تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۶ آبان ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: یالچین چوغ
سهشنبه، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶
فعالیت پیمان مکه در تهران: «صلح منطقهای» در برابر دوربینها، اما سایه آمریکا در پشتصحنه

روز گذشته، در تهران میز مذاکرۀ جالبتوجهی شکل گرفت.
در یک سو، نمایندگان دولت «حزب عدالت و توسعه» ، عربستان سعودی و پاکستان قرار داشتند؛ همانهایی که در ماه اوت «توافقنامهٔ دفاع مشترک مکه» را امضا کردند و در اوایل اکتبر نیز در ریاض گرد هم آمدند و تصمیم گرفتند نیروها و تجهیزات نظامی در عربستان سعودی مستقر کنند. در سوی دیگر، ایران قرار داشت؛ کشوری که ماههاست بهشدت هدف تجاوزگری آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و میکوشد در برابر این حملات مقاومت کند.
از یک سو، بیانیههای دیپلماتیکی که با تأکید بر «برادری اسلامی»، «قبله مشترک» و «صلح منطقهای» آراسته شدهاند؛ از سوی دیگر، فعالیتهای اطلاعاتی که پشت درهای بسته با افسران اسرائیلی دنبال میشود، پیمانهای نظامی که در ساختار امنیتی ناتو ادغام میشوند و ورود به تهران با «چراغ سبزی» که از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گرفته شده است…
هدف از چیدن «میز دیپلماتیک» چه بود؟
با نگاهی به نمایندگان چهار کشوری که روز گذشته در تهران در برابر دوربینها ظاهر شدند، در نگاه نخست با یک نشست دیپلماتیک روبهرو بودیم که با هدف «صلح منطقهای و همبستگی کشورهای اسلامی» برگزار شد. اما واقعیتِ پنهان در زیر این میز، از تصویری بسیار پیچیدهتر حکایت دارد؛ تصویری که بهمراتب فراتر از چند جمله بیانیه منتشرشده دربارهٔ «همکاری» است.
در این نشست حساس که روز گذشته در تهران و به میزبانی محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، برگزار شد، ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت)، به نمایندگی از ترکیه؛ شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، به نمایندگی از این کشور؛ و مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، به نمایندگی از پاکستان حضور داشتند. پس از مذاکراتی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه این کشور، نیز در آن شرکت داشتند، بیانیه پایانی بسیار کوتاهی منتشر شد.
در این بیانیه اعلام شد که چهار کشور منطقه نخستین نشست خود را برگزار کردهاند و توافق نمودهاند «بهمنظور تقویت همکاریها، از جمله در زمینه صلح و امنیت منطقهای، به گفتوگوهای خود ادامه دهند».
اما پرسشی که باید به آن پاسخ داد، این است: چرا سه عضو پیمان مکه که تنها چند هفته پیش در ریاض گرد هم آمده و دربارهٔ آمادگی نظامی علیه انصارالله در یمن تصمیم گرفته بودند، ناگهان روز گذشته درِ تهران را زدند؟ این سفر از کجا سرچشمه گرفت و طرفها با چه محاسباتی پای میز مذاکره نشستند؟
در این بیانیه اعلام شد که چهار کشور منطقه نخستین نشست خود را برگزار کردهاند و توافق کردهاند «بهمنظور تقویت همکاریها، از جمله در زمینهٔ صلح و امنیت منطقهای، به گفتوگوهای خود ادامه دهند».
اما پرسش اصلی که باید به آن پاسخ داد، این است: چرا سه عضو ائتلاف مکه که تنها چند هفته پیش در ریاض گرد هم آمده و دربارهٔ آمادگی نظامی علیه انصارالله در یمن تصمیم گرفته بودند، ناگهان روز گذشته درِ تهران را زدند؟ این سفر از کجا سرچشمه گرفت و طرفها با چه محاسباتی پای میز مذاکره نشستند؟
دیدار با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران
فروپاشی «چتر امنیتی» و گرفتار شدن حکومت سعودی
برای درک پیشزمینه مذاکراتی که روز گذشته در تهران شکل گرفت، باید به حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران که در ۲۸ فوریه آغاز شد و بههمریختگی موازنههای منطقهای در پی آن نگاهی انداخت.
با آغاز حملات، ایران همه پایگاههای آمریکا در منطقه را اهدافی مشروع اعلام کرد و تأسیسات آمریکایی در کشورهای حوزهٔ خلیج فارس را با صدها موشک و هزاران پهپاد هدف قرار داد. همزمان، تنگه هرمز، یکی از شریانهای اصلی تجارت جهانی نفت، نیز عملاً بسته شد.
