تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: پیام مردم
نویسنده: ام. ک. بهادراکومار
۱۳ ژوئیه ۲۰۲۳
آلمان در غرب اوکرایین حق مالکانه ایجاد میکند

اولاف شولتز صدراعظم آلمان در حاشیه نشست سران ناتو در ویلنیوس، لیتوانی، ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۳ با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکرابین دیدار کرد.
این فرضیه که محور آنگلوساکسون برای جنگ نیابتی در اوکرایین علیه روسیه بسیار مهم است، فقط تا حدی درست است. آلمان در واقع دومین تامینکننده تسلیحات اوکراین پس از ایالات متحده است. صدراعظم اولاف شولتز در نشست سران ناتو در ویلنیوس یک بسته تسلیحاتی جدید به ارزش ۷۰۰ میلیون یورو، شامل تانکهای بیشتر، مهمات و سیستمهای دفاع هوایی پاتریوت را متعهد شد و همانطور که او گفت، برلین را در خط مقدم حمایت نظامی از اوکرایین قرار داد.
بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان تاکید کرد: «با انجام این کار، ما کمک قابلتوجهی به تقویت قدرت ایستادگی اوکرایین مینماییم.» با این حال، پانتومیمی که بازی میشود ممکن است انگیزههای متعددی داشته باشد.
اساساً، انگیزه آلمان در شکست کوبنده بدست ارتش سرخ قابل ردیابی است و ارتباط چندانی با اوکرایین ندارد. بحران اوکرایین زمینه را برای تسریع نظامیگری آلمان فراهم کرده است. در همین حال، احساسات انتقامجویانه در حال افزایش است و در اینمورد یک «اجماع فراحزبی» بین احزاب مرکزگرای اصلی آلمان – حزب سوسیال دمکرات و اتحادیه دمکرات مسیحی- و حزب سبز وجود دارد.
در یک مصاحبه در آخر هفته، رودریش کیزوتر، کارشناس برجسته خارجی و دفاعی اتحادیه دمکرات مسیحی(سرهنگ سابق که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ ریاست انجمن نیروهای ذخیره بوندسوهر را بر عهده داشت) پیشنهاد کرد که در صورت اقتضای شرایط در وضعیت اوکرایین، ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) باید در نظر داشته باشد که «کالینینگراد را از خطوط تدارکاتی روسیه قطع کند. ما میبینیم که پوتین زمانی که تحت فشار است چگونه واکنش نشان میدهد.» برلین هنوز به علت تسلیم کونیگزبرگ، شهر باستانی پروس در آوریل ۱۹۴۵ سوزش دارد.
استالین به ۱٫۵ میلیون سرباز شوروی برخوردار از پشتیبانی چندین هزار تانک و هواپیما دستور داد تا به لشکرهای پانزر نازی که عمیقاً در کونیگزبرگ مستقر شده بودند حمله کنند. در مسکو ، تسخیر دژ بسیار مستحکم کونیگزبرگ توسط ارتش شوروی با ۳۲۴ توپ که هر کدام ۲۴ گلوله شلیک میکرد جشن گرفته شد.
روشن است که اظهارات کیزوتر نشان میدهد که حتا پس از هشت دهه هیچ چیز در برلین فراموش یا بخشیده نشده است. از اینرو، آلمان نزدیکترین متحد دولت بایدن در جنگ علیه روسیه است. دولت آلمان موافقت ضمنی خود را با تصمیم بحثبرانگیز دولت بایدن برای تحویل مهمات خوشهای به اوکرایین اعلام کرده است. سخنگوی دولت در برلین گفت: «ما مطمئن هستیم که دوستان آمریکایی ما تصمیم خود برای تحویل این نوع مهمات را ساده نگرفتند.»
