تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۱۱ مهر ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ارهان نالچاجی
شنبه، ۳ اکتبر ۲۰۲۶

پرسش‌هایی از بشریت درباره هوش مصنوعی

 

با قوانین نمی‌توان از پتانسیل هوش مصنوعی برای آسیب رساندن به بشریت جلوگیری کرد. آن‌چه که باید درک کنیم این است که هوش مصنوعی یک عنصر مستقل نیست، بلکه در مالکیت طبقه سرمایه‌دار (بورژوازی) قرار دارد. هیچ چیز مضحک‌تر از این نیست که تصور کنیم سرمایه انحصاری و گرایش‌های ضدانسانی آن را می‌توان با قوانین کنترل کرد. آیا تمام تحولات امروزی نشان نمی‌دهند که هم دولت‌ها و هم قوانین، به طبقه سرمایه‌دار تعلق دارند؟

در واقع، طی دو ماه گذشته دو مقاله درباره هوش مصنوعی در این ستون منتشر شد. نخستین مقاله درباره این بود که سرمایه‌داری با ظهور هوش مصنوعی، وارد مرحله‌ای شده است که دیگر نمی‌تواند نیروهای مولده خود را توسعه دهد.

دومین مقاله درباره نحوه مقاومت طبقه کارگر در جهان در برابر هوش مصنوعی بود.

اما، در هفته‌های اخیر تحولاتی رخ داد که بررسی مجدد این موضوع را ضروری ساخت.

دیدن افرادی که مردم را به این تشویق می‌کنند که در مورد همه چیز از هوش مصنوعی بپرسند و موتورهای جستجو عملاً آن‌ها را مجبور به پرسیدن می‌کنند، معمول است. در این مقاله بیایید برعکس عمل کنیم و پرسش‌هایی را از بشریت در مورد هوش مصنوعی بپرسیم.

۱- آیا ترس، اضطراب و تردیدهای موجود نسبت به هوش مصنوعی، در واقع تفاوتی با ترس، اضطراب و تردیدهای موجود نسبت به طبقه سرمایه‌دار دارد؟
رویدادی که در هفته‌های اخیر بیش‌ترین تأثیر را [بر افکار عمومی] گذاشت، استعفای متخصصان شاغل در شرکت‌های هوش مصنوعی با اشاره به نگرانی‌های هولناک، یا فراخوان مدیران این شرکت‌ها برای فشردن پدال ترمز بود

یک متخصص در استعفانامه خود نوشت که هوش مصنوعی می‌تواند ظرف ۱۰ سال آینده به پایان بشریت منجر شود و تمام قدرت و منابع را به دست گیرد. مدیر عامل شرکت «آنتروپیک» اعلام کرد که با این سرعت پیشرفت، هوش مصنوعی ممکن است از کنترل خارج شود و باید سرعت توسعه آن را محدود کرد. او مدعی شد که ابزارهای متن‌باز می‌توانند راه را برای تولیدکنندگان سلاح‌های بیولوژیکی و عاملان حملات سایبری هموار کنند. بیل گیتس نیز اظهار داشت که هوش مصنوعی در دست افراد بدخواه می‌تواند جان یک میلیارد انسان را بگیرد. در استرالیا نیز فاش شد که با استفاده از هوش مصنوعی به داده‌های دولتی رسوخ شده است.

ترس متخصصان مستعفی ممکن است واقعیت داشته باشد، اما این تصور وجود داشت که ادعاهای مدیران شرکت‌ها، نوعی جهت‌دهی و بازارگرمی به نفع خودِ شرکت‌هاست. یکی از اهداف آن‌ها این بود که با وضع برخی محدودیت‌ها، شرکت‌های کوچک‌تر را از توان رقابت ساقط کنند و از این طریق، انحصارطلبی را در این حوزه گسترش دهند. علاوه بر این، آن‌ها این ایده را القا می‌کردند که دسترسی کانون‌های «بدخواه» به کدهای شرکت‌های چینی که از بستر متن‌باز استفاده می‌کنند، می‌تواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد؛ و با این ترفند سعی داشتند شرکت‌های هوش مصنوعی چینی را از گردونه رقابت حذف کنند. وگر نه، رقابتِ موجود – چه در میان شرکت‌ها و چه در سطح بین‌المللی – اجازه هیچ‌گونه کند شدن سرعت یا کنترل را در روند توسعه هوش مصنوعی نمی‌دهد.

