منبع: مرکز مطالعات ارنستو چه‌ گوارا

۳۰ دسامبر ۲۰۱۱

 

 

متن کامل سخنرانی چه‌ گوارا در سيزدهمين اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، ۱۱ دسامبر ۱۹۶۴

 

هيأت نمايندگی کوبا در اين مجمع قبل از هر چيز خوشحال است که به وظيفه خود عمل کرده و پيوستن سه ملت جديد به شمار بزرگ ملت هايی را که نمايندگان آن‌ها مشکلات جهان را بررسی می‌کنند، خوش آمد بگويد. ما از طريق روسای جمهور و نخست‌وزيران آن‌ها به مردم زامبيا، مالاوی و مالت تبريک گفته، و اميدواريم که اين سه کشور از آغاز به کشورهای گروه عدم تعهد، که عليه امپرياليسم، استعمار، و نواستعمار مبارزه می‌کند، بپيوندند.

ما هم‌چنين مايليم به رياست اين مجمع تبريک بگوييم، ارتقاء ايشان به اين مقام از اهميت ويژه‌ای برخوردار است و نشانگر اين مرحله جديد از پيروزی‌های چشمگير مردم آفريقاست که تا چندی پيش در انقياد نظام استعماری امپرياليسم به سر می‌بردند، نشانگر پيروزی خلق‌هايی که اکثر آن‌ها امروز در نتيجه اعمال مشروع حق تعيين سرنوشت خود، شهروندان دولت‌های مستقل شده‌اند. آخرين ساعت نواستعمار فرارسيده است و ميليون‌ها سکنه آفريقا، آسيا و آمريکای لاتين برای ديدار يک زندگی جديد، و بدست گرفتن حق نامحدود تعيين سرنوشت خود و برای توسعه مستقل ملت‌های خود بپا خاسته‌اند.

آقای رييس، در انجام وظائفی که دولت‌های عضو به شما محول کرده‌اند، برايتان آرزوی موفقيت داريم.

کوبا برای بيان موضع خود پيرامون مهمترين موضوعات مورد بحث به اينجا آمده است و با احساس مسئوليت کامل، که از الزامات استفاده از اين تريبون است، موضع خود را بيان کرده و در عين حال به وظيفه غيرقابل اجتناب صحبت کردنِ روشن و صريح عمل خواهد کرد.

ما خواهان آن هستيم که اين مجمع راضی بودن از خود را رها کرده و به جلو گام بردارد. ما خواهان آن هستيم که کميته‌ها کار خود را شروع کنند و با پيش آمدن اولين رودررويی متوقف نشوند. امپرياليسم بجای آن‌که از اين گردهمايی برای حل مشکلات جدی جهان استفاده کند، می‌خواهد آن را به مسابقه در سخنوری‌ها بی‌هدف مبدل کتد. ما بايد مانع انجام آن شويم. اين مجمع نبايد در آينده فقط با عدد سيزده [ بعنوان سيزدهمين نشست مجمع عمومی سازمان ملل] مشخص شود. ما احساس می‌کنيم حق و مسئوليت آن را داريم که تلاش کنيم اين مجمع را ثمر بخش کنيم زيرا کشور ما يک نقطه اصطکاک دائمی است، يک از جاهايی که اصول حامی حقوق ملت‌های کوچک هر روز، هر دقيقه به آزمون گذاشته می‌شود؛ و در عين‌حال کشور ما بمثابه يکی از سنگرهای آزادی در جهان که در چند قدمی امپرياليسم ايالات متحده واقع شده است، با اقدامات خود، بطور روزانه نشان می‌دهد که خلق‌ها در شرايط موجود جهان می‌توانند خود را آزاد کنند و خود را آزاد نگه دارند.

البته، اکنون اردوگاه سوسياليستی وجود دارد که روز به روز قوی‌تر می‌شود و سلاح‌های نيرومندتری برای مبارزه در اختيار دارد. اما برای بقاء به شرايط ديگری نياز است: حفظ انسجام درونی، باور به سرنوشت خود، و تصميم غيرقابل برگشت مبارزه تا مرگ در دفاع از کشور و انقلاب خود. اين شرايط در کوبا وجود دارند.

از تمام مشکلات حادی که اين مجمع بايد به آن‌ها توجه کند، مشکلی که برای ما اهميت ويژه‌ای دارد و ما احساس می‌کنيم بايد قبل از هر چيز به حل آن پرداخت، و نگذاشت در ذهن احدی ترديد وجود داشته باشد، امر همزيستی مسالمت‌آميز دولت‌های دارای نظام‌های اقتصادی و اجتماعی متفاوت است. در اين عرصه پيشرفت زيادی صورت گرفته است. اما امپرياليسم، بويژه امپرياليسم ايالات متحده، سعی کرده است اين را به جهان بقبولاند که همزيستی مسالمت‌آميز بر روی زمين حق انحصاری قدرت‌های بزرگ است.

ما آنچه را که رييس‌جمهورمان در قاهره گفت، و متعاقباً در «اعلاميه دومين کنفرانس سران حکومت يا دولت کشورهای عدم تعهد» شکل گرفت، تکرار می‌کنيم: «اگر می‌خواهيم صلح جهانی را تأمين کنيم، همزيستی مسالمت‌آميز نمی‌تواند تنها در ميان قدرتمندان وجود داشته باشد. همزيستی مسالمت‌آميز بايد از جانب تمام دولت‌ها، مستقل از اندازه، روابط تاريخی پيشينی که آن‌ها را به هم مرتبط می‌کند، و مستقل از مشکلاتی که ممکن است در يک لحظه مشخص بين آن‌ها ظهور کند، رعايت شود.»

در حال حاضر آن نوع همزيستی مسالمت‌آميزی که ما خواهان آن هستيم در موارد بسياری وجود ندارد. کشور پادشاهی کامبوج، صرفاً بخاطر سياست بيطرفانه ای که داشت و نمی‌خواست تسليم دسيسه‌های امپرياليسم ايالات متحده شود، از طرف پايگاه‌های يانکی در ويتنام جنوبی، مورد همه نوع حملات خائنانه و وحشيانه قرار گرفته است.

