تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: کویونجو اوغلو
۲۳ دسامبر ۲۰۲۳
برگردان فارسی: ۵ دی‌ماه ۱۴۰۲

آموزۀ تنش ونزوئلا و گویان: نظام غارت باید پایان یابد

 

تنش جاری بین ونزوئلا و گویان یک فرصت، نه تنها برای نگاهی به تاریخ آمریکای لاتین، بلکه برای بررسی یکی از اساسی‌ترین مشکلات جهان امروز بدست می‌دهد.

رمان «طلا» نوشته بلز سندرارس فرانسوی بیان می‌کند که چگونه کشف طلا در املاک [جان] ساتر در کالیفرنیا، برای او نه به یک خبر خوش، بلکه یک کابوس است. افراد، مانند گله‌ای از ملخ زمین‌های ساتر را غارت می‌کنند. ساتر بی پول مانده است.

غیرمنطقی است که این همه ثروت به یک فرد تعلق داشته باشد. منابع طبیعی باید متعلق به مردم باشند. اما در تاریخ، کسانی که غارت شدند، مردم بودند نه افراد..

در بسیاری از کشورها، منابع معدنی طبیعی بحران‌هایی را به وجود آورده‌اند، که اگر این منابع از جانب مردم مصادره نشوند، بحران جهان را فراخواهند گرفت.

نشانه‌های این داستان را در سراسر قاره آفریقا می‌تواند دید. بسیاری از کشورهای آفریقایی غنی از منابع طبیعی، سال‌هاست که درگیر جنگ‌های داخلی هستند. یکی دیگر از ویژگی‌های مشترک این کشورها این است که مداخلات امپریالیستی در آن‌‌ها دائمی شده است، و منابع این کشورها در خدمت سرمایه بین‌المللی با یک نظام استثماری گسترده قرار دارند.

آمریکای لاتین، یکی از مناطقی که امپریالیسم در طول تاریخ اخیر بیش‌ترین دخالت سیاسی و اقتصادی را در آن انجام داده است، و هم‌چنین به دلیل داشتن منابع طبیعی بسیار غنی شناخته‌ می‌شود. اگرچه کشورهای دارای دولت‌های ضد-امپریالیستی در منطقه، از برکت سیاست‌هایی مانند ملی کردن معادن گام‌های بلندی در جهت توسعه برداشته‌اند، اما محیط جنگ داخلی و هرج‌ و مرج سیاسی هرگز در کشورهایی که در معرض مداخله امپریالیستی قرار دارند غایب نبوده است.

جغرافیای خود ما به دلیل نفت صحنه جنگ‌ها و اشغال‌های بی‌شماری بوده است.

در این زمینه نمونه‌های بسیاری در تاریخ اخیر یافت می‌شود. امروز ما درباره جدیدترین مورد این موضوع بحث خواهیم کرد.

نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا در اوایل ماه جاری یک همه‌پرسی برگزار کرد که شامل الحاق منطقه اسکیبو گویان می‌شد. ونزوئلا بیش از یک قرن است که مدعی حقوق بر سرزمینی است، که بیش از نیمی از کشور همسایه آن‌را تشکیل می‌دهد.

پیش از پرداختن به جزئیات موضوع، توجه یه این موضوع ضروری است: منطقه مورد بحث از نظر فلزات گرانبها و نفت بسیار غنی است.

از این منظر، تحولات احتمالی در منطقه این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این تنش به یک بحران بین‌المللی منحر خواهد شد یا نه. برای پرداختن به این موضوع، نگاه به تاریخچه اختلاف مرزی بین ونزوئلا و گویان، و بررسی ساختار سیاسی ونزوئلا در تاریخ معاصر مفید است.

تاریخچه اختلافات مرزی
تاریخچه تنش ونزوئلا و گویان که این روزها در صدر دستور کار آمریکای جنوبی قرار دارد به سال ۱۸۹۹ برمی‌گردد.