مواردی که در این ادعاها مطرح شده‌اند – مانند تولید سلاح‌های بیولوژیکی، نفوذ به داده‌های یک دولت، استفاده در جنگ و حملات سایبری – همگی نه به خودِ هوش مصنوعی، بلکه به مالکان آن یعنی طبقه سرمایه‌دار تعلق دارند. اگر کودکی را در دامن مافیا بزرگ کنید، شبیه به آن‌ها خواهد شد؛ آیا امروز نیز آمادگی برای انجام هرگونه جنایت و قتل‌عام در پیوند با رقابت‌های امپریالیستی، دشمنی با طبقه کارگر و تمامی این شرارت‌ها، از ویژگی‌های بارز طبقه سرمایه‌دار نیست؟

پلیدی‌هایی که به هوش مصنوعی نسبت داده می‌شوند، چیزی جز بازتاب تمام ویژگی‌های تهوع‌آور نظام امپریالیستی نیستند.

۲- آیا لایحه محدودیت هوش مصنوعی که برنی سندرز و همکارانش به سنای آمریکا ارائه دادند، گمراه کردن مردم نیست؟
برنی سندرز و گرگ کاسار، سوسیال دموکرات‌های سنای ایالات متحده، لایحه‌ای را تهیه کرده‌اند که توسعه اَبَر-هوش مصنوعی را محدود و مجازات می‌کند.

منظور از ابر-هوش مصنوعی، سطحی است که می‌تواند به طور مستقل تصمیم‌ بگیرد، و خود را ارتقا دهد؛ و گفته می‌شود که به این مرحله بسیار نزدیک شده‌ایم.

در میان این مجازات‌ها، حتی تا ۲۰ سال مجازات حبس نیز پیش‌بینی شده است.

تا اوایل قرن بیستم، سوسیال‌دموکرات‌ها اعضای احزاب توده‌ایِ طبقه کارگر بودند. اما پس از جنگ جهانی اول، آن‌ها به وضوح به سمت جبهه سرمایه غلطیدند و مأموریتِ متوهم کردنِ طبقه کارگر به نفع نظم موجود را بر عهده گرفتند.

با قوانین نمی‌توان از پتانسیل هوش مصنوعی برای آسیب رساندن به بشریت جلوگیری کرد. آن‌چه که باید درک کنیم این است که هوش مصنوعی یک عنصر مستقل نیست، بلکه در مالکیت طبقه سرمایه‌دار (بورژوازی) قرار دارد. هیچ چیز مضحک‌تر از این نیست که تصور کنیم سرمایه انحصاری و گرایش‌های ضدانسانی آن را می‌توان با قوانین کنترل کرد. آیا تمام تحولات امروزی نشان نمی‌دهند که هم دولت‌ها و هم قوانین، به طبقه سرمایه‌دار تعلق دارند؟

هوش مصنوعی تنها زمانی در خدمت بشریت قرار خواهد گرفت که مانند سایر ابزارهای تولید، از دست سرمایه خارج شده و دارایی کل جامعه شود.

امروزه با الگوریتم‌هایی که توسعه می‌یابند، میلیون‌ها کودک و بزرگسال به نرم‌افزار‌های دیجیتال معتاد می‌شوند، مغزهای آن‌ها کوچک می‌گردد و برای تمام طول زندگی خود به بردگی کشیده می‌شوند. در جنگ‌ها و در رأس آن‌ها جنگ غزه، از هوش مصنوعی برای هدایت قتل‌عام‌ها استفاده می‌شود.

