ایران نه تنها به این دلیل که کشوری است که بر اساس قوانین مذهبی اداره میشود و آزادیهای اساسی مردم در آن محدود شده است، بلکه به دلیل نابرابری و استثمار نیز کشور قابل قبولی نیست. از دیگر سو، این خطای بزرگی است که تجاوز آمریکا و به طور کلی کشورهای امپریالیستی غربی علیه ایران را به دلیل نظم اجتماعی در ایران توجیه کنیم یا آنرا به درگیری بین دو قدرت استثمارگر تقلیل دهیم.
اینها موضوعاتی است که ارزیابی و ایجاد یک نگرش انقلابی سالم درباره آنها دشوار است.
متأسفانه، در ایران، اراده اجتماعی میهنپرستانه در برابر حملات امپریالیسم آمریکا، روشنگری علیه حکومت مذهبی و اراده اجتماعی در برابر استثمار سرمایهداری طی سالها به اندازه کافی تقویت نشده است. هنگام ارزیابی امروز، ما باید این غیبت را به عنوان داده در نظر بگیریم.
با این حال، تعداد قابل توجهی از روشنفکران و سیاستمداران روشنفکر وجود دارند که برای آنها قرار گرفتن در برابر ایالات متحده نه تنها مهمترین پارامتر، بلکه بالاترین است که بخش دیگر واقعیت را کاملاً کتمان میکند. این چیزی است که آنها درباره روسیه و چین میاندیشند.
طرفداری از اسرائیل و ایالات متحده از دستور کار خارج است. ضروری است با ارزیابی همزمان واقعیت آشکار شده توسط پویاییهای بین المللی و الزام به اتخاذ یک موضع مستقل که از تبدیل شدن کمونیستها و انقلابیون لبنان یا ایران به زائدههای دولتهای کنونی جلوگیری کند، سیاستهایی را تدوین نمود.
آگاهی از این موضوع که برجستگی جنبشهای اسلامگرا در مقاومت فلسطین، یا به طور کلی در خاورمیانه در برابر تجاوزات آمریکا و اسرائیل به این دلیل است که جنبشهای سکولار به تدریج مبارزه علیه کشورهای امپریالیستی و سرمایه را کنار نهادند ضروری است؛ ما بجای قضاوت درباره مقاومت با رنگهای اسلامی، باید به آن مقاومت نیرو بدهیم و به پیش آمدن دوباره عناصر انقلابی کمک کنیم.
تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)
نویسنده: کمال اوکویان، دبیر کل حزب کمونیست ترکیه
۵ اوت ۲۰۲۴
ایران، فلسطین و چه باید کرد؟
اکثر اسلامگراها به ایران برخورد میکنند. به گفته برخی، ایران سعی میکند بیش از توانایی خود کار کند، نتیجتاً دست اسرائیل را تقویت میکند. کسانی هم هستند که بیشتر میگویند. آنها ادعا میکنند که ایران با همکاری پنهانی با آمریکا و اسرائیل علیه جهان اسلام توطئه میکند.
در رویکرد و ارزیابی گروههای سکولاریست در ترکیه نسبت به ایران چیز شگفتانگیزی وجود ندارد. برای گروههای سکولار عجیب خواهد بود اگر نسبت به کشوری که حوزه اصلی سیاسی و اجتماعی آن توسط مراجع مذهبی شکل میگیرد، دید مثبت داشته باشند.
با این حال، تعداد قابل توجهی از روشنفکران و سیاستمداران روشنفکر وجود دارند که احساس میکنند سیاهی رژیم در ایران به دلیل برخورد آن به آمریکا باید نادیده گرفته شود. برای آنها قرار گرفتن در برابر ایالات متحده نه تنها مهمترین پارامتر، بلکه بالاترین است که بخش دیگر واقعیت را کاملاً کتمان میکند. این چیزی است که آنها درباره روسیه و چین میاندیشند.
اما این روزها حال و هوا در ترکیه علیرغم همه تجاوزات اسرائیل، علیه ایران است. بخش قابل توجهی از رسانههای حامی دولت و «اپوزیسیون» از این یا آن راه در صدد بدنام کردن ایران هستند.
اصطلاحاتی مانند «حکومت دو رو، ببر کاغذی» به رسانههای «حزب عدالت و توسعه» تعلق دارد.
روشن است که، دولت در رقابت با ایران دوران بسیار سختی را پشت سر میگذارد.
ظاهراً، دولت می داند که از نظر رقابت با ایران وارد دوره بسیار دشواری شده است و میخواهد رقیب اسلامگرا را که همیشه میتواند بر پایگاه آن تأثیر بگذارد، دور نگه دارد. به دیگر سخن، موضوع دارای بعُد کنترل بخشهای اجتماعی اسلامگرا در ترکیه است.
