«مسأله اساسی از آنجایی ناشی می‌شود که کمی بیش‌تر در معنا و مفهوم اتحاد و یا رابطه “استراتژیک” دقیق شویم. زمانی که یک رابطه به مرحله “اتحاد استراتژیک” می‌رسد، این امر نخست به معنی همخوانی اساسی و عمیق میان اهداف و رویکردهای دو بازیگر در یک زمینه مشترک، به همراه توافق اساسی بر سر راه‌ها و مسیرهای ممکن برای تعقیب و تحقق این اهداف است. اتحاد و همراهی استراتژیک مرحله‌ای از سیستم‌های اتحاد و ائتلاف است که طی آن دو یا چند بازیگر به گونه‌ای به هم پیوند خورده و همراه می‌شوند که در یک حوزه مشخص و تعیین شده از حالت بازیگران مستقل و منفرد به شکل یک کل انسجام یافته و یکپارچه تغییر شکل داده، و بر سر اهداف تعیین شده از منافع و تهدید های مشترکی برخودار می شوند.»

«این تعریف ساده و ابتدایی ـ و البته نا کامل ـ از رابطه استراتژیک به سرعت ذهن مخاطب را به این سمت هدایت می کند، که اساساً روابط میان ایران و روسیه تا چه اندازه از ماهیت استراتژیک برخوردار است؟»

ایراس

چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵

چرا روسیه در برابر افزایش تنش میان ایران و آمریکا سکوت کرده است؟

 

«تیم ترامپ می‌دانند که نمی‌توان به ایران دست زد. آنها متوجه هستند که روسیه اجازه تغییر نظام در ایران را نمی‌دهد. همچنین می‌دانند که سرمایه‌گذاری چین در نفت و گاز طبیعی ایران به آمریکا اجازه براندازی حکومت ایران را نمی‌دهد. آنها فقط باید برای رسیدن به اهداف خود، میانه چین و روسیه و ایران را به هم بزنند

در حالی که طی یک هفته گذشته تنش‌ها به شکل کم سابقه میان دولت جدید آمریکا و ایران افزایش یافته است، مقامات مسکو و پوتین به شکلی معنادار در برابر این مسأله سکوت کرده اند. اهمیت این موضوع در آن است که تا پیش از این، سخن بر سر «اتحاد استراتژیک» میان ایران و روسیه بوده و اکنون سکوت روسیه، به نظر سکوتی معنادار و بسیار با اهمیت است و ماهیت اساسی روابط میان تهران و مسکو را مشخص می کند.
چرا روسیه در برابر افزایش تنش میان ایران و آمریکا سکوت کرده است؟

ایراس؛ مسأله اساسی از آنجایی ناشی می‌شود که کمی بیشتر در معنا و مفهوم اتحاد و یا رابطه «استراتژیک» دقیق شویم. زمانی که یک رابطه به مرحله «اتحاد استراتژیک» می رسد، این امر نخست به معنی همخوانی اساسی و عمیق میان اهداف و رویکردهای دو بازیگر در یک زمینه مشترک، به همراه توافق اساسی بر سر راه‌ها و مسیرهای ممکن برای تعقیب و تحقق این اهداف است. اتحاد و همراهی استراتژیک مرحله‌ای از سیستم‌های اتحاد و ائتلاف است که طی آن دو یا چند بازیگر به گونه‌ای به هم پیوند خورده و همراه می‌شوند که در یک حوزه مشخص و تعیین شده از حالت بازیگران مستقل و منفرد به شکل یک کل انسجام یافته و یکپارچه تغییر شکل داده، و بر سر اهداف تعیین شده از منافع و تهدید های مشترکی برخودار می شوند.

این تعریف ساده و ابتدایی ـ و البته نا کامل ـ از رابطه استراتژیک به سرعت ذهن مخاطب را به این سمت هدایت می کند، که اساساً روابط میان ایران و روسیه تا چه اندازه از ماهیت استراتژیک برخوردار است؟ پیش از این بارها از زبان تحلیلگران مختلف داخلی و خارجی گزاره های اساسی در مورد عدم برخورداری روابط تهران و مسکو از ماهیت استراتژیک ـ چه در عمل و چه در نظر ـ بحث به میان آمده و این به رغم تأکید برخی مقامات در مسکو و تهران بر استراتژیک بودن این روابط است.