در طول دوره استعماری، قاره آمریکای جنوبی بین مستعمره‌نشینان اروپایی تقسیم شد. در حالی‌که ونزوئلا مستمعره اسپانیا بود، منطقه رورایما، که برزیل امروزی است، مستعمره پرتغالی‌ها و سورینام مستعمره هلندی‌ها بود. گویان بین فرانسه و انگلیس تقسیم شد.

ونزوئلا، مانند بسیاری از کشورهای این قاره، استقلال خود را در سال ۱۸۴۲ تحت رهبری سیمون بولیوار «ناجی بزرگ»- به قول مردم آمریکای لاتین- به دست آورد. بولیوار در همه جا با استعمارگران می‌جنگید و با ارتشی که از حامیان استقلال مردم قاره تشکیل می‌داد، بسیاری از کشورها را نجات می‌داد.

اندکی پس از استقلال ونزوئلا، بولیوار ادعای مالکیت بر سرزمین‌های تحت سلطه انگلستان در غرب رودخانه اسکیبو را مطرح کرد.

اگرچه انگلستان با این درخواست دولت بولیوار مخالفت نکرد، اما به حرکت‌های استعماری خود در ساحل غربی رود اسکیبو ادامه داد. در سال ۱۸۳۱، انگلستان مستعمرات سابق هلند بربیک، دمرارا، و اسکیبو را متحد کرد و گویان بریتانیا را اعلام کرد.

گویان، مستعمره سابق انگلیس، یک کشور در آمریکای لاتین در ساحل دریای کارائیب با ۸۰۰ هزار نفر جمعیت است.

کشف «بلا»: طلا
در حالی‌که اختلافات مرزی سال‌ها به طول انجامید، در سال ۱۸۷۶یک معدن طلا در منطقه مورد مناقشه اسکیبو کشف شد. پس از آن، مجادله بین دو کشور دوباره شعله‌ور شد. در حالی‌که ونزوئلا خواستار الحاق منطقه به خود بود، انگلیس این را نپذیرفت. در سال ۱۸۸۱، ونزوئلا با پیشنهاد یک مرز جدید با تغییرات جزئی را به انگلستان پیشنهاد کرد، اما انگلستان با اعلام خط شومبورک در سال ۱۸۸۶ منطقه شرق رودخانه اسکیبو را متعلق به خود اعلام کرد. پس از آن، ونزوئلا روابط دیپلماتیک خود را با انگلیس محدود نمود.

اما، هیچ رهبر سازش‌ناپذیر استقلال‌طلبی مانند بولیوار وجود نداشت. کسانی که ونزوئلا را اداره می‌کردند، راهی را که ما از امپراتوری عثمانی با آن آشنا هستیم، پیش گرفتند: تکیه بر یک قدرت بزرگ دیگر در برابر یک قدرت بزرگ.

قدرت بزرگ دیگر، ستاره در حال ظهور، ایالات متحده بود. ایالات متحده آمریکا «دکترین مونرو» را اعلام کرد و اعلام کرد که مخالف مداخلات قدرت‌های خارج از قاره در قاره آمریکا است. البته، این رویکرد در اصل بدین معنا بود که «قاره آمریکا منطقه نفوذ من است.»

در سال ۱۸۹۴، ونزوئلا به دکترین مونرو استناد کرد و از ایالات متحده خواست که مداخله کند، اما از سوی واشنگتن پاسخ منفی دریافت کرد. در سال ۱۸۹۵، ونزوئلا فعالیت‌های لابی‌گری را آغاز کرد و ایالات متحده را درگیر ساخت. این اقدام اختلاف بین ونزوئلا و انگلیس را به یک بحران دیپلماتیک تبدیل کرد. در نهایت، انگلیس با دخالت ایالات متحده تحت دکترین مونرو موافقت کرد.

