امروز آغاز عصر جدیدی است.
دوره مبارزه مسلحانه به پایان میرسد، و در به روی سیاستهای دموکراتیک باز میشود. ما یک روند متمرکز بر جوانب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را آغاز میکنیم؛ یک شناخت مبتنی بر حقوق دموکراتیک، آزادیها، و برابری در حال رشد است.
امروز ما به یک ترکیه جدید و یک خاورمیانه جدید چشم میگشاییم.
گذشته مشترک ما یک واقعیت است و ما را ملزم میسازد یک آینده مشترک بیآفرینیم. روحیهای که مجلس اعلای ترکیه را تأسیس کرد امروز ما را به یک عصر جدید رهنمون میشود.
ما اکنون به نقطه «اسلحهها را خاموش کنید و بگذارید ایدهها و سیاستها حرف بزنند» رسیدهایم. پارادایم مدرنیستی که ما را نادیده میگرفت، حذف میکرد و انکار مینمود با خاک یکسان شده است. خون ریخته شده بدون توجه به اینکه کرد، لاز یا سرکیسی است از یک انسان و از بطن این سرزمین جاری است.
در حالیکه میلیونها مردم شاهد من هستند میگویم عصر جدیدی آغاز میشود؛ عصری که در آن سیاستها بر اسلحهها ارجحیت دارند. ما اکنون به مرحله خارج کردن نیروهای مسلح خود به بیرون مرزها رسیدهایم.
من از کردها، ترکمنها، آسوریها و عربها، که برغم پیمان ملی مجزا شدند و امروز به زندگی تحت مشکلات خطیر و در کشمکش با یکدیگر در جمهوری عرب سوریه و عراق محکوم شدهاند دعوت میکنم مباحثات را آغاز کنند، بازنگری نموده و در یک «کنفرانس ملی همبستگی و صلح» برای واقعیت کنونی خود تصمیم بگیرند.
***
تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم
۴ فروردین ۱۳۹۲
منبع: کرد نت
٢٢ مارس ٢٠١٣
برگردان: ع. سهند
متن کامل پیام تاریخی عبدالله اوجالان بمناسبت نوروز ٢٠١٣
من به نوروز آزادی ستمکشان درود میفرستم…
من به خلقهای خاورمیانه و آسیای مرکزی که این روز بیداری، احیاء و رستاخیز نوروز را با مشارکت و اتحاد فوقالعاده جشن میگیرند، درود میفرستم…
من به تمام خلقهایی که نوروز را، که طلوع و نقطه عطف یک عصر جدید است، با شوروشوق وافر و مدارای دموکراتیک جشن میگیرند، درود میفرستم…
من به همه رهروان این راه بزرگ بهسمت حقوق دموکراتیک، آزادی و برابری درود میفرستم…
من به شما خلق کرد، که در دامنه کوههای زاگروس و توروس و در درههای رودخانههای دجله و فرات زندگی میکنید، درود میفرستم. من به شما خلق کرد، یک خلق باستانی، ساکنان سرزمینهای مقدس بینالنهرین و آناتولی، مام تمام تمدنهای کشاورزی، روستایی و شهری درود میفرستم…
کردها در این تمدن چندین هزار ساله ، که همه ما مشترکاً آنرا ساخته ایم، در دوستی و وفاق با نژادها، مذاهب، آیینهای گوناگون مشارکت داشته اند. برای کردها [رودخانههای]فرات و دجله خواهران ساکاریا و مریچ میباشند. [کوههای] آرارات و جودی دوستان کاچکار و ارجییس هستند. [رقصهای] هالای و دلیلو از خانواده هورون و زیبک اند.
این تمدنهای بزرگ، این جوامع در همزیستی مسالمتآمیز باهم، اخیراً با فشار سیاسی، مداخلات خارجی و منافع گروهی در مقابل هم قرار داده شده اند. نتیجه، ساختمان نظامهایی بوده است که بر اساس حقوق، قانون، برابری و آزادی قرار ندارند.
طی دویست سال گذشته، فتوحات نظامی، مداخلات امپریالیستی غرب، همچنین سرکوب و سیاستهای محروم سازی سعی کرده اند جوامع عرب، ترک، فارس و کرد را در حکومت ملت-دولتها، مرزهای تخیلی آن و مشکلات مصنوعی غوطهور سازند.
عصر رژیمهای استثمارگر، سرکوبگر و محرومساز به سر آمده است. خلقهای خاورمیانه و خلقهای آسیای مرکزی بیدار میشوند. آنها به ریشههای خود بازمیگردند. آنها خواهان پایان دادن به جنگها و درگیرهای کورکننده و فتنه انگیز علیه یکدیگرند.
آن هزاران، میلیونها مردمی که به این میدانها میریزند از شوق نوروز میسوزند. آنها صلح و دوستی را فریاد میکنند، و خواهان راه حل هستند.
