تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۷ آذر ۱۴۰۴
منبع: واقعیت کوبا
نویسنده: الیر رامیرز کاندو
شنبه، ۸ نوامبر ۲۰۲۵
رفتار متفاوت فیدل

این یک موفقیت بزرگ و در عین حال فرصتی است که در آستانه نود و نهمین سالگرد تولد فرمانده کل، بتوانیم در این مرکز که با افتخار و تعهد نام او را بر خود دارد، کتاب «۱۰ توطئه برای ترور فیدل کاسترو» از انتشارات «اوشن سور» را ارائه دهیم.
نویسنده آن، فابیان اسکالانته فونت، پیش از این ما را با این کارهای بزرگ، ثمره تجربه خود او به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی که به همراه دیگر رفقا – که اکثر آنها بسیار جوان بودند – از ابتدای انقلاب و از «دفتر حملات وزارت امنیت کشور»، با موفقیت با صدها نقشه یا توطئه علیه جان رهبر انقلاب کوبا و دیگر رهبران کشورمان مقابله کرد، آشنا کرده است.
بنیانگذار سرویسهای اطلاعاتی کوبا، که در حین خدمت به درجه سرلشکری رسید، نه تنها به عنوان شاهدی استثنایی بر آن نبرد بزرگ علیه تاریکترین نیروهای دشمنان تاریخی ما عمل میکند، بلکه ما همچنین در حضور یک ارتباطگر بزرگ، چه از طریق کلام نوشتاری و چه از طریق کلام گفتاری، قرار داریم. فراتر از کتابهای او، من معتقدم که همه ما، به نوعی، از طریق حضورهای متعدد فابیان در برنامههای تلویزیونی، سریالها، مستندها و غیره، افتخار تجربه استعداد او را داشتهایم. حتی کسانی که با ما مخالفند یا کاملاً با روند انقلابی کوبا همدل نیستند، مجبور بودهاند به تحقیقات او مراجعه کنند، یا برای پروژههای مختلف کتابشناختی یا سمعی و بصری به کمکهای او تکیه نمایند، و در این زمینه او را صدایی معتبر چه در کوبا و چه فراتر از مرزهای ما بدانند.
اثری که امروز ارائه میدهیم، این ویژگیها را دارد. عناصر داستانی در آن گنجانده شده تا خواندن را لذتبخشتر کند، بدون اینکه از دقت تحقیقات تاریخی کاسته شود. این تحقیقات همچنین توسط اسناد آرشیو و اطلاعات «امنیت دولتی» که نویسنده به عنوان یک سرباز خط مقدم در این درگیری به آنها دسترسی داشت، حمایت میشوند.
«۱۰ توطئه برای ترور فیدل کاسترو» ادامه اثری قدیمیتر است که آن هم در سال ۲۰۲۳ توسط انتشارات «اوشن سور» با عنوان «۶۳۴ راه برای کشتن فیدل» منتشر شد، کتابی بسیار طولانیتر با نزدیک به ۳۰۰ صفحه. در این اثر جدید، فابیان ۱۰ توطئهای را که از نظر او مهمترینها هستند، از میان ۶۳۴ توطئهای که طی دههها بررسی کرده، انتخاب کرده است. همانطور که در مقدمه توضیح داده شده است، تمام این صدها توطئه توسط «امنیت دولتی کوبا» در مراحل مختلف توسعهشان خنثی شدند. در ۱۶۷ مورد از جاهطلبانهترین و خطرناکترین توطئهها، افراد دخیل توسط مقامات کوبایی دستگیر و محاکمه شدند.
همانطور که همه میدانند، در سال ۱۹۷۵، پس از رسوایی واترگیت و سایر فشارهای داخلی در ایالات متحده، کمیسیونی در کنگره به ریاست سناتور فرانک چرچ برای بررسی عملیات اطلاعاتی مربوط به «حذف رهبرانی که با سیاستهای واشنگتن دشمنی داشتند» تشکیل شد. این کمیسیون تنها هشت مورد از توطئههای طراحیشده علیه جان رهبر بزرگ انقلاب ما را تأیید کرد. با این وجود، مهم بود که این کمیسیون فاش کرد که در اوایل سال ۱۹۶۱، دو مدیر ارشد «سیا»، آلن دالس و ریچارد بیسل، دستور ایجاد عملیات «ZR/Rifle» را با مأموریت «ایجاد قابلیتهایی برای حذف فیزیکی رهبران سیاسی خارجی» صادر کرده بودند. در چارچوب این عملیات بود که توطئههای متعددی علیه جان فرمانده کل، مستقیم یا غیرمستقیم، سازماندهی شد که بعداً، همانطور که فابیان به درستی آن را توصیف میکند، به مکانیسم کوبایی-آمریکایی «سیا» و «افیا» تبدیل شد.
