تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: «902.gr»، پایگاه خبری حزب کمونیست یونان
سهشنبه، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۵
«کدفردو»: پرده جدید دفاع از مداخله در گسترش درگیری

در کشور ما، بلندگوهای مدافع دولت تروریستی، روزانه نمونههای غیرانسانی از نوشتهها را ارائه میدهند.
ما امروز درباره موضوع بدنام «کد فردو»، یعنی تأسیسات هستهای به گفته آنها – «کلیدی»، که در أعماق خاک در کوهستان فردو واقع است، صحبت میکنیم.
آنها چه میگویند؟ میگویند اساساً «پایان دادن به تهدید هستهای ایران» تنها با نابودی این تأسیسات حاصل میشود.
بنابراین «تحلیلگران» مختلف مینشینند و درباره نوع خاصی از بمبهای «رسوخکننده مهمات انبوه جیبییو-۴۳/بی»، موسوم به «سنگرشکن»، که برای حمله به تأسیسات فردو مورد نیاز است، صحبت میکنند.
آنها در ادامه میگویند که این بمبها فقط توسط بمبافکنهای استراتژیک B-2 ایالات متحده و انواع دیگر بمبافکنها حمل میشوند.
اگر کسی متون مرتبط منتشر شده، گزارشهای مربوطه که در بولتنهای خبری با همراهی «تحلیلگران» بازتولید میشوند را بخواند، بدون اغراق متوجه خواهد شد که آنها اساساً شبیه کسانی هستند که از ویرانیهای جنگ « امرار معاش» میکنند.
در حالی که «بحث» و اقدامات مرتبط با آن برای گسترش درگیری با مشارکت فعالتر ایالات متحده – در مقابل دشواریهای «گنبدهای» اسرائیل – و همچنین سایر قدرتهای امپریالیستی مانند انگلیس و حتی خود یونان (!) در جریان است، آنها میکوشند لزوم نابودی «برنامه هستهای ایران» را برای اینکه «جهان امن و آزاد باشد» توجیه نمایند.
بله. کاری که آنها انجام میدهند این است که یک فاجعه هستهای بالقوه در مقیاس عظیم را به عنوان «مسیری به سوی آزادی و صلح» معرفی میکنند!
آنها فقط درباره سطوح غنیسازی اورانیوم صحبت میکنند، حتی اشاره میکنند که بر اساس قابلیتهای این تأسیسات مشخص، ایرانیها میتوانند ۹ بمب اتمی بسازند.
واقعاً کدام تحلیلگری پیدا میشود که بگوید بمباران چنین تأسیساتی برای بشریت چه معنایی دارد؟
آیا آنها کسانی نیستند که دائماً درباره خطر «فاجعه هستهای در زاپوریژیا» در بحبوحه کشتارگاه اوکراین صحبت میکنند؟ وقتی اورانیوم در ایران است، آیا خواص دیگری برای بشریت دارد؟
علاوه بر این، اگر ایران تصمیم به حمله به «فعالیتهای هستهای» اسرائیل بگیرد، آیا آنها «حق» ایران برای «دفاع از خود» را به رسمیت خواهند شناخت؟ آیا این نیز اقدامی در مسیر «جهانی بدون سلاح هستهای» خواهد بود؟ بر اساس چه منطقی، اسرائیل حق «ابهام» درباره قابلیتهای هستهای و سلاحهای هستهای خود را دارد؟ اسرائیل تنها کشوری است که این پرسش را که آیا سلاح هستهای دارد، نه رد و نه تأیید میکند، و این در واقع «حق» آن است. این در اصطلاحات دیپلماتیک، حتی «حق ابهام» نامیده میشود، در حالی که همه میدانند که چنین سلاحهایی را در اختیار دارد و آنها را کجا ذخیره میکند.
تنها «منطقی» که برای همه آنها وجود دارد، منطقی است که در خدمت دفاع از منافع بورژوازی یونان و استراتژی اتحاد با اسرائیل است. آنها دائماً خود را تحقیر میکنند و تبلیغات جنگی خطرناک تخریب را بازتولید میکنند.
آنها تا جایی پیش میروند که… اگر صحبت از اجرای «دالان اقتصادی هند-خاورمیانه- اروپا» و دیگر طرحهایی باشد که مردم را عمیقتر در کلاف تضادها با عواقب بسیار غیرقابل پیشبینی گرفتار میکند، خواص اورانیوم را تغییر میدهند!