موضوع، البته، به این محدود نیست.
در منطقهای که موازنهها پیوسته در حال تغییر است، ترکیه نه تنها در مورد کشورها بلکه در مورد جنبشهای سیاسی نیز وارد رقابت با ایران شده است. من در آخرین مقاله خود درباره باختن حماس به ایران صحبت کردم. حماس یکی از مهمترین گروههاست، اما بسیاری از گروههای مسلح در منطقه به دنبال دولتی هستند که به آنها پشتیبانی بدهد. آنکارا، که نمیخواهد اینها را به ایران واگذار نماید، در هر فرصتی سعی مینماید ثابت کند که ایران «بیش از آن ضعیف است که بتوان به آن اعتماد کرد».
اغراق در عملکرد پهپادهایی که در عملیات جستجو پس از سقوط بالگردی که رئیسی در آن جان خود را از دست داد، و ترسیم هلال و ستاره در آسمان با استفاده از آکینجیها، اقدام عجیبی بود که باعث سردرگمی در داخل ایران شد، و در عین حال، این حرکت عجیبی بود که به همه عناصر تحت حمایت ایران میگفت «میبینید؟ پیام “درماندگی شما” داده شد».
و این در کشور ما چقدر عجیب بود؟
رئیسجمهور کشور همسایه میمیرد و شما عزاداری میکنید، اما پیش از آنکه مراسم تشییع جنازه حتا برگزار شود، با گفتن اینکه «تو حتی نمیتوانی لاشه بالگرد حامل رهبرت را پیدا کنی، من میتوانم» تبلیغات را آغاز میکنی!
همانطور که گفتیم، رقابت با ایران کمتر از تنش «حزب عدالت و توسعه» با اسرائیل نیست.
پس ما ایران را کجا قرار میدهیم؟
ایران نه تنها به این دلیل که کشوری است که بر اساس قوانین مذهبی اداره میشود و آزادیهای اساسی مردم در آن محدود شده است، بلکه به دلیل نابرابری و استثمار نیز کشور قابل قبولی نیست. از دیگر سو، این خطای بزرگی است که تجاوز آمریکا و به طور کلی کشورهای امپریالیستی غربی علیه ایران را به دلیل نظم اجتماعی در ایران توجیه کنیم یا آنرا به درگیری بین دو قدرت استثمارگر تقلیل دهیم.
اینها موضوعاتی است که ارزیابی و ایجاد یک نگرش انقلابی سالم درباره آنها دشوار است.
در ایران مبارزه با نظام سرمایهداری که در دین پیچیده شده است در هر صورت یک وظیفه مشروع و اولویت است. بین این مأموریت و واقعیت تنش وجود دارد و اغلب بوجود میآید. در این مرحله، فرمولها و قالبها نامعتبر میشوند. در هر شرایط مشخص، انقلابیون آن کشور باید برای حل این پیچیدگی خلاقیت خود را به صورت انقلابی نشان دهند.
روشن است که رژیم ایران از تهدید آمریکا و اسرائیل برای مشروعیت بخشیدن به فشارهای داخلی و پنهان کردن رابطه استثماری استفاده میکند. و حکومت ملاها تنها حکومت در دنیا نیست که چنین میکند. «خفه شو، بنشین، صدایت را بلند نکن، من با دشمن بیرونی دست و پنجه نرم میکنم» استدلالی نیست که بتوان دست کم گرفت. این استدلال را فقط با یک مبارزه سیاسی سیستماتیک و منطقی میتوان شکست داد.
متأسفانه، در ایران، اراده اجتماعی میهنپرستانه در برابر حملات امپریالیسم آمریکا، روشنگری علیه حکومت مذهبی و اراده اجتماعی در برابر استثمار سرمایهداری طی سالها به اندازه کافی تقویت نشده است. هنگام ارزیابی امروز، ما باید این غیبت را به عنوان داده در نظر بگیریم.
از نظر منافع تاریخی همه ستمدیدگان جهان، لازم است هر مورد به دقت ارزیابی و بر اساس آن سیاستگذاری شود.
اگر یک نیروی اجتماعی-سیاسی که مطابق با اصولی که امروز گفتم عمل میکند، خود را در ایران نشان دهد، مطمئن باشید که اسرائیل و آمریکا در سیاستهای خود در قبال ایران تجدید نظر خواهند کرد. خوب، ابتدا سعی میکنند این قدرت را دستکاری کنند، از آن به نفع خود استفاده کنند، آنرا بخرند، اما پس از نقطه مشخصی، آنها فشار بر ایران را کم میکنند، فکر میکنند که به دردسر بزرگتری خواهند افتاد.