برخلاف ایدههایی که فرمانده کل قوا- با الهام از مارتی- همیشه از آنها دفاع میکرد – و در ریشه انقلاب قرار دارند، آنچه این ۱۰ توطئه انتخاب شده توسط فابیان – و به نظر من ۶۳۴ توطئه شناخته شده – را مشخص میکند، فقدان وجدان و اصول اخلاقی در نخبگان قدرت ایالات متحده است که رفتارشان تحت سلطه این تصور بوده است که هدف، وسیله را توجیه میکند و در این مسیر، انسان فقط یک کالای دیگر است و حقیقت اهمیتی ندارد وقتی آنچه دنبال میشود، غلبه قدرت و پول است
رفتار انقلاب کوبا چقدر متفاوت بوده است؟ رفتار فیدل همیشه، حتی در مواجهه با دشمن، چقدر متفاوت بود؟ اینها پرسشها و تأملاتی است که خواندن این کتاب نیز برمیانگیزد.

امروز بسیاری هنوز تعجب میکنند که چگونه فیدل توانست از بیش از ۶۰۰ توطئه علیه جانش، که همگی توسط قدرتمندترین ملت در تاریخ بشریت سازماندهی، برنامهریزی، تأمین مالی و پشتیبانی میشدند، جان سالم به در ببرد؟
پاسخهای مختلفی به این سوال داده شده است که برخی حتی ریشه در باورهای مذهبی دارند. نویسنده«۱۰ توطئه برای ترور فیدل کاسترو» همچنین استدلالهای بسیار محکمی ارائه میدهد: تیزبینی فیدل، حمایت عمومی مردم، کوباییهای داخل و خارج از کشور، و دوستان خارج از کشور، هواداران و حامیان روند کوبا، که همیشه از کار دستگاه امنیتی دولت حمایت میکردند، و البته، اگرچه نویسنده، از روی فروتنی، آن را ستایش نمیکند، فداکاری، شور و شعور مردانی مانند فابیان، که از وزارت کشور، جان خود را فدا کردند یا از دست دادند تا ما هرگز نور فیدل را از دست ندهیم. من همچنین میخواهم به آنها ادای احترام کنم و با این کلمات قدردانی خود را ابراز کنم. مطمئنم که این احساسی است که انقلابیون کوبایی و همه کسانی که در هر گوشه دنیا مبارزه میکنند، در آن مشترکند.
«۱۰ توطئه برای ترور فیدل کاسترو، نتیجهی اثری قدیمیتر است که آن هم در سال ۲۰۲۳ توسط انتشارات اوشن سور با عنوان ۶۳۴ راه برای کشتن فیدل منتشر شد، کتابی بسیار طولانیتر، تقریباً ۳۰۰ صفحهای.»
در نهایت، من به خود جرأت میدهم با یک استدلال دیگر، به پرسشی که قبلاً در مورد چگونگی زنده ماندن فیدل مطرح شد، پاسخ دهم، پرسشی که به اعتقاد من تا حد زیادی موفقیت انقلاب کوبا را در مواجهه با تمام طوفانهای تهاجمی از طرف امپریالیسم آمریکا توضیح میدهد.
«کسانی که دیروز سعی کردند فرمانده را از نظر فیزیکی حذف کنند و هرگز موفق نشدند (…) اکنون روی حمله به ایدهها، میراث و الگوی او شرط میبندند، که همان حمله به کار انقلاب و مردم کوبا است.»
عنصری که من در کتاب گنجاندهام، همان چیزی است که خود فرمانده در سخنرانی تاریخی و افشاگرانهاش در ۲۰ مه ۲۰۰۵، تحت عنوان «رفتار متفاوت»[۱] تعریف کرد، که اصول و مبانی اخلاقی آن را تقریباً پنج سال پیش از آن در برداشت خود از انقلاب، در ۱ مه ۲۰۰۰، استادانه ترکیب کرده بود. برای فیدل، هیچ سیاستی بدون اخلاق نمیتوانست وجود داشته باشد، و در برداشت او، سیاست نمیتوانست بر اساس نفرت یا تعصب ساخته شود. این موضوع به تنهایی میتواند کتاب دیگری را پر کند. اما من خودم را به ذکر چند مثال محدود میکنم:
● نحوه برخورد با زندانیان در جریان نبرد در سیرا مائسترا.