کشور تقسيم شده لائوس نيز مورد همه نوع تجاوزات امپرياليستی قرار گرفته است. به ميثاق‌های به امضاء رسيده در ژنو تجاوز شده است، خلق‌های آن از هوا قتل‌عام شده اند، و بخشی از قلمرو آن مورد تهديدات بزدلانه دائمی نيروهای امپرياليستی قرار دارد.

جمهوری دموکراتيک ويتنام، که بيش‌تر از هر خلق ديگر جهان با تاريخ تجاوزات آشنا است، يکبار ديگر مرزهايش مورد تجاوز واقع شده، تاسيسات آن از طرف جنگنده‌ها و هواپيماهای دشمن مورد حمله قرار گرفته، و ايستگاه های ساحلی آن از طرف کشتی‌های جنگی مورد حمله واقع شده و به قلمرو آبی آن تجاوز شده است.

اتحاد شوروی و جمهوری خلق چين به ايالات متحده هشدار جدی داده‌اند. در اين شرايط نه تنها صلح جهانی در خطر است، بلکه جان ميليون‌ها انسان نيز در اين بخش از آسيا مورد تهديد دائم، و تابع بلهوسی ايالات متحده متجاوز قرار گرفته است.

در قبرس نيز، در نتيجه فشار دولت ترکيه و ناتو، همزيستی مسالمت‌آميز بشيوه‌ای سبعانه مورد آزمون قرار گرفته، مردم و دولت قبرس را مجبور به اتخاذ يک موضع استوار و قهرمانانه در دفاع از حق حاکميت خود کرده است.

در تمام اين بخش‌های جهان، امپرياليسم در صدد است نسخه خود از همزيستی مسالمت‌آميز را تحميل کند. اين خلق‌های تحت ستم در اتحاد با اردوگاه سوسياليستی هستند که بايد معنی واقعی همزيستی مسالمت‌آميز را به امپرياليسم نشان دهند، و مسئوليت سازمان ملل است که از خلق‌های تحت ستم پشتيبانی نمايد.

ما هم‌چنين بايد بگوييم که فقط در روابط بين دولت‌های دارای حق حاکميت نيست که مفهوم همزيستی مسالمت‌آميز بايد به روشنی تعريف شود. ما، بعنوان مارکسيست، معتقد بوده‌ايم که همزيستی مسالمت‌آميز بين ملت‌ها شامل همزيستی بين استثمارگران و استثمار شوندگان، بين ستمگران و ستمکشان نمی‌شود.

علاوه براين، يکی از اصول اعلام شده از طرف اين سازمان حق استقلال کامل از همه اشکال ستم استعماری است. از اينروست که ما همبستگی خود را با خلق‌های گينه، آنگولا و موزامبيکِ به اصطلاح متعلق به پرتغال، که بجرم تقاضای آزادی خود قتل عام شده‌اند اعلام می‌کنيم و آماده‌ايم در حد توانايی خود و منطبق با اعلاميه قاهره به آن‌ها کمک کنيم.

ما همبستگی خود را با مردم پورتريکو، و رهبر بزرگ آن، پدرو آلبيزو کامپوس، که در سن هفتاد و دو سالگی و بعد از گذراندن عمر خود در زندان، طی يک اقدام رياکارانه ديگز آزاد شده و اکنون فلج است و تقريباً قادر به حرف زدن نيست، اعلام می‌داريم. آلبيزو کامپوس يک نماد آمريکايی است که هنوز غيرقابل خريد و تسليم‌نشدنی باقی مانده است. سال‌ها و سال‌ها زندان، فشارهای تقريباً غيرقابل تحمل در زندان، شکنجه روحی، حبس انفرادی، انزوای کامل از مردم و خانواده‌اش، وقاحت فاتحين و مباشران آن‌ها در سرزمين مادری‌اش- نتوانست اراده او را در هم شکند. هيأت نمايندگی کوبا، بنمايندگی از طرف مردم آن، در برابر ميهن‌دوستانی که باعث افتخار آمريکا هستند، ادای احترام می‌کند.

آمريکای شمالی، سال‌هاست که سعی کرده است پورتريکو را به تصويری از يک فرهنگ پيوندی مبدل کند- زبان اسپانيايی با صرف انگليسی، زبان اسپانيايی با لولا در ستون اصلی آن، بهتر بودن خم شدن در برابر سرباز ايالات متحده. سربازان پورتريکو بعنوان گوشت دم توپ جنگ‌های امپرياليستی، بعنوان مثال در کره، مورد استفاده قرار گرفته‌اند و حتا مجبور شده‌اند- آنچنان که در قتل عامی که چند ماه پيش ارتش آمريکا عليه مردم بيگناه پانامانه دست به آن زد و تازه‌ترين اقدام شيطانی امپرياليسم يانکی است- به روی برادران خود شليک کنند. با اين وجود، علي‌رغم آن حمله دهشتناک عليه اراده و سرنوشت تاريخی آن، مردم پورتريکو فرهنگ خود، ويژگی لاتين خود، احساسات ملی خود را که در خود دليلی بر عزم استواری است که در ميان توده‌های اين جزيره آمريکای لاتينی برای استقلال وجود دارد، حفظ کرده‌اند.

ما هم‌چنين بايد اشاره کنيم که اصل همزيستی مسالمت‌آميز به معنی به مسخره گرفتن اراده خلق‌ها نيست- آنطور که در به اصطلاح گينه انگليس اتقاق افتاده است و دولت چدی جاگان، نخست‌وزير، قربانی همه نوع فشار و مانور شده است، و همزمان با آن، دستيابی به استقلال بعلت جستجوی شيوه‌هايی که تحقير اراده مردم را امکان پذير نمايد و در عين‌حال انقياد يک دولت متفاوت با دولت کنونی را تضمين کند به تعويق افتاده است، دولتی که قرار است با تاکتيک‌های پنهانی سرکار بيايد و يک «آزادی» مهم به اين قطعه از خاک قاره آمريکا اعطا کند. جدای از هر راهی که گينه برای کسب استقلال انتخاب کند، حمايت اخلاقی و رزم‌جويانه کوبا با مردم گينه خواهد بود.