رئیسجمهور فرانک والتر اشتاین مایر خاطرنشان کرد: «در شرایط کنونی، شخص نباید برای ایالات متحده آمریکا مانع ایجاد کند.» در واقع، کیزوتر، چهره اصلی اتحادیه دمکرات مسیحی در مصاحبه با روزنامه «تاز» وابسته به حزب سبز پیشنهاد کرد که نه تنها باید به اوکرایین «ضمانتهایی داده شود، بلکه در صورت لزوم، حتا کمکهای هستهای نیز بمثابه یک گام انتقالی برای عضویت در ناتو ارائه شود.»
همزمان با نشست سران ناتو در ویلنیوس (۱۲-۱۱ ژوئیه)، «راینمتال»، شرکت بزرگ ۱۳۵ ساله تولیدکننده تسلیحات آلمانی، اعلام کرد که در ۱۲ هفته آینده یک کارخانه خودروهای زرهی را در غرب اوکرایین در مکانی نامعلوم افتتاح میکند. در آغاز، نفربرهای زرهی فوکس (Fuchs) آلمان تولید و تعمیر خواهند شد، در عینحال برنامههایی برای تولید مهمات و احتمالاً حتا سامانههای دفاع هوایی و تانکها در دست اجراست.
مدیر عامل «راینمتال» روز دوشنبه به سی.ان.ان گفت که کارخانه جدید، مانند سایر کارخانههای اسلحه سازی اوکرایین، میتواند در برابر حملات هوایی روسیه محافظت شود. آلمان مبلغ ۲ میلیارد یورو سال ۲۰۲۲ برای ارتقای نیروهای مسلح اوکرایین را بیش از دو برابر افزایش داده است. این کمک اکنون حدود ۵٫۴ میلیارد یورو است و برنامههای برای افزایش آن به ۱۰٫۵ میلیارد یورو وجود دارد.
اکنون، آیا همه اینها در ارتباط با روسیه است؟ آلمان نمیتواند نداند که برای اوکرایین بر روی زمین هیچ امیدی برای شکست نظامی روسیه ندارد. آلمان در حال انجام یک بازی دراز-مدت است. این کشور در حال ایجاد حق مالکانه در غرب اوکرایین است، جایی که نه روسیه، بلکه لهستان رقیب است. از زمانی که ارتش تزاری در سال ۱۹۱۴ به سمت گالیسیا پیشروی کرد، روسیه تاریخ دشواری با ناسیونالیستهای اوکراینی داشته است. اگر جنگ کنونی در اوکرایین به غرب اوکرایین گسترش یابد، این نمیتواند انتخاب روسیه باشد، بلکه به دلیل ضرورتی که بر آن تحمیل شده است.
پیروزی شوروی در اوکرایین در اکتبر ۱۹۴۴، اشغال اروپای شرقی توسط ارتش سرخ، و دیپلماسی متفقین منجر به ترسیم مجدد مرزهای غربی لهستان با آلمان و اوکرایین با لهستان شد. به زبان ساده، لهستان با دریافت سرزمینهای آلمان در غرب به عنوان غرامت جنگی، با واگذاری ولهینیا و گالیسیا در غرب به اوکرایین موافقت کرد؛ یک تبادل متقابل جمعیت برای نخستینبار در قرنها مرز مشخص قومی و همچنین سیاسی لهستان و اوکرایین را ایجاد کرد.

مرزهای جنگ جهان دوم
کاملاً قابل تصور است که جنگ جاری اوکرایین مرزهای سرزمینی اوکرایین را در شرق و جنوب بطور اساسی تغییر دهد. احتمالاً این میتواند حلوفصل مرز غربی اوکرایین پس از جنگ جهانی دوم را نیز از نو باز کند. روسیه بارها هشدار داده است که لهستان قصد دارد واگذاری وولینیا و گالیسیا در غرب اوکرایین را برعکس کند. چنین چرخشی از وقایع قطعاً موضوع سرزمینهای آلمانی را که امروز بخشی از لهستان هستند، پیش خواهد آورد.
شاید، در انتظار تلاطم پیش رو بود که در اکتبر گذشته، هشت ماه پس از آغاز مداخله روسیه در فوریه، ورشو از برلین غرامت جنگ جهانی دوم را طلب نمود – مسألهای که آلمان میگوید در سال ۱۹۹۰ با پرداخت مبلغ ۱٫۳ تریلیون دلار حلوفصل شد.