کشورهای حوزهٔ خلیج فارس که سالها با در اختیار گذاشتن خاک خود برای استقرار پایگاههای آمریکا، تصور میکردند زیر «چتر امنیتی» واشنگتن از حمایت برخوردارند، هم درآمدهای انرژی به ارزش میلیونها دلار را از دست دادند و هم دریافتند که سپر دفاعی آمریکا قادر به حفاظت از آنها نیست. درحالیکه اعتماد به آمریکا در پایتختهای کشورهای حوزهٔ خلیج فارس، حداقل تا حدی، متزلزل شد، کوششها برای یافتن راهبردهای امنیتی جدید و بحثوجدلها شدت گرفت.
در این روند، عربستان سعودی نیز یکی از کشورهایی بود که سنگینترین هزینهها را پرداخت کرد.
با بسته شدن تنگه هرمز، حکومت ریاض سعی کرد صادرات نفت خود را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند؛ اما این بار نیز با مانع انصارالله در یمن روبهرو شد؛ نیرویی که عربستان سعودی به مدت ۱۲ سال این کشور را هدف حملات و محاصره قرار داده بود. محاصرهٔ کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب از سوی انصارالله، حملات پهپادی به خط لوله نفت شرق به غرب و حملات موشکی به تأسیسات شرکت آرامکو، حکومت سعودی را در تنگنا قرار داد.
آمریکا از پذیرش بار نظامی شانه خالی کرد؛ پیمان مکه به میدان آمد
واشنگتن که تاکنون در جبهه ایران به نتیجه دلخواه خود نرسیده است، نمیخواست نیروهای نظامی آمریکا را مستقیماً وارد جنگی در یمن کند که بیش از یک دهه است ادامه دارد و نتوانستهاند آن را به پایان برسانند. بجای آن، سازوکارهای جدیدی در راستای منافع و با تأیید آمریکا به جریان افتاد تا بار نظامی عملیات در میدان میان کشورهای منطقه تقسیم شود.
در اواخر ماه ژوئیه، ائتلاف دریایی «دفاع چندملیتی» متشکل از ۱۴ کشور برای دریای سرخ تشکیل شد؛ اما این اقدام برای کاهش فشار بر عربستان سعودی کافی نبود. ازاینرو، در ۷ اوت، پیمان «دفاع مشترک مکه» میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان به امضا رسید.
پس از امضای پیمان مکه، که مشابه مادهٔ پنجم پیمان ناتو، حمله به یکی از اعضا را حمله به همه اعضا تلقی میکند، در نشست اوایل اکتبر در ریاض تصمیم گرفته شد که ترکیه و پاکستان بهسرعت نیروهای نظامی و تجهیزات خود را در عربستان سعودی مستقر کنند.
ایران دو بار پیشنهاد داده بود: «وابستگی به قدرتهای خارجی امنیت به همراه نمیآورد»
حکومت تهران که روز گذشته میزبان نمایندگان پیمان مکه بود، پیش از تشکیل این پیمان سهجانبه، دو بار به سراغ دولت «حزب عدالت و توسعه» رفت و پیشنهاد ایجاد ساختار امنیتی دیگری را مطرح کرد؛ ساختاری که در آن قدرتهای خارج از منطقه حضور نداشته باشند.
حدود یک ماه پیش از امضای پیمان مکه، در سوم ژوئیه، سرتیپ سید مجید ابنالرضا، سرپرست وزارت دفاع ایران، در گفتوگویی تلفنی با یاشار گولر، وزیر دفاع ملی ترکیه، رایزنی کرد. ابنالرضا با اشاره به اینکه حضور قدرتهای خارج از منطقه به عاملی برای بیثباتی تبدیل شده است، خواستار تشکیل «ائتلاف امنیتی جهان اسلام» با مشارکت ایران، ترکیه، پاکستان، عربستان سعودی و مصر شد تا در برابر تجاوزگری اسرائیل مقابله شود. او تأکید کرد که ایران به آمریکا اعتماد ندارد و نیروی اصلی که اسرائیل را به اقدامات تهاجمی تشویق میکند، واشنگتن است.