علاوه براين، بايداشاره کنيم که جزاير گوادالوپ و مارتينيک مدت زمان طولانی است که برای استقلال خود مبارزه می‌کنند بدون آنکه به آن دست يافته باشند. اين وضعيت نبايدادامه پيدا کند.

ما يکبار ديگر صدای خود را بلند می‌کنيم تا نسبت به آنچه در آفريقای جنوبی می‌گذرد، به جهان هشدار دهيم. سياست وحشيانه آپارتايد در مقابل چشمان تمام جهان در حال اجرا است. خلق‌های آفريقا مجبور می‌شوند مفهوم هنوز رسمی برتری يک نژاد بر نژاد ديگر، و قتل بدون کيفر مردم به نام برتری نژادی را در آن قاره تحمل کنند. آيا سازمان ملل نمی‌تواند برای متوقف کردن اين کاری کند؟ من مايلم بطور مشخص به مورد دردناک کنگو اشاره کنم، مورد منحصر بفردی در تاريخ مدرن جهان، که نشان می‌دهد چگونه حقوق مردم با مصونيت مطلق و وقيحانه‌ترين بدطينتی مورد تجاوز قرار می‌گيرد. علت مستقيم اين، ثروت عظيم کنگو است، که ملت‌های امپرياليست می‌خواهند آن را تحت کنترل خود نگه دارند. رفيق ما فيدل کاسترو در اولين سخنرانی خود در سازمان ملل گفت که کل مسأله همزيستی مسالمت‌آميز خلق‌ها به مصادره ناحق ثروت ديگران تنزل داده شده است. او گفت :«با ناپديد شدن اين فلسفه ترس و ارعاب، فلسفه جنگ هم ناپديد خواهد شد.»

فلسفه ترس و ارعاب نه فقط متوقف نشده است، بلکه از هر زمان ديگری قوی‌تر است، و به اين دليل آ‌ن‌هايی که از نام سازمان ملل استفاده می‌کنند لومومبا را به قتل رساندند و امروزه به نام دفاع از نژاد سفيد هزاران کنگويی را ترور می‌کنند. چگونه می‌توان فراموش کرد به اميدی که پاتريس لومومبا به سازمان ملل بسته بود خيانت شد؟ چگونه می‌توان دسيسه‌ها و مانورهايی که پس از اشغال آن کشور از طرف نيروهای سازمان ملل- که به نام آن، ترورکنندگان اين ميهندوست کبير آفريقايی با مصونيت عمل کردند- رخداد را فراموش کرد؟ چگونه می‌توان فراموش کرد کسی که اقتدار سازمان ملل در کنگو را زير پا گذاشت- آنهم نه به دلايل ميهن‌دوستانه، بلکه بعلت کشمکش بين امپرياليست‌ها- مويسه تشومبه بود که با حمايت بلژيک اقدام به تجزيه کاتانگا کرد؟ و چگونه می‌توان توجيه کرد يا توضيح داد که در خاتمه تمام فعاليت‌های سازمان ملل، تشومبه کاتانگا را ترک کرد و بعنوان صاحب و ارباب کنگو بازگشت؟ چگونه می‌توان نقش عريانی را ناديده گرفت که امپرياليست‌ها سازمان ملل را مجبور به ايفای آن کردند؟

بطور خلاصه، برای جلوگيری از جدايی کاتانگا بسيج دراماتيکی صورت گرفت، اما اکنون همان کاتانگا قدرت را در دست دارد! ثروت کنگو در دست‌های امپرياليستی است و هزينه آن را ملت‌های شرافتمند بايد بپردازند. تجار جنگ مطمئناً کار و کسب خوبی دارند. به اين دليل است که کوبا از برخورد اتحاد شوروی در امتناع از پرداختن هزينه اين جنايت حمايت می‌کند.

و گويا اين‌ها کافی نبوده است، ما اکنون رويدادهای تازه‌ای را در برابر خود داريم که جهان را مملو از دهشت و خشم کرده است. چتربازان چه کسانی هستند؟ هواپيماهای آمريکايی که از پايگاه‌های انگليسی بلند شدند، چتربازان بلژيکی را منتقل کردند. انگار ديروز بود که ما شاهد آن بوديم که يک کشور کوچک در اروپا، يک کشور متمدن و صنعتی، کشور پادشاهی بلژيک، مورد حمله اردوی هيتلری واقع شد. ما با تأسف مطلع شديم که اين مردم بدست امپرياليست‌های آلمان قتل‌عام می‌شدند، و همدردی و عواطف ما با آن‌ها بود. اما بسياری آن‌موقع روی ديگر سکه امپرياليستی را نديدند. احتمالاً پسران ميهن‌دوستان بلژيکی که در دفاع از کشورشان کشته شدند، اکنون هزاران کنگويی را بنام نژاد سفيد ترور می‌کنند، درست همانطور که خودشان به اين دليل که خونشان آريايی خالص نبود، زير چکمه آلمان له شدند. اما موانع از برابر چشمان ما کنار رفته است، آن‌ها اکنون افق‌های تازه‌ای را گشوده‌اند، و ما چيزی را می‌توانيم ببينيم که ديروز در شرايط بردگی استعماری قادر به مشاهده آن نبوديم: «تمدن غربی» که صحنه‌ای از کفتارها و شغالها را در پس يک ظاهر پر زرق و برق پنهان می‌کند. کفتار و شغال تنها نام برازنده آن‌هايی است که برای انجام وظائف «بشر دوستانه» به کنگو رفته‌اند. قصاب‌های خون آشامی که از خلق‌های بينوا تغذيه می‌کنند! آن چيزی است که امپرياليسم بر سر انسان‌های می‌آورد؛ آن چيزی است که امپرياليست‌های «سفيد» را مشخص می‌کند.

انسان‌های آزاده جهان بايد برای گرفتن انتقام جنايتی که در کنگو صورت گرفته است آماده شوند. ممکن است بسياری از سربازانی که بوسيله دستگاه امپرياليستی به «ابر مرد» مبدل شده‌اند، صادقانه باور داشته باشند که از حقوق يک نژاد برتر دفاع می‌کنند، اما در اين مجمع انسان‌هايی که رنگ پوست‌شان با نور متفاوت خورشيد و با ماده رنگی متفاوت تيره شده است در اکثريت هستند، و کاملاً و بروشنی می‌دانند که تفاوت بين انسان‌ها نه در رنگ پوست‌شان، بلکه در مالکيت بر ابزار توليد و در روابط توليدی قرار دارد.