تحت کنفرانس پوتسدام (۱۹۴۵)، «سرزمینهای شرقی سابق آلمان» متشکل از تقریباً یک چهارم (۲۳٫۸ درصد) جمهوری وایمار جدا شد و بخش عمده آن به لهستان واگذار گردید. بقیه، شامل شمال پروس شرقی از جمله شهر آلمانی کونیگزبرگ (کالینینگراد کنونی) به اتحاد شوروی اختصاص یافت.
در مورد اهمیت مرز شرقی برای فرهنگ و سیاست آلمان اشتباه نکنید. در واقع، در زمانیکه شرایط سیاسی، اقتصادی و تاریخی کاملاً جدیدی ظاهر میشوند، همیشه چیز فرّاری در ارتباط با یک قدرت بزرگ «معلول» وجود دارد، که صاحبان قدرت را وادار میکند تا ایدهها را به واقعیت تبدیل کنند، و گفتمانهای انتقامجویانه و امپریالیستی را، که بی سر و صدا اما پیوسته وجود داشتهاند. در زیر پوشش تلاشهای دیپلماتیکی که به دقت مورد بررسی قرار گرفتهاند، برای انچام توسعهطلبی پان-ناسیونالیستی آغاز کنند.
در نگاه به گذشته، نقش شیطانی آلمان – به ویژه، نقش اشتاین مایر، وزیر امور خارجه وقت و رئیسجمهور کنونی – برای همسو کردن آلمان با عناصر نئونازی در جریان تغییر رژیم در کییف در سال ۲۰۱۴، و متعاقب آن خیانت آلمان در اجرای توافق مینسک («فرمول اشتاین مایر»)، همانطور که آنگلا مرکل صدراعظم سابق اخیراً در ماه فوریه به آن اعترف کرد، نباید فراموش شود.
کافی گفته شود، حتا زمانی که روسیه در جنگ اوکرایین پیروز میشود، نگرانی سیاستگذاران سیاست خارجی آلمان بار دیگر با نیاز به بازتعریف چیزی که آلمان بود روبهرو میشود. بنابراین، جنگ در اوکرایین تنها وسیلهای برای رسیدن به هدف است. گزارشهای اخیر حاکی از آن است که برلین، در نهایت، به سمت برآورده کردن تقاضای اوکرایین برای موشکهای کروز «تاروس» با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر و «کلاهک جنگی چندسویه» که میتواند تغییر دهنده بازی در پویاییهای رزمی در میدان نبرد و ایحاد پیششرطهای پیروزی باشد، در حرکت است.
بر همین منوال، سربازان آلمانی در حالحاضر حدود نیمی از گروه جنگی ناتو را، که از قبل در لیتوانی حضور دارند، تشکیل میدهند. بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع دو هفته پیش در سفر به ویلنیوس گفت که آلمان در حال آمادهسازی زیرساختها برای استقرار دائمی ۴۰۰۰ سرباز («یک تیپ ورزیده») در لیتوانی است تا توانایی حفظ انعطاف نظامی در جناح شرقی را داشته باشد. این تصمیم هم از سوی ائتلاف دولتی آلمان و هم از سوی آپوزیسیون اصلی آن حمایت میشود.
کیزوتر، کارشناس سیاست خارجی اتحادیه دمکرات مسیحی و نماینده بوندستاگ، ایده ایجاد پایگاه آلمانی در بالتیک را یک «تصمیم عقلانی و قابل کارکرد» خواند. در واقع، از نظر تاریخی، در گذشته تلاشهایی برای ایجاد حاکمیت آلمان در بالتیک بر اساس ادعاهای تجدیدنظرطلبانه نسبت به دولتهای جدید استونی، لتونی و لیتوانی صورت گرفته است، جایی که استعمارگران آلمانی در قرنهای ۱۲ و ۱۳ در آن ساکن شده بودند.
https://peoplesdispatch.org/2023/07/13/germany-creates-equity-in-western-ukraine/
