تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاکوغلو
۲۸ ژوئیه ۲۰۲۵

بهشت و جهنم

 

البته، من قصد ندارم درباره الهیات، یا تئولوژی، همانطور که در فرانسوی به آن می‌گویند، بنویسم. دانش من درباره این موضوعات محدود است، و عملاً علاقه‌ای به آن‌ها ندارم.

طبق اطلاعات دانشنامه‌ای، این دو مفهوم از باورهای سومریان الهام گرفته شده‌اند. سومریان مردمی بودند که در منطقه‌ معروف به «هلال حاصلخیز» زندگی می‌کردند. آن‌ها در انتهای جنوبی «هلال حاصلخیز» زندگی، و کشاورزی می‌کردند، و به جهان و فراتر از آن می‌اندیشیدند. آن‌ها بر اساس آب و هوای منطقه خود، بهشت را مکانی سرشار از آب، درخت و إذا، و جهنم را به عنوان دنیای زیرزمینی که در آن بدن به جسد تبدیل می‌شود، توصیف می‌کردند. قبایل خاورمیانه‌ای که پس از سومریان آمدند، این مفهوم را غنی‌تر کردند، و جهنم را به عنوان مکانی که آتش دائماً در آن می‌سوزد، به تصویر کشیدند.

به طور خلاصه، در بهشت آب و در جهنم آتش وجود دارد.

منبع حیات خورشید است، اما برای انسان‌ها و بسیاری از گونه‌های دیگر، زنده ماندن بدون آب غیرممکن است. احتمالاً به همین دلیل است که فقدان این عنصر با فقدان حیات برابر دانسته می‌شود.

آتش‌سوزی جنگل‌ها به یک فاجعه‌ رایج تبدیل شده است. تردیدی نیست که این موضوع از نظر جهانی معتبر، از نظر علمی معتبر، و مستقیماً با بی‌نظمی‌های اقلیمی جهانی مرتبط است. پدیده‌ای که به عنوان تغییرات اقلیمی شناخته می‌شود، و به طور دقیق‌تر به عنوان بی‌نظمی یا ناهماهنگی توصیف می‌شود، دو علت دارد. علت اول ادواری است. به عبارت دیگر، جهان از زمان شکل‌گیری آن در فواصل زمانی مختلف گرم و سرد شده است. علت دوم و غالب به دخالت انسان مربوط است. مسائلی مانند تخریب جنگل‌ها برای کشاورزی قطعاً قدمتی دیرینه دارند، اما دخالت انسان در تعادل بوم-زیستی جهان پس از انقلاب صنعتی بسیار جامع‌تر و عمیق‌تر است.

کسانی که استدلال می‌کنند تغییرات اقلیمی صرفاً یک پدیده ادواری است، این واقعیت را نادیده می‌گیرند یا سعی می‌کنند پنهان کنند که انسان‌ها به طور برگشت‌ناپذیری طبیعت را نابود می‌کنند. علت اصلی این، یک نظام اقتصادی مبتنی بر رشد مداوم است که همراه با رشد، نابرابری‌های درآمدی را عمیق‌تر می‌کند. دانشمندان معتقدند که سیاره زمین منابع کافی برای تغذیه و تأمین معاش ۱۲ تا ۱۳ میلیارد نفر را دارد، اما این کافی نیست زیرا برخی از مردم می‌خواهند بیش‌تر مصرف کنند و بقیه را به زندگی در فقر مجبور می‌کنند. تولید بیش‌تر، مصرف بیش‌تر و سود بیش‌تر برابر با کمبود بیش‌تر و بدبختی بیش‌تر است.

بگذارید از آن نام ببریم. دلیل اساسی برای این، نظام سرمایه‌داری است. دوباره، این یک پدیده جهانی است. با این حال، در مناطق مختلف جهان به آستانه‌های خشونت متفاوتی می‌رسد. مانند مسائل دیگر، در این‌جا نیز نوعی شکاف مرکز-پیرامون وجود دارد. مرکز در حفاظت از منابع خود دقیق‌تر است، در حالی که پیرامون از این پیرایه برخوردار است که بسیار بی‌رحم باشد. این بدون تردید با این واقعیت تسهیل می‌شود که دولت‌های تعیین‌شده و محافظت‌شده توسط مرکز در پیرامون غالب هستند. برای مثال، تخریب، طمع و بی‌ مبالاتی شرکت‌های معدنی کانادایی فعال در سراسر سیاره، از جمله در ترکیه ر در نظر بگبرید. کانادا، یکی از کشورهای دارای بیش‌ترین حفاظت از محیط زیست در جهان است. کانادا که برگ افرا را بر پرچم ملی خود دارد، درباره محیط زیست سخنرانی می‌کند و در کنفرانس‌های اقلیمی با گفتن این‌که «جهان در شُرف نابودی است» سر و صدا می‌کند، به طور خلاصه، دولتی است که می‌گوید: «من از محیط زیست محافظت خواهم کرد، اما بیش از این کاری از من ساخته نیست».