هيأت نمايندگی کوبا به خلق‌های «رودزيای جنوبی» و «جنوب غربی آفريقا»، که تحت ستم اقليت استمار‌گران سفيدپوست قرار دارند، به خلق‌های «باسوتولند»، «بچوآنالند»، «سوازيلند»، سومالی فرانسه و خلق‌های عرب فلسطين، عدن، امارات تحت الالحمايه، عمان و به تمام خلق‌هایی که با امپرياليسم و استعمار مبارزه می‌کنند درود می‌فرستد؛ و ما بر حمايت خود از آن‌ها تأکيد می‌کنيم.

من هم‌چنین برای درگيری که جمهوری خواهر ما اندونزی در روابط خود با مالزی با آن روبروست، راه‌حل عادلانه‌ای را آرزو دارم.

يکی از موضوعات اساسی که در برابر اين کنفرانس قرار دارد موضوع خلع‌سلاح عمومی و کامل است. ما حمايت خود را از خلع‌سلاح عمومی و کامل اعلام می‌کنيم. علاوه بر اين، ما خواهان نابودی کامل سلاح‌های اتمی و برگزاری کنفرانسی از تمام کشورهای جهان برای تحقق بخشيدن به اين آرزوی تمام خلق‌های جهان هستيم. نخست‌وزير ما، طی اظهارات خود در مقابل اين مجمع گفت که مسابقه تسليحاتی هميشه به جنگ منتهی شده است. قدرت‌های اتمی جديدی در جهان وجود دارند، و احتمال درگيری بسيار جدی است.

ما احساس می‌کنيم برگزاری يک کنفرانس برای رسيدن به نابودی کامل سلاح‌های اتمی و بعنوان اولين قدم، منع کامل آزمايش‌های اتمی، ضروری است. در عين‌حال بايد تعهد روشن تمام دولت‌ها به احترام به مرزهای کنونی ديگر دولت‌ها و اجتناب از هر نوع تجاوزی حتا با استفاده از سلاح‌های متداول برقرار شود.

هم‌صدا با همه مردم جهان که خواهان خلع‌سلاح عمومی و کامل، نابودی زرادخانه اتمی، و توقف کامل آزمايش هر نوع سلاح اتمی هستند، ما احساس می‌کنيم علاوه بر آن لازم است بر ضرورت احترام به تماميت ارضی ملت‌ها و کوتاه کردن بازوی مسلح امپرياليسم، که با سلاح‌های غيراتمی به همان ميزان خطرناک است، تاکيد شود. آن‌هايی که هزاران شهروند بی‌دفاع کنگو را به قتل رساندند از سلاح‌های اتمی استفاده نکردند. آن‌ها از سلاح‌های غير اتمی استفاده کردند، و اين نوع سلاح‌ها که از طرف امپرياليست‌ها بکار گرفته می‌شود موجب آن‌همه کشته شده است.

حتا اگر قرار باشد اقدامات پيشنهاد شده در اينجا عملی شده و [نهايتاً] گفتن نکته ذيل را غير ضرور نمايد، ما هنوز لازم می‌دانيم ياد آور شويم مادام که ايالات متحده پايگاه‌های تجاوز‌گرانه خود را در قلمرو ما، در پورتريکو و در پاناما، و در ديگر دولت‌های آمريکايی که احساس می‌کند بدون محدوديت نسبت به سلاح‌های اتمی و غير اتمی، حق استقرار آن‌ها را دارد، حفظ نمايد، ما نمی‌توانيم به هيچ قراردادی برای غير اتمی کردن منطقه ملحق شويم.

بهر حال، ما احساس می‌کنيم با توجه به قطعنامه اخير سازمان دولت‌های آمريکايی عليه کوبا، که براساس عهدنامه ريو می‌تواند مجوزی برای تجاوز باشد، بايد بتوانيم از خودمان دفاع کنيم.

اگر چنان کنفرانسی که به آن اشاره کرديم به همه اين اهداف دست يابد- که متأسفانه کار دشواری است- يکی از مهم‌ترين تحولات در تاريخ بشر خواهد بود. برای تضمين آن، جمهوری خلق چين بايد حضور داشته باشد و اين خود يکی از دلائلی است که چنان کنفرانسی بايد برگزار شود. اما برای مردم جهان بسيار آسان‌تر خواهد بود اگر اين حقيقت غيرقابل انکار را بپذيرند که جمهوری خلق چين وجود دارد، اينکه حکام آن تنها نمايندگان مردم چين هستند، و جايی را به آن بدهند که حق اوست، جايی که در حال حاضر از طرف دارو دسته‌ای که با کمک ايالات متحده ايالت تايوان را کنترل می‌کند، غصب شده است.

مشکل نمايندگی چين در سازمان ملل، به هيچ طريق نمی‌تواند موردی از پذيرش يک عضو جديد به سازمان بررسی شود، بلکه موردی از بازگرداندن حقوق مشروع مردم جمهوری خلق چين به آن‌هاست. ما مفهوم «دو چين» را قوياً رد می‌کنيم. دار و دسته چيانگ کای چک تايوان نمی‌تواند در سازمان ملل باقی بماند. اين دارو دسته بايد اخراج شود و نماينده قانونی مردم چين جای آن‌را بگيرد.

ما هم‌چنين عليه پافشاری دولت ايالات متحده بر نشان دادن مسأله نمايندگی قانونی چين در سازمان ملل بعنوان «يک مسأله مهم»- برای آنکه تصميم پيرامون آن با رای دو سوم اعضای حاضر صورت گيرد- هشدار می‌دهيم. پذيرش جمهوری خلق چين به سازمان ملل، در واقع يک مسأله مهم برای تمام جهان است، اما نه برای مکانيسم‌های سازمان ملل که در آنجا صرفاً مسأله اسلوب است.