پرسشی که باید به سرعت به سؤال نخست مرتبط کرد و پاسخ به آن می تواند اساساً پاسخ دقیقی به سؤال نخست فراهم کند، این است که چرا روسیه در برابر افزایش تنش میان ایران و آمریکا سکوت کرده است؟

تنش‌های لفظی میان تهران و واشنگتن در روزهای اخیر بالا گرفته و روزی نیست که دونالد ترامپ و یا یکی از اعضای ارشد کابینه وی سیاست‌های ایران را مورد انتقاد قرار ندهند. واشنگتن حتی در یک اقدام عملی تحریم‌های جدیدی را هم علیه ۲۵ شخص حقیقی و حقوقی ایران وضع کرد. از آن سو نیز جمهوری اسلامی به موازات لفاظی‌های خصمانه آمریکا، دست به اقدامات عملی همچون رونمایی از سلاح‌های جدید خود، آزمایش موشکی و یا برگزاری مانور می‌زند.

اما در حالی که این تنش‌ها میان تهران و واشنگتن بالا گرفته است، روسیه، یکی از متحدان اصلی ایران سکوت کرده و تاکنون هیچ موضعی نگرفته است. چین، دیگر متحد جمهوری اسلامی اما در یک موضع‌گیری، تنها اعتراض خود را به ایالات متحده درباره فهرست تحریمی اخیر واشنگتن علیه ایران اعلام کرده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا جمعه گذشته تحریم‌هایی را علیه ایران وضع و دلیل آن را آزمایش موشکی جدید جمهوری اسلامی اعلام کرد. این تحریم ها علیه ۱۲ نهاد و ۱۳ فرد صورت گرفته است. در فهرست وزارت خزانه داری آمریکا نام شهروندانی از لبنان، امارات متحده عربی و چین نیز آمده است.

روز دوشنبه ۱۸ بهمن ماه لو کانگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین در واکنش به تحریم‌های آمریکا با اعلام اینکه «ما همواره با هرگونه تحریم‌های یک جانبه مخالفت کرده‌ایم» گفت که پکن یادداشت اعتراضی خود را به آمریکا داده است و چنین تحریم‌هایی بویژه وقتی که منافع طرف سوم را هدف قرار می‌دهد، در تقویت اعتماد متقابل راهگشا نخواهد بود.

«روسیه سکوتی منطقی کرده است»
سکوت روسیه به عنوان یکی از متحدان استراتژیک ایران در قبال مواضع تند واشنگتن علیه تهران، برخی رسانه‌های اصول‌گرا را به واکنش واداشته است. وب‌سایت «تابناک» در گزارشی تحت عنوان «تفسیری از سکوت معنادار مسکو در خصوص افزایش تنش میان آمریکا و ایران» با توضیحی درباره مفهوم «روابط استراتژیک» میان کشورها، تلاش کرده به این پرسش پاسخ دهد که آیا روابط میان ایران و روسیه از «ماهیتی استراتژیک» برخوردار است؟

تابناک در نهایت نتیجه گرفته است که رابطه میان تهران و مسکو استراتژیک (به معنای اشتراک در یک هدف کاملا منسجم) نیست: این سایت نوشته است: «به‌هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید و نمی‌توان روابط میان روسیه و ایران را در حد یک رابطه و اتحاد استراتژیک تعریف کرد. حتی همراهی ایران و روسیه در موضوع سوریه نیز ماهیتی استراتژیک نداشته و ندارد.»

