البته ما می‌خواهیم تلاش‌های بین‌المللی با دو موضوع اساسی متحد شود. نخست، خواست عادلانه مبتنی بر توقف تجاوز و محاصره، و دوم، پایان اشغال و تضمین حقوق ملت فلسطین برای آزادی و ایجاد دولت مستقل خود، و هم‌چنین حق بازگشت آن‌ها بر اساس قطع‌نامه ۱۹۴.

اگر جنبش همبستگی بین‌المللی زیر این موضوعات، که به محاصره پایان می‌دهند و یک راه‌حل عادلانه را برای حقوق مردم فلسطین تضمین می‌کنند متحد شود، این نشان‌دهنده یک پیروزی بزرگ خواهد بود که می‌توان بر آن بنا نهاد.

بدون تردید، اتخاذ روش‌های تحریم و انزوای اسرائیل در صحنه بین‌المللی می‌تواند یکی از این ابزارهای بسیار مهم فشار برای رسیدن به این اهداف باشد. ما دیدیم که چگونه جهان از طریق سیاستی مانند این موفق شد دولت آفریقای جنوبی را مجبور به لغو نظام آپارتاید و تبعیض‌نژادی کند، و جهان می‌تواند این ابزارها را برای پایان دادن به اشغالگری اسرائیل و توقف تجاوزات مداوم علیه مردم این فلسطین تکرار نماید.

 

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: پیام مردم
۱۱دسامبر ۲۰۲۳

بسام الصالحی از حزب مردم فلسطین می‌گوید که جنگ علیه غزه ماهیت فاشیستی اسرائیل و غرب را آشکار کرد

 

علی‌رغم جنایات وحشیانه اسرائیل در دو ماه آخر جنگ خود علیه غزه، کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده هم‌چنان در حمایت خود پابرجا هستند.

بسام الصالحی، دبیرکل حزب خلق فلسطین، در مصاحبه با مدعار [خبرنگار «پیام مردم»] گفت: عملیات ۷ اکتبر نشان داد که اسرائیل «در برابر ضربات و شکست‌‌های مهمی، که نه تنها بر واقعیت و حال این کشور، بلکه بر آینده آن نیز تأثیر عمده‌ای دارند، آسیب‌پذیر است.»

این رهبر سیاسی چپ‌گرا دلایل توسل رژیم اشغالگر به خشونت ددمنشانه علیه مردم فلسطین در نوار غزه را، به طرح حاکم در نظام حاکم در اسرائیل مرتبط دانست، که بر «دنبال کردن مستمر پاک کردن مسأله فلسطین» قرار دارد.

از سوی دیگر، دبیرکل حزب خلق فلسطین تایید کرد که واکنش رسمی اعراب به روند وقایع فلسطین «در سطح لازم نیست».

از نظر خود الصالحی، جنگ تهاجمی علیه غزه «غرب را کاملاً عریان کرد».

او گفت «تمام مفاهیم و تزهای آن درباره حقوق بشر و آزادی‌ها و دموکراسی توسط ناوگان ارتش اسرائیل و آمریکا و هم‌چنین با قلم‌ها و صداهای مقامات و نمایندگان عالی‌رتبه اتحادیه اروپا در سازمان ملل پایمال شد.»

بخش اول این مصاحبه را در زیر می‌خوانید:

مدعار: به نظر شما ابعاد اصلی نبرد توفان الاقصی، و تأثیرات آتی مورد نظر آن بر مسأله فلسطین در سطح محلی و بین‌المللی چیست؟
بسام الصالحی: تردیدی نیست که اقدام قهرمانانه ۷ اکتبر، نظام حاکم صهیونیستی در اسرائیل را به تمام معنا متزلزل کرد و دولت اسرائیل را در برابر پر‌سش‌ها و چالش‌های دشوار نه تنها مرتبط باجوانب امنیتی، نظامی، سیاسی، بلکه عمدتاً در ارتباط با این موضوع قرار دادکه آیا اتکا به واقعیت شهرک‌سازی، اشغال، توسعه‎طلبی و قدرت، امنیت و صلح را برای اسرائیل خواهد آورد، یا طی سال‌های گذشته همراه آورد.