بدينگونه حق ادا خواهد شد، اما مهم‌تر از دستيابی به عدالت اين واقعيت خواهد بود که يکبار برای هميشه نشان داده خواهد شد اين مجمع با شکوه از چشم‌های خود برای ديدن، از گوش‌های خود برای شنيدن، و از زبان خود برای سخن گفتن استفاده می‌کند؛ و معيارهای معينی برای اتخاذ تصميم‌های خود دارد.

گسترش سلاح‌های اتمی در ميان دولت‌های ناتو، بويژه داشتن اين سلاح‌های کشتار جمعی از جانب جمهوری فدرال آلمان، امکان توافق پيرامون يک موافقتنامه خلع‌سلاح را، که يکی از مسائل مربوط به آن وحدت مسالمت‌آميز آلمان است، بعيد‌تر می‌کند. مادام که تفاهم روشن وجود ندارد، وجود دو آلمان- يعنی جمهوری دمکراتيک آلمان و جمهوری فدرال آلمان- بايد برسميت شناخته شود. مسأله آلمان فقط با مشارکت مستقيم و برخوردار از حقوق کامل جمهوری دمکراتيک آلمان در مذاکرات حل می‌شود.

ما بايد اجمالاً به مسائل توسعه اقتصادی و تجارت بين‌المللی که بخشی از دستور کار نشست را تشکيل می‌دهد، بپردازيم. در سال جاری، ۱۹۶۴، کنفرانس ژنو برگزار شد، و در آن يک‌سری موضوعات مربوط به جوانب روابط بين‌الملل مورد بررسی قرار گرفت. وضعيت ناگوار کشورهای از نظر اقتصادی وابسته، درستی هشدار ها و پيش‌بينی‌های هيأت نمايندگی ما تأييد می‌کند.

مايليم تا آنجا که به کوبا مربوط می‌شود به آن اشاره کنيم، ايالات متحده آمريکا توصيه‌های روشن آن کنفرانس را بکار نبسته است، و دولت ايالات متحده اخيراً فروش دارو به کوبا را ممنوع کرده است، و برای هميشه نقاب انسان‌دوستی که با استفاده از آن سعی کرده است طبيعت تجاوز‌گرانه محاصره اقتصادی مردم کوبا را پنهان نمايد، کنار زده شده است.

علاوه براين، ما يکبار ديگر می‌گوييم اين دسيسه‌های استعماری، که مانع پيشرفت خلق‌ها می‌شود، تنها خود را در روابط سياسی نشان نمی‌دهند. به اصطلاح وخامت شرايط تجاری چيزی نيست مگر مبادله نابرابر بين کشورهای توليدکننده مواد خام و کشورهای صنعتی که بر بازاها تسلط دارند و انصاف دروغين بر ارزش‌های مبادلاتی غيرمنصفانه را تحميل می‌کنند.

مادام که خلق‌های از نظر اقتصادی وابسته خود را از بازارهای سرمايه‌داری آزاد نکنند، و با کشورهای سوسياليستی بمثابه يک بلوک، شرايط تجاری جديدی را بين استثمارشوندگان و استثمارگران تحميل ننمايند، توسعه اقتصادی سالم وجود نخواهد داشت، و در موارد مشخصی سير قهقرايی صورت خواهد گرفت و در نتيجه آن کشورهای ضعيف تحت سلطه سياسی امپرياليست‌ها و استعمارگران قرار خواهند گرفت.

بالاخره، بايد روشن کرد که در منطقه کاراييب، مانورها و تدارکاتی برای تجاوز عليه کوبا در دست اجراست؛ در سواحل نيکاراگوئه، بيش از همه، در منطقه کانال پاناما، در جزاير وياکز پورتريکو، در فلوريدا، و احتمالاً در بخش‌های ديگر قلمرو ايالات متحده، و شايد در هندوراس هم، مزدوران کوبايی، و مزدورانی از ديگر مليت‌ها، برای هدفی که صلح‌آميز نمی‌تواند باشد آماده می‌شوند.

در پی يک رسوايی آشکار، گفته می‌شود دولت کوستاريکا دستور بستن تمام ميادين آموزش کوباييان تبعيدی در آن کشور را صادر کرده است. کسی نمی‌داند که آيا اين يک حرکت صادقانه است، يا يک مانور ساده که در نتيجه آماده بودن مزدوران تعليم ديده برای ارتکاب برخی جرايم، صورت گرفته است. ما اميدواريم نسبت به وجود واقعی آن پايگاه‌های تجاوز- امری که ما مدت‌ها پيش آن را محکوم کرديم- توجه شود و به اين‌که جهان به مسئوليت بين‌المللی دولت هر کشوری که تعليم مزدوران برای حمله به کوبا را تصويب و تسهيل نمايد، فکر خواهد کرد.

ما بايد اشاره کنيم که اخبار تعليم مزدوران در جاهای گوناگون کاراييب و مشارکت دولت ايالات متحده در آن اقدامات چيزی است که علناً در روزنامه‌های ايالات متحده منتشر می‌شود. ما نشينده‌ايم که از آمريکای لاتين صدايی در اعتراض رسمی به اين بلند شده باشد. اين نشان‌دهنده خباثتی است که ايالت متحده با آن مهره‌های خود را حرکت می‌دهد.

وزرای امورخارجه رند سازمان دولت‌های آمريکايی چشم‌های «ديدن» نشانه‌ها و يافتن «مدرک انکارناپذير» کوبايی در سلاح های يانکی در ونزوئلا را دارند، اما تدارکات در ايالات متحده برای تجاوز را نمی‌بينند، همانطور که صدای پرزيدنت کندی را نمی‌شنوند، که علناً خود را متجاوز به کوبا در پلايا گيرون اعلام کرد. در برخی موارد اين نابينايی از نفرت طبقات حاکم بر مردم آمريکای لاتين از انقلاب ما ناشی می‌شود، و در موارد ديگر، حتا از اين تأسف‌آور تر بوده و نتيجه برق کورکننده ثروت مادی است.