گویان

حیله‌ای که بعداً آشکار شد
در سال ۱۸۹۹یک کمیته داوری بین‌المللی با شرکت نمایندگان روسیه، انگلیس و ایالات متحده آمریکا برای تعیین مرزهای کشور تأسیس شد. این هیأت درباره اختلاف مرزی به نفع انگلیس تصمیم گرفت، اما در سال‌های بعد مشخص شد که کمیته داوری این روند را به طرز مشکوکی انجام داده است. ونزوئلا قربانی یک رویداد ویرانگر شد و انگلستان کنترل هر دو کرانه شرقی و غربی رودخانه اسکیبو را به دست آورد.

بخش انگلیسی گویان تا سال ۱۹۶۶ که استقلال خود را به دست آورد، مستعمره انگلیس بود.

بسیار نزدیک به اعلام استقلال گویان، توافق‌نامه‌ای به رهبری سازمان ملل بین انگلیس و ونزوئلا در ژنو امضا شد.

بر این اساس، انگلیس نیز پذیرفت که روند در سال ۱۸۹۹ مشکوک بود، و سازوکاری برای حل اختلاف مرزی در عرض ۴ سال ایجاد شد. اما، گویان پس از اعلام استقلال هیچ اقدامی برای حل این اختلاف انجام نداد.

چشم‌انداز بولیوار
رویای رهبر انقلابی بولیوار، که با آزاد کردن ونزوئلای مستعمره اسپانیا یک دولت پوپولیستی تأسیس کرد، این بود که کل جغرافیای آمریکای لاتین را از استعمار اسپانیا پاک کند.

بولیوار، که برای این آرمان مبارزه بزرگی را آغاز کرد، پس از اعلام استقلال ونزوئلا در سال ۱۸۱۰، توسط اسپانیایی‌ها اسیر و به کلمبیا تبعید شد، او در آن‌جا فرماندهی ارتش را بدست گرفت و بوگوتا، پایتخت را تصرف کرد.

پس از شکست در کلمبیا، بولیوار به هائیتی رفت و شروع به جمع‌آوری نیروهای جدید کرد، دوباره به ونزوئلا حمله کرد و کنترل شهر سیوداد بولیوار را به دست گرفت.

او در سال ۱۸۲۱ با آزادسازی منطقه کلمبیای بزرگ – که ونزوئلا، اکوادور، کلمبیا، پاناما و پرو را در بر می‌گرفت- از سلطه اسپانیا، اولین رئیس‌جمهور شد.

رویای او ایجاد یک کشور واحد در منطقه‌ای بود که مردم آمریکای لاتین در کنار هم زندگی می‌کردند. با این حال، پس از جنگ‌های داخلی در منطقه، منطقه کلمبیای بزرگ از سال ۱۸۲۷ شروع به تقسیم شدن نمود.

رویای بولیوار در واقع تنها راه حل درگیری‌هایی بود که تا به امروز در منطقه وجود داشته است.

یکی دیگر از ویژگی‌های بولیوار که باید به آن اشاره کرد این است که وی در زمان مبارزه با استعمار اسپانیا از دیگر کشورهای استعمارگر منطقه حمایت نکرد و حتا پس از اعلام استقلال با آن‌ها جنگید.

موضع چاوز در مورد گویان: «این باید در گذشته بماند»
اختلاف بین دو کشور در مورد منطقه اسکیبو که به طور رسمی بخشی از گویان است، در سال ۲۰۰۴ در زمان ریاست جمهوری هوگو چاوز، رئیس‌جمهور ونزوئلا حل و فصل شد.

مادورو پس از چاوز: گرایش به توسعه‌طلبی
نیکلاس مادورو که پس از مرگ چاوز رئیس‌جمهور شد، به نظر می‌رسد در سیاست داخلی و خارجی نگرش متفاوتی را در پیش گرفته است.

مادورو رویاروی با مسائلی مانند موج مهاجرت و بحران سیاسی داخلی با شروع بحران اقتصادی در کشورش، اتخاذ موضع تندتر علیه کشورهای همسایه را آغاز کرد.

