تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

جمعه، ۱۹ تیر ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: یحیی دبوق
جمعه، ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶

به سوی یک جنگ کنترل‌ شده و چند جبهه‌ای | آمریکا – ایران: چه کسی قوانین دریانوردی را تعیین می‌کند؟

 

جنگ دیگر فقط بر سر نابودی قابلیت‌های نظامی نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی قوانین امنیت دریایی را در خلیج فارس تعیین می‌کند.

با تشدید تنش‌های نظامی بین ایالات متحده و ایران، خطوط کلی مرحله پس از جنگ به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود. به نظر نمی‌رسد این مرحله قبل از دستیابی به تفاهم جدید یا حتی تفسیر مشترک از تفاهم قدیمی پایان یابد. تفاهم قدیمی در ابتدا برای تثبیت آتش‌بس و حرکت به سمت حل اختلافات اساسی در نظر گرفته شده بود، اما هر طرف آن را به نفع منافع خود تفسیر کرد. به نظر می‌رسد برجسته‌ترین موضوع این مرحله، امنیت کشتی‌رانی در تنگه هرمز باشد.

این بدان معنا نیست که واشنگتن از سایر اهداف خود – که مهم‌ترین آن‌ها برچیدن برنامه هسته‌ای ایران و تضعیف قابلیت‌های نظامی ایران بود – دست خواهد کشید و همچنین تهران از آنچه حق خود می‌داند، چه در تنگه، از نظر داشتن، توسعه و دستیابی به قابلیت‌های نظامی یا در پرونده هسته‌ای، صرف نظر نخواهد کرد. طنز ماجرا اینجاست که هدف آمریکا و اسرائیل، که در ابتدا تضعیف رژیم تا حد امکان و در نهایت سرنگونی آن بود، با گذشت زمان، حداقل از دیدگاه ایالات متحده، به چگونگی اعمال قوانین عبور از تنگه هرمز تغییر یافته است.

در این بستر، اگرچه تفاهم ‌نامهامضا شده در ماه گذشته خواستار پایان درگیری و بازگشایی تنگه هرمز برای دریانوردی شد، اما تفسیرهای متفاوت از این توافق به سرعت منجر به اتهامات جدید در مورد پایبندی هر دو طرف به تعهدات‌شان شد. این به نوبه خود منجر به حملات دریایی مجدد و واکنش‌های نظامی شد.

بنابراین، درگیری دیگر صرفاً بر سر نابودی قابلیت‌های نظامی نیست، بلکه بر سر تعیین قوانین امنیت دریایی در خلیج فارس نیز هست – تغییری که خطوط کلی آن در حال تحمیل شدن بر محاسبات نظامی و سیاسی هر دو طرف است. اگرچه روشن است که ایالات متحده، علی‌رغم برتری نظامی خود، خود را مجبور به اختصاص بخش فزاینده‌ای از توانایی‌ها و تلاش‌های خود به حفاظت از خطوط کشتیرانی و جلوگیری از حملات به کشتی‌ها می‌داند، ایران تنگه را به یک ابزار چانه‌زنی تبدیل کرده و در هرگونه توافق آینده به آن اهرم فشار می‌دهد.

با وجود تشدید تنش، هر دو طرف هنوز مدیریت درگیری را ترجیح می‌دهند.

اما آیا این به معنای تغییر موازنه قدرت به نفع ایران است؟ با توجه به خسارات نظامی، سیاسی و اقتصادی که تهران متحمل شده است، صحبت از پیروزی ایران دشوار است. برعکس، نادیده گرفتن موفقیت آن در تحمیل هزینه‌های فزاینده بر دشمنانش و خروج منسجم‌تر، توانمندتر و تأثیرگذارتر از یک جنگ ویرانگر دشوار است. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت آن این است که هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز به سرعت بر بازارهای انرژی تأثیر می‌گذارد و ایالات متحده را با معضل ایجاد تعادل بین واکنش نظامی و جلوگیری از اختلال اقتصادی جهانی روبرو می‌کند – انگیزه اصلی ایالات متحده در پیگیری تفاهم‌نامه در وهله اول. این می‌تواند به تهران حاشیه مذاکره‌ای بدهد که از توانایی‌های نظامی مستقیم آن که در پاسخ‌های نظامی نامحدود قابل استفاده بوده‌اند، فراتر رود.

در مورد ایالات متحده، با وجود حملات گسترده‌ای که در پاسخ به حملات دریایی علیه اهداف نظامی ایران انجام داد، لفاظی‌های سیاسی آن یک معضل آشکار را نشان می‌دهد. ترامپ پایان تفاهم‌نامه را اعلام کرد، بدون این‌که در را به روی مذاکره ببندد، که نشان دهنده آگاهی از پرهزینه بودن همه گزینه‌های پیشنهادی است. تشدید تنش می‌تواند دامنه جنگ را گسترش داده و قیمت انرژی را افزایش دهد، در حالی که عقب‌نشینی می‌تواند به عنوان ضعف در بازدارندگی تفسیر شود، که خلاصه‌ای از یک بحران پیچیده آمریکایی است.

بنابراین، ایران تلاش می‌کند تا خود را چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی، به عنوان طرفی که قادر به تحمیل واقعیت‌های جدید در تنگه هرمز است، معرفی کند و برای این کار به لفاظی‌هایی متکی است که امنیت دریایی را به ترتیبات سیاسی جدید پیوند می‌دهد. در همین حال، ایالات متحده و شرکای آن اصرار دارند که آزادی عبور و مرور یک اصل غیرقابل مذاکره است. بین این دو طرف، محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌-مدت نه یک جنگ تمام‌عیار و نه یک توافق نهایی، بلکه ادامه وضعیت «جنگ و نه جنگ» است که با حملات متقابل، فشار اقتصادی و پیام‌های بازدارنده، در کنار تلاش‌های متناوب برای احیای مسیر مذاکره، همراه می‌شود.

همچنین محتمل است که با وجود تشدید تنش‌ها، هر دو طرف هنوز مدیریت درگیری را به ورود به یک رویارویی آشکار که کنترل نتیجه آن دشوار خواهد بود، ترجیح دهند. نتیجه هرچه باشد، مسلم است که هر کس که در تحمیل قوانین کشتیرانی در تنگه هرمز موفق شود، در بهترین موقعیت برای شکل‌دهی به توازن قدرت منطقه‌ای در دوران پس از جنگ نیز قرار خواهد گرفت.

https://shorturl.at/TCrRr