همانطور که همه می‌دانند، بعد از رويداد ناگهانی ترسناک موسوم به «بحران کاراييب»، ايالات متحده در قبال اتحاد شوروی تن به تعهدات مشخصی داد که به خروج انواع مشخص سلاح انجاميد- سلاح‌هايی که بعلت ادامه تجاوز آن کشور- مانند حمله مزدورانه عليه پلايا گيرون و تهديدات تجاوز به کشور مان- ما را مجبور کرده بود آن‌ها را بعنوان يک اقدام دفاعی فانونی در کوبا مستقر کنيم.

آمريکايی‌ها ادعا می‌کنند سازمان ملل بايد قلمرو ما را بازرسی نمايد، ما اين را قاطعانه رد کرده‌ايم و رد خواهيم کرد، زيرا کوبا حق ايالات متحده و يا هيچ‌کس ديگری در جهان نمی‌داند که بخواهد تعيين کند کوبا چه نوع سلاح‌هايی را در داخل مرزهای خود ممکن است نگهدارد.

در ارتباط با اين، ما خود را فقط به موافقت‌نامه‌های چندجانبه با تعهدات برابر برای تمام طرف‌های درگير ملزم می‌دانيم. فيدل کاسترو اعلام کرد:« مادام که مفهوم حاکميت بعنوان حق ملت‌ها و خلق‌های مستقل، و بعنوان حقوق همه خلق‌ها وجود دارد، ما نبايد محروميت مردم‌مان از آن حق را بپذيريم؛ مادام که اين اصول بر جهان حاکمند، مادام که آن مفاهيمی که از طرف مردم جهان پذيرفته شده‌اند و به اين دليل از اعتبار جهانی برخورداند- بر جهان حاکمند، ما نبايد تلاش برای محروم کردن ما از هيچيک از آن حقوق را بپذيريم و ما از هيچيک از آن حقوق دست برنخواهيم داشت.»

اوتانت، دبيرکل سازمان ملل دلايل ما را درک می‌کند. معذالک، ايالات متحده به خود اجازه می‌دهد حق جديدی برای خود ايجاد کند، حقی خودسرانه و غيرقانونی؛ حق تجاوز به حريم هوايی هر کشور کوچک. از اينروست که ما شاهد آن هستيم که هواپيماهای يو- ۲ و ديگر انواع دستگاه‌های جاسوسی با مصونيت کامل در حريم هوايی ما پرواز می‌کنند. ما برای متوقف کردن تجاوز به حريم هوايی و پايان دادن به تحريکات نيروی دريايی آمريکا عليه پست‌های نگهبانی‌مان در منطقه گوانتانامو، «وز وز» هواپيماها بر فراز کشتی‌های خود و يا کشتی‌های ديگر مليت‌ها در آب‌های بين‌المللی، حملات دزدانه عليه کشتی‌هايی که با پرچم‌های متفاوت حرکت می‌کنند، و رسوخ جاسوسان، خرابکاران و اسلحه به جزيرمان، تمام هشدارهای لازم را داده ايم.

ما می‌خواهيم سوسياليسم را بسازيم؛ ما خود را جانبدار کسانی اعلام کرده‌ايم که برای صلح مجاهدت می‌نمايند؛ ما گرچه مارکسيست- لنينيست هستيم، اما خود را بخشی از گروه کشورهای عدم تعهد اعلام کرده‌ايم، زيرا کشورهای عدم تعهد مانند خود ما با امپرياليسم می‌رزمند. ما خواهان صلح هستيم، ما خواهان ساختن يک زندگی بهتر برای مردممان هستيم، و به اين دليل است که تا آنجا که ممکن است از پاسخ دادن به تحريکات برنامه‌ريزی شده يانکی پرهيز می‌کنيم. اما ما ذهنيت حکام ايالات متحده را می‌شناسيم؛ آن‌ها می‌خواهند ما هزينه سنگينی برای صلح بپردازيم. ما می‌گوييم آن هزينه نمی‌تواند از مرزهای شرافت فراتر برود.

و کوبا يکبار ديگر بر حق نگهداری سلاح‌هايی که مايل به نگهداری آن‌ها در قلمرو خود است، و بر امتناع از پذيرش حق هر قدرتی بر روی زمين- هر قدر هم که قدرتمند باشد- برای تجاوز به خاک، قلمرو آبی، يا حريم فضائی ما، دوباره تاکيد می‌کند.

اگر کوبا در نشستی تعهدات ماهيتاً جمعی را بپذيرد، تمام آن تعهدات را مو به مو عملی خواهد کرد. مادام که چنان نشستی برگزار نشده است، کوبا درست مانند هر ملت ديگری، تمام حقوق خود را حفظ خواهد کرد.

نخست‌وزير ما در پاسخ به تقاضاهای امپرياليسم، پنج نکته ضرور برای وجود يک صلح منطقی در کاراييب را اعلام کرد. آن نکات عبارتند از:

۱- توقف محاصره اقتصادی و تمام فشارهای اقتصادی و تجاری از طرف ايالات متحده در تمام نقاط جهان عليه کشور ما.

۲- توقف فعاليت‌های براندازی، شليک و ارسال اسلحه، و مواد منفجره از طريق هوا و دريا، و سازماندهی تجاوزات مزدورانه، رسوخ جاسوسان و خرابکاران، و تمام اقدامات مشابهی که از قلمرو ايالات متحده و برخی از عوامل آن صورت می‌گيرد.

۳- توقف حملات دزدانه دريايی از پايگاه‌های موجود در ايالات متحده و پورتريکو.

۴- توقف تمام تجاوزات به حريم فضايی و قلمرو آبی ما از طرف هوايپماها و کشتی های ايالات متحده.

۵- خروج از پايگاه دريايی گوانتانامو و اعاده قلمرو کوبا که تحت اشغال ايالات متحده قرار دارد.

هيچکدام از اين تقاضاهای اساسی برآورده نشده است و نيروهای ما هنوز از پايگاه دريايی در گوانتانامو تحريک می‌شوند. آن پايگاه به لانه دزدان تبديل شده است، به نقطه‌ای که آن‌ها از آن‌جا وارد کشور ما می‌شوند.