هم‌چنین تشابهاتی بین دور شدن مادورو از سیاست‌های سوسیالیستی دوران چاوز و نزدیک شدن به سیاست‌های نئولیبرالی و گرایش توسعه‌طلبانه در سیاست خارجی وجود دارد.

نیکولاس مادورو

در آن زمان چاوز از ادعاهای کشورش در منطقه فاصله گرفت و استدلال کرد که این موضوع باید به تاریخ سپرده شود، و به دنبال راه‌هایی برای برقراری روابط خوب با کشور همسایه گویان بود.

چاوز که دوباره دولت بولیواری را در ونزوئلا تأسیس کرد، با این نگرش، با پایبندی به اصول بنیادین کشورش، گزینه حمله به دیگر کشورهای منطقه را از بین برد.

تفاوت در سیاست خارجی خود را در سیاست داخلی نیز نشان می‌دهد
نگرش متفاوت چاوز و مادورو در سیاست خارجی بازتابی از نگرش آن‌ها در سیاست داخلی این کشور نیز هست.

چاوز که نگرش مسالمت‌آمیز خود را نسبت به کشورهای خارجی همسایه کشور حفظ کرد، تا آخرین دوره ریاست جمهوری خود به رویکرد صلح-محور خویش در سیاست داخلی ادامه داد. چاوز که در تمام دوران حکومتش سیاست‌های عمومی و پوپولیستی را در کشور در پیش گرفت، با کمونیست‌ها نیز ائتلاف کرد.
.
از دیگر سو، مادورو که اخیراً سعی کرده در مواجهه با تحریم‌های ایالات متحده، احتمال «کنارآمدن دوباره» با این قدرت‌های امپریالیستی را در نظر بگیرد، دنباله‌روی از خطی را آغاز کرده است که با نئولیبرالیسم در سازش است. خصومت دولت مادورو با کمونیست‌ها، که به تدریج از نگرش پوپولیستی چاوز فاصله گرفته است، حتا به سوء قصد علیه اعضای حزب کمونیست منجر شده است. سرانجام، حزب مادورو، حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا (PSUV) یک کنگره جعلی از طرف حزب کمونیست ونزوئلا (PCV) ترتیب داد و حتا یک هیأت متولی را برای مدیریت حزب کمونیست منصوب کرد.

امسال رسوایی بزرگ دیگری در کشور رخ داد. در حالی که تحقیقات علیه شرکت نفت ونزوئلا (PDVSA) به دلیل اتهامات فساد آغاز شده بود، دولت مادورو تلاش کرد این اتهامات را پنهان کند. این ابتکار مادورو تا آن‌جا پیش رفت که افرادی را که فساد را افشا می‌کردند به زندان انداخت. این کمونیست‌های ونزوئلا بودند که مسئوولیت افشای فساد را به عهده گرفتند.

روز به روز آشکارتر می‌شود که مادورو از سنت سیاست پوپولیستی در کشور جدا شده و در راستای منافع بورژوازی نظامی کشور عمل کرده است.

ثروت گویان: فلزات گرانبها و نفت
گویان، کشوری کوچک با مناطق جنگلی انبوه، از نظر منابع معدنی مانند طلا، الماس و بوکسیت بسیار غنی است.

بخش بزرگی از این معادن در منطقه اسکیبو، که ونزوئلا بر آن ادعا دارد، قرار دارند. در گویان، سومین کشور کوچک قاره، منطقه اسکیبو دو سوم کشور را در بر می‌گیرد.

پس از همه این اختلافات، اخیراً موضوع تنش دیگری بین دو کشور به وجود آمده است: نفت.

در سال ۲۰۱۵، شرکت نفت اکسون موبیل (ExxonMobil) آمریکا ذخایر نفتی غنی را در منطقه‌ای، که هر دو کشور ادعای مالکیت بر آن‌را دارند، کشف کرد.

بر اساس یافته‌هایی که ماه گذشته اعلام شد، میزان نفت خام در گویان به ۱۱ میلیارد بشکه می‌رسد. این میزان، کشور را از نظر سرانه نفت بالاتر از کویت قرار می‌دهد.

