تارنگاشت عدالت- دورۀ سوم

جمعه، ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
منبع: guancha.cn
نویسنده: ژو یان‌ژی
جمعه، ۱۸ سپتامر ۲۰۲۶

عربستان سعودی ناامید از تکیه بر آمریکا، خواستار میانجی‌گری چین در جنگ با حوثی‌ها شد

 

تغییر قابل توجهی در نحوه مدیریت بحران حوثی‌ها توسط عربستان سعودی رخ داده است.

بر اساس گزارش ۱۷ سپتامبر خبرگزاری «رویترز»، که به نقل از سه منبع ایرانیِ مطلع از این رایزنی‌ها تنظیم شده است، ریاض پس از پیشروی سریع شورشیان حوثی در امتداد سواحل دریای سرخ یمن – که تهدیدی مستقیم‌تر برای تنگه باب‌المندب و صادرات نفت عربستان ایجاد ‌کرد – از پکن درخواست کمک کرد.

در تاریخ ۱۴ سپتامبر، «گو جیاکون»، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، در نشست خبری معمول این وزارتخانه به وضعیت یمن واکنش نشان داد و اظهار داشت: «تشدید تنش‌ها در یمن و دریای سرخ طی روزهای اخیر منجر به تلفات غیرنظامی و آسیب به زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله تأسیسات انرژی شده است که این امر موجب نگرانی عمیق چین است. حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی که برای معیشت مردم حیاتی هستند، غیرقابل‌قبول است. افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای به نفع هیچ‌یک از طرفین نیست؛ حاکمیت و امنیت همه کشورها باید محترم شمرده شود و حل‌وفصل اختلافات از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک، تنها راهکار موجود است. چین از تمامی طرف‌های ذی‌ربط می‌خواهد که خویشتنداری پیشه کنند، با تکیه بر ارتباطات و گفتگو از شدت تنش‌ها بکاهند و به کاهش سریع تنش‌ها کمک کنند.»

خبرگزاری «رویترز» به نقل از منابع آگاه گزارش داد که چین از طریق کانال‌های غیررسمی ابراز امیدواری کرده است که ایران از نفوذ خود برای کمک به مهار حوثی‌ها و جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری‌ها به دریای سرخ و مسیرهای انتقال انرژی استفاده کند. وزیر امور خارجه ایران روز چهارشنبه به چین سفر کرد، اما مشخص نیست که آیا در جریان این سفر مستقیماً در مورد این موضوع گفتگو شده است یا نه.

در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، وانگ یی، عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و وزیر امور خارجه، در پکن با عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفتگو کرد.

در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، وانگ یی، عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و وزیر امور خارجه، در پکن با عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفتگو کرد. (منبع: وب‌سایت وزارت امور خارجه)

در گذشته، نخستین واکنش عربستان سعودی در مواجهه با چنین بحران‌هایی معمولاً روی آوردن به واشنگتن بوده است و این بار نیز از این قاعده مستثنی نیست. «رویترز» پیش‌تر گزارش داده بود که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، از دولت ترامپ درخواست کمک نظامی کرده و امیدوار بود که ایالات متحده در مقابله با حوثی‌ها یاری‌رسان باشد؛ اما ترامپ با انجام حملات هوایی مستقیم موافقت نکرد و تنها وعده داد که در زمینه در میان‌گذاشتن اطلاعات و شناسایی اهداف، همکاری کند.

پس از آن، عربستان سعودی بار دیگر به پکن روی آورد.

این بدان معنا نیست که چین در حال «جایگزینی ایالات متحده» است، بلکه نشان‌دهنده آن است که ساختار امنیتی خاورمیانه به‌طور فزاینده‌ای در حال نمایان ساختن ماهیتی دوگانه است.