این مبارزه، که بمثابه شورش فردی خود من علیه سرخوردگی، جهل و بردگی که در آن بدنیا آمده بودم آغاز شد، بدنبال ایجاد یک آگاهی جدید، یک شناخت جدید و یک روحیه جدید بود. امروز میبینم که تلاشهای ما به سطج جدیدی رسیده است.
نبرد ما علیه هیچ نژاد، مذهب، فرقه، یا گروه خاص نبوده است و نمیتواند باشد. نبرد ما علیه سرکوب، جهل و بیعدالتی، علیه تحمیل توسعه نیافتگی و همچنین علیه همه اشکال ستم بوده است.
امروز ما به یک ترکیه جدید و یک خاورمیانه جدید چشم میگشاییم.
جوانانی که از دعوت من استقبال نمودید، زنان برجسته ای که بهدعوت من گوش فرادادید، دوستانی که گفتمان مرا پذیرفتید و همه خلقهایی که میتوانید صدای مرا بشنوید:
امروز آغاز عصر جدیدی است.
دوره مبارزه مسلحانه به پایان میرسد، و در به روی سیاستهای دموکراتیک باز میشود. ما یک روند متمرکز بر جوانب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را آغاز میکنیم؛ یک شناخت مبتنی بر حقوق دموکراتیک، آزادیها، و برابری در حال رشد است.
ما بیشتر زندگی خود را برای خلق کرد فدا کردهایم، ما بهای بسیار سنگینی پرداختیم. هیچیک از این فداکاریها، هیچیک از مبارزات ما بیهوده نبوده است. زیرا بمثابه یک نتیجه آن، خلق کرد یکبار دیگر هویت و ریشههای خود را بازیافته است.
ما اکنون به نقطه «اسلحهها را خاموش کنید و بگذارید ایدهها و سیاستها حرف بزنند» رسیدهایم. پارادایم مدرنیستی که ما را نادیده میگرفت، حذف میکرد و انکار مینمود با خاک یکسان شده است. خون ریخته شده بدون توجه به اینکه کرد، لاز یا سرکیسی است از یک انسان و از بطن این سرزمین جاری است.
در حالیکه میلیونها مردم شاهد من هستند میگویم عصر جدیدی آغاز میشود؛ عصری که در آن سیاستها بر اسلحهها ارجحیت دارند. ما اکنون به مرحله خارج کردن نیروهای مسلح خود به بیرون مرزها رسیدهایم.
من معتقدم که همه آنهایی که به این آرمان باور داشته اند و من، نسبت به خطرات احتمالی این روند حساسیم.
این پایان نیست، بلکه آغاز است. این دستشستن از مبارزه نیست- ما مبارزه متفاوتی را آغاز میکنیم.
ایجاد [هویتهای] جغرافیایی براساس قومیّت و ملت واحد یک دروغ غیرانسانی مدرنیته است که ما را از ریشهها و منشاءمان محروم میکند.
مسؤولیت بزرگی برای ایجاد یک کشور برابر، آزاد و دمکراتیک برای همۀ خلقها و فرهنگها، بسود تاریخ کردستان و آناتولی، بر دوش همه ما قرار دارد. در این مناسبت نوروز، من از ارمنیها، ترکمنها، آسوریها، عربها و همه خلقهای دیگر، به همان اندازۀ کردها دعوت میکنم شعله آزادی و برابری- آتشی را که امروز برافروخته میشود- گرامی بدارند و آنرا از آنِ خود بدانند.
مردم برجسته ترکیه؛
خلق ترک که در جاییکه امروز ترکیه نامیده میشود- آناتولی باستانی- زندگی میکند باید زندگی مشترک خود با کردها را، زیر پرچم اسلام، مبتنی بر اصول دوستی و همبستگی برسمیت بشناسد. احکام دوستی جایی برای تصرف، انکار، طرد، ادغام اجباری، یا نابودی ندارد و نباید داشته باشد.
سیاستهای سرکوبگر، نابودکننده، و ادغامکننده قرن گذشته، مبتنی بر مدرنیته سرمایهداری، تلاشهای نخبگان حاکم برای انکار تاریخ طولانی دوستی را نمایندگی میکنند. آنها اراده خلق را نمایندگی نمیکنند. اکنون بسیار روشن است که این چنگال استبدادی در تضاد با تاریخ و با احکام دوستی قرار دارد. برای اینکه بتوان گذشته تأسفبار را پشت سر نهاد، من از دو قدرت استراتژیک خاورمیانه میخواهم یک مدرنیته دموکراتیک بسود فرهنگ و تمدن ما بنا کنند.
وقت آن رسیده است که اختلاف، درگیری، و دشمنی جای خود را به اتحاد، وحدت، آرزوی خیر، و پذیرش متقابل بدهد.
