تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
نویسنده: بیروت حمود
یکشنبه، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۴
اختلاف اسراییلیها بر سر پاسخ : دلیلِ ضعف یا استراتژی جداسازی جبههها؟
یوآو گالانت، وزیر دفاع در بازدید از پایگاه هوایی «هاتزریم»، خطاب به خلبانان خود گفت: «بعد از حمله ما به ایران، همه در جریان میزان آمادگی و آموزش شما قرار خواهند گرفت» و تهدید کرد هر کس، از جمله ایران، که به اسرائیل آسیب برساند «تاوان» خواهد پرداخت. در پی این، و مشخصاً در سحرگاه شنبه، «صدها هواپیما» به اهدافی در ایران حمله کردند، اما نه در اسرائیل و نه در جهان، بویژه برای کسانی که حمله اسرائیل را در مقایسه با تهدیدات سقف-بالای تصمیمگیران اسرائیلی پس از حمله ایران به اسرائیل در آغاز ماه جاری با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک، «ضعیف» یا «کمتر از حد انتظار» میدانند، هنوز معلوم نیست نیروی هوایی اسرائیل دقیقاً برای چه آموزش دید.
در واقع نمیتوان انکار کرد که ایران در تصاویر ذهنی که در حمله اخیر خود ایجاد کرد، و قدرت آنرا برای دشمن و دوست آشکار ساخت، و مشخصههای آن بوضوح در آسمان و زمین ترسیم شد، بر اسرائیل فائق آمد. در حالیکه اسرائیل سعی میکرد تا دامنه آنرا کم اهمیت جلوه دهد، بر اساس شواهد تصویری و اعترافات رسمی، آسیب به پایگاههای نظامی و همچنین به مناطق غیرنظامی آن، به سرعت افشا شد. اگرچه کاملاً مشخص نیست که حملات اسرائیل به ایران چه میزان خسارت وارد کرده است، اما طیف وسیعی از واکنشهای اسرائیلی وجود دارد که نشان میدهد پاسخ باید تندتر میبود، و اینکه اسرائیل فرصت اجبار ایران به پرداخت تاوان دردناک را از دست داد. در این زمینه، آویگدور لیبرمن، رئیس حزب «اسرائیل بیتنو» گفت: «ما نمیتوانیم واقعیت تلخ را، که میگوید ایرانیها اینجا متوقف نمیشوند، نادیده بگیریم.» وی افزود: «آنها به تلاش خود برای پیشروی به سمت تسلیحات هستهای ادامه خواهند داد و پول حاصل از فروش نفت و گاز را به حزبالله، حوثیها و شبهنظامیان شیعه خواهند داد» وی افزود «متأسفانه، دولت اسرائیل بجای تحمیل یک تاوان واقعی، به لافزدن و روابط عمومی، خرید سکوت به جای بازدارندگی آشکار بسنده کرده است. وقت آن است که به گونهای عمل کنیم که قدرت خود را نشان دهیم، نه اینکه فقط درباره این قدرت حرف بزنیم.»
موارد فوق با نظر یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون صهیونیستی تلاقی میکند که گفت «تصمیم برای حمله نکردن به اهداف استراتژیک و اقتصادی در ایران اشتباه بوده است. ما میباید کاری میکردیم، و باید کاری کنیم که ایران تاوان بسیار سنگینتری بپردازد.» این در پاسخ تالی گولف نماینده کنست از «لیکود» نیز منعکس شد که عدم حمله به تأسیسات هستهای ایران را باعث «گریه نسلها» دانست. اما، یایر گولان رهبر حزب دمکرات و معاون سابق رئیس ستاد، راضی به نظر میرسد. او گفت «فشار آمریکا به ثمر نشست، یا اینکه منطق نظامی با هدف دستیابی به تغییراتی کار کرد، اما به نظر میرسد که پاسخ اسرائیل به احتمال زیاد به تواناییهای دفاعی و تهاجمی ایران لطمه زد، بدون اینکه ما را به یک جنگ کاملاً فرسایشی، که در سطح امنیتی و ملی به نفع اسرائیل نیست بکشاند». و مابین دو نظر فویالذکر، اظهارات ایتامار بن گویر وزیر امنیت ملی قرار داشت که از حمله به ایران به عنوان اولین ضربه برای آسیب رساندن به منافع استراتژیک ایران استقبال کرد، و افزود: «جلوگیری از تهدید ایران برای نابودی کشور یک وظیفه تاریخی است، که بر عهده اسرائیل قرار دارد.».
