سرانجام آقای معين با انتشار بيانيهای در ٧ خرداد ماه، آمادگی خود را جهت حضور در عرصه مبارزات انتخاباتی نهمين دوره رياست جمهوری اعلام کرد. موارد اعلام شده در اين بيانيه، از جمله تشکيل «جبهه دمکراسی و حقوق بشر» متشکل از اصلاحطلبان درون و خارج حکومت سيمای نوينی به جنبش اصلاحطلبی کشور خواهد داد. اين حرکت گامی است اساسی، ولی اوليه، برای ١ـ جلوگيری کردن از يکدست شدن حکومت، ٢ـ ايجاد بستری برای اتحاد عمل کليه نيروهای سياسی مترقی که از خواست مردم برای تعميق اصلاحات و استقرار آزادیهای سياسی و صنفی دفاع میکنند.
تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
ا. آرش [اردشیر جمنشان]
بابک
۱۱ خرداد ۱۳۸۴
دوم خردادی ديگر؟
سرانجام آقای معين با انتشار بيانيهای در ٧ خرداد ماه، آمادگی خود را جهت حضور در عرصه مبارزات انتخاباتی نهمين دوره رياست جمهوری اعلام کرد. موارد اعلام شده در اين بيانيه، از جمله تشکيل «جبهه دمکراسی و حقوق بشر» متشکل از اصلاحطلبان درون و خارج حکومت سيمای نوينی به جنبش اصلاحطلبی کشور خواهد داد.
در ٢ خرداد ۱۳۷۶ مردم با شرکت در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوری و با رای ٢٠ ميليونی خويش به آقای خاتمی، مخالفت خود را با فضای خفقان، سرکوب و چپاول دوره هاشمی رفسنجانی، اعلام کردند.
عمل بر مدار قانون اساسی؛ اجرای اصول معطل مانده اين قانون که ارتباط مستقيم با اعمال حق حاکميت مردم دارد؛ و پاسخگو کردن تمام ارکان حکومت در مقابل مردم، از جمله قولهای انتخاباتی آقای خاتمی بود. جناح انتصابی قدرت به رهبری خامنهای از همان ابتدا در مخالفت با خواست مردم، هر ۹ روز يک بحران را به دولت تحميل کرد. اين جناح با تمام قدرت تلاش کرد تا به مردم بقبولاند که «انتخاب آنها هيچ چيز را تغيير نمیدهد».
در کنار عملکرد ضدملی جناح انتصابی، اصلاحطلبان نيز به جای بهرهگيری از حضور ميليونی مردم و تکيه بر آنها، تلاش کردند تا موانع پيشرو را در بالا در سطح نخبگان حکومتی حل کنند. سياستی که سترون بودن خود را به اثبات رساند.
تاکتيک مبارزاتی «چانهزنی در بالا و فشار از پايين» میتوانست ثمرات مهمی داشته باشد، اگر اصلاحطلبان بخش دوم شعار تاکتيکی خود را نيز جدی میگرفتند و در راه سازماندهی مردم اقدام میکردند.
امروز در شرايطی آقای معين در انتخابات شرکت میکند که در عرصه داخلی روحيه ياس و نااميدی در بين مردم غالب است، و در عرصه خارجی امپرياليسم آمريکا در چارچوب سياست جهانی خود، با اشغال عراق و افغانستان عملا در مرزهای ما مستقر شده و امنيت و استقلال کشور ما را مورد تهديد قرار داده است.
آقای معين بعد از «رد صلاحيت» توسط شورای نگهبان و سپس عقبنشينی «رهبر» از اين عمل، با اتخاذ تصميمی درست برای ادامه حضور در عرصه انتخابات، با انتشار بيانيهای شفاف و اتخاذ مواضعی متفاوت، عملا نقشه جناح انتصابی قدرت را در ١ـ تفرقهافکنی در ميان بخشهای مختلف جنبش اصلاحطلبی، ٢ـ وامدار نشان دادن وی در پذيرش حکم حکومتی، عقيم گذارد.
تکيه بر مردم به عنوان حاکمان واقعی کشور؛ عزم جدی در دگرگونی ساختار قدرت؛ تلاش برای ايجاد «جبهه دمکراسی و حقوق بشر» متشکل از اصلاحطلبان درون و بيرون حکومت؛ و وعده شرکت دادن مجموعه اين نيروها در دولت، محورهای اصلی بيانيه ٧ خرداد دکتر معين است.
اين حرکت گامی است اساسی، ولی اوليه، برای ١ـ جلوگيری کردن از يکدست شدن حکومت، ٢ـ ايجاد بستری برای اتحاد عمل کليه نيروهای سياسی مترقی که از خواست مردم برای تعميق اصلاحات و استقرار آزادیهای سياسی و صنفی دفاع میکنند.
برخی از مسايل طرح شده در بيانيه ٧ خرداد دکتر معين، میبايست در صورت انتخاب ايشان به عنوان رئيسجمهور، مورد توجه قرار گيرد. اما نکات ديگری در اين بيانيه است که عمل بدانها در همين فاصله کوتاه مبارزات انتخاباتی ضروری است.
جلب اعتماد مجدد مردم، مستلزم اقدامات عملی، اعلام مکانيزم تحقق وعدهها، و ارايه ضمانتهای اجرايی برای تحقق آنها است. اين موارد همانند متن بيانيه، میبايست به صورت شفاف بيان گردد.
اعلام مکانيزم ارتباط با مردم در دوران رياست جمهوری، و چگونگی پيشبرد عملی خواست آنها در مقابل جناح انتصابی؛ تشکيل «جبهه دمکراسی و حقوق بشر»؛ اعلام اسامی مسئولان بخشهای کليدی کابينه؛ و جايگاه نيروهای اصلاحطلب خارج از حکومت در دولت آينده، مواردی است که میبايست در فرصت مبارزات انتخاباتی و به عنوان تضمينهای اجرايی مسايل مطروحه در بيانيه ٧ خرداد دکتر معين، به منصه عمل برسد. تنها در چنين شرايطی است که میتوان به ترديدهای موجود در بين بخشی از نيروهای سياسی، بويژه جنبش دانشجويی، برای شرکت فعال در عرصه انتخابات پايان داد و بوجود آمدن يک تحرک نسبتا قابل توجه اجتماعی و رخداد «دوم خردادی ديگر» را محتمل دانست.
از همين نويسندگان و در رابطه با نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری
فرصتی تاريخی برای دکتر معين (۴ خرداد۱۳۸۴)
ادامه مقاومت، عقبنشينی بيشتر (٢ خرداد۱۳۸۴)
درک ما از شعار «انتخابات آزاد» (١٩ ارديبهشت۱۳۸۴)
چرا از بيانيه ۵۶۵ نفر حمايت میکنيم (١۶ فروردين ١٣٨۴)
شرايط بحرانی ايران و انتخابات رياست جمهوری (٧ فروردين ١٣٨۴)
