تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: الاخبار
نویسنده: نزار امر
پنج‌‍شنبه، ۷ نوامبر ۲۰۲۴

غربِ شریر ما را می‌کشد و سپس با آزادی‌های ما تجارت می‌کند: برهنگی یک دانشجوی ایرانی حمام‌های خون را می‌پوشاند

 

استدلال‌های واهی که به نظر می‌رسد به حقوق بشر مربوطند، ماهیتاً با این حقوقی که دولت‌ها و پیروان‌شان از آن به خود می‌بالند، بسیار فاصله دارند. جنگ اوکرائین نشان داد که خطوط قرمز حقوق بشر فقط در مورد سفیدپوستان غرب رعایت می‌شوند، پیش از آن‌که وقایع سال گذشته در غزه و لبنان ثابت کند که این خطوط زمانی که غرب و پیروانش از آن عبور می‌کنند، کاملاً ناپدید می‌شوند، و رژیم صهیونیستی و برخی از رژیم‌های راست در سراسر جهان به این ملحق می‌شوند. در نتیجه بین یک رژیم فاشیستی یا سکولار یا اسلامی و یا کمونیستی تفاوتی نیست. اگر این رژیم مطیع آمریکا باشد، در آن‌صورت بر نقض حقوق بشر توسط آن خاموشی تحمیل می‌شود. اگر سرکشی کند، با جنگ نرم و سخت آن روبه‌رو می‌شود.

با توجه به مطالب فوق، پس از انقلاب اسلامی، حقوق زنان دستاویز خصومت غرب با ایران شد. البته، غرب به زنان و حقوق آن‌ها اهمیت نمی‌دهد. این غرب است که زنان را در بالاترین جایگاه‌های نظام سرمایه‌داری مردسالار قرار می‌دهد تا بتوانند زنان دیگر را در خارج از کشور بمباران کنند و آن‌ها را با محاصره و تحریم خفه نمایند و کشورشان را بی‌ثبات سازند. غرب به این اهمیت نمی‌دهد که رژیم یک کشور اسلامی است یا نه. این غرب است که بر نقض حقوق زنان در کشورهای اسلامی که متحدین آن هستند، چشم می‌پوشد. دشمنی با ایران ناشی از مخالفت آن با امپراتوری، امپریالیسم و استکبار تک-قطبی است که پس از فروپاشی شوروی بر جهان حکومت می‌کند، در حالی‌که امروز قطب جدیدی در حال شکل‌گیری است. این به امتناع ایران از تصاحب منابع آن توسط آمریکا و مقابله با مداخلات آمریکا در منطقه غرب آسیا، از جمله حمایت از جنبش‌های مقاومت علیه رژیم اشغالگر صهیونیستی مبدل شد.

البته ریاکاری و استراتژی‌ها غرب بدون «حجاب»، که پیروی رژیم اسلامی از قوانین دینی در امور مدنی است، به علاوه حضور اعضای اپوزیسیون غیرمستقل ایرانی که از غرب، ایالات متحده، و حتا در برخی مواقع از رژیم صهیونیستی حمایت می‌کنند، کار نمی‌کند. علی‌رغم کاستی‌هایی که در حوزه مسائل مدنی وجود دارد، و اغلب به شکل نفی به‌اصطلاح «حجاب» زنان ظاهر می‌شود، که در پی کشته‌شدن زن جوانی به نام مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ باعث تظاهرات شد (و راه را برای مداخله غرب باز کرد)، فاکت‌هایی نیز وجود دارند که نادیده گرفته می‌شوند، و نشان می‌دهند وضعیت زنان در جوانب دیگر خوب است.

گزارش «دیده‌بان حقوق بشر» که در جریان این رخ‌داد با عنوان «رونمایی مقاومت: مبارزه برای حقوق زنان در ایران» منتشر شد، نقض حقوق شهروندی و نقش «پلیس اخلاق» را بررسی می‌کند، اما از سوی دیگر اشاره می‌کند که «۷۰ درصد زنان ایرانی به تفسیر حکومتی از الزامات حجاب طبق قوانین اسلامی پایبند نیستند.»