حتا اگر توهماتی در این زمینه وجود داشت، آن‌چه که در ۷ اکتبر رخ داد، این توهمات را از بین برد و این حقیقت اثبات‌شده را آشکار کرد، که سقف قدرت و ملاحظات قدرت، برای دولت اشغالگر هر چه که باشد، محدود است، و برعکس، آن‌ها در برابر ضربات و شکست‌‌های مهمی، که نه تنها بر واقعیت و حال این کشور، بلکه بر آینده آن نیز تأثیر عمده‌ای می‌گذارند، آسیب‌پذیرند.

این رو، ما بر این نظریم که اسرائیل به جای این‌که از آن‌چه رخ داد، نتایج سیاسی جدی و معناداری بگیرد که آن‌را به سمت تغییر مسیر و رفتن به سوی یک توافق واقعی با مردم فلسطین بر اساس اجرای قطع‌نامه‌های سازمان ملل متحد و تضمین حقوق مردم فلسطین برای ایجاد دولت مستقل خود و حق بازگشت آن‌ها سوق دهد، دو کار انجام داد: نخست این‌که با روحیه انتقام‌جویی، غریزه زور و استفاده بیش از حد از زور وحشیانه تا مرز نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی عمل کرد. دوم ، به این ایده بازگشت که با آواره کردن و انحلال آرمان فلسطین و احیای و تأیید ایدئولوژی پاک‌سازی قومی و «انتقال» می‌توان مسأله فلسطین را حل کرد.

ما از دائمی شدن این دکترین، تکمیل دکترین صهیونیستی پاک‌سازی قومی و «انتقال»، از طریق آن‌چه که اکنون «دکترین غزه» نامیده می‌شود، که مبتنی بر جایگزین کردن سرکوب و انقیاد روزانه مردم فلسطین با کشتار مستقم، به جای دستگیری، ستم و آزاری است که در گذشته اعمال می‌شد، بسیار نگران هستیم.

مدعار: رژیم غاصب از ۷ اکتبر به تجاوزات خود علیه مردم فلسطین ادامه داده است. واکنش رسمی و مردمی اعراب را در این زمینه چگونه می‌بینید؟
بسام الصالحی: واکنش رسمی اعراب در سطح مطلوبی نیست.

البته یک موضع مهم، هم از سوی مصر و هم از سوی اردن، در رد قاطعانه موضوع آوارگی مردم فلسطین وجود دارد، به ویژه این‌که طرحی از پیش آماده شده‌ای برای آواره کردن وجود دارد و فشار آشکاری از سوی اسرائیل و آمریکا، برای اجرای آن در روزهای اول حمله به غزه وجود داشت، که با موضع قاطع رسمی مصر در رد آن مواجه شد.

این هم‌چین و به موازت با آن، موضع صریح اردن را در پی داشت، که به شکست طرح اسرائیلی-آمریکایی برای سوق دادن صدها هزار فلسطینی به سینا و بازگشت به پروژه سنتی آن‌ها، که در «معامله قرن»، با جابجایی فلسطینی‌ها به سینا، و بعدها شاید گسترش غزه به سمت سینا بیان شده بود، منجر گردید.

اما این بدان معنا نیست که این کافی است. البته، اقداماتی به درجات گوناگون توسط کشورهای عربی صورت گرفته است. برخی از آن‌ها سفرای خود را خارج کردند یا عادی سازی با اسرائیل را متوقف کردند، و برخی از آن‌ها مواضع حمایتی مشخصی را در سازمان ملل اتخاذ کردند.

اما، در مجموع، و با وجود برگزاری اجلاس فوق‌العاده عربی-اسلامی در ریاض، موضع رسمی اعراب نیاز به فعال‌سازی بیشتری دارد و می‌تواند مفیدتر و موثرتر از آنچه تاکنون بوده است باشد.

