابکارانه و ترورها نقش ایفا کرد. این فعالیت‌ها او را به فردی تحت تعقیب توسط نیروهای اشغالگر نازی تبدیل کرد. در همان زمان، او با آنی آورینک که فعالانه در مقاومت حضور داشت آشنا شد. آورینک از سال‌های اولیه اشغال از جنبش مقاومت حمایت کرده و در اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ شرکت کرده بود. در پی دستگیری رهبران حزب کمونیست هلند در هارلم در سال ۱۹۴۳، آورینک هماهنگی مقاومت در منطقه را بر عهده گرفت و هدایت گروهی را که شافت نیز عضو آن بود، بر عهده داشت.

با پیشرفت جنگ، برخی از اسیران جنگی شوروی که از جبهه شرقی آورده شده بودند، برای کار اجباری به هلند، به ویژه به جزیره تکسل فرستاده شدند. هانی شافت و آنی آورینک این اسیران را به پیوستن به جنبش مقاومت تشویق کردند. در واقع، در سال ۱۹۴۴، سربازان گرجستانی که خود را «موظف به کمک به مردم هلند در مبارزه با فاشیسم» می‌دانستند، در آوریل ۱۹۴۵ دست به شورش زدند و به مقاومت مسلحانه علیه اشغالگران پیوستند.

پایان مبارزه و آزادی
در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم، همزمان با شکست‌های پیاپی آلمان نازی در جبهه شرقی، این کشور فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر هلندِ تحت اشغال را تشدید کرد. کوپن‌های جیره غذایی به تدریج کاهش یافت، قیمت‌ها به سرعت افزایش یافت و هزاران کارگر هلندی به بهانه کمبود نیروی کار، مجبور به کار در آلمان شدند. در پاسخ به اعتصاب راه‌آهن که در اعتراض به این شرایط سازماندهی شده بود، رژیم نازی یک محاصره شدید غذایی را علیه این کشور اعمال کرد. در این دوران که در تاریخ به «زمستان قحطی» معروف است، افراد زیادی بر اثر گرسنگی، سرما و فقر جان باختند. در این شرایط سخت، هانی شافت به همراه همرزمانش به فعالیت‌های مقاومت خود ادامه داد. با این حال، بهای مقاومت سنگین بود. در حالی که بسیاری از مبارزان مقاومت دستگیر و اعدام شدند، شافت متحمل یکی از نزدیک‌ترین تلفات خود شد.

یان بونکامپ، عضو مقاومت هلند و معشوق «شافت»، در سال ۱۹۴۴ پس از جراحت شدید در نبرد، توسط نازی‌ها اسیر شد و کمی بعد جان باخت.

این ضایعه تأثیر عمیقی بر شافت داشت. او در نامه‌ای به یک دوست در همان سال، درباره بوننکمپ چنین نوشت:

«درباره دوست من بد فکر نکن؛ او به طرز شگفت‌آور و فوق‌العاده‌ای رفتار کرد. ای کاش آدم‌های بیش‌تری مثل او بودند. او یکی از بهترین افرادی بود که تا به حال دیده‌ام. این را فراموش نکن؛ این موضوع بسیار مهم است.»

با نزدیک شدن به پایان جنگ، شافت با وجود تمام فشارها به فعالیت‌های خود ادامه داد. در ۲۱ مارس ۱۹۴۵، او در حال توزیع روزنامه زیرزمینی «دِ وارهایت» دستگیر شد. پس از شناسایی، شافت با وجود روزها بازجویی شدید، از ارائه هرگونه اطلاعات درباره مبارزان مقاومت خودداری کرد. علی‌رغم تضمین‌های مقامات نازی مبنی بر اینکه زنان اعدام نخواهند شد، هانی شافت چند هفته پیش از پایان اشغال، در ۱۷ آوریل ۱۹۴۵ در تپه‌های ماسه‌ای نزدیک بلومندال تیرباران شد.

مبارزه هانی شافت صرفاً داستان یک مقاومت فردی نیست. او در تاریخ به عنوان نمادی از مقاومت سازمان‌یافته علیه اشغالگری فاشیستی و نماد هزاران نفری که جان خود را در راه مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی از دست دادند، باقی مانده است.

بزرگداشت مقاومت
پس از جنگ، هانی شافت که با عنوان «دختر مو قرمز» شناخته می‌شد، با شجاعت و عزم تزلزل‌ناپذیرش در مقاومت متمایز گردید و به سرعت به یکی از مهم‌ترین نمادهای مقاومت هلند تبدیل شد. با این حال، نحوه به یاد آوردن نقش کمونیست‌ها در مقاومت در دوران پس از جنگ، به موضوعی برای بحث‌های سیاسی بدل گشت.

برخی از محافل استدلال کرده‌اند که نفوذ حزب کمونیست هلند (CPN) در مقاومت کم‌اهمیت جلوه داده شده و میراث آن به اندازه کافی برجسته نشده است. این بحث‌ها ارزیابی تاریخی گسترده‌تری را نه تنها درباره بازیگران مقاومت، بلکه در مورد نحوه تفسیر ظهور فاشیسم و علل جنگ جهانی دوم به همراه داشته است.

در سال ۱۹۵۱، در دوران دولت ائتلافی که به ریاست نخست‌وزیر وقت، ویلم دریس تشکیل شده بود، ممنوعیت برگزاری مراسم یادبود برنامه‌ریزی‌شده برای هانی شافت، تحول قابل توجهی بود. هزاران نفر از مردم که مایل به شرکت در این مراسم یادبود بودند، از جمله بسیاری از مبارزان سابق مقاومت، با تدابیر امنیتی گسترده‌ای مواجه شدند.

امروز، نام هانی شافت نه تنها بخشی از مقاومت گذشته، بلکه بخشی از بحث‌های جاری درباره نحوه شکل‌گیری حافظه تاریخی باقی مانده است. بزرگداشت او نه تنها به معنای یادآوری گذشته، بلکه به معنای زیر سوال بردن این است که آن گذشته چگونه به حال منتقل می‌شود و چگونه تفسیر می‌گردد.

https://haber.sol.org.tr/haber/kizil-sacli-kiz-hannie-schaft-ve-unutturulmak-istenen-direnis-409295