تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

سه‌شنبه، ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: هاکان بولوت
سه‌شنبه، ۱۷ فوریه ۲۰۲۶

درباره بحث‌های پیرامون «برلیناله ۲۰۲۶»: آیا در جبهه غرب چیزی تغییر کرده است؟

 

هنگامی که مشخص شد ارتش سرخ فاشیسم آلمانی را در هم خواهد شکست و به برلین خواهد رسید، «تمدن غربی» برای متوقف کردن آن‌ها بسیج شد، اما فقط توانست در برلین به برسد. متعاقباً، در برلین، خط تقسیم نمادین جهان دو قطبی، «جشنواره فیلم برلین» (برلیناله) در سال ۱۹۵۱ تأسیس شد، و ادعا کرد که یک «نمایشگاه از غرب آزاد» است و به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ سرد تبدیل شد. ایده جشنواره فیلم در برلین توسط یک افسر ارتش ایالات متحده مطرح شد، و ایالات متحده حمایت مالی قابل توجهی به آن ارائه نمود. ایالات متحده اطمینان حاصل کرد که این جشنواره مطابق با سیاست‌های فرهنگی و منافع امپریالیستی آن برگزار ‌شود. مضامین مورد بررسی در این جشنواره، به مثابه بخشی از «قدرت نرم» جنگ سرد، عموماً حول محور آزادی در مقابل تمامیت‌خواهی می‌چرخید. فیلم‌های انتخاب شده به این مضمون می‌پرداختند.

گفتمان اولیه جشنواره بر پایه ضد-تمامیت‌خواهی قرار داشت . با این حال، در عمل، این مفهوم اغلب در چارچوب ضد-کمونیستی جای می‌گرفت. افزودن یک بُعد به تبلیغات از طریق ضد-تمامیت‌خواهی و روایت متقابل «غرب آزاد» با هدف القای این پیام به مردم آلمان و جهان بود که بازگشت به حالت عادی حاصل شده است و برلین مرکز فرهنگ و هنر است. نمایش فیلم‌های متعدد هالیوودی در سال‌های اولیه جشنواره، علاوه بر تبلیغ و فروش فیلم‌های هالیوودی، در خدمت اهداف سیاسی و فرهنگی نیز بود. ستاره‌های هالیوود برای جشنواره بسیج شدند.

یکی از اجزای کلیدی این جشنواره، «بازار فیلم اروپا» (FM) است که از سال ۱۹۷۸ در چارچوب برلیناله در حال توسعه بوده است، و بسیاری از فیلم‌سازان مهم از سراسر جهان تلاش می‌کنند برای این جشنواره انتخاب شوند، و در این‌جا فیلم‌های خود را به «بازار» جهانی فیلم معرفی کنند.

امروزه، یکی از انگیزه‌های حضور کارگردانان در جشنواره‌ها می‌تواند به دریافت حمایت از «صندوق سینمای اروپا» (Eurimages)، و انجام وظیفه در قبال آن حمایت مربوط باشد.

این گفتمان آزادی‌خواهانه اغلب به دلیل دروغ و اغراق آن، با مشکل روبه‌رو می‌شد. نخستین نمونه از این در سال ۱۹۷۰ با تلاش برای سانسور فیلمی درباره جنگ ویتنام رخ داد. فیلم «کمان» به کارگردانی مایکل ورهوفن که به جنایت جنگی ارتش ایالات متحده در طول جنگ ویتنام می‌پرداخت، خشم جورج استیونز، رئیس هیئت داوران را برانگیخت. استیونز خواستار حذف فیلم از برنامه شد و در نتیجه، در آن سال هیچ جایزه‌ای اهدا نشد، و بخش مسابقه لغو شد. این هم‌چنین نشان داد که روند قرار گرفتن برلیناله تحت فشار فیلم‌های تحسین‌شده منتقدان آغاز شده بود.

در گذشته، فیلم‌سازی مستند اهمیت پیدا کرد، و یک مأموریت سیاسی پدیدار شد، که بیش‌تر بر حقوق بشر و مهاجرت تمرکز داشت. مناظره امروز از همین سرچشمه می‌گیرد. این هم‌چنین به بستری تبدیل شد که در آن فیلم‌های ساخته شده توسط فیلم‌سازان مخالف در کشورهایی که هدف امپریالیسم قرار داشتند، حمایت و فرصت‌های نمایش پیدا می‌کردند. تأمین فرصت‌های نمایش در این بستر، گامی حیاتی در شناخته شدن و فروش جهانی یک فیلم است. البته، امروزه می‌توان وضعیت مشابهی را در مورد جشنواره فیلم کن گفت، اما تاریخ و توسعه کن با برلیناله متفاوت است. در حالی که جشنواره فیلم کن، مانند برلیناله، با حمایت دولتی تأسیس شد، برلیناله مستقیماً در خط مقدم بود، در حالی که کن دوره‌هایی داشت که به نظر می‌رسید بیشتر به چپ متمایل شده است. باید توجه داشت که کنشگری سال ۱۹۶۸ و فیلم‌سازان موج نو نیز در این نقش داشتند.

بحران امروز از کجا نشأت گرفت؟
این واقعیت که زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در مراسم افتتاحیه برلیناله ۲۰۲۳ از طریق ویدئو کنفرانس درخواست حمایت کرد، حضور وزرای متعدد آلمان در مراسم، استقبال سفیر اوکراین از حضار، و این‌که فیلم‌سازانی که مشخص شد دیدگاه‌های نازی دارند، فضای بیش‌تری برای خود پیدا کردند، از جمله عوامل اصلی ایجاد بحران کنونی یشمار می‌آیند.