وقتی مکانیسمی که به عنوان دست نامرئی بازار توصیف می‌شود، اما در واقع دهان سیری‌ناپذیر آن است، مسدود نشود، یا حداقل وقتی مکانیسم‌های جبرانی مشخصی برای مقابله با ویرانی‌های این هیولا به کار گرفته نشود، استثمار به سطوح مخرب‌تر و ناپایدارتری افزایش می‌یابد. استثماری که ما در این‌جا در مورد آن صحبت می‌کنیم صرفاً انسانی نیست؛ ما در مورد استثمار منابع کره زمین صحبت می‌کنیم.

ترکیه یکی از کشورهای منطقه است که استثمار در آن به اوج خود رسیده است. ذهنیتی که ما کنترل کشور را به دست آن داده‌ایم، سرزمین‌های ما را از هم می‌پاشد، گویی زنجیر خود پاره کرده است. گویی واردات زباله، آزبست و زباله‌های رادیواکتیو از مرکز کافی نبوده است، آن‌ها بی‌رحمانه به مردم، حیوانات و طبیعت حمله می‌کنند، و آن‌ها را غارت می‌کنند، شاید به این دلیل که معتقدند آینده دودمان خود را در محله‌هایی که در لندن، کانادا یا فلوریدا خریداری کرده‌اند، تضمین می‌کنند.

در حالی که من این سطور را می‌نویسم، آتش‌سوزی جنگل‌ها در بورسا، کارابوک، مرسین، آنتالیا و لیجه ادامه دارد. هفته گذشته، صدها هکتار جنگل در ازمیر، چاناک‌قلعه، ساکاریا، بیله‌جیک، اسکی‌شهر و آفیون سوخت، و ده‌ها کارگر جنگل و میلیون‌ها موجودات دیگر کشته شدند. واکنش مردم دو گونه بود. بخشی به درستی پرسید: «چرا هواپیمای آتش‌نشانی نداریم؟» در حالی که بخش دیگر فریاد زد: «خائنین و تروریست‌ها جنگل‌های ما را می‌سوزانند.»

بیایید یکی یکی بررسی کنیم. آیا پ.ک.ک جنگل‌های ترکیه را آتش زده است؟ با قضاوت بر اساس تحقیقات انجام شده توسط دولت یا اقدامات تنبیهی اعمال شده، نقش این سازمان در آتش‌سوزی‌های گسترده جنگل‌ها ناچیز است. برعکس، اگر کسی تعداد کل جنگل‌های سوخته شده در نتیجه عملیات علیه پ.ک.ک را فاش کند، احتمالاً شرمنده خواهیم شد. مخالفت با پ.ک.ک به دلایل مختلف قابل درک است، اما نیازی به جعل نیست. واضح است کسانی که این ادعا را مطرح می‌کنند، صرفاً انگشت اتهام را به سوی دیگران نشانه می‌روند تا ما آنچه را که درست جلوی چشمانمان اتفاق می‌افتد، نبینیم. گمراه کردن، اصل اساسی سیاست‌های راست‌گرایانه و ناسیونالیستی است.