پرسشی که امروز مطرح میکنیم این است: آیا ما تجاوزات اسرائیل و آمریکا به ایران را با «فاصله مساوی» که «تیزبینی انقلابی» را شامل میشود ارزیابی خواهیم کرد و بطور ساده آنرا با «مرگ بر دیکتاتوری آخوندها، مرگ بر صهیونیسم، مرگ بر امپریالیسم آمریکا» همراه خواهیم کرد؟
همین پرسش در مورد تنش بین اسرائیل و لبنان نیز صدق میکند. آیا زمانی که اسرائیل فردا بخواهد به لبنان حمله کند، با گفتن اینکه «در لبنان هم یک نظام اجتماعی وحشتناک وجود دارد» یک موضع «بی طرفانه» اتخاذ خواهیم کرد؟
برای پاسخ صحیح به این پرسشها، باید در نظر بگیریم که کدام نتیجه برای انقلابیون در توازن نیروی مشخص بهتر خواهد بود.
طرفداری از اسرائیل و ایالات متحده از دستور کار خارج است. ضروری است با ارزیابی همزمان واقعیت آشکار شده توسط پویاییهای بین المللی و الزام به اتخاذ یک موضع مستقل که از تبدیل شدن کمونیستها و انقلابیون لبنان یا ایران به زائدههای دولتهای کنونی جلوگیری کند، سیاستهایی را تدوین نمود.
ادعا میشود برابر دانستن لبنان، ایران یا سوریه با اسرائیل یا ایالات متحده آمریکا، پیروی از سیاستهای انقلابی دوران-ساز لنین است که در جنگ جهانی اول بین دو بلوک امپریالیستی یکی را انتخاب نکرد و خواستار «مبارزه برای سرنگونی دولتهای بورژوایی» در همه کشورهای امپریالیستی شرکت کننده در جنگ شد. بچه گانه خوهد بود اگر فکر کنیم این چیزی معنی میدهد.
از این یک کاریکاتور بیرون میآید.
اینها موضوعات دشواری است.
شرایط برای این تقریباً وجود ندارد، اما بگذارید بگوییم که دولت «حزب عدالت و توسعه» ترکیه را به این دلیل که «دیگر نمیتوانم چشمانم را بر کشتار فلسطینیها ببندم، من به نام انسانیت مداخله خواهم کزد» کشور را در آستانه یک درگیری داغ قرار داده است. چه باید کرد؟
«مخالف بودن با جنگ در هر شرایطی»، اگر قبلاً از برخی موضوعات دیگر غفلت شده باشد، زمانی که چنین لحظهای فرا برسد، یک رفتار بی معنا و بی اثر میشود و هیچکس آن را جدی نخواهد گرفت.
در چنین موضوعات چالش برانگیزی، آنچه که امروز انجام میدهید برای سیاستهای منسجم، قانع کننده و انقلابی مهم است.
ترکیه یک کشور ناتو است. شما باید سهم خود را برای خروج ترکیه از ناتو انجام دهید. در رابطه با این، شما با حضور، نفوذ و رابطههای آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی در ترکیه روبهرو هستید.
پراگماتیسم در روابط با اسرائیل باید همواره مورد سوءظن و افشاگری قرار گیرد. باید تلاش کرد تا سلطه حکومت اسرائیل در ترکیه شکسته شود.
باید به روشنی برای زحمتکشان توضیح داد که نظام انحصاری در ترکیه تعیین کننده سیاست خارجی نیز هست و باید در برابر یاوهگویی «همه ما آن سوی مرزها یکی هستیم» مقاومت کرد. باید تأکید نمود که ابتکارات ترویج شده به عنوان امنیت ملی ترکیه کاملاً با امنیت سرمایههای کلان مطابقت دارد. مبارزه علیه سلطه سرمایه تحت هیچ شرایطی نباید کاهش یابد.
آگاهی از این موضوع که برجستگی جنبشهای اسلامگرا در مقاومت فلسطین، یا به طور کلی در خاورمیانه در برابر تجاوزات آمریکا و اسرائیل به این دلیل است که جنبشهای سکولار به تدریج مبارزه علیه کشورهای امپریالیستی و سرمایه را کنار نهادند ضروری است؛ ما بجای قضاوت درباره مقاومت با رنگهای اسلامی، باید به آن مقاومت نیرو بدهیم و به پیش آمدن دوباره عناصر انقلابی کمک کنیم.
اگر اینها انجام نشوند، یک روز شما با یک مشکل پیچیده گیج خواهید شد.
اگر اینها انجام شوند و تأثیر اجتماعی ایجاد کنند، جلوی جنگ گرفته میشود، و اگر نشود، زمینه برای مداخلات انقلابی آفریده میشود.
کشور ما، منطقه ما، و بشریت به انقلابیون اصولگرا و خلاقی نیاز دارد که گیج و یاوهگو نباشند.
https://haber.sol.org.tr/yazar/iran-filistin-ve-ne-yapmali-394491