ترکها و کردها در کنار هم در کاناکاله شهید شدند، با هم جنگ استقلال را پشت سر نهادند، و با هم مجلس ١٩٢٠ را بازکردند.
گذشته مشترک ما یک واقعیت است و ما را ملزم میسازد یک آینده مشترک بیآفرینیم. روحیه ای که مجلس اعلای ترکیه را تأسیس کرد امروز ما را به یک عصر جدید رهنمون میشود.
من از همه خلقهای تحت ستم؛ از زنان که طبقهای است که طولانیترین تاریخ استعمار و بردگی را دارد؛ از همه آیینها، فرقهها و فرهنگهای بهحاشیه رانده شده و حذف گردیده؛ از طبقه کارگر و همه طبقات زیردست؛ از هرکس که از نظام حذف شده است میخواهم جایگاه شایسته خود را در مدرنیته دموکراتیک بیابند و ذهنیت آنرا کسب نمایند.
خاورمیانه و آسیای مرکزی در جستجوی یک مدرنیته معاصر و نظم دموکراتیکی است که بسود تاریخ آن باشد. الگوی جدیدی که در آن همه بتوانند همزیستی مسالمتآمیز و دوستانه که مانند نان و آب، یک نیاز عینی شده است، داشته باشند. ناگزیر، دوباره، برای ساختن چنین الگویی، جغرافیا و فرهنگ آناتولی و بینالنهرین رهنمون ما است.
ما گونه امروزیتر، پیچیدهتر، و ژرفتری از جنگ استقلال را که در چهارچوب پیمان ملی [١٩٢٠] شکل گرفت، تجربه میکنیم.
برغم همه اشتباهات، عقبگردها، و شکستهای نود سال گذشته، ما یکبار دیگر تلاش میکنیم با همه خلقها، طبقات، و فرهنگهایی که قربانی بوده اند و طی این فجابع رنج بردهاند، یک الگو بسازیم. من از همه شما دعوت میکنم پا پیش بگذارید و برای رسیدن به یک سازمان اجتماعی مساواتطلب، آزاد، و دموکراتیک کمک کنید.
من از کردها، ترکمنها، آسوریها و عربها، که برغم پیمان ملی مجزا شدند و امروز به زندگی تحت مشکلات خطیر و در کشمکش با یکدیگر در جمهوری عرب سوریه و عراق محکوم شدهاند دعوت میکنم مباحثات را آغاز کنند، بازنگری نموده و در یک «کنفرانس ملی همبستگی و صلح» برای واقعیت کنونی خود تصمیم بگیرند.
گسترگی و فراگیری مفهوم «ما» جای ویژه ای در تاریخ این سرزمین دارد. اما در دست نخبهگرایان تنگنظر و حاکم، «ما» به «یک» تنزل یافته است. زمان آن است که روح کهن به مفهوم «ما» دمیده شده و به کار گرفته شود.
ما باید علیه کسانی متحد شویم که میخواهند ما را تقسیم نمایند و مجبور به نبرد با یکدیگر کنند. ما باید علیه آنهایی متحد شویم که میخواهند ما را از هم جدا کنند.
آنهایی که نمیتوانند روح زمان را درک کنند سرانجامشان زبالهدانی تاریخ است. آنهایی که در مقابل جریان مقاومت نمایند به مغاک خواهند افتاد.
خلقهای منطقه شاهد طلوع جدیدی هستند. خلقهای خاورمیانه از دشمنی، درگیری، و جنگ به تنگ آمدهاند. آنها میخواهند دوباره از ریشههای خود زاده شوند و دوشبهدوش هم بایستند.
این نوروز برای همه ما یک آتش رهنما است.
حقیقتِ پیامهای موسی، عیسی و محمد امروز با نویدهای نوین در زندگی ما عملی میشود. مردم سعی میکنند آنچه را که از دست داده اند از نو بدست آورند.
ما ارزشهای تمدن معاصر غرب را کلاً انکار نمیکنیم. ما در واقع ارزشهای روشنگری، برابری، آزادی و دموکراسی را میگیریم، و برای بکار بستن، آنها را با ارزشهای هستی و شیوههای زندگی خودمان سنتز میکنیم.
پایه مبارزه جدید افکار، ایدئولوژی و سیاستهای دموکراتیک، و توانایی شروع یک جهش دموکراتیک بزرگ به پیش است.
درود به همه آنهایی که در این روند و در تقویت آن سهیم بوده اند، و درود به همه آنهایی که از راه حل مسالمتآمیز حمایت کرده اند!
من به همه آنهایی که برای آزادی دوستانه، برابر و دموکراتیک خلقها مسؤولیت میپذیرند درود میفرستم!
زنده باد نوروز، زنده باد دوستی خلقها!
زندان ایمرالی
٢١ مارس ٢٠١٣
عبدالله اوجالان
http://www.ekurd.net/mismas/articles/misc2013/3/turkey4603.htm