دومین درخواست فقط چهار روز پیش از امضای پیمان مکه، در سوم اوت، مطرح شد. ابنالرضا که بار دیگر با یاشار گولر گفتوگو میکرد، با تأکید بر اینکه «امنیت مسئلهای درونمنطقهای است و وابستگی به قدرتهای خارج از منطقه نمیتواند امنیتی پایدار ایجاد کند»، پیشنهاد تشکیل ائتلافی متشکل از پنج کشور را دوباره مطرح کرد.
در این گفتوگوها که وزارت دفاع ملی ترکیه آنها را به اطلاع افکار عمومی نرساند، یاشار گولر به همتای ایرانی خود گفت که «نزدیکی کشورهای منطقه به یکدیگر، تنها راه دستیابی به صلحی پایدار است. بااینحال، دولت «حزب عدالت و توسعه» پیشنهاد ایران را که بر مبنای مخالفت با آمریکا و اسرائیل ارائه شده بود، نادیده گرفت و فقط چهار روز بعد، پیمان مکه را امضا کرد؛ که با طرحهای منطقهای واشنگتن همسو است.
دیدار با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران
ادبیات «دفاعی»، توجیه ناتویی و همکاریهای پنهانی با اسرائیل
دولت «حزب عدالت و توسعه»، و بهویژه هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، از زمان امضای پیمان مکه تاکنون بر این موضع پافشاری میکند که این توافق «نه با هدف حمله، بلکه برای دفاع» منعقد شده و «ایران را هدف قرار نمیدهد». برخی از نویسندگان نزدیک به دولت نیز پا را فراتر گذاشته و مدعی شدهاند که این پیمان «نقشههای اسرائیل را نقش بر آب کرده است».
اما هم متنهای رسمی این توافقنامه و هم ارتباطات محرمانه عربستان سعودی، یعنی کشور محوری این پیمان، با اسرائیل، این ادعاها را زیر سؤال میبرند.
پیش از هر چیز، در توجیهنامه پیمان مکه که به مجلس ملی کبیر ترکیه ارائه شده، صراحتاً قید شده است که فضای امنیتی موردنظر این ائتلاف، «با اهداف ناتو در چارچوب امنیت اروپا – آتلانتیک همخوانی دارد» و به تعهدات ترکیه در قبال ناتو لطمهای وارد نمیکند. به بیان دیگر، این ائتلاف مستقیماً در چارچوبی قرار میگیرد که با اولویتهای منطقهای آمریکا و ناتو همسو است.
افزون بر این، عربستان سعودی که در برابر انصارالله – نیرویی که از مقاومت فلسطین حمایت میکند – انتظار پشتیبانی نظامی از ترکیه دارد، در میدان عمل همکاریهای پنهانی با اسرائیل پیش میبرد. اطلاعاتی که طی هفتههای اخیر در رسانههای بینالمللی منتشر شده، ابعاد این همکاریها در محور ریاض ـ تلآویو را آشکار میکنند:
آغاز ارائهٔ اطلاعات محرمانه از سوی اسرائیل به عربستان سعودی، به درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور و از طریق فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، دربارهٔ اهدافی در یمن که قرار است مورد حمله قرار گیرند؛ گردهمایی فرماندهان سعودی و اسرائیلی در نشست محرمانه سنتکام در آلمان با محوریت ایران و یمن؛ دیدار مخفیانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با یک نمایندهٔ سعودی در ابوظبی؛ پیامهای «عادیسازی روابط» که با فرود اضطراری یک هواپیمای مسافربری عازم اسرائیل در عربستان سعودی مخابره شد؛ و در نهایت، مشاهدهٔ افسران اسرائیلی در کنار کارکنان سنتکام در نشستهای اطلاعاتی ریاض…
پشتپردهٔ مذاکرات تهران: پیشنهادی که با تأیید ترامپ روی میز گذاشته شد
درحالیکه این روند تا این اندازه با اسرائیل و ناتو درهمتنیده پیش میرود، اطلاعاتی که خبرگزاری رویترز دربارهٔ پشتپردهٔ سفر روز گذشته به تهران منتشر کرده، ماهیت واقعی این سفر را نیز آشکار میکند.
یک مقام ارشد امنیتی پاکستان در گفتوگو با «رویترز» اعلام کرد که در این نشست، علاوه بر موضوع ایجاد یک شبکه منطقهای عدم تجاوز، مسائل دیگری نیز مورد بحث قرار گرفتهاند؛ از جمله مذاکرات میان آمریکا و ایران، حملات انصارالله به عربستان سعودی، تنگه هرمز و محاصرهای که آمریکا علیه بنادر ایران اعمال کرده است.