در همین راستا حسین ملائک، دیپلمات ارشد و سفیر سابق ایران در چین نیز در یادداشتی در وب سایت اینترنشنال، سکوت مسکو در برابر افزایش تنش میان ایران و آمریکا را منطقی دانسته و گفته است: «در حال حاضر مهمترین هدف سیاست خارجی برای روسیه خروج از بحران و بی‌ثباتی در تعاریف و پروتکل های رفتاری با آمریکاست… تا وقتی روسیه در بیم و امید تنظیم این رابطه با امریکا قرار داشته باشد، این هدف را پیگیری خواهد نمود و آن را تحت الشعاع هیچ موضوع دیگری قرار نخواهد داد. در این محیط و در این مسیر، ایران برای روسیه بیشتر از آنکه یک سرمایه باشد یک ابزار با قابلیت نسبی محدود به شمار می‌آید.»

به گفته این دیپلمات ارشد ایران: «حوزه‌های تماس میان آمریکا و روسیه اکنون بسیار گسترده است: از مساله اوکراین و کریمه و ناتو گرفته تا مساله سوریه و داعش و حتی تحولات مربوط به آسیا و چین. در این زمینه، هرچند ایران می‌تواند یکی از مسائل میان روسیه و آمریکا باشد، قطعا و بدون هیچ شکی نه از اولویت و نه از اهمیت اساسی برخوردار است. این مساله حتی می‌تواند منجر به یک شکاف در بین روسیه و ایران در مساله سوریه نیز شود… حتی روسیه اگر در موضع انتخاب بین ترکیه و ایران قرار گیرد، در بیشتر موارد اصولا به طرف ترکیه گرایش خواهد داشت.»

از سوی دیگر پپ اسکوبار، روزنامه‌نگار برزیلی که تحولات منطقه خاورمیانه را پوشش می‌دهد هدف اصلی دونالد ترامپ از افزایش تنش با ایران را محدود کردن حلقه ارتباطی میان سه کشور روسیه، چین و ایران می‌داند. این روزنامه‌نگار می‌گوید که ترامپ و تیم وی درصدد است «بر اساس اصل جدایی بینداز و حکومت کن، با اغوای روسیه و دوری گزیدن از شریک خود چین، به آزار و اذیت کردن ایران این عنصر ضعیف‌تر حلقه» بپردازد تا این حلقه ارتباطی محدود شود.

اسکوبار در مورد استراتژی احتمالی تیم ترامپ نسبت به ایران می نویسد: «تیم ترامپ می‌دانند که نمی‌توان به ایران دست زد. آنها متوجه هستند که روسیه اجازه تغییر نظام در ایران را نمی‌دهد. همچنین می‌دانند که سرمایه‌گذاری چین در نفت و گاز طبیعی ایران به آمریکا اجازه براندازی حکومت ایران را نمی‌دهد. آنها فقط باید برای رسیدن به اهداف خود، میانه چین و روسیه و ایران را به هم بزنند.»

به نظر بسیاری از تحلیل گران، شفاف تر شدن موضع روسیه در قبال سیاست های جدید آمریکا در منطقه، بیش از همه منوط به توافق نهایی با دولت ترامپ بر سر سه مساله اصلی یعنی موضوع اوکراین شرقی، وضعیت سوریه و موقعیت نیروهای ناتو خواهد بود.

*** 

تابناک

۱۸ بهمن ۱۳۹۵

تفسیری از سکوت معنادار مسکو در خصوص افزایش تنش میان آمریکا و ایران

 

در حالی که طی یک هفته گذشته تنش‌ها به شکل کم سابقه میان دولت جدید آمریکا و ایران افزایش یافته است، مقامات مسکو و پوتین به شکلی معنادار در برابر این مسأله سکوت کرده‌اند. اهمیت این موضوع در آن است که تا پیش از این، سخن بر سر «اتحاد استراتژیک» میان ایران و روسیه بوده و اکنون سکوت روسیه، به نظر سکوتی معنادار و بسیار با اهمیت است و ماهیت اساسی روابط میان تهران و مسکو را مشخص می کند.

