تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم
پنجشنبه، ۲۱ بهمن ۱۳۸۹
منبع: دنیا، نشریۀ سیاسی و تئوریک کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران، دورۀ چهارم، سال دم، شمارۀ ۱، فروردین ۱۳۵۹.
نویسنده: م. اخگر
گزینش و تایپ: ع. سهند
نکاتی چند دربارۀ راه رشد غیرسرمایهداری
برای بسیاری از رفقا، هواداران و دوستان حزب تودۀ ایران دربارۀ برخی مسایل تئوریک سؤالها و ابهامایی پیش میآید، که آنها را با مجلۀ «دنیا» در میان میگذارند. از طرف شرکتکنندگان روزافزون در جلسات پرسشوپاسخ هفتگی در دبیرخانه حزب نیز سؤالهای فراوانی دربارۀ این قبیل مسایل مطرح میشود که چون این جلسات به طور عمده به مسایل سیاسی اختصاص دارد، پاسخ به تمام این پرسشها مقدور نیست. به این جهت «دنیا» در نظر دارد صفحات معینی از مجله را زیر عنوان «مسایل تئوریک» برای پاسخ به پرسشهای تئوریک تخصیص دهد. امیدواریم از این راه بتوانیم به درک عمیقتر مسایل تئوریک به رفقا و هواداران حزبی یاری رسانیم.
***
از طرف بسیاری از رفقا و هواداران حزب ما سؤالهای فراوانی در باره «راه رشد غیرسرمایهداری» مطرح میشود که نشان میدهد، هنوز ابهامات معین و گاه جدی در باره این پدیده اجتماعی- اقتصادی وجود دارد. گروههای چپرو و چپنما در ایجاد این ابهامات و چه بسا گمراهیها نقش کمی ندارند. میکوشیم در اینجا برخی جوانب این مفهوم را به طور خلاصه و فشرده و به شکل آموزشی شرح دهیم. برای درک عمیقتر این پدیده در شرایط مشخص سیاسی و اجتماعی دوران کنون، جویندگان را به مطالعه دقیق کتاب «مسایل معاصر آسیا و آفریقا»، تألیف ر. اولیانفسکی، از انتشارات حزب تودۀ ایران، فرا میخوانیم.
راه رشد غیرسرمایهداری چیست؟
پیش از پاسخ به این سؤال باید گفت که «راه رشد غیرسرمایهداری» و «سمتگیری سوسیالیستی» در اسناد کنفرانس جهانی احزاب کمونیست و کارگری (۱۹۶۹) به یک معنا آمده است. یعنی اینها دو اصطلاح متفاوت هستند، در بارۀ مفهوم واحد.
تعریفی را که در نشریات علمی از «راه رشد غیرسرمایهداری» به عمل آمده میتوان چنین خلاصه کرد: راه رشد غیرسرمایهداری عبارتست از روند تکوین تدریجی زمینههای عینی و ذهنی گذار به ساختمان سوسیالیسم در کشورهای در حال رشد. از این تعریف چنین برمیآید:
۱- راه رشد غیرسرمایهداری فقط در بارۀ کشورهای در حال رشد صادق است، یعنی کشورهایی که هنوز به مرحله رشد سرمایهداری نرسیده اند و یا اگر رسیده اند، پلههای اولیه این مرحله را طی میکنند. بنابراین، راه رشد غیرسرمایهداری در مورد کشورهایی که دوران ماقبل سرمایهداری را میگذرانند، یعنی به مرحله سرمایهداری گام ننهاده اند، به معنای طفره رفتن از این مرحله است و در مورد کشورهایی که پلههای اولیه مرحله رشد سرمایهداری را طی میکنند، به معنای قطع ادامه تکامل در این مرحله خواهد بود.
۲- راه رشد غیرسرمایهداری فقط راهی است به سوی مرحله عالیتر تکامل اجتماعی، یعنی مرحله سوسیالیسم و نه خود این مرحله. یا به دیگر سخن راه گذار به صورتبندی (فرماسیون) اجتماعی- اقتصادی سوسیالیستی است و نه خود این صورتبندی. راه رشد غیرسرمایهداری، در واقع یکی از اشکال گذار به سوسیالیسم است.
۳- در راه رشد غیرسرمایهداری، به مثابه یکی از اشکال گذار به سوسیالیسم، تنها زمینهها و پیششرطها و مقدمات عینی و ذهنی ضرور برای گذار به ساختمان سوسیالیسم شکل میگیرد و قوام مییابد. مانند: پایان دادن به وابستگی به امپریالیسم، تقویت بخشهای دولتی و تعاونی در قبال بخش خصوصی، تأمین سطح معینی از رشد نیروهای مولده و رشد طبقه کارگر، تأمین آزادیهای دمکراتیک، افزایش نقش زحمتکشان و غیره. فقط زمانی که این زمینهها و مقدمات به نحو کامل و همهجانبه پیریزی شد، آنگاه شرایط لازم برای تحول بنیادی به جامعه سوسیالیسم فراهم میگردد.
