مقاومت قهرمان ملی لبنان، مانند مقاومت ملی عراق پيش از آن، درس عملی امکان و راه ايستادگی در برابر امپرياليسم و صهيونيسم را به نمايش گذاشت. به علاوه، اين دو جنبش مقاومت مردمی، با از بين بردن اين توهم که گويا امپرياليسم قدر قدرت است و در شرايط کنونی توازن بين‌المللی نيروها نمی‌توان در برابر آن مقاومت کرد، يک نقش کيفيتاً مهم نيز ايفا کردند.
اين نظر بعد از سقوط اتحاد شوروی از طرف شمار بسياری از نيروها پذيرفته شد- منجمله خائنينی که سابقاً در صفوف جنبش کمونيستی بودند و بعد از ترک آن، مواضع ماهيتاً سوسيال دمکراتيک گوناگونی را در پيش گرفتند یا به کمک‌های مالی آن‌ها وابسته شدند. ما برخی نمونه‌های زشت آن‌ها را در عراق و لبنان ديده ايم. آن‌ها از تسليم و وابستگی به امپرياليسم و نمايندگان بومی آن هواداری کرده، و تبليغات خود را با اشکال گوناگون رياکاری‌های ملبس به لفاظی‌های چپ‌نمايانه، همراه کرده اند.

برخی روشنفکران چپگرا از ما می‌پرسند شما کمونيست‌ها چگونه می‌توانيد با جنبش‌هايی که ماهيت مذهبی دارند متحد شويد؟ ما پاسخ می‌دهيم، بله، اين جنبش‌ها، مانند حزب‌الله ماهيتی مذهبی دارند، اما در اين مرحله محتوای آن‌ها ضد- امپرياليستی، رهايی‌بخش ملی است. در نتيجه، در مبارزه ما عليه دشمن اصلی، يعنی امپرياليسم، آن‌ها متحد طبيعی ما هستند. اين درک درست از سياست مارکسيستی- لنينيستی اتحادها است. به تاريخ نگاه کنيم، آيا مارکس و انگلس با اين‌که جنبش رهايی‌بخش ملی لهستان ماهيتی کاملاً کاتوليک داشت از آن حمايت نکردند؟ آيا آن‌ها از گاريبالدی، دمکرات انقلابی ايتاليا، با اين‌که با او اختلافات ايدئولوژيک داشتند، حمايت نکردند؟

تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم

منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)

صهيونيسم خطرناک‌ترين شکل فاشيسم معاصر

سخنرانی رفيق عمار بکتاش، عضو دفتر سياسی کميته مرکزی حزب کمونيست سوريه در نشست فوق‌العاده احزاب کمونيست و کارگری شرق مديترانه (۲٠- ١٩ اوت ۲٠٠۶)، آتن

 

رفقای گرامی،

در آغاز، اجازه می‌خواهم درودهای خود را به رفقای حزب کمونيست يونان، به خاطر ابتکارشان و برگزاری و ميزبانی اين نشست ابراز نمايم. اين نشست به طور واقع ويژگی فوق‌العاده‌ای دارد، زيرا همه ما برای بحث پيرامون موضوعی با ابعاد جدی، يعنی آغاز مرحله جديد تجاوز آمريکايی- صهيونيستی عليه خلق‌های منطقه ما، همانطور که جنگ ددمنشانه اسرائيل عليه لبنان نشان داد، گرد آمده ايم. بله، ما بايد تأکيد کنيم که جنگ عليه لبنان بود و نه آن‌طور که رسانه‌های خبری امپرياليستی تأکيد می‌کنند، عليه حزب‌الله. حزب‌الله يک گردان پيشرو جنبش رهايی‌بخش ملی لبنان و عرب است. حزب‌الله گردان دليری است که عليه طرح‌های امپرياليستی و صهيونيستی می‌رزمد. اما به بهانه جنگ عليه گردان مقاومت قهرمان، آن‌ها می‌خواهند کنترل کامل امپرياليستی- صهيونيستی بر لبنان و از آنجا بر کل منطقه مديترانه شرقی و مناطق همجوار آن را تحميل کنند. منطقه‌ای که در فرهنگ لغات جغرافيای سياسی مدرن، خاورميانه خوانده می‌شود.