یک مقام پاکستانی دیگر نیز اعلام کرد که عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، پس از آنکه از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای «آزمایش مسیر دیپلماسی مجوز گرفت»، به ایران سفر کرد. به گفته این مقام، منیر پیشنهادی برای حلوفصل مناقشه به مقامهای تهران ارائه داد که میتوانست امتیازاتی مشخص هم به آمریکا و هم به ایران بدهد. او همچنین اعلام کرد که در صورت پذیرفته شدن توافق، کشورهای عضو پیمان مکه به همراه قطر میتوانند نقش «ضامن» آن را بر عهده بگیرند.
در مقابل، طرف ایرانی اعلام کرد که تا زمانی که شروط این کشور برای پایان جنگ تأمین نشود، دستیابی به توافق امکانپذیر نخواهد بود.

تهران میکوشد پیشدستی کند
با کنار هم قرار دادن همه این دادهها، معادله سیاسی پشت نشست تهران نیز روشنتر میشود.
نه سلطنت سعودی، نه حکومت پاکستان و نه «دولت حزب عدالت و توسعه ترکیه» – که سیاست خارجی خود را بر گفتمان نوعثمانیگری بنا کرده است – نمیتوانند صراحتاً بگویند: «ما برای حفظ منافع منطقهای آمریکا و اسرائیل گرد هم آمدهایم.» بجای آن، این روند پشت شعارهایی مانند «همبستگی کشورهای اسلامی» و «امنیت منطقهای» پنهان میشود.
در مقابل، ایران میکوشد با باز نگه داشتن کانالهای دیپلماتیک با کشورهای عضو ائتلاف، پیشدستی کند، محاصره را تخفیف دهد و این کشورها را با همان استدلالی که خودشان به کار میبرند، یعنی «وحدت جهان اسلام»، به مواضع خود پیوند دهد.
دیدار و اظهارات روز گذشته مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در ملاقات با هیئت میهمان نیز دقیقاً بازتابدهندهٔ همین استراتژی بود. پزشکیان با اشاره به تجاوزگری آمریکا و اسرائیل در منطقه، کشتارها در غزه و لبنان و افرادی که در حملات علیه ایران جان خود را از دست دادهاند، گفت: یکی از اهدافی که در سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی دنبال میشود، تضعیف کشورهای منطقه، ایجاد تفرقه میان ملتهای مسلمان و فرسوده کردن تدریجی کشورهای بزرگ اسلامی است.»
پزشکیان با تأکید بر اینکه تصمیمهای اتخاذشده در نشستهای دیپلماتیک نباید صرفاً روی کاغذ باقی بمانند، به طرفهای مذاکره دربارهٔ لزوم هماهنگی میان «حرف و عمل» هشدار داد
«در روابط منطقهای، هماهنگی میان گفتار و کردار ضروری است. نباید سخنی بگوییم که به آن باور نداریم یا در عمل حاضر نیستیم از آن حمایت کنیم. نباید اجازه دهیم رژیم صهیونیستی هر زمان که بخواهد، علیه هر فرد یا کشوری دست به اقدامات تروریستی و تجاوزکارانه بزند. اگر کشورهای اسلامی در کنار یکدیگر بایستند و موضعی مشترک اتخاذ کنند، تکرار چنین حملاتی امکانپذیر نخواهد بود.»
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز در ارزیابی خود پس از این نشست اعلام کرد که به این نتیجه رسیدهاند که «امنیت در غرب آسیا باید از درون منطقه تأمین شود و از هرگونه مداخله خارجی جلوگیری به عمل آید». او سفر هیئتهای ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی به تهران را «نتیجه فضای جدیدی دانست که مقاومت مردم ایران و قدرت نیروهای مسلح این کشور در منطقه ایجاد کرده است».
در نهایت، پیمان مکه که دولت «حزب عدالت و توسعه» در چارچوب ادعاهای نوعثمانیگرایانه خود میکوشد از طریق آن ترکیه را در ساختار امنیتی منطقهای آمریکا و اسرائیل ادغام کند، همچنان بهعنوان یک تهدید بزرگ مطرح است. به نظر میرسد آزمون اصلی این ائتلاف، در کنار مسأله یمن، تلاش برای سرنگونی یا وادار کردن ایران به تسلیم در راستای منافع آمریکا باشد. اینکه چنین اقداماتی به نتیجه خواهند رسید یا نه، ظاهراً پس از روشن شدن وضعیت ناشی از نتایج انتخابات در اسرائیل و آمریکا، بهسرعت مشخص خواهد شد.