هوش مصنوعی امروز یک پدیده فرهنگی نیست. اگر با حس همدلی به برنامه‌های هوش مصنوعی و مالکان آن نزدیک می‌شوید، وای به حالتان! در این دنیا اگر پدیده‌ای وجود داشته باشد که باید از آن ترسید، نسبت به آن نگران بود و کینه و نفرت به دل گرفت، آن چیزی جز خودِ طبقه سرمایه‌دار نیست.

۳- آیا مصرف این حجم عظیم از انرژی و آب در طول روند تولید هوش مصنوعی، تحت کنترل بشریت قرار دارد؟
روشن است که ایستگاه‌های تولید شرکت‌های هوش مصنوعی انرژی بسیار زیادی مصرف می‌کنند، و برای خنک کردن مدارهایی که شدیداً داغ می‌شوند، مقدار کلانی آب به کار می‌رود. به عنوان مثال، تنها یک پرسش از هوش مصنوعی باعث مصرف ۲.۹ وات برق می‌شود. همچنین فقط با یک دستور، مقدار ۰.۳ میلی‌لیتر آب هدر می‌رود. اگر در نظر بگیرید که میلیاردها نمونه از این پرسش و پاسخ‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه رخ می‌دهند، ابعاد این مصرف قابل درک خواهد بود.

هیچ‌یک از شرکت‌های هوش مصنوعی بخشی از یک برنامه‌ریزی اقتصادی [ملی یا کلان] نیستند و توده‌های زحمت‌کش مردم، هیچ حق تصمیمی درباره اینکه انرژی و آب در کجا باید مصرف شوند، ندارند.

بردگی، بیکاری، کشته شدن در جنگ‌ها، گمراه شدن، مورد آزار و اذیت سیاسی قرار گرفتن و انکار توسعه انسانی چندوجهی ما، همگی با مصرف انرژی و آب ما که متعلق به همه ماست، برخلاف میل‌ ما همراه است.

۴- آیا شرکت‌های هوش مصنوعی چین معصوم هستند؟
گفته می‌شود که شرکت‌های هوش مصنوعی چینی به دلیل استفاده از بستر متن‌باز ، دموکراتیک‌ترند، و به همین دلیل تا حدودی از انتقادات وارده به این صنعت مبرا می‌شوند.

اما، شرکت‌های چینی نیز یک یک رویکرد سود-محور کار می‌کنند. کارگران چینی نیز به دلیل برنامه‌های هوش مصنوعی و فناوری رباتیک، بیکار می‌شوند. سهام شرکت‌های چینی نیز در بورس معامله می‌شود و آن‌ها نیز برای تصاحب بازارها وارد رقابت جدی می‌شوند.

و سپس این پرسش پیش می‌آید: امروز چه کسانی از متن‌باز سود خواهند برد؟ کارگران نساجی؟ کارگران فصلی کشاورزی؟ معلمان بیکار؟

به نظر می‌رسد ذینفعان اصلی کد متن‌باز، سایر شرکت‌ها و دولت‌های آن‌ها هستند.

در پایان ، بگذارید یادآور شویم که هوش مصنوعی آخرین نقطه‌ای است که سرمایه‌داری می‌تواند نیروهای مولده خود را به آن توسعه دهد.

به نظر می‌رسد همه شرایط عینی برای گذار جهان به سوسیالیسم، ادغام واحدهای سوسیالیستی در سطح ملی با یکدیگر و هموار شدن مسیر به سوی یک جهان سوسیالیستی، کاملاً مهیا شده است.

اکنون وظیفه به قدرت رساندن بازیگرانی است که این را محقق خواهند ساخت.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/insanliga-yapay-zeka-hakkinda-sorular-414526