لیبرمن: ایرانیها اینجا متوقف نمیشوند
فراتر از نظرات احزاب سیاسی، که برخی از آنها تحت تأثیر درگیریهای داخلی بود، نظرات کارشناسان و روزنامهنگاران نیز مطرح شد که بیشتر آنها در رده بزرگنمایی اثرات حمله بود. در این زمینه، راز زیمت، پژوهشگر ارشد «مؤسسه مطالعات امنیت ملی» و کارشناس مسائل ایران، اظهارات اولیه ایران در مورد حمله اسرائیل را «تلاش آشکاری برای به حداقل رساندن آسیب آن» دانست، و هدف از این حمله را دادن یک «نردبان برای فرود آمدن از درخت تهدید» به رهبران ایران تلقی کرد. او نمیداند که آیا رهبر معظم علی خامنهای برای مهار آنچه که «مهمترین حمله از زمان جنگ ایران و عراق» میخواند، حرکت خواهد کرد یا نه، حملهای که با خودداری از ضربه زدن به زیرساختهای ملی یا تأسیسات نفتی و هستهای، به گونهای برنامهریزی شده بود که «به رهبری در تهران امکان دهد به چرخه کنونی حملات پایان دهد.» به گفته زیمت، معضلی که رهبری ایران با آن مواجه است «بزرگترین معضلی» است که در سالهای اخیر وجود داشته است. دلیل آن این است که تهران موظف است به حمله اسرائیل پاسخ دهد تا درجاتی از بازدارندگی خود را حفظ کند. «اگر تصمیم به عدم پاسخگویی بگیرد، بسیاری در داخل و خارج از ایران اینرا بهعنوان شاهدی بر شکاف بین تعهد به پاسخ و عمل واقعی خواهند دید» در حالی که پاسخ «میتواند آنرا در معرض تهدیدهای بزرگتری، از جمله خطر کشیده شدن به یک درگیری نظامی مداوم نه تنها با اسرائیل، بلکه همچنین با ایالات متحده قرار دهد.»
با توجه به اینکه تحولات اخیر منطقهای «ایران را ملزم به ارزیابی مجدد مفهوم امنیتی خود میکند»، وی برآورد کرد که رهبری ایران ممکن است یکی از سه رویکرد اصلی یا ترکیبی از آنها را اتخاذ کند که مهمترین آنها رویکرد «اول ایران» است که رئیسجمهور مسعود پزشکیان شاید برجستهترین نماینده آن باشد. بطور خلاصه، او میگوید «بهتر است ایران در این مرحله از ادامه درگیری نظامی با اسرائیل و ایالات متحده اجتناب کند، و بر حل مشکلات داخلی خود تمرکز نماید، و با تلاش برای حل و فصل موضوع هستهای، به دنبال بهبود توانایی خود در مقابله با چالشها باشد. رویکرد دوم «ادامه وضعیت کنونی بدون عقبنشینی از رویارویی با موفقیتهای اخیر اسرائیل، اما بدون افتادن در دامی است که تلآویو میخواهد برای تهران پهن کند و آنرا به یک درگیری نظامی جامع با مشارکت آمریکا بکشاند.»، که عملاً به ادامه جنگ فرسایشی در غزه و لبنان ترجمه میشود. در مورد رویکرد سوم، زیمت معتقد است که این رویکرد مبتنی بر تحولات اخیر است که «شکافهای بزرگی را در مفهوم امنیتی ایران» آشکار کرده است، و از ایران میطلبد که قابلیتهای بازدارندگی خود را نه تنها در زمینه موشکی بهبود بخشد، و تواناییهای حزبالله و باقی محور وفادار به خود را احیا کند، بلکه از طریق دکترین هستهای و بررسی امکان دستیابی به موفقیت در زمینه دسترسی به سلاحهای هستهای، «سیاست بیمه» نهایی ایران را در برابر اسرائیل و آمریکا فراهم کند.
در همین راستا، ران بن یشای، تحلیلگر نظامی یدیعوت آحارونوت، معتقد است که هدف حمله اسرائیل «صدمه زدن واقعی به تواناییهای نظامی ایران است، تا رژیم ایران را متوجه میکند که اکنون در معرض خطر قرار دارد و آسیبپذیر است، و در نتیجه با رویارویی با آن، بازدارندگی را تقویت کند و با وارد کردن صدمات فراوان به جایگاه آن در نزد شهروندان، آنرا تضعیف کند، و در عینحال اطمینان حاصل کند که به تهران “نردبانی برای پایین آمدن از درخت” داده شده است.» اگر موارد فوق درست باشد، در واقع بیانگر تداوم راهبرد اسرائیل و آمریکا با هدف جداسازی جبههها، با از بین بردن ایده جنگ منطقهای است، تا تصمیمگیرندگان اسرائیل بتوانند به جنگ نابودی غزه و تجاوز به لبنان ادامه دهند.