درارتباط با هواپیماهای آتش‌نشانی، وزارت جنگلداری هر سال بیانیه‌هایی در مورد «این همه هواپیما، این همه هلیکوپتر…» منتشر می‌کند. تردیدی نیست که تعداد آن‌ها برای کشوری به این وسعت که بیش‌تر زمین‌های جنگلی آن در مناطق کوهستانی واقع شده، کافی نیست. کسانی که می‌گویند: «چه کاری از دست ما برمی‌آید؟ این‌ها منابعی هستند که داریم» دروغگو و شیادند. اول و مهم‌تر از همه، درک این نکته مهم است که این یک تصمیم بودجه‌ای است، و باید در هر فرصتی با صدای بلند آن را تکرار کرد. شکایت از هزینه‌های روزانه کاخ یا بودجه اداره امور مذهبی بی‌فایده است. تمرکز واقعی بر این است که منابع عظیم تولید شده توسط کارگران ترکیه به چه کسی و به کجا هدایت می‌شود. حتی اقتصاددانانی مانند بارتو سورال، که به سختی می‌توان آن‌ها را سوسیالیست یا کمونیست نامید، به یک واقعیت اشاره می‌کنند. تنها در سال گذشته، کل یارانه‌های مالیاتی اختصاص داده شده به سرمایه، که دست در دست دولت رونق می‌گیرد، بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار بود. این رقم تقریباً معادل ۶۰۰ فروند از پیشرفته‌ترین هواپیماهای آتش‌نشانی است.

خب، که چی؟ اندازه اقتصادی ترکیه به آن اجازه می‌دهد صدها فروند از این هواپیماها را به دست آورد. اندازه اقتصادی ترکیه به آن اجازه می‌دهد تجهیزات حفاظتی کافی را برای کارگرانی که در آتش‌سوزی‌های جنگلی جان خود را از دست می‌دهند، فراهم کند و از پرتاب شدن آن‌ها به درون آتش با تی‌شرت‌های پنبه‌ای که نام مؤسسات‌شان را بر خود دارند جلوگیری کند. برای سرمایه‌ای که ترکیه را کنترل می‌کند و اقتصاددانان لیبرالی که به آن‌ها مشاوره می‌دهند، اینها «سرمایه‌گذاری‌های مرده» محسوب می‌شوند. این قانون بازار است. کسانی که ادعا می‌کنند آتش‌سوزی‌های جنگلی فقط سه ماه در سال رخ می‌دهد و چنین هزینه‌هایی ارزشش را ندارد، نه تنها دشمن جنگل، بلکه دشمن بشریت نیز هستند.

اما موضوع به اینجا ختم نمی‌شود. کارشناسان مدیریت بحران توافق دارند که از وقوع بلایا باید پیش از وقوع آن‌ها جلوگیری کرد. و راه‌های رسیدن به این هدف روشن است. اگر خطوط انتقال برق را وارد جنگل کنید، و آن‌ها را در معرض سودورزی اربابان توزیع برق قرار دهید، خواهید سوخت. اگر غول‌های معدن را که در اسرع وقت زمین را تا مغز استخوان استثمار می‌کنند، وارد جنگل کنید، خواهید سوخت. اگر شهری را که تحت سلطه باندهای پیمانکاری است وارد جنگل کنید، خواهید سوخت. اگر هتل‌هایی را که توسط غول‌های سیری‌ناپذیر گردشگری اداره می‌شوند وارد جنگل کنید، خواهید سوخت.

از همه مهم‌تر، تضعیف جنگل از طریق انواع مداخلات، به ویژه استخراج معادن، به معنای تخلیه منابع آب نیز هست. اگر آب تمام شود، جنگل، معدن، هتل و شهر، همگی خواهند سوخت. قدرت‌های الهی نمی‌توانند آتش را خاموش کنند. کلاهبردارانی که به آسمان‌ها اشاره می‌کنند، فرار می‌کنند و مردم خواهند سوخت.

سرمایه آب را می‌خشکاند و بهشت را به جهنم تبدیل می‌کند. وقتی سرمایه کار را تمام کرد، به لندن و کانادا می‌گریزد، در حالی‌که موجودات زنده در کشورهای جهنمی خود رنج می‌برند و هلاک می‌شوند.

صرف نظر از آنچه کتب مقدس می‌گویند، بهشت در بهترین حالت جایی است که کار ارزش خود را پیدا کند و همه به طور عادلانه و پایدار از منابع بهره‌مند شوند.

بهشت سیاره‌ای است که در آن آب، منبع حیات، فروخته نمی‌شود و استثمار صورت نمی‌گیرد. تنها راه برای ساختن چنین سیاره‌ای، خلاص شدن هر چه سریع‌تر از شر نظام سرمایه‌ متجاوز و غارتگر است.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/cennet-ve-cehennem-400167