شرکت اکسون موبیل که در ۶۳ طرح حفاری در گویان مشارکت دارد، تولید روزانه نفت در این کشور را به ۶۰۰ هزار بشکه افزایش داد. پیش‌بینی می‌شود این میزان در سال ۲۰۲۷ به ۱٫۲ میلیون بشکه در روز برسد.

بحران تولید نفت ونزوئلا
از دیگر سو، صنعت نفت ونزوئلا که بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، امروز در معرض تحریم‌های آمریکا قرار دارد. هم‌چنین مشکلاتی در تولید در کشور وجود دارد، که صادرات نفت به دلیل تحریم‌ها تا حد زیادی محدود شده است. تولید نفت در کشور در ۱۰ سال گذشته از ۳ میلیون بشکه در روز به ۴۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است.

درخواست از دیوان بین‌المللی دادگستری و همه‌پرسی برای مرز گویان
سرمایه‌گذاری‌های نفتی اکسون بار دیگر تنش‌های تاریخی را به این دلیل که دست ونزوئلا را در نفت، بزرگ‌ترین سلاحی که در اختیار دارد بیش‌تر تضعیف خواهد کرد، افزایش داده است.

گویان در سال ۲۰۱۸ پس از بروز مجدد تنش‌های مرزی با ونزوئلا، این موضوع را به دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) ارجاع داد. دیوان بین‌المللی دادگستری در سال ۲۰۲۳ خود را ذیصلاح اعلام کرد و حکم داد که مرزهای کنونی به طور قانونی تعیین شده‌اند.

این پرسش در همه‌پرسی ۵ سؤالی که در ابتدای ماه جاری توسط دولت مادورو برگزار شد نیز گنجانده شد. در همه‌پرسی از مردم ونزوئلا پرسیده شد که آیا تصمیم قضات دیوان بین‌المللی دادگستری را می‌پذیرند؟

در حالی‌که گویان مخالفت خود را با همه‌پرسی ابراز کرد، مادورو اعلام کرد که تصمیم دیوان بین‌المللی دادگستری را بر اساس ۹۵ درصد آراء در همه‌پرسی به رسمیت نمی‌شناسد. برنامه اقدام ۹ ماده‌ای که مادورو برای منطقه اسکیبو اعلام کرد شامل جلوگیری از حفاری شرکت‌های نفتی در منطقه مورد مناقشه است.

در این بستر، به شرکت‌های نفتی منطقه یک اولتیماتوم ۳ ماهه داده شد تا فعالیت خود را متوقف کنند و تهدیدهای تحریمی اعلام شد. با این حال، مادورو خواستار آن شد که به شرکت‌های ونزوئلا مجوز حفاری در منطقه اعطاء شود.

مادورو هم‌چنین اعلام کرد که باید یک کشور جدید، شامل منطقه اسکیبو ایجاد شود و نقشه‌ای را منتشر کرد که نشان می‌دهد این منطقه متعلق به ونزوئلا است. مادورو با اشاره به این‌که سرشماری در این منطقه انجام خواهد شد، تصریح کرد که مردم ساکن در این منطقه مشمول نظام بهداشتی و آموزشی ونزوئلا خواهند شد. مادورو که طرح‌های عمرانی و زیست محیطی گوناگونی را نیز برای منطقه ارائه کرده بود، یک واحد نظامی جدید را نیز به منطقه مرزی اعزام کرد.