پرداختن ما به جزييات موارد بي‌شمار انواع تحريکات، از حوصله اين مجمع خارج است. کافی است گفته شود که تا روز اول دسامبر، تنها در سال ۱۹۶۴، بيش از ۱۳۲۳ مورد رخداده است. اين فهرست، تحريکات جزئی مانند تجاوز به خط حائل، پرتاب اشياء از منطقه تحت کنترل آمريکای شمالی، انجام عمليات جنسی از طرف آمريکايی‌ها با شرکت هر دو جنس، توهين‌های لفظی، تحريکات خطرناک‌تری مانند شليک سلاح‌های کوچک، برگرداندن سلاح‌ها بسمت قلمرو ما و توهين به نمادهای ملی ما را در بر می‌گيرد. تحريکات جدی‌تر شامل عبور از خط حائل و آتش‌زدن تاسيسات در سمت کوبا، هفتاد و دو مورد شليک تفنگ در سال جاری و مرگ رامون لوپز پنا، سربازی که بوسيله دو شليک از طرف پست ديده‌بانی ايالات متحده از سه و نيم کيلومتری ساحل واقع در مرز شمالی کشته شد، می‌شود.

اين تحريک جدی در ساعت نوزده و هفت دقيقه روز ۱۹ ژوئيه ۱۹۶۴ اتفاق افتاد و نخست‌وزير ما روز ۲۶ ژوئيه علناً اعلام کرد اگر آن اتفاق تکرار شود، او به سربازان ما دستور خواهد داد تجاوز را به عقب برانند. هم‌زمان دستور خروج نيروهای خط اول کوبا به مواضعی دورتر از خط حائل و بنای ساختمان‌های ضرور صادر شد.

يک‌هزار و سيصد و بيست و سه اقدام تحريک آميز در ۳۴۰ روز يعنی تقريباً سه اقدام در هر روز. تنها يک ارتش کاملاً با انضباط و با روحيه قوی مانند ارتش ماست که می‌تواند در مقابل اين‌همه اقدامات خصمانه مقاومت کرده و کنترل خود را از دست ندهد.

چهل و هفت کشوری که در دومين کنفرانس سران حکومت يا دولت کشورهای عدم تعهد در قاهره گرد آمدند، به اتفاق آراء اعلام کردند:

«نظر به اين امر نگرانکننده که پايگاه‌های نظامی خارجی، در عمل، ابزاری برای وارد کردن فشار به ملت‌ها و متوقف کردن رهايی و توسعه آن‌ها براساس ايده‌های ايدئولوزيک، سياسی، اقتصادی و فرهنگی خود آن‌هاست… حمايت کامل خود را از کشورهايی که بدنبال تأمين خروج پايگاه‌های خارجی از قلمرو خود هستند، اعلام نموده و از دولت‌هايی که در کشورهای ديگر نيرو و پايگاه دارند می‌خواهد فوراً آن‌ها را خارج کنند.

کنفرانس، وجود پايگاه نظامی ايالات متحده آمريکا در گوانتانامو (کوبا) را سرپيچی از اراده دولت و مردم کوبا و ناديده گرفتن مفاد اعلاميه کنفرانس بلگراد و تجاوز به حق حاکميت و تماميت ارضی کوبا می‌داند.

نظر به اينکه دولت کوبا آمادگی خود را برای حل اختلاف پيرامون پايگاه گوانتانامو براساس موقعيت برابر با ايالات متحده اعلام کرده است، کنفرانس از دولت ايالات متحده می‌خواهد با دولت کوبا برای تخليه پايگاه‌هايشان مذاکره نمايد.»

دولت ايالات متحده به اين خواست کنفرانس قاهره پاسخ نداده است و می‌خواهد بخشی از قلمرو ما را بطور نامحدود با زور تحت اشغال نگه داشته و از آنجا به اقدامات تجاوزگرانه‌ای که قبلاً به آن‌ها اشاره شد، دست بزند.

سازمان دولت‌های آمريکايی- که بعضی‌ها در ايالات متحده آن را وزارت مستعمرات می‌دانند- ما را قاطعانه محکوم کرد، آن سازمان ما را حذف کرده است و به اعضای خود دستور داده است روابط ديپلوماتيک و تجاری خود را با کوبا قطع کنند. سازمان دولت‌های آمريکايی مجوز تجاوز عليه کشور ما در هر زمان و به هر بهانه را صادر کرد و اساسی‌ترين قوانين بين‌المللی را زير پا گذاشت و سازمان ملل را کاملاً ناديده گرفت. اوروگوئه، بوليوی، شيلی، و مکزيک با آن اقدام مخالفت کردند، و دولت ايالات متحده مکزيک از همراهی با تحريم‌هايی که تصويب شده بود امتناع نمود. از آن‌موقع تا کنون ما بجز مکزيک با هيچ کشور ديگر آمريکای لاتين رابطه نداريم؛ در نتيجه امپرياليست‌ها يکی از مراحل اوليه نقشه تجاوز مستقيم خود را به اجرا گذاشته‌اند.

ما می‌خواهيم يکبار ديگر اشاره کنيم که نگرانی ما پيرامون آمريکای لاتين ناشی از روابطی است که ما را به هم پيوند می‌زند؛ زبانی که صحبت می‌کنيم، فرهنگ ما، و ارباب مشترکی که داريم. اما ما دليل ديگری برای خواست رهايی کشورهای آمريکای لاتين از يوغ استعماری ايالات متحده نداريم. اگر در اينجا هر کشور آمريکای لاتين تصميم بگيرد [روابط خود را دوباره برقرار کند، آن روابط بايد بر] پايه برابری باشد و نه بر اين تصور که گويا به کشور ما لطف می‌کنند و ما را بعنوان يک کشور آزاد در جهان برسميت می‌شناسند، زيرا ما با خون خود در روزهای مبارزه‌مان برای رهايی به آزای‌مان رسميت بخشيديم.

گرچه ما هر تلاشی که بخواهد دخالت در امور داخلی ديگران را به ما نسبت بدهد را رد می‌کنيم، اما نمی‌توانيم انکار کنيم که ما با خلق‌هايی که برای آزدی‌شان مبارزه می‌کنند همدردی نشان می‌دهيم، به تعهد دولت و مردم خود کاملاً وفاداريم و بوضوح و بدون ابهام به جهان اعلام می‌کنيم که ما از نظر اخلاقی از خلق‌هايی که در همه جا برای واقعيت بخشيدن به حقوق حاکميت کامل اعلام شده در منشور سازمان ملل مبارزه می‌کنند حمايت کرده و خود را با آن‌ها يکی می‌دانيم.

