تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: ساجیو کومار
۷ مه ۲۰۲۴

انتخابات و ازخودبیگانگی

 

انتخابات و همه‌پرسی‌ها رویدادهایی در «دموکراسی» بورژوایی است که برای مدت کوتاهی به مردم احساس قدرت می‌دهد. مردم هر چند سال یک‌بار، از این به عنوان فرصتی برای نشان دادن خشم خود – مانند برگزیت – استفاده می‌کنند زیرا نمی‌توانند بطرز مؤثری بر هیچ تصمیم سیاسی دولت تأثیر بگذارند. دموکراسی واقعی شامل مشارکت مداوم مردم در تصمیم‌گیری است، در حالی که «دموکراسی» بورژوایی آن را انکار می‌کند. پس از پایان انتخابات، رای دهندگان با تصمیماتی که توسط منتخب‌ها گرفته می‌شود، زندگی می‌کنند. در نهایت مردم علاقه خود را به این روند، که هیچ نقشی در بهبود زندگی آن‌ها ندارد، از دست می‌دهند.

منشأ این از خودبیگانگی در شیوه تولید سرمایه‌داری قرار دارد. تولید در نظام سرمایه‌داری روندی است که در آن نیروی کار در روند کار بکار گرفته می‌شود تا طبیعت را مطابق با نیازهای جامعه تغییر دهد. در پایان روز کاری، محصولات کار به دارایی سرمایه‌دار تبدیل می‌شوند. به عبارت دیگر، کارگران از محصولات کار خود بیگانه شده‌اند. از سوی دیگر، کارگری که قبلاً ابزار تولید کالا را بکار می‌گرفت، پس از پیدایش ماشین‌های بزرگ، به یک زائده‌ از ماشینی که ابزار را بکار می‌گیرد، تبدیل می‌شود. پیچیدگی ماشین آلات، کارگر را به طور فزاینده‌ای بی ارزش می‌کند.

این احساس ازخودبیگانگی و بی ارزشی در زندگی اجتماعی آن‌ها منعکس می‌شود، زیرا کارگر درونی کردن این ایده را، که نمی‌تواند چیزی را تغییر دهد یا بر آن تأثیر بگذارد، آغاز می‌کند. کارگران علاقه خود را به هر چیزی که بر زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد، از جمله سیاست، از دست می‌دهند. سرمایه‌داران، در حالی که مواضع قدرت توسط طبقه آن‌ها اشغال شده است، از بی‌تفاوتی کارگران لذت می‌برند.

دموکراسی واقعی دموکراسی است که نمایندگانی از تمام اقشار جامعه را در بر بگیرد، اما اگر به ترکیب پارلمان‌های بورژوایی نگاه کنیم، درصد بالایی از میلیونرها آن‌را اشغال کرده‌اند. قدرت اقتصادی طبقه بورژوا به قدرت سیاسی تبدیل می‌شود که از آن برای طراحی سیاست‌هایی برای تقویت بیش‌تر خود استفاده می‌کند. انتخابات به امور پرهزینه‌ای تبدیل می‌شود که احزاب کم‌تر ثروتمند را از رقابت حذف می‌کند.

ابالات متحده دارای دو حزب اصلی است که از طریق شرکت‌های بزرگ تامین مالی می‌شوند و عمدتاً سیاست‌های مشابهی دارند و مردم حق انتخاب ندارند. یک روزنامه‌نگار چینی زمانی گفت: «در ایالات متحده دو حزب بزرگ، بدون هیچ تغییری در سیاست، وجود دارد. اما در چین این یک نظام تک حزبی است، اما شما می‌توانید تغییر در سیاست داشته باشید.»

در یک «دموکراسی» بورژوایی، همه از برابری برخوردارند، بدین معنا که همه یک رأی دارند، فارغ از وضعیت اقتصادی یا اجتماعی رأی دهنده، همه ارزش یکسانی دارند،. اما این برابری سیاسی برابری اقتصادی را همراه نمی‌آورد: در واقع، نابرابری در حال افزایش است. چرا با وجود «دموکراسی» این اتفاق می‌افتد؟

سرمایه‌داری به ما این حق را می‌دهد که انتخاب کنیم چه کسی باید ما را سرکوب کند و دموکراسی را در محیط کار انکار نماید. این به تصمیماتی منجر می‌شود، که توسط افراد معدودی گرفته می‌شود، اما از نظر دستمزدهای پایین، اخراج‌ها، تعطیلی کارخانه‌ها، برون‌سپاری، و از دست رفتن مشاغل و غیره، بر تعداد زیادی تأثیر می‌گذارد. تا زمانی که محل کار دمکراتیک نشود، دموکراسی واقعی وجود نخواهد داشت، زیرا تضاد بین کار اجتماعی و منفعت خصوصی باید ریشه‌کن شود.

لنین در کتاب «بیماری کودکی: چپ روی در کمونیسم» از اپورتونیست‌هایی که به جای قدرت شوراها از «دموکراسی» بورژوایی حمایت می‌کردند، انتقاد می کند. شوراها (شوراء یا مجمع) اطمینان حاصل می‌کردند که هر بخش از جامعه نماینده داشته باشد و در بحث‌ها شرکت کند تا بر تصمیمات سیاستی به نفع گروه اجتماعی مربوطه تأثیر بگذارد. به عبارت دیگر، سوسیالیسم بسط دموکراسی سیاسی به دموکراسی اقتصادی است.

تضاد بین کار و سرمایه در نقطه تولیدحاد است: به این دلیل است که مارکس پرولتاریا را یک طبقه انقلابی می‌نامد زیرا آن‌ها در مبارزه مستقیم با سرمایه هستند. از این رو لازم است کارگر برای سوسیالیسم مبارزه کند، سوسیالیسمی که با ریشه‌کن ساختن مالکیت خصوصی ابزار تولید، آن‌ها را از استثمار رها می‌کند. «دموکراسی» بورژوایی ترجیح می‌دهد به فاشیسم اجازه دهد که از طریق انتخابات به قدرت برسد- مانند هیتلر- تا این‌که محل کار را دموکراتیک کند.

کمونیست‌ها در یک «دموکراسی» بورژوایی در انتخابات چه می توانند کنند؟

از انتخابات باید به عنوان فرصتی برای وادار کردن احزاب سیاسی به گنجاندن اقدامات مترقی در برنامه انتخاباتی خود به نفع طبقه کارگر استفاده شود، و در صورت عدم انجام آن اقدامات آن‌ها را افشا کرد. کمونیست‌ها باید برنامه مترقی خود را برای تغییرات دگرگون کننده مطرح نمایند. مردم اغلب به درستی فکر می‌کنند که با انتخابات تغییرات عمده‌ای در طول زندگی‌شان رخ نخواهد داد، اما می‌توان بحثی را در مورد این‌که چه چیزی باعث تغییر می‌شود، ایجاد کرد: برای مثال در مورد راه‌های جایگزین سازمان‌دهی تولید از طریق دموکراتیک کردن محل کار. این بحث‌ها باید در محلات و محل‌های کار انجام شود تا مردمی که با شیوه‌ تولید سرمایه‌داری ازخودبیگانه شده‌اند، سیاسی شوند.

کمونیست‌ها نباید در مورد انتخابات هیچ توهمی داشته باشند و باید محدودیت‌های «دموکراسی بورژوایی» را افشا کنند، همانطور که مارک تواین می‌گوید: «اگر رأی دادن چیزی را تغییر می‌داد؛ اجازه نمی‌دادند ما رأی بدهیم.»

https://socialistvoice.ie/2024/05/elections-and-alienation/