نیروهای حاکم کدامند؟
مسأله حاکمیت و پایههای سیاسی، یکی از مسایل گرهی راه رشد غیرسرمایهداری و در عین حال یکی از موارد ابهامآور برای برخی از مبارزان است.
اگر در کشورهای در حال رشد، حاکمیت با طبقات، قشرها و گروههای استثمارگر و نمایندگان اندیشههای بورژوایی باشد، راه رشد، راه سرمایهداری است. اگر حاکمیت با طبقات و قشرها و گروهای زحمتکش با هژمونی طبقه کارگر و رهبری حزب مارکسیست- لنینیست باشد، راه رشد، راه سوسیالیستی خواهد بود. این دو راه، از لحاظ رهبری، طبقات حاکم، پایگاههای اجتماعی و هدفهای نهایی ایجاد ابهام و سردرگمی نمیکنند.
و اما در راه رشد غیرسرمایهداری، آنچه مسلم است، اینست که نه طبقات و قشرها و گروههای استثمارگر و نمایندگان اندیشههای بورژوایی حکومت و رهبری را در دست دارند و نه طبقه کارگر و نمایندگان اندیشههای سوسیالیسم علمی. زیرا، چنانکه دیدیم، در حالت اول راه سرمایهداری مطرح است و در حالت دوم انقلاب سوسیالیستی.
پس این سؤال مطرح میشود، که در راه رشد غیرسرمایهداری کدام طبقات و قشرها و گروههای اجتماعی حکومت و رهبری را در دست دارند؟ پاسخ چنین است: در راه رشد غیرسرمایهداری، حکومت و رهبری در دست دمکراسی انقلابی متکی بر جبهه وسیع تودههای میانی (خردهبورژوازی شهر و روستا، روشنفکران و کارمندان و سایر قشرهای غیرپرولتری)، کارگران صنعتی و کارگران غیرصنعتی (کارگران ساختمان، ترابری، خدمات و کشاورزی) و بورژاوزی (کوچک و متوسط) است. چنانکه میبینیم، این جبهه وسیع، جبههایست کاملاً ناهمگون.
این جبهه میتواند آگاهانه و از بالا، از راه ائتلاف سیاسی میان سازمانهای بیانگر منافع طبقات و قشرها و گروههای وارد در آن، بر پایه برنامه مشترک به وجود آید و یا به طور خودجوش از پایین و بدون چنین ائتلافی. حالت اخیر میتواند یا به علت فقدان چنین سازمانها و یا به علت تفرقه و پراکندگی میان آنها پیش آید. این حالات گوناگون تأثیر جدی در آینده نهضت دارد.
آینده راه رشد غیرسرمایهداری چیست؟
در این جبهه وسیع ناهمگون که پایه اجتماعی راه رشد غیرسرمایهداری را تشکیل میدهد، اکثریت با قشرها و گروههای میانی است. و این قشرها و گروهها، چنانکه میدانیم، خصلت دوگانه دارند و همین خصلت دوگانه است که آینده و سرنوشت راه رشد غیرسرمایهداری را زیر علامت سؤال قرار میدهد.
راه رشد غیرسرمایهداری، هم میتواند به نحو پیگیر ادامه یابد و تا مرحله سوسیالیسم تحول پیدا کند و هم میتواند در نیمه راه متوقف گردد، به قهقرا گراید و سرانجام در مسیر رشد سرمایهداری قرار گیرد.
پدید آمدن هر یک از این حالات به عوامل عینی و ذهنی مختلف نظیر سطح رشد اجتماعی- اقتصادی، تناسب نیروها، سطح آگاهی تودهها، پایهها و زیرساز (نه بمعنای زیربنا) ایدئولوژیک و به توان و پیگیری و قاطعیت سازمانها و رهبران (دمکراتهای انقلابی)، به خصوص زمانی که تا مقام پیشوایی صعود کنند و نیز به تاکتیک و سیاست حزب طبقه کارگر و عوامل دیگر بستگی دارد. تمام این عوامل داخلی، همراه با عوامل خارجی، تأثیر قاطع در روند تکامل آتی راه رشد غیرسرمایهداری و رسیدن آن به مرحله سوسیالیستی دارد.