رفقا،

من وارد جزييات تجاوز اسرائيل در ميدان [جنگ] نخواهم شد، همه آن را می‌دانند. اما مايلم به ددمنشی  خاص تجاوز اسرائيل که موجب کشته و زخمی‌شدن هزاران نفر شد- که اکثر آن‌ها غيرنظاميان، به ويژه کودکان بودند،اشاره کنم؛ به ويرانی عامدانه و از پيش طرح‌ريزی شده و به بمبارانی که با خونسردی جنايتکاران حرفه‌ای صورت گرفت و صدها هزار شهروند لبنانی را آواره کرد. همه اين‌ها چيزی را ثابت می‌کند که حزب ما هميشه بر آن تأکيد کرده است: صهيونيسم يکی از کريه‌ترين ظواهر فاشيسم معاصر است.

اين تجاوز يک‌بار ديگر نشان داد نيروهای صهيونيستی که تصميم‌گيری سياسی در آمريکا را کنترل می‌کنند و ابزار سياسی آن در منطقه ما، اسرائيل صهيونيست، برای تحميل کنترل کامل صهيونيستی- امپرياليستی بر منطقه ما- که اين ارتجاعی‌ترين نيروها در جهان آن را اساسی‌ترين ايستگاه در راه تحميل سطله کامل خود بر جهان می‌دانند- از ارتکاب نفرت‌انگيزترين جنايات ابايی ندارند. آری، اين نيروها علناً گفته اند هدفشان ايجاد يک خاورميانه جديد است. جوهر اين طرح از بين بردن هر نوع نشان از حاکميت ملی در کشورهای منطقه و تجزيه آن‌ها بر محور گرايشات ناسيوناليستی، مذهبی و فرقه‌گرايانه است. هدف اين طرح قراردادن کامل اين کشورها تحت يوغ مديريت صهيونيستی- امپرياليستی است، طرحی که با قراردادن اسرائيل صهيونيست در مرکز سلطه بر اين منطقه در صدد اعمال استبداد از طريق ايجاد مستعمرات و نيمه‌مستعمرات ضعيف در اطراف آن است. از اين طريق قرار است چهارمين مرکز امپرياليستی جهان، جهت پشتيبانی فعال از جنگ‌های امپرياليسم آمريکا عليه جنبش‌های آزادی‌بخش خلق‌های جهان و رقابت آن با رقبای مختلف سرمايه‌دار آن، تشکيل شود. همان‌طور که يک پژوهشگر مارکسيست گفته است، اگر اين طرح استيلاطلبانه عملی شود، کل جهان به تاريکی قرون وسطا باز خواهد گشت.

در نتيجه، مبارزه عليه طرح استيلای امپرياليستی نه فقط وظيفه اصلی همه گردان‌های جنبش رهايی‌بخش ملی عرب، بلکه يکی از وظايف اصلی مبارزه گردان‌های جنبش انقلابی جهان و وظيفه مبارزاتی آنی، به خصوص کمونيست‌ها، در هر نقطه جهان است.

ترديدی نيست که اسرائيل صهيونيست و ارتش آمريکا که به تعداد زياد در منطقه ما- در عراق تحت اشغال و در پايگاه‌های نظامی در شماری از حکومت‌های منطقه- مستقر شده است، نيروی ضربتی اين طرح را تشکيل می‌دهند. اما عوامل ديگری هم به تجاوز امپرياليستی کمک می‌کنند، و اول از همه رژيم‌های عرب عامل امپرياليسم، قرار دارند. اگر همدستی اکثر رژيم‌های عرب- که بدون توجه به اين‌که سلطنت‌های مطلقه هستند يا ديکتاتوری‌هايی که به درجات گوناگون با خرقه ليبرالسم آراسته شده اند، رژيم‌هايی که می‌توان آن‌ها را ارتجاعی و نوکرصفت ناميد- نبود، نيروهای تجاوز علنی نمی‌توانستند حمله ددمنشانه خود عليه لبنان و پيش از آن عليه عراق را پيش ببرند.

بنابراين، ما وظيفه رو در رويی با اين رژيم‌های ارتجاعی و دست نشانده و افشای آن‌ها را يک بخش تفکيک‌ناپذير از مبارزه جنبش رهايی‌بخش ملی عرب عليه تجاوز امپرياليستی- صهيونيستی می‌دانيم. در شرايط کنونی تلاش برای جلب يا خنثا کردن آن‌ها مانند تلاش برای مشت کردن باد است. آن‌گونه تلاش‌ها، توهماتی هستند که به مسير کلی جنبش رهايی‌بخش ملی عرب، لطمه می‌زنند.