در حالی که از فیلم‌سازان ایرانی حمایت می‌شود، و فیلم‌هایی که ظلم و ستم علیه زنان در ایران را به تصویر می‌کشند، به راحتی در جشنواره جا پیدا می‌کنند، اما وقتی موضوع فلسطین است، عکس این اتفاق می‌افتد. اظهار نظر یا صحبت درباره فلسطین غیرممکن شده است.

این فقط در برلیناله اتفاق نمی‌افتاد؛ بلکه امتداد هیستری و ریاکاری‌ای بود که در سراسر اروپا رواج داشت. در حالی که مجسمه‌های نویسندگان و چهره‌های تاریخی روسیه تخریب می‌شدند و هنرمندان و ورزشکاران روسی مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند، از نمایندگان حکومتی که در فلسطین مرتکب نسل‌کشی می‌شد، چنان استقبال می‌شد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.

علاوه بر این، بی‌عدالتی‌های جدی در روند انتخاب فیلم و ادعاهای گسترده مبنی بر پارتی‌بازی منجر به فراخوان‌هایی برای تحریم شد، و بسیاری از فیلم‌سازان و روزنامه‌نگاران ترکیه‌ نیز به تحریم جشنواره پیوستند.

ویم وندرس، کارگردان مشهور آلمانی، به عنوان رئیس هیئت داوران جشنواره امسال، در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به پرسش خبرنگاری که پرسید چرا جشنواره با مردم اوکراین و ایران ابراز همبستگی می‌کند، اما با مردم فلسطین ابراز همبستگی نمی‌کند، گفت: «ما باید از سیاست دوری کنیم.» این ریاکاری آشکار، همراه با گستاخی، هم خبرنگاری که پرسش را مطرح کرده بود و هم عموم مردم را خشمگین کرد. سکوت در برابر نسل‌کشی‌ که تمام جهان از دیدن آن شرمسار است، به معنای حمایت آشکار از امپریالیسم است.

دو فیلم از ترکیه برای بخش مسابقه اصلی انتخاب شده‌اند: «رهایی» ساخته امین آلپر و «روشنایی روز» ساخته بانو سیواچی. هر دو کارگردان، به ویژه آلپر که بارها در جشنواره شرکت کرده است، فقط به پرسش‌ها پاسخ دادند. هیچ‌کدام از این دو کارگردان فیلم‌های خود را از جشنواره پس نگرفتند، و با توجه به وضعیتی که سخنان وندرس آشکار کرد، صرفاً به پرسش‌ها پاسخ دادند. امین آلپر در مصاحبه‌ای که پس از بحران انجام داد، اظهار داشت که در مورد نسل‌کشی سکوت وجود داشته و واکنش شدید می‌تواند این جنایات را متوقف کند.

وقت آن است که به یاد آوریم و عمل کنیم
در سال‌های سینمای موج نو و بادهای سال ۱۹۶۸، دو کارگردان برجسته، ژان لوک گدار و فرانسوا تروفو، از پشت تریبون خواستار لغو جشنواره فیلم کن شدند، «در حالی که اعتراضات در بیرون در حال وقوع بود.» گدار با بیان این‌که «من در مورد همبستگی با دانشجویان و کارگران صحبت می‌کنم و شما در مورد زاویه دوربین و کلوزآپ‌ها صحبت می‌کنید»، از حضار خواست تا از اعتراضات حمایت کنند، و این فراخوان پاسخ داده شد و به لغو جشنواره در آن سال منجر شد.

در تاریخ کشور ما، «راه‌پیمایی آنکارا علیه سانسور» که توسط فیلم‌سازان در سال ۱۹۷۸ سازماندهی شد نیز حرکت مهمی بود. در این جشنواره، تأکید بر فیلم‌سازان به مثابه اعضای طبقه کارگر و هدف ادغام سیاسی با طبقه کارگر به همان اندازه مبارزه علیه سانسور برجسته بود.

بنابراین، ما باید واقعاً (و نه با انتخاب راه آسان) درباره موضع سیاسی مورد انتظار از فیلم‌سازان/هنرمندان فکر کنیم.

در نظام کنونی، ساده‌لوحانه خواهد بود که انتظار داشته باشیم فیلم‌هایی که ویرانی، جنگ‌ها، فقر، نابرابری و استثمار جهان را به تصویر می‌کشند، آزادانه نمایش داده شوند، مورد حمایت و بحث قرار گیرند. البته ما هم‌چنان خواستار این خواهیم بود. لازم است شرایط برای حمایت و به اشتراک گذاشتن این فیلم‌ها و تولیدات هنری ایجاد شود، برای این مبارزه شود، و هنرمندان تشویق شوند.

«جبهه غرب» در هر فرصتی چهره واقعی خود را نشان می‌دهد. قدرت روزافزون جبهه مقابل، در کنار همبستگی و سازماندهی کارگران، به سرعت این روند را معکوس خواهد کرد. آنچه امروز یک فیلم را «خوب» می‌کند، تمرکز آن بر انسانیت است؛ این مهم‌ترین دستاورد آن است.

https://haber.sol.org.tr/haber/berlinale-2026-tartismalari-uzerine-bati-cephesinde-degisen-bir-sey-yok-mu-406524