به عنوان مثال، می‌توان از سلاح نفت، و از روابط اقتصادی، از جمله موضوع تحریم و مسدود کردن توافقات عادی‌سازی، و اعتراض بیش‌تر به سیاست آمریکا با تعلیق عضویت اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل و غیره استفاده گرد. اقدامات بسیاری وجود دارد که کشورهای عربی می‌توانند برای فعال کردن نقش خود به میزان بیش‌تری نسبت به آنچه تاکنون انجام داده‌اند، انجام دهند.

از سوی دیگر، موضع مردمی عرب موضع پیشرفته‌تری است. این چیزی است که ما، چه در تظاهراتی که در بسیاری از پایتخت‌های عربی رخ داد، چه در اعلامیه‌ها و مواضع همبستگی که توسط تریبون‌ها و نهادهای مردمی عرب، از جمله اتحادیه‌های حرفه‌ای، پارلمان‌های عربی، و غیره بیان شد احساس کردیم.

ما معتقدیم که ابزارهای فشار بسیار مؤثری از سوی کشورهای عربی وجود دارد، و مهم است که از آن‌ها استفاده شود، به ویژه برای توقف تجاوز به غزه و کشاندن اسرائیل به دیوان کیفری بین‌المللی و پاسخگویی به جنایات جنگی، و همچنین برای رفع محاصره نوار غزه.

مدعار: غرب، به‌ویژه اروپا و ایالات متحده، حمایت بی‌قید و شرط از رژیم صهیونیستی را، در مقابل همبستگی گسترده مردمی با مردم فلسطین نشان دادند، در حالی‌که نهادهای سازمان ملل ناتوانی آشکار در توقف تجاوز را نشان دادند. این برای شما چه معنایی دارد؟
بسام الصالحی: متأسفانه، سازمان ملل متحد در مقابله با تجاوزات اسرائیل به نوار غزه ناتوان و ضعیف به نظر می‌رسد، زیرا در نتیجه آن‌چه در بسیاری از پیشنهادها یا پیش‌نویس قطع‌نامه‌ها ارائه شده است، به تصمیم آتش‌بس نرسیده است. شورای امنیت و در آن ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه از حق وتو استفاده کردند.*

این حتا در مورد تصمیمی که برای آتش‌بس یا وقفه بشردوستانه بر اساس موضع جمعی در شورای امنیت اتخاذ شد نیز صدق می‌کند، زیرا علی‌رغم اظهارات، درخواست‌ها و خواسته‌هایی که از سوی دبیرکل سازمان ملل و سازمان ملل متحد، همه آژانس‌های تخصصی سازمان ملل، اعم از بهداشت و یا امداد و حقوق بشر مطرح شد، عملی نشد. بنابراین، سازمان ملل عملاً نه در متوقف کردن تجاوزات اسرائیل، و نه در پاسخگو قرار دادن آن برای این تجاوز، از جمله کندی، دودلی، و همدستی دادستان دیوان کیفری بین‌المللی در رسیدگی به این پرونده، موفق نبوده است. دادستان دیوان کیفری بین‌المللی سزاوار ماندن در مقام خود نیست، زیرا او کاملاً جانبدار اسرائیل است و تمام پرونده‌های مربوط به جنایات جنگی ارتکابی توسط دولت اشغالگر در نوار غزه را با دستکاری، کم‌کاری، به تعویق می اندازد. این در پرونده‌ای که قبلاً تشکیل شده بود، رخ داده است و در واقعیت کنونی نیز هم‌چنان ادامه دارد.

معیارهای دوگانه این دادستان به روشنی در برخورد با مسأله اوکرایین، به عنوان مثال، و موضوعی که به اسرائیل مربوط میشود، ظاهر شد. معیارهای دوگانه هم‌چنین در برخوردهای ایالات متحده و کشورهای غربی در بسیاری از مسائل از جمله برخورد با اوکرایین و مسأله فلسطین ظاهر شد.