ناهمگونی پایگاه اجتماعی راه رشد غیرسرمایهداری، ناگزیر تضادهای معینی را در جریان تکامل این راه، در میان جبهه خلق پدید میآورد. در سیر تکاملی راه رشد غیرسرمایهداری باید از شتابزدگی، ذهنگرایی و ارادهگرایی پرهیز کرد. باید راهحلهای بینابینی متنوعتر و اشکال و شیوههای مناسبتر و مبتکرانهتر یافت و به کار بست. راه رشد غیرسرمایهداری در جاده هموار و به طور خودبهخود طی نمیشود، راهی است، پرفراز و نشیب، پر پیج و خم، سرشار از یورشها و عقبنشینیها، انباشته از قاطعیت و نرمش، پیگیری و سازش، در یک کلام راهی است دشوار، مشحون از مبارزات و آکنده از تضادها و تناقضات.
چه تفاوتهایی میان راه رشد غیرسرمایهداری و راه انقلاب سوسیالیستی وجود دارد؟
توجه به این تفاوتها، به خصوص از این لحاظ اهمیت دارد که وجوه مشترک و شباهتهای معینی میان این دو وجود دارد و این وجوه مشترک و شباهتها باعث میشود که تفاوتهای اساسی میان آنها به روشنی درک نشود و چه بسا علامت تساوی میان آنها گذاشته شود.
راه رشد غیرسرمایهداری، چنانکه دیدیم، از اشکال گذار به سوسیالیسم است. در عین حال، کشور در حال رشدی هم که در آن انقلاب سوسیالیستی انجام گرفته، تا رسیدن به جامعه سوسیالیستی باید مراحل انتقالی (گذار) معینی را برای ایجاد شرایط مادی و فنی سوسیالیسم طی کند. محتوای اقدامات در کشوری که راه رشد غیرسرمایهداری در پیش گرفته با محتوای اقدامات در مراحل انتقالی کشوری که در آن انقلاب سوسیالیستی انجام گرفته، تقریباً همانند است. این اقدامات به طور عمده عبارتند از:
قطع وابستگی به امپریالیسم، محدود کردن تولید سرمایهداری، توسعه بخش دولتی، تعاونی کردن کشاورزی، تأمین سطح معینی از رشد نیروهای مولده، تأمین رفاه زحمتکشان و غیره.
این تشابه در محتوای اقدامات، نباید ما را از تفاوتهای کیفی زیر غافل سازد:
۱- در انقلاب سوسیالیستی، حاکمیت در دست طبقه کارگر و رهبری در دست حزب مارکسیستی- لنینیستی است. ولی در راه رشد غییرسرمایهداری، حاکمیت در دست قشرهای میانی و رهبری در دست دمکراسی انقلابی است.
۲- در انقلاب سوسیالیستی، هدف، از همان آغاز، محدود کردن سرمایهداری و سرانجام برانداختن تمام اشکال استثمار و ایجاد جامعه بدون طبقات استثمارگر و استثمارشونده بر پایه سوسیالیسم علمی است. ولی، راه رشد غیرسرمایهداری، گرچه با محدود کردن سرمایهداری توأم است، ولی برانداختن نهایی سرمایهداری و استثمار و ایجاد جامعه بدون طبقات استثمارگر و استثمارشونده بر پایه سوسیالیسم علمی، از همان آغاز هدف نهایی نیست، بلکه فقط در جریان تکامل، زمانی که شرایط عینی و ذهنی لازم فراهم شود میتواند به صورت هدف نهایی متجلی گردد.
۳- در انقلاب سوسیالیستی، برای تحول بنیادی جامعه، در قیاس با راه رشد غیرسرمایهداری، قاطعتر و پیگیرتر عمل میشود و از شیوهها و وسایلی متفاوت با شیوهها و وسایل راه رشد غیرسرمایهداری استفاده به عمل میآید.
۴- تفاوتهای یادشده، باعث میشود که تمام تحولات ناشی از مراحل گذار در انقلاب سوسیالیستی، خصلت بازگشتناپذیر داشته باشند و ایجاد جامعه سوسیالیستی به مثابه آرمانی انسانی که طبق یک برنامه سنجیده علمی باید تحقق یابد، آیندهای روشن داشته باشد. ولی در راه رشد غیرسرمایهداری، هم بقا و گسترش و تحکیم تحولات انجام یافته و هم دورنمای سوسیالیستی، به صورت امکان بالقوهای وجود دارد که این امکان میتواند تحقق یابد و یا تحقق نیابد. تمام اینها، تفاوتهایی هستند، که مرز میان راه رشد غیرسرمایهداری را با راه انقلاب سوسیالیستی مشخص میسازند.
اینها بودند، نکات عمدۀ آن مسایلی که با در نظر گرفتن پرسشهای متعدد در زمینه «راه رشد غیرسرمایهداری» توضیح آنها ضرور به نظر میرسید. بار دیگر خوانندگان عزیر را برای درک عمیقتر این پدیده، در رابطه با شرایط تاریخی مشخص کنونی و تجارب ناشی از واقعیتهای کشورهایی که در این راه گام نهاده اند، به مطالعه کتاب ر. اولیانوفسکی دعوت مینماییم.