آری، مقاومت قهرمان ملی لبنان، مانند مقاومت ملی عراق پيش از آن، درس عملی امکان و راه ايستادگی در برابر امپرياليسم و صهيونيسم را به نمايش گذاشت. به علاوه، اين دو جنبش مقاومت مردمی، با از بين بردن اين توهم که گويا امپرياليسم قدر قدرت است و در شرايط کنونی توازن بين‌المللی نيروها نمی‌توان در برابر آن مقاومت کرد، يک نقش کيفيتاً مهم نيز ايفا کردند. اين نظر بعد از سقوط اتحاد شوروی از طرف شمار بسياری از نيروها پذيرفته شد- منجمله خائنينی که سابقاً در صفوف جنبش کمونيستی بودند و بعد از ترک آن، مواضع ماهيتاً سوسيال دمکراتيک گوناگونی را در پيش گرفتند یا به کمک‌های مالی آن‌ها وابسته شدند. ما برخی نمونه‌های زشت آن‌ها را در عراق و لبنان ديده ايم و فعاليت آن‌ها، بدون توجه به آنچه که خود را می‌نامند، روشن است. آن‌ها از تسليم و وابستگی به امپرياليسم و نمايندگان بومی آن هواداری کرده اند، و تبليغات خود را با اشکال گوناگون رياکاری‌های ملبس به لفاظی‌های چپ‌نمايانه، همراه کرده اند. به هرحال، جنبش مقاومت ملی آن خائنين را کنار گذاشته است و به خوبی معلوم است که جای آن‌ها در زباله‌دانی تاريخ است، جايی که نه فقط خلق‌ها، بلکه اربابان امپرياليست‌شان پس از استفاده کامل از آن‌ها، به آن پرتابشان خواهند کرد.

برخی روشنفکران چپگرا از ما می‌پرسند شما کمونيست‌ها چگونه می‌توانيد با جنبش‌هايی که ماهيت مذهبی دارند متحد شويد؟ ما پاسخ می‌دهيم، بله، اين جنبش‌ها، مانند حزب‌الله ماهيتی مذهبی دارند، اما در اين مرحله محتوای آن‌ها ضد- امپرياليستی، رهايی‌بخش ملی است. در نتيجه، در مبارزه ما عليه دشمن اصلی، يعنی امپرياليسم، آن‌ها متحد طبيعی ما هستند. اين درک درست از سياست مارکسيستی- لنينيستی اتحادها است. به تاريخ نگاه کنيم، آيا مارکس و انگلس با اينکه جنبش رهايی‌بخش ملی لهستان ماهيتی کاملاً کاتوليک داشت از آن حمايت نکردند؟ آيا آن‌ها از گاريبالدی، دمکرات انقلابی ايتاليا، با اين‌که با او اختلافات ايدئولوژيک داشتند، حمايت نکردند؟ سيد حسن نصرالله را می‌توان با گاريبالدی مقايسه کرد. بله، او در زمينه ويژگی تزلزل‌ناپذير ضد- امپرياليستی و ضد- صهيونيستی خود، شبيه گاريبالدی است. او در زمينه خلوص انقلابی، شبيه گاريبالدی است. اگر خلوص رهبری حزب‌الله، شيوه ساده زندگی آن‌ها، و آمادگی‌شان برای قربانی کردن پسران خود قبل از آن‌که از ديگران چنين کاری را بخواهند نبود، حزب‌الله نمی‌توانست اين توده‌های وسيع را بسيج کرده و با پشتيبانی آن‌ها مبارزه را رهبری کند. آری، اگر بخواهيم سخنانی را که در قرن بيستم در باره امير افغانستان گفته شد تکرار کنيم، می‌توانيم بگوييم در حال حاضر حسن نصرالله از هر سوسيال دمکراتی در جهان مترقی‌تر است.

رفقا،

ما در حالی که اهميت اتحاد با چنين نيروهايی که ماهيت مذهبی و محتوای ضد امپرياليستی، رهايی‌بخش ملی دارند را اعلام می‌کنيم، اين واقعيت را ناديده نمی‌گيريم که نيروهای ديگری با شکل مذهبی و محتوای ارتجاعی وجود دارند و متحد امپرياليسم هستند، و بايد در درجه اول با توجه به محتوايشان، با آن‌ها قاطعانه مبارزه کرد. اين جنبش‌ها در شکل‌های گوناگون ظاهر می‌شوند، از القاعده گرفته تا اخوان المسلمين و صهيونيسم جهانی.