به گزارش «تابناک»؛ مسأله اساسی از آنجایی ناشی می‌شود که کمی بیش‌تر در معنا و مفهوم اتحاد و یا رابطه «استراتژیک» دقیق شویم. زمانی که یک رابطه به مرحله «اتحاد استراتژیک» می‌رسد، این امر نخست به معنی همخوانی اساسی و عمیق میان اهداف و رویکردهای دو بازیگر در یک زمینه مشترک، به همراه توافق اساسی بر سر راه‌ها و مسیرهای ممکن برای تعقیب و تحقق این اهداف است. اتحاد و همراهی استراتژیک مرحله‌ای از سیستم‌های اتحاد و ائتلاف است که طی آن دو یا چند بازیگر به گونه‌ای به هم پیوند خورده و همراه می‌شوند که در یک حوزه مشخص و تعیین شده از حالت بازیگران مستقل و منفرد به شکل یک کل انسجام یافته و یکپارچه تغییر شکل داده، و بر سر اهداف تعیین شده از منافع و تهدید های مشترکی برخودار می شوند.

این تعریف ساده و ابتدایی ـ و البته نا کامل ـ از رابطه استراتژیک به سرعت ذهن مخاطب را به این سمت هدایت می کند، که اساساً روابط میان ایران و روسیه تا چه اندازه از ماهیت استراتژیک برخوردار است؟ پیش از این بارها از زبان تحلیلگران مختلف داخلی و خارجی گزاره های اساسی در مورد عدم برخورداری روابط تهران و مسکو از ماهیت استراتژیک ـ چه در عمل و چه در نظر ـ بحث به میان آمده و این به رغم تأکید برخی مقامات در مسکو و تهران بر استراتژیک بودن این روابط است.

پرسشی که باید به سرعت به سؤال نخست مرتبط کرد و پاسخ به آن می تواند اساساً پاسخ دقیقی به سؤال نخست فراهم کند، این است که چرا روسیه در برابر افزایش تنش میان ایران و آمریکا سکوت کرده است؟

حسین ملائک، دیپلمات ارشد و سفیر سابق ایران در چین و اتریش، کارشناس مسائل اروپا و معاون سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک در یادداشتی با نام «تنظيمی جديد برای سياست خارجی» در وب سایت اینترنشنال، به خوبی و با دقتی نظری، ماهیت واقعی روابط میان ایران و روسیه را مورد مداقه قرار داده است.

ملائک در این یادداشت که طی آن دو موضوعی که باید به سرعت در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار بگیرد را مطرح کرده است – اول مدیریت روابط با روسیه و دوم مدیریت برخورد با اقدامات دولت جدید آمریکا – بیان می کند: اهداف روسیه و حضور در بحران سوریه با اهداف ایران در آن کشور همخوانی زیادی ندارد. تمایلات جهانی و منطقه ای روسیه در محورهایی قرار می گیرد که اهداف ایران در آن حوزه ها ناچیز و یا از اولویت برخوردار نیست.

به نظر ملائک در حال حاضر مهم‌ترین هدف سیاست خارجی برای روسیه خروج از بحران و بی ثباتی در تعاریف و پروتکل‌های رفتاری با آمریکاست. وی تحولات جدید دولت در آمریکا از جمله رویکردهای شخص ترامپ به روسیه و همچین وزیر خارجه وی یعنی تیلرسون را دلیل اصلی وسوسه روس‌ها در این زمینه می‌داند که بتواند در راهی منطقی‌تر از گذشته با آمریکا قرار گرفته و مدیریت جهانی را دوجانبه پیش ببرند. ملائک به صراحت بیان می‌کند: تا وقتی روسیه در بیم و امید تنظیم این رابطه با امریکا قرار داشته باشد، این هدف را پیگیری خواهد نمود و آن را تحت‌الشعاع هیچ موضوع دیگری قرار نخواهد داد. در این محیط و در این مسیر ایران برای روسیه بیش‌تر از آن‌که یک سرمایه باشد یک ابزار با قابلیت نسبی محدود به شمار می‌آید.

حسین ملائک با اشاره به روابط میان ترکیه و روسیه و تلاش‌های این کشور برای نگه داشتن ترکیه در مدار خود از یک سو و همچنین تلاش‌های مشابه از سوی ناتو و غرب از سوی دیگر بیان می‌کند که روسیه اگر در موضع انتخاب بین ترکیه و ایران قرار گیرد، در بیش‌تر موارد اصولاً به طرف ترکیه گرایش خواهد داشت.