گویان با ایالات متحده آمریکا وارد عمل خواهد شد
گویان در پاسخ این اقدام ونزوئلا را یک «تهدید حیاتی» توصیف کرد. این کشور که ارتش خود را – که نیروی آن به طور غیرقابل مقایسه کم‌تر از ارتش ونزوئلا است – برای آماده شدن برای تمرین نظامی مشترک با ایالات متحده بسیج کرد، و خاطرنشان کرد که احتمال تأسیس پایگاه‌های نظامی در منطقه اسکیبو وجود دارد. با توجه به توانایی فعلی گویان، همکاری این کشور با ایالات متحده برای امنیت خود در برابر تهدید ونزوئلا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

میانجی برجسته: لولا
یکی از نخستین رهبرانی که درباره تنش‌ها اظهار نظر کرد، لولا دا سیلوا رئیس‌جمهور برزیل بود. لولا در بیانیه خود گفت: «اگر چیزی باشد که ما در آمریکای جنوبی نمی‌خواهیم، آن چیز جنگ است.»

لولا دا سیلوا

لولا اظهار داشت که این موضوع ممکن است منجر به درگیری نظامی نشود، اما هر حرکت غیرمنتظره می‌تواند وضعیت را به یک بحران تبدیل کند.

رهبر برزیل به دلیل تنش در منطقه‌ای که کشورش با آن هم‌مرز است، بازرسی‌ها را در مرزها افزایش داده است.

لولا که با سران دو کشور تلفنی صحبت کرد و خواستار احتراز آن‌ها از حرکات «یک جانبه» شد، خواهان برگزاری یک نشست مقدماتی، که توسط «جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب» (CELAC) برگزار شود، بین طرفین شد. لولا پیشنهاد کرد در صورت لزوم مذاکرات در برزیل برگزار شود.

خروجی مادورو از گویان: تاثیر انتخابات آینده
از دیگر سو، یکی از دلایل احتمالی حرکت مادورو در رابطه با گویان، انتخابات آتی در ونزوئلا است.

مادورو برای انتخاباتی که در سال ۲۰۲۴ برگزار می‌شود، نمی‌خواهد حمایت‌ها از او به دلیل بحران عمیق اقتصادی در کشور کاهش یابد. به همین دلیل، مادورو ممکن است بخواهد حمایت عمومی را که با سیاست‌های داخلی خود، با وجود منابع طبیعی بالای کشور از دست داده است، دوباره به دست آورد

انتخابات در آمریکا نزدیک است: آیا این یک برگ برنده برای ترامپ خواهد بود؟
با این حال، انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۲۴ برگزار می‌شود.

انتظار می‌رود دونالد ترامپ که به نگرش‌های تهاجمی خود نسبت به ونزوئلا و تلاش‌های کودتایی در دوران ریاست‌جمهوری خود شهرت دارد، بار دیگر در این انتخابات نامزد شود.

این احتمال وجود دارد که ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی، از وضعیت پیچیده ونزوئلا و احتمال از دست دادن منابع نفتی و معدنی گویان به ونزوئلا، به عنوان اهرمی علیه دولت جو بایدن استفاده کند. این ممکن است بر احتمال خروجی «جنگ‌افروزانه» دولت بایدن تأثیر بگذارد

نتیجه‌گیری: اگر منابع طبیعی متعلق به عموم مردم نباشد به یک فاجعه جهانی منجر می‌شود
وقتی به تاریخ کشورهای غنی از منابع طبیعی نگاه می‌کنیم، با یک واقعیت روشن روبه‌رو می‌شویم: اگر این منابع متعلق به مردم نباشد، همه جهان را درگیر می‌کند.

وقتی به تمام جنگ‌های داخلی و کودتاها در تاریخ مدرن آفریقا نگاه می‌کنیم، ثروت معدنی آن کشورها را می‌بینیم.

بزرگ‌ترین دلیل جنگ‌های جاری در خاورمیانه وجود میادین نفتی در کشورهای منطقه و تلاش کشورهای امپریالیستی برای فروپاشی منطقه با مداخله در سیاست داخلی کشورهای آن است.

نظام غارت بزرگ‌ترین مانع برای صلح جهانی است. نظام غارت باید هم در درون ملت‌ها و هم بین ملت‌ها پایان یابد.

https://haber.sol.org.tr/haber/venezuela-guyana-geriliminin-hatirlattiklari-yagma-duzeni-son-bulmali-388018