تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

جمعه، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ییگیت گونای
پنج‌شنبه، ۱۲ مارس ۲۰۲۶

تحلیل | نتیجه اولیه جنگ ایران: موضع روسیه و چین (۴)

 

روسیه و چین
صحبت از جنگ‌ها به عنوان آزمایشگاهی برای فناوری تسلیحاتی شد، بیایید به خودروهای هوایی بدون سرنشین ایران بازگردیم.

برای درک تاثیر پهپادهای شاهد در جنگ فعلی، باید روابط روسیه و ایران را در نظر بگیریم. زمانی که پهپادهای ساخت ایران برای نخستین بار در سال اول جنگ – که با تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ آغاز شد و به همین ترتیب تصور می‌شد به سرعت پایان یابد – در میدان نبرد به کار گرفته شدند، مدل‌های بسیار ابتدایی بودند. این پهپادها علاوه بر ظرفیت انفجاری کم و عدم دقت در هدف‌گیری، قابلیت‌های پروازی چنان محدودی داشتند که حتی با مسلسل نیز می‌شد آن‌ها را شکار کرد.

این جنگ که اکنون در چهارمین سال خود قرار دارد، در نتیجه تجربیات روسیه در خطوط مقدم و پیشرفت‌های تکنولوژیکی، راه را برای پیچیده‌تر شدن روزافزون سلاح‌های جدید ایران هموار کرده است. با ایجاد تاسیسات تولید در روسیه، هزینه‌ها و زمان تولید کاهش یافته و کارایی افزایش یافته است.

با این حال، این همکاری نظامی که پهپادهای شاهد تنها یک بعد از آن را تشکیل می‌دهند، نباید بر برداشت نادرستی صحه بگذارد که سال‌هاست توسط کسانی ایجاد شده است که تلاش می‌کنند حوزه روابط بین‌الملل را صرفاً از دریچه ژئوپلیتیک تفسیر کنند؛ آن هم بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های ساختاری و روابط طبقاتی نظامی جهانی سرمایه‌داری، و به سادگی روسیه و ایران را به عنوان «بخشی از یک بلوک واحد» ترسیم نمایند.

ما اخیراً در برهه‌های مختلف به طور ملموس دیده‌ایم که چگونه این یادگیری طوطی‌وار – که به هم‌پیوستگی و سیال بودن هر کشور و کل نظام، این واقعیت که طبقات سرمایه‌دار در هر دو کشور مدام در حال ارزیابی شرایط و به‌دنبال فرصت‌هایی برای سازش با غرب در صورت امکان هستند، این که آن‌ها با یکدیگر در رقابت هستند و این که خواسته‌ها و منافع‌شان، از جمله در خاورمیانه و قفقاز با هم همخوانی ندارد، بی‌توجهی می‌کند – به برداشت‌های نادرست منجر می‌شود: در موضع‌گیری‌های اتخاذ شده در قبال مسأله فلسطین پس از ۷ اکتبر، در روندی که منجر به سرنگونی بشار اسد توسط حمله جهادی‌ها در سوریه شد، و حتی در جنگ ۱۲ روزه سال گذشته. ما در (soL)، روابط روسیه و ایران را هم در روند به قدرت رسیدن «هیئت تحریر الشام» و هم در جنگ ۱۲ روزه به تفصیل مورد بحث قرار داده‌ایم و به طور ملموس توضیح داده‌ایم که هیچ بلوکی وجود ندارد، بنابراین نیازی به تکرار مکررات نیست.

در درگیری فعلی، به نظر می‌رسد روسیه موضع خود در حمایت از ایران را – که در طول جنگ دوازده روزه، موضعی متوازن و عمدتاً لفاظانه بود – به رویکردی سرسختانه‌تر و همکاری ملموس‌تری تغییر داده است. اگرچه ادعاهایی مبنی بر همکاری نزدیک، به‌ویژه در زمینه اطلاعاتی، مکرراً مطرح می‌شود، اما ابعاد دقیق این رابطه هنوز مشخص نیست. با این حال، لحن انتقادی نسبت به اسرائیل در بیانیه‌های روسیه در همان روز نخست حمله، قابل توجه بود؛ چرا که این امر نشان‌دهنده خروج از موضع متوازن و محافظه‌کارانه‌ای بود که مسکو پیش از این در قبال تل‌آویو حفظ کرده بود. در روزهای بعد، روسیه موضع دیپلماتیک سرسختانه خود را هم در اظهارات عمومی و هم در تماس با همتایان خود، به‌ویژه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، حفظ کرد.

