تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

دوشنبه، ۸ دی ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: لقمان عبد الله
دوشنبه، ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵

امارات متحده عربی و اسرائیل در «ارض سومالی»: آوردگاه واحد

 

پرچم جدایی‌طلبان در جریان تظاهراتی در هرگیسا، پایتخت «ارض‌سومالی» برافراشته شد.

به رسمیت شناختن «ارض‌سومالی» توسط بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اوج یک روند طولانی و پیچیده روابط پنهانی است که پشت درهای بسته شکل گرفته است. این اقدام در چارچوب یک پروژه منطقه‌ای وسیع‌تر برای ترسیم دوباره نقشه نفوذ در شاخ آفریقا و دریای سرخ انجام می‌شود، و در خدمت منافع تل‌آویو و متحدین مورد اعتماد آن، در درجه اول ابوظبی، قرار دارد. در واقع، این اقدام اسرائیل را نمی‌توان از فعالیت‌های رو به رشد امارات متحده عربی در منطقه، چه از طریق حمایت از کنترل شورای انتقالی جنوب بر شرق یمن و چه از طریق نقش‌های غیرمستقیم در سودان، جدا کرد. این عرصه‌ها، اگرچه به ظاهر از هم جدا هستند، اما به نظر می‌رسد به یک صحنه عملیاتی واحد، که در آن اسرائیل، با همکاری امارات متحده عربی، رهبری تلاش برای بازسازی امنیتی و سیاسی را بر عهده دارد، نردیک‌تر می‌باشند. این به وضوح در گزارش کانال عربی زبان اسرائیلی «آی ۲۴ نيوز»، به نقل از منابع آگاه، در مورد مشارکت امارات متحده عربی در مذاکراتی که منجر به به رسمیت شناختن ارض‌سومالی توسط اسرائیل شد، نشان داده شد.

به گفته منابع متعدد، «موساد» اسرائیل، تحت رهبری مدیر خود، دیوید بارنی، سال‌هاست که مسیر مخفیانه‌ای را با «ارض‌سومالی» – به دور از هرگونه پوشش رسانه‌ای عمومی یا دیپلماتیک که شامل هماهنگی اطلاعاتی، تفاهمات امنیتی و زمینه‌سازی سیاسی برای به رسمیت شناختن بوده است، مدیریت می‌کند. این اقدام اخیر با نگرانی فزاینده تل‌آویو پیرامون افزایش قابلیت‌های نظامی جنبش حوثی‌ها در یمن، به ویژه در زمینه موشک‌ها، پهپادها و تهدیدات دریایی، و معادلات بازدارنده جدیدی که این قابلیت‌ها در دریای سرخ و تنگه باب المندب ایجاد کرده‌اند، همزمان شده است.

در این زمینه، روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» گزارش داد که اسرائیل، مانند ایالات متحده، به دلیل خط ساحلی گسترده، موقعیت استراتژیک آن در شاخ آفریقا و نزدیکی آن به مناطق تحت کنترل حوثی‌ها، توجه زیادی به ارض‌سومالی‌ دارد. این روزنامه معتقد است که «تقویت روابط با ارض‌سومالی‌ نشان دهنده افزایش قدرت در جنگ علیه حوثی‌ها است.» شایان ذکر است که آمیخای شکل، وزیر امور یهودیان خارج از اسرائیل، تأیید کرده بود که «این اقدام یک دستاورد بزرگ در مقابله با حوثی‌ها است.» روزنامه «معاریو» نیز به نوبه خود استدلال کرد که مزیت به رسمیت شناختن «نه در جنبه دیپلماتیک، بلکه در موقعیت جغرافیایی ارض‌سومالی‌ نهفته است. بندر بربره، واقع در سواحل خلیج عدن، و فرودگاه نزدیک آن که دارای یکی از طولانی‌ترین باندهای فرودگاه در آفریقا است، این کشور را در نقطه‌ای محوری و مشرف به یکی از مهم‌ترین خطوط کشتیرانی جهان قرار می‌دهد.»

در این زمینه خاص، به نظر می‌رسد تصمیم اسرائیل با نیاز فوری تل‌آویو به یافتن جایگزین‌های استراتژیک که امنیت دریایی را تضمین کرده و از مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی محافظت کند، به‌ویژه با توجه به کاهش اثربخشی ابزارهای نظامی سنتی در مقابله با تهدیدات فزاینده از یمن، مرتبط است. علاوه بر این، این به رسمیت شناختن در چارچوب تلاش اسرائیل برای گسترش دامنه توافق‌نامه‌های ابراهیم به قاره آفریقا، حتی از طریق نهادهای به رسمیت شناخته نشده بین‌المللی، قرار می‌گیرد تا واقعیت‌های سیاسی و امنیتی جدیدی را در آنجا تحمیل کند و هرگونه ترتیبات منطقه‌ای را که ممکن است اسرائیل را از معادلات دریای سرخ و شاخ آفریقا حذف کند، از بین ببرد.