بر اساس اصل بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی، «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.» و اصل بیست و یکم بر لزوم رعایت حقوق زن توسط همگان تأکید دارد. و تصریح می‌کند: «دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد… » گزارش مجله «فوربس» می‌گوید: «۷۰ درصد دانشجویان علوم و مهندسی در ایران زن هستند»، این به گواهی برخی از زنانی است که در عرصه کار می‌کنند و فعالیت‌های اقتصادی خود را دارند. شایان ذکر است که ایران و عربستان سعودی از نظر درصد زنان در این عرصه در جهان پیشتازند.

از این رو، آن‌چه طی چند روز گذشته در ایران رخ داد، تأیید کرد که لیبرال‌های غربی به حقوق زنان اهمیت نمی‌دهند، بلکه در خدمت دستور کار خود به بدن زنان به مثابه یک کالا برخورد می‌کنند، در حالی که قرار است کالاسازی زنان یکی از مهم‌ترین مواردی باشد که فمینیست‌ها، جنبشی که این افراد مدعی حمایت از آن هستند با آن مبارزه کنند. آن‌ها، در اهدف خود، فراتر از رساندن زنان به مناصب قدرت در نظامی که قرار نیست از آن ناراضی باشند فراتر نمی‌روند، و با این کار با یک تیر دو نشان را می‌زنند: از یک سو، حقیقت وحشیانه نظام امپریالیستی سرمایه‌داری را که در پشت یک چهره زنانه است پنهان می‌کنند؛ و از سوی دیگر هرگونه جنبش واقعی فمینیستی و در نتیجه هرگونه امید زنان به حاشیه رانده‌شده در غرب و جنوب جهانی را برای احقاق حقوق خود از بین می‌برند. بارزترین نمونه از الگوی زنانی که این افراد از آن حمایت می‌کنند، کامالا هریس و لیندا توماس گرینفیلد سفیر آمریکا در سازمان ملل است، که دست‌شان به خون فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها آغشته است و قبل از آن‌ها هیلاری کلینتون، کاندولیزا رایس، مادلین آلبرایت و دیگرانی بودند که در سرکوب مردم خود و ریختن خون خلق‌های دیگر شرکت داشتند.

در روزهای اخیر در ایران، ویدئوهایی از یک دانشجوی ایرانی در حال درآوردن لباس‌هایش در دانشگاه آزاد اسلامی در شمال غرب تهران و قدم زدن در میان دیگر دانشجویانی که متعجب به نظر می‌رسیدند اما واکنش شدیدی نشان نمی‌دادند، دست به دست می‌شد. در حالی‌که مخالفان و سازمان‌های حقوق بشری از جمله عفو بین‌الملل این اقدام را «اعتراض به قانون حجاب اجباری اسلامی در ایران» می‌دانستند، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران – که از قضا اولین زنی است که در تاریخ جمهوری اسلامی به این سمت رسیده است – گفت که زن جوان پس از دستگیری توسط حراست دانشگاه و انتقال به پاسگاه پلیس، «برای درمان به یک مرکز منتقل شد». یکی از مسئولان دانشگاه و برخی رسانه‌های محلی گفته‌اند که این زن جوان از بیماری روانی رنج می‌برد، در عین‌ حال تصویری از همسر سابق او که چهره‌اش پنهان شده بود، پخش می‌شد که گریه می‌کرد و می‌گفت که او از مشکلات روانی رنج می‌برد و مادر دو فرزند است. هیچ پرونده حقوقی برای دانشجو تشکیل نشده است. مهاجرانی به روزنامه اصلاح‌طلب «هم میهن» گفت: دولت از منظر اجتماعی، نه امنیتی، به موضوع نگاه می‌کند. ما سعی خواهیم کرد مشکل این دانشجو را به عنوان فردی که با مشگلی مواجه است حل کنیم. اگر مشخص شود که از یک بحران روانی رنج می‌برد، در آینده می‌تواند به دانشگاه بازگردد.» او دلیل اعلام عجولانه بیماری روانی این دانشجو را این دانست که «آن‌ها احتمالاً پس از یک برنامه ارزیابی روانشناختی در سطح دانشگاه از مرحله قبلی پرونده‌ای درباره او دارند.