عربستان سعودی در مواجهه با مسائل موشکی، پهپادی و پدافند هوایی همچنان به ایالات متحده نیاز دارد. پایگاه‌های نظامی ایالات متحده، سامانه‌های هشدار اولیه، شبکه‌های اطلاعاتی و مقدار زیادی تسلیحات ساخت ایالات متحده در اختیار عربستان سعودی، همگی نشان می‌دهند که واشنگتن یک شریک امنیتی ضروری باقی می‌ماند.

اما اگر مشکل پیش بیاید، چه کسی می تواند تهران را وادار کند که پیام ها را به حوثی‌ها منتقل کند؟

انجام این کار برای ایالات متحده دشوار خواهد بود، اما پکن یک کانال آماده دارد.

این دقیقاً مهمترین دارایی سیاسی است که از توافق ۲۰۲۳ پکن عربستان و ایران به جا مانده است. در آن زمان، عربستان سعودی و ایران با میانجیگری چین روابط دیپلماتیک خود را احیا کردند، سفارتخانه های خود را بازگشایی کردند و متعهد شدند که به حاکمیت ملی احترام بگذارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند. سه سال بعد، زمانی که عربستان سعودی بار دیگر با فشار مستقیم امنیتی از سوی ائتلاف ایرانی خود مواجه شد، شروع به استفاده واقعی از توافق پکن کرد.

پکن واقعاً از اهرم فشار برخوردار است. چین سال‌هاست که بزرگ‌ترین شریک تجاری و مهم‌ترین خریدار نفت ایران بوده است. داده‌های «کپلر» (Kpler) نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۲۵، بیش از ۸۰ درصد از صادرات نفت دریایی ایران – با میانگین تقریبی ۱.۴ میلیون بشکه در روز – روانه چین خواهد شد. در همین حال، حدود نیمی از واردات نفت خام چین از خاورمیانه تأمین می‌شود و حجم تجارت میان چین و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

بنابراین، پکن با معادله‌ای کاملاً واقعی از منافع روبروست: نه می‌تواند به‌سادگی به روابط خود با ایران لطمه بزند و نه می‌تواند بپذیرد که ایران و شرکای منطقه‌ای‌اش، تنگه‌های هرمز و باب‌المندب را هم‌زمان به آبراه‌هایی پرخطر تبدیل کنند.

کشتیرانی در تنگه هرمز هم‌اکنون به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. اگر حوثی‌ها کنترل بیش‌تری بر نقاط راهبردی پیرامون تنگه باب‌المندب به دست آورند، ممکن است دو مسیر حیاتی صادرات انرژی در خاورمیانه هم‌زمان تحت فشار قرار گیرند. حوثی‌ها اخیراً مناطقی کلیدی را در نزدیکی تنگه باب‌المندب تصرف کرده و به جزیره «میون» در ورودی این تنگه رسیده‌اند.

ازاین‌رو، رویکرد عربستان سعودی نسبت به چین صرفاً به معنای جستجوی «قدرت بزرگ» دیگری برای حمایت از خود نیست.

این در واقع بازتاب‌دهندهٔ چشم‌انداز پیچیده‌تری در خاورمیانه است: ایالات متحده همچنان تأمین‌کنندهٔ اصلی امنیت نظامی باقی مانده، در حالی که چین ایفای نقش به عنوان میانجی دیپلماتیک میان برخی طرف‌هایی را آغاز کرده است که ایالات متحده نمی‌تواند مستقیماً با آن‌ها تعامل داشته باشد.

در سال ۲۰۲۳، پکن عربستان سعودی و ایران را پای میز مذاکره آورد؛ و در سال ۲۰۲۶، زمانی که عربستان سعودی بار دیگر از سوی اردوگاه ایران تحت فشار امنیتی قرار گرفت، ریاض عملاً دوباره با پکن ارتباط برقرار کرد.

شاید این ملموس‌ترین دستاورد دیپلماتیکی باشد که پکن سه سال پس از آشتی میان عربستان سعودی و ایران در خاورمیانه به دست آورده است.

https://www.guancha.cn/GuoJi%C2%B7ZhanLue/2026_09_18_901095.shtml