« شناسایی توسط اسرائیل، مصر، عربستان سعودی و ترکیه را تحریک می‌کند.»

در واکنش به این اقدام اسرائیل، احمد داوود اوغلو، نخست‌وزیر سابق ترکیه، آن را یک حمله‌ مستقیم به منافع مصر، عربستان سعودی و ترکیه در منطقه توصیف کرد، و آن را بخشی از یک استراتژی وسیع‌تر برای تجزیه کشورهای اسلامی و تضعیف کشورهای کلیدی از طریق محاصره آن‌ها دانست. او گفت اسرائیل نه تنها به دنبال تجزیه سومالی یا شعله‌ور کردن جنگ داخلی است که می‌تواند شاهد جنایات گسترده‌ای مشابه آنچه در سودان رخ می‌دهد باشد، بلکه قصد دارد به بندر استراتژیک و حیاتی بربره، واقع در دهانه دریای سرخ در خلیج عدن، دسترسی پیدا کند. این امر عملاً مصر و عربستان سعودی و همچنین ترکیه را که یک پایگاه استراتژیک حیاتی در سومالی دارد و برای سیاست آن در قبال قاره آفریقا حیاتی است، محاصره خواهد کرد.

نتیجتاً، کشورهای عربی و اسلامی، علی‌رغم اختلافات شدید، به سرعت بیانیه مشترکی در رد شناسایی توسط اسرائیل صادر کردند، که نشان دهنده ادراک جمعی از پیامدهای این اقدام بر منافع ساختاری مشترک آن‌ها است. کشورهای امضاکننده خود را با پیشینه خطرناکی روبه‌رو دیدند که اصل وحدت دولت را تهدید می‌کند، و راه را برای مشروعیت بخشیدن به نهادهای جدایی‌طلب باز می‌کند – مسیری با پیامدهای مستقیم برای ثبات کل منطقه و هشداری در مورد سوءاستفاده بالقوه از اختلافات داخلی در کشورهای شکننده برای تجزیه بیش‌تر وحدت آن‌ها.

در مقابل، جای تعجب نبود که امارات متحده عربی و بحرین از پیوستن به این بیانیه خودداری کردند، زیرا نقش آن‌ها به طور جدایی‌ناپذیری با طرح‌های بازسازی منطقه‌ای که دیدگاه نتانیاهو از «خاورمیانه جدید» پیش‌بینی می‌کند، مرتبط است. شایان ذکر است که امارات متحده عربی پیش از این تلاش کرده بود از طریق سازمان ملل متحد، شناسایی بین‌المللی «ارض‌سومالی‌» را کسب نماید، اما این تلاش‌ها شکست خورد. این تلاش‌ها بخشی از استراتژی وسیع‌تر امارات برای ایجاد «امپراتوری نفوذ» بود که بر کنترل بنادر دریایی و آبراه‌های حیاتی (از جمله دریای سرخ و خلیج عدن)، پایگاه‌های نظامی و تأمین امنیت مسیرهای تجارت و انرژی بین‌المللی با هماهنگی ایالات متحده و اسرائیل متکی بود. استراتژی امارات بر شرکت «دی‌پی ورلد» و »بنادر ابوظبی» استوار است که به عنوان بازوهای تجاری و استراتژیک امارات عمل می‌کنند و این کشور را قادر می‌سازند شبکه‌ای از بنادر حیاتی را که در سراسر آفریقا و شبه جزیره عربستان امتداد دارد، کنترل کند.

در این بستر، سرمایه‌گذاری امارات در «ارض‌‌سومالی‌» نشان‌دهنده‌ حرص ابوظبی برای تثبیت جایگاه خود در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه‌ای است که در آن منافع قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با هم تلاقی می‌کنند. از جمله برجسته‌ترین جنبه‌های این سرمایه‌گذاری، هزینه بیش از ۴۴۲ میلیون دلار برای توسعه بندر بربره (ارض‌سومالی) و تبدیل آن به یک پایگاه نظامی و لجستیکی پیشرفته، بدون هیچ گونه هماهنگی با دولت فدرال در موگادیشو؛ و تبدیل بندر بوساسو (پونتلند) به یک قطب استراتژیک دیگر در سومالی، که آن هم مستقل از قدرت مرکزی است، می‌باشد.

https://shorturl.at/Ux6wV