وی در نتیجه‌گیری از این مسائل بیان می‌کند که مدیریت روابط با روسیه بسیار ضروری بنظر می‌رسد و اگر آمریکا با طرح حفاظت از مناطق امن قصد برهم‌زدن روند «آستانه» را داشته و یا آن را وارد مسیر دیگری کند، همکاری ایران و روسیه و از همه مهم‌تر توافق در مورد باز تعریف شرایط جدید و نحوه برخورد با آن از اهمیت بالایی برخوردار خواهد شد.

با توجه به نظارت حسین ملائک، اکنون شاید بتوان به درکی درست از ماهیت اساسی روابط میان تهران و مسکو رسید. این‌که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید و نمی‌توان روابط میان این دو را در حد یک رابطه و اتحاد استراتژیک تعریف کرد. با این تفاسیر، حتی همراهی ایران و روسیه در موضوع سوریه نیز ماهیتی استراتژیک نداشته و نیست. این مسأله ما را به مسأله دوم یعنی چرایی و معنای سکوت مسکو در برابر افزایش تنش میان ایران و آمریکا می‌رساند.

مسکو به گفته حسین ملائک اکنون در بیم و امید تنظیم روابط با آمریکای ترامپ قرار دارد و آن را تحت‌الشعاع هیچ موضوعی دیگر قرار نخواهد داد، به ویژه تحت‌الشعاع تنش ایران با آمریکا آن هم در حالی که تهران برای مسکو «ابزاری با قابلیت نسبی محدود» است و نه یک سرمایه.

حوزه‌های تماس میان آمریکا و روسیه اکنون بسیار گسترده است: از مسأله اوکراین و کریمه و ناتو گرفته تا مسأله سوریه و داعش و حتی تحولات مربوط به آسیا و چین. در این زمینه، هرچند ایران می‌تواند یکی از مسائل میان روسیه و آمریکا باشد، قطعاً و بدون هیچ شکی نه از اولویت و نه از اهمیت اساسی برخوردار است. این مسأله حتی می تواند منجر به یک شکاف در بین روسیه و ایران در مسأله سوریه نیز شود.

در نتیجه سکوت مسکو در قبال افزایش تنش‌های ایران و آمریکا در زمینه‌ای که روس ها اکنون در آن تفکر کرده و عمل میکنند، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد. این مسأله به ما می‌گوید که روابط تهران با مسکو به هیچ وجه خاصیتی استراتژیک نداشته و ندارد و بنا به توصیه حسین ملائک تنظیم روابط با مسکو و مدیریت آن یکی از مهم‌ترین دستورکارهای سیاست خارجی ایران در برهه فعلی است.

ملائک در همین یادداشت به مسأله ترامپ و ایران نیز اشاره کرده است. وی بیان می‌کند: دولت آقای ترامپ حداقل ظرف شش ماه تا یک ‌سال آینده پتانسیل تصمیم‌هایی خلاف عرف، سرسخت و با تصمیم‌هایی یک جانبه و تحریک‌کننده را دارد. دولت جدید آمریکا هم در سیاست داخلی با نوآوری‌های خود جامعه این کشور را به طرف اغتشاش به پیش می‌برد و هم در سیاست خارجی کشورها را وادار خواهد کرد به لاک محافظه کاری و بی‌تصمیمی و انفعال فرو بروند.

ملائک می نویسد: در این فضا دو مسأله باید برای ایران در اولویت قرار داشته باشد: یکی جلوگیری از این‌که موضوع ایران و تبلیغات حول آن توجه جامعه آمریکا را از بحران داخلی به «دشمن» خارجی معطوف کرده و ایران با توجه به اینکه ظرفیت نزدیک کردن دموکرات ها و جمهوریخواهان را دارد وجه المصالحه حل مسائل داخلی آقای ترامپ شود. دوم و مهم‌تر این‌که شرایطی به وجود نیاید که روسیه به آمریکا نزدیک‌تر شود.