در اينجا می‌خواهم به اختصار به آنچه در اسناد حزب ما و نشست‌های بين‌المللی در باره خطر صهيونيسم برای کل جنبش رهايی‌بخش جهان آمده است، اشاره کنم. آری، رفقا، صهيونيسم يک جنبش ارتجاعی، نژادپرستانۀ ماهيتاً فاشيستی است که منافع سرمايه مالی یهودی را نمايندگی می‌کند. در مرحله کنونی می‌توان گفت صهيونيسم فاشيسم یهودی است، همان‌طور که نازيسم، فاشيسم آلمانی در قرن بيستم بود.

وجه تمايز شرايط کنونی جهان اين واقعيت است که صهيونيسم و نمايندگان آن مراکز کليدی در بزرگ‌ترين  حکومت امپرياليستی- ايالات متحده آمريکا- را اشغال کرده اند. رفيق گاس ‌هال در دهه ۱٩۸٠به اين اشاره کرد که حکومت آمريکا فاشيستی نيست، اما گروه حاکم بر آن- يعنی دولت ريگان- بدون ترديد فاشيستی است. در حال حاضر می‌توانيم بگوييم که حکومت آمريکا به وضوح به سمت فاشيسم در حرکت است و گروه صهيونيستی نومحافظه‌کاران نقش اساسی در اين فعاليت ايفا می‌کنند. بنابراين، بر مردم آزاده جهان و به ويژه بر کمونيست‌ها واجب است که با صهيونيسم- طاعونی که بشريت را تهديد می‌کند- مبارزه کنند. به علاوه، لازم است نقش خطرناکی که عناصر پنهان صهيونيست در خرابکاری در اتحاد شوروی و جامعه کشورهای سوسياليستی بازی کردند، و آن نقش سرطانی را که هنوز در خرابکاری در احزاب کمونيست و تبديل آن‌ها به هيولاهای سوسيال دمکراتی که کاملاً برده  اراده سرمايه هستند، بازی می‌کنند، فراموش نکنيم.

رفقا،

شرايط تهاجم سبعانه امپرياليستی ايجاب می‌کند که جبهه جهانی ضد- امپرياليستی خود را تقويت کرده و گسترش دهد. از اين طريق است که نه فقط پيروزی نهايی اصول و معيارهای عدالت اجتماعی، بلکه ابزار اساسی برای نجات بشريت از مغاکی که آن را تهديد می‌کند، به دست خواهد آمد. بنابراين، ما بايد دست‌های خود را برای کمک به همه نيروهای ضد- امپرياليست با گرايش‌ها و سمت‌گيری‌های ايدئولوژيک‌شان دراز کنيم.

هم‌زمان، جبهه جهانی ضد- امپرياليستی نمی‌تواند نيرومند و مؤثر باشد، اگر کمونيست‌ها – با صفوف منظم و متحد خود به عنوان گردان‌های يک جنبش جهانی متحد که معيار‌ها و اهداف تعيين شده از طرف متفکران بزرگ، مارکس- انگلس و لنين راهنمای آن‌ها است- وارد آن نشوند. از اينرو، بياييد با عزمی راسخ در اين راه گام برداريم، و بياييد متحداً با همه نيروهای ضد- امپرياليست برای در هم شکستن طرح صهيونيستی- امپرياليستی خاورميانه جديد در منطقه ما فعاليت کنيم. اين‌ها اهداف عملی قابل دستيابی هستند و تنها راه رسيدن به آن‌ها بسيج توده‌های وسيع است. چنين است وظايف احزاب ما.

حزب ما بدون تزلزل از موضع ميهن‌دوستانه سوريه در رد طرح‌های استيلاطلبانه امپرياليستی- صهيونيستی حمايت کرده و خواهان ادامه و تشديد مقاومت در برابر تجاوز آمريکايی- اسرائيلی است. حزب ما برای تقويت همه شالوده‌های شرافتمندانه سياسی، اقتصادی و اجتماعی پايداری ملی فعاليت می‌کند. حزب ما، بدين منظور در بسيج توده‌ها مشارکت دارد.

و از آن جنبش خلق‌ها برای آزادی و ترقی اجتماعی خواهد بود. ما يقين داريم پيروزی از آن ماست.

با هم پيروز خواهيم شد!

——————————————

نسخه انگليسی:

http://solidnet.org/cgi-bin/agent?news/034syrian25oct06.doc

نسخه عربی:

http://www.syriancp.org/ar/ssha3b/ssh143/sshindex.htm