جنگ تجاوزکارانه اخیر علیه نوار غزه واقعیت غرب استعمارگر را که عمدتاً توسط ایالات متحده و انگلیس نمایندگی می‌شود، و این‌را که انگلیس بود که دولت اشغالگر را تأسیس کرد و مشتاق محافظت از آن است، نشان داد. بایدن نیز گفت که اگر اسرائیل وجود نداشت، آن‌ها آن را ایجاد می‌کردند، و در واقع آن‌ها هستند که آن را ایجاد کردند و هم‌چنان نگران ادامه نقش آن به عنوان یک طرف اشغالگر سرزمین‌های مردم فلسطینی و به دنبال تحمیل منطق سلطه در خاورمیانه هستند.

آنطور که در بیانیه‌های صادر شده توسط نخست‌وزیر سوئد مشهود است، و نه تنها به‌اصطلاح «دفاع از خود اسرائیل»، بلکه حتی نسل‌کشی را نیز مجاز دانسته است، ما می‌بینیم که افول در غرب رسمی به سطح بسیار پایینی رسیده است. و او بدین ترتیب موضع اتحادیه اروپا، و موضع بسیاری از کشورهای اروپایی را که در واقع نه از حق به‌اصطلاح «دفاع از خود» اسرائیل، بلکه از رفتار آن مبتنی بر نسل‌کشی و جنایات جنگی دفاع می‌کنند، کاملاً بیان کرد. ما از آن‌ها محکومیت واقعی یا فشار واقعی برای توقف این تجاوز را نشنیدیم.

جنگ تجاوزکارانه عیله غزه غرب را، با معیارهای دوگانه عریان نمود، و همه مفاهیم و تزهای آن درباره حقوق بشر و آزادی و دموکراسی توسط ناوگان‌های ارتش اسرائیل و آمریکا و همچنین قلم‌ها و صداهای. مقامات و نمایندگان بلندپایه اتحادیه اروپا در سازمان ملل متحد، پایمال شد. بنابراین، ما معتقدیم که این تجاوز به غزه نه تنها ماهیت فاشیستی و نازی اشغالگری اسرائیل را آشکار می‌کند، بلکه همین ماهیت را برای ایالات متحده و کشورهای ائتلاف غربی نیز آشکار می‌کند.

البته ما می‌خواهیم تلاش‌های بین‌المللی با دو موضوع اساسی متحد شود. نخست، خواست عادلانه مبتنی بر توقف تجاوز و محاصره، و دوم، پایان اشغال و تضمین حقوق مردم فلسطین برای آزادی و ایجاد دولت مستقل خود، و هم‌چنین حق بازگشت آن‌ها بر اساس قطع‌نامه ۱۹۴.

اگر جنبش همبستگی بین‌المللی زیر این موضوعات، که به محاصره پایان می‌دهند و یک راه‌حل عادلانه را برای حقوق مردم فلسطین تضمین می‌کنند متحد شود، این نشان‌دهنده یک پیروزی بزرگ خواهد بود که می‌توان بر آن بنا نهاد.
بدون تردید، اتخاذ روش‌های تحریم و انزوای اسرائیل در صحنه بین‌المللی می‌تواند یکی از این ابزارهای بسیار مهم فشار برای رسیدن به این اهداف باشد. ما دیدیم که چگونه جهان از طریق سیاستی مانند این موفق شد دولت آفریقای جنوبی را مجبور به لغو نظام آپارتاید و تبعیض‌نژادی کند، و جهان می‌تواند این ابزارها را برای پایان دادن به اشغالگری اسرائیل و توقف تجاوزات مداوم علیه مردم این فلسطین تکرار نماید.

 

* در آخرین قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل، تنها ایالات متحده از حق وتو خود استفاده کرد در حالی که انگلیس رای ممتنع داد.

https://peoplesdispatch.org/2023/12/11/bassam-al-salhi-of-the-palestinian-peoples-party-says-war-on-gaza-has-revealed-fascist-nature-of-israel-and-the-west/