رسانه‌ها و فعالین غربی به سرعت همه نگرانی‌ها خود و رویدادهای جهانی، به ویژه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را کنار گذاشتند و سعی کردند از این فرصت برای بهره‌برداری سیاسی از این موضوع استفاده کنند. نقاشی‌های از زن جوان با لباس زیر در حالی‌که زنان اطراف او لباس اسلامی به تن داشتند، پخش شد، که بخشی از آن‌ها زنان را عقب‌مانده نشان داده، و به زن جوان ویژگی‌های اروپایی می‌دادند. لیبرال‌ها این زن جوان را به یک قهرمان بین‌المللی و یک «زن شجاع» تبدیل کردند، در حالی که خودشان یک سال است که قهرمانی زنان لبنان و فلسطین را که مورد تجاوز فیزیکی و جنسی رژیم اشغالگر قرار دارند، نادیده می‌گیرند، زنانی که در زیر بمباران جان کودکان و زنان و مردان را نجات می‌دهند، و در حین انجام همه این‌ها به شهادت می‌رسند. آن‌ها هم‌چنین وضعیت زنان در سودان – و در کنگو و بسیاری از کشورهای دیگر را نادیده می‌گیرند، که در آن صدها زن اخیراً خودکشی کردند تا مورد تجاوز شبه نظامیان «حمایت سریع» قرار نگیرند. علاوه بر این، برخی از کشورهای غربی مانند فرانسه، ممنوعیت حجاب را اعمال می‌کنند که لزوماً می‌توان آن را محدودیتی در آزادی و انتخاب زنان و محدودیت «تمدن» آن‌ها دانست. لیبرال‌ها این را چنین توجیه می‌کنند که «احترام به هویت کشور» ضروری است.

هیچ‌کدام از این‌ها مهم نیست، زیرا جنایات توسط دولت‌های غربی و همدست‌های آن‌ها انجام می‌شود. آن‌چه مهم است این است که فرصتی برای کالایی کردن بدن زنان و پیوند دادن آزادی آن‌ها به برهنگی وجود دارد، گویی زنانی که توسط اولین مهاجران قاره آمریکا به بردگی گرفته شده بودند، برهنه نشدند، و این درباره زنان فلسطینی نیز، که به دست سربازان رژیم اشغالگر صهیونیستی که ابزار غرب و منافع آن محسوب می‌شوند، مورد جنایات تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، صادق است. آن‌چه برای لیبرال‌های غربی و دولت‌هایشان اهمیت دارد نقض همه حقوق بشر است، سپس منتظر کوچک‌ترین فرصت می‌مانند تا اتهام نقض حقوق بشر را به گردن دشمنان بیندازند و خود را بی‌گناه جلوه دهند. همانطور که کنشگر بزرگ، مالکوم ایکس گفت: «در ایالات متحده اردوگاه‌ سیاسی سفیدپوستان دیگر بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان تقسیم نمی‌شود. سفیدپوستانی که امروز برای کنترل تاج و تخت سیاسی آمریکا می‌جنگند، به دو اردوگاه لیبرال و محافظه‌کار تقسیم می‌شوند. لیبرال‌های سفیدپوست هر دو حزب از خطوط حزبی عبور می‌کنند تا با هم برای یک هدف کار کنند، و محافظه‌کاران سفیدپوست هر دو حزب همین را انجام می‌دهند… لیبرال سفیدپوست با محافظه‌کار سفیدپوست فقط در یک چیز متفاوت است: لیبرال فریبکارتر از محافظه‌کار است. لیبرال ریاکارتر از محافظه کار است.»

https://tinyurl.com/3dw692z8