ما می‌توانیم بگوییم آنچه که این واگرایی را رقم زد، موضع تهاجمی و قهری اتخاذ شده توسط دولت ترامپ، به‌ویژه از پاییز گذشته، به عنوان بخشی از استراتژی بلندمدت آن برای حفظ هژمونی جهانی ایالات متحده بود. غرق شدن یک نفت‌کش روسی در بحبوحه دریای مدیترانه، در سواحل لیبی، در چهارمین روز حمله به ایران را باید از این حیث نمادین دانست. همان‌طور که تحریم‌های غرب علیه روسیه و ایران نقش عمده‌ای در توسعه روابط اقتصادی دو کشور ایفا کرد، می‌توان مشاهده کرد که فشارهای غرب نیز این دو کشور را در همگرایی سیاسی و نظامی‌شان به سمت یکدیگر سوق داده است.

با این حال، باید یک بار دیگر تاکید کرد تز «بلوک روسیه، چین و کشورهای بریکس علیه غرب» که برخی از کارشناسانی که جنگ را از نزدیک و با دقت دنبال می‌کنند، به دلیل نداشتن دیدگاه کل‌نگرِ ذکرشده در بالا همچنان بر آن پافشاری می‌کنند، باطل است. این واقعیت که با هند – یکی از کشورهایی که حروف اختصاری بریکس را شکل داده است – به‌گونه‌ای رفتار می‌شود که گویی این جسارت را ندارد که برای حمله به یک کشتی غیرمسلح ایرانی با اسرائیل و آمریکا تبادل اطلاعاتی داشته باشد، نشان می‌دهد که این تز در اصل یک کلیشه است. به همین ترتیب، بی‌معنی بودن اصطلاحاتی مانند «جنوب جهانی» (Global South) که از همان بدو پیدایش چالش‌برانگیز بوده‌اند، به طور فزاینده‌ای در حال آشکار شدن است.

در ارتباط با رویکردی که در نتیجه‌گیری این مقاله بیان خواهیم کرد، می‌توانیم خاطرنشان کنیم که بحث بنیادین درباره امپریالیسم، یک ضرورت حیاتی برای نیروهای مترقی جهان است. در حالی که ادعاهای مختلفی درباره همکاری ملموس چین با ایران در درگیری فعلی وجود دارد، نتیجه‌گیری قطعی در حال حاضر می‌تواند گمانه‌زنی باشد. می‌توان گفت چین موضع دیپلماتیک معمول خود را حفظ کرده و به محکوم کردن‌ها بسنده می‌کند، و ادامه روابط تجاری با همه را در اولویت قرار می‌دهد.

با این حال، می‌توانیم به دو نکته، که جنگ فعلی از دیدگاه چین مطرح می‌کند، اشاره کنیم. در نهایت، چین – که ایالات متحده آن را رقیب اصلی خود می‌داند و پیش‌بینی می‌کند که با آن وارد یک مبارزه و تقابل هژمونیک جهانی شود – در این جنگ به نوعی تصویر رادیوگرافی (عکس ایکس‌رای) از قدرت نظامی ایالات متحده دست یافته است. باید درک کرد که این یک مزیت بزرگ است.

اما عکس این قضیه نیز صادق است. استدلال چین مبنی بر این‌که اقتصاد آن هم‌اکنون برگ برنده آن است و باید تا حد امکان از تقابل‌های نظامی دوری کند، به نقطه‌ای اشاره دارد که در آن، در کشوری که حزب کمونیست در قدرت است اما روابط سرمایه‌داری بر آن حاکم است، انتقادات ایدئولوژیک آن به نظام جهانی امپریالیستی کاملاً کم‌رنگ و مبهم می‌شود. در درگیری فعلی، نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که موضع ایدئولوژیک اتخاذ شده توسط رژیم ایران – حتی اگر بر پایه‌ای نادرست بنا شده باشد – در تقابل خود با آمریکا و اسرائیل، به‌ویژه در رابطه با مسأله فلسطین، نقش معینی در مقاومت نشان‌داده‌شده ایفا کرده است. در نظر گرفتن عدم تقارن قدرت میان لبنان و فلسطین، ناتوانی در درهم شکستن مقاومت در این دو کشور، اهمیت این فاصله ایدئولوژیک را بیش از پیش برجسته می‌کند. با این حال، وقتی نوبت به رقابت چین و آمریکا می‌رسد، پافشاری بر بررسی موضوع از طریق اعداد و جزئیات فنی – علی‌رغم اینکه عکس این موضوع بارها در جنگ‌هایی مانند ویتنام در قرن بیستم ثابت شده است – و ترویج این رویکرد توسط خود چین به جهان، و در نتیجه اتخاذ موضعِ بازی طبق قوانین و تمرکز بر برنده شدن به جای برهم زدن بازی در نظام جهانی سرمایه‌داری که امروز بشریت را گرفتار کرده است، در آینده‌ای نزدیک در صورت کشیده شدن جهان به یک جنگ، پیامدهای بسیار مهمی خواهد داشت. بنابراین، بحث همه‌جانبه درباره امپریالیسم برای مردم جهان حیاتی است.

ادامه دارد…