● جستجوی یک راهحل از طریق مذاکره برای آزادی مزدوران از پلایا گیرون.
● درخواست از دادستان در پرونده شماره ۱۰۸ سال ۱۹۶۶ مبنی بر عدم اعمال حداکثر مجازات برای فرمانده رولاندو کوبلا – که به عنوان مامور «سیا» استخدام شده بود – و مستقیماً در یکی از پیشرفتهترین و خطرناکترین توطئههای ترور علیه جان رهبر انقلاب کوبا، که توسط فابیان برای این کتاب انتخاب شده بود، معروف به عملیات «AM/LASH»، دست داشت. فیدل در نامهای که در آن زمان به دادستان ارسال کرد، اظهار داشت: «در صورت لزوم، بدون تردید قاطع باشید و در عین حال هرگز لزوماً شدید نباشید… تحریم انقلابی بیش از هر چیز وسیلهای برای دفاع است، نه مجازات»[۲]
● پیام محکومیت ارسال شده به دولت ایالات متحده پس از اطلاع از حمله به جان رئیسجمهور رونالد ریگان در ۳۰ مارس ۱۹۸۱.
● تحویل محرمانه اطلاعات به دست آمده توسط منابع اطلاعاتی کوبا در تابستان ۱۹۸۴ به دولت ایالات متحده در مورد یک توطئه ترور علیه رئیسجمهور ریگان – یکی از تهاجمیترین روسای جمهور آمریکا در قبال کوبا – که توسط یک گروه راست افراطی در کارولینای شمالی سازماندهی شده بود.
نمونههای بسیار دیگری نیز وجود دارد که جایگاه اخلاقی فیدل و انقلاب کوبا را نشان میدهد. فیدل، زمانی که در سال ۱۹۷۹ در پاسخ به پرسش یک روزنامهنگار آمریکایی، هنگام سفر به سازمان ملل، از پوشیدن «جلیقه اخلاقی» صحبت کرد، به طور نمادین به این موضوع اشاره نمود.

«رفتار انقلاب کوبا چقدر متفاوت بوده است؟ رفتار فیدل همیشه چقدر متفاوت بود، حتی در مواجهه با دشمن؟ اینها پرسشها و تأملاتی است که خواندن این کتاب نیز برمیانگیزد.»
این داستان واقعی یک رهبر، یک ملت و یک انقلاب است که دههها قربانی تروریسم بوده و در عین حال قهرمان مبارزه با این بلا، به تروریست بودن متهم شده و در فهرستی جعلی و خبثانهای، با هدفی نادرست برای آسیب رساندن به زندگی روزمره و بقای همه کوباییها، قرار گرفته است.
کسانی که دیروز سعی کردند فرمانده را از نظر فیزیکی حذف کنند و هرگز موفق نشدند – او در ۹۰ سالگی بدون شکست درگذشت – امروز، غرق در ناامیدی بزرگ و نفرت لجامگسیخته، روی حمله به ایدهها، میراث و الگوی او شرط میبندند، که همان حمله به کار انقلاب و مردم کوبا است.
مردم قهرمان این جزیره سرکش هرگز اجازه نخواهند داد فیدل بمیرد، چه برسد به اینکه در صدمین سالگرد تولدش بمیرد!
بار دیگر از فابیان اسکالانته و انتشارات «اوشن سور» به خاطر فراهم کردن این توپخانه سنگین برای نبرد، سپاسگزاریم!
پینویسها:
[۱] رجوع کنید به فیدل کاسترو، «رفتار متفاوت»، دفتر انتشارات شورای کشور، ۲۰۰۵ (اثری که در آن فیدل چندین سند از سال ۱۹۹۸ را از طبقهبندی خارج میکند ونشان میدهد کوبا از طریق گابریل گارسیا مارکز، برنده جایزه نوبل ادبیات، در مورد چندین طرح تروریستی علیه این جزیره، که جان شهروندان آمریکایی نیز در آن به خطر افتاده بود، به دولت ایالات متحده هشدار داده بود).
[۲] رجوع کنید به اسناد انقلاب کوبا ۱۹۶۶، خوزه بل لارا، دلیا لوئیزا لوپز و تانیا کارام، سرمقاله علوم اجتماعی، هاوانا، ۲۰۱۵، صفحات ۱۱۴-۱۱۸.