اين ايالات متحده آمريکا است که دخالت می‌کند. ايالات متحده آمريکا است که در طول تاريخ دخالت کرده است. از پايان قرن گذشته، کوبا با حقيقت امر خوب آشنا بوده است، حقيقتی که ونزوئلا، نيکاراگوئه، آمريکای مرکزی بطور اعم، مکزيک، هاييتی، و سانتو دومينگو نيز آن را خوب می‌دانند. در سال‌های اخير، علاوه بر خلق‌های ما، موقعی که تفنگداران کانال بر روی مردم بی دفاع آتش گشودند، پاناما نيز با تجاوز مستقيم آشنا شده است؛ سانتا دومينگو نيز، که سواحل آن از طرف ناوگان دريايی يانکی جهت جلوگيری از انفجار خشم بر حق مردم آن بعد از مرگ تروخليو مورد تجازو قرار گرفت؛ و کلمبيا نيز، که پايتخت آن در پاسخ به شورشی که در پی ترور گاييتان رخداده بود، مورد حمله واقع شد.

مداخلات پنهان از طريق ميسيون‌های نظامی که در سرکوب داخلی شرکت می‌کنند، و در بسياری از کشورها نيروهايی را برای آن هدف آموزش می‌دهند، و هم‌چنين از طريق کودتاهايی که به کرات طی چند سال گذشته در قاره آمريکا تکرار شده است، صورت می‌گيرد. بطور مشخص، نيروهای ايالات متحده در سرکوب خلق‌های ونزوئلا، کلمبيا، و گواتمالا که به مبارزه مسلحانه برای آزادی خود دست زدند، شرکت کرده اند. در ونزوئلا، آمريکايی‌ها نه تنها نقش مستشار ارتش و پليس را دارند، بلکه دست به عمليات مستقيم نسل‌کشی عليه جمعيت دهقانی در مناطق وسيع تحت کنترل شورشيان نيز می‌زنند، و شرکت های ايالات متحده که در آنجا مستقر شده‌اند برای افزايش مداخله مستقيم همه نوع فشار وارد می‌کنند.

امپرياليست‌ها تدارک سرکوب خلق‌های قاره آمريکا را می‌بينند و در حال تاسيس [شبکه] بين‌المللی جنايت‌اند. ايالات متحده در قاره آمريکا به بهانه «دفاع از نهادهای دموکراتيک» دخالت کرد. زمانی خواهد رسيد که اين مجمع به بلوغ بيش‌تری خواهد رسيد و از دولت ايالات متحده آمريکا برای جان جمعيت سياه و آمريکای لاتينی که در آن کشور زندگی می‌کنند، و اکثراً شهروندانی هستند که در جای ديگر بدنيا آمده‌اند، طلب تضمين خواهد کرد.

آن‌ها چگونه می‌توانند ادعای «پاسداران آزادی» بودن را داشته باشند، هنگامی که فرزندان خود را می‌کشند و روزانه عليه مردم بخاطر رنگ پوست‌شان تبعيض قائل می‌شوند؛ هنگامی که آن‌ها نه تنها قاتلان مردم رنگين‌پوست را آزاد می‌کنند، بلکه آن‌ها را تحت حمايت خود قرار داده و جمعيت رنگين پوست را بخاطر طلب حقوق مشروعشان بمثابه انسان های آزاد، مجازات می کنند؟ ما درک می کنيم که مجمع در حال حاضر در وضعيتی نيست که راجع به اين اقدامات توضيح بخواهد، اما بايد اين را مسلم کرد که دولت ايالات متحده قهرمان آزادی نبوده، بلکه عامل جرم استثمار و سرکوب خلق‌های جهان، و بخش بزرگی از جمعيت خودش است.

در ارتباط با زبان دو پهلويی که برخی از نمايندگان در مورد کوبا و سازمان دولت‌های آمريکايی بکار بردند، ما رُک و راست می‌گوييم، دولت‌ها بخاطر خيانت‌هايشان مسئول خواهند بود.

کوبا يک حکومت آزاد و مستقل است، هيچ زنجيری آن را به کسی نمی‌بندد، هيچ سرمايه گذاری خارجی در قلمرو آن وجود ندارد، هيچ فرمانفرمای خارجی سياست آن را هدايت نمی کند، و می تواند باغرور در اين مجمع صحبت کند و درستی اين عبارت را نشان بدهد که هميشه «سرزمين آزاد آمريکا» خواهد بود.

نمونه ما در قاره به ثمر خواهد نشست، همانطور که در حال‌حاضر تا حد مشخصی در گواتمالا، کلمبيا و ونزوئلا ثمر داده است. امپرياليست‌ها ديگر نبايد با يک دشمن کوچک، با يک نيروی نا چيز، مقابله کنند، زيرا مردم ديگر پراکنده نيستند.

همانطور که در بيانيه دوم هاوانا آمده است:

«هيچ خلق آمريکای لاتين ضعيف نيست، زيرا بخشی از يک خانواده ۲۰۰ ميليون برادر است که در محاصره مصائب قرار دارد، همان احساسات را دارد، و همان دشمن را، در عين‌حال همه آن‌ها رويای همان سرنوشت را دارند و از حمايت تمام مردان و زنان شريف جهان برخوردارند.»

تاريخ آينده تاريخ توده‌های سرخ پوستان گرسنه، تاريخ دهقانان بی‌زمين، تاريخ کارگران استثمارشده خواهد بود، و آن را توده‌های مترقی، روشنفکران شريف و تيزهوش که در سرزمين‌های نگون‌بخت آمريکای لاتين ما فراوانند، با مبارزه توده‌ها و ايده‌ها خواهند نوشت؛ عصری که با خلق‌های ما که مورد بدرفتاری و نفرت امپرياليسم بوده‌اند به پيش خواهد رفت، خلق‌های ما که تاکنون به حساب نمی‌آمدند اکنون دارند بيدار می‌شوند. ما را يک گله ناتوان و سربه زير تصور می‌کردند؛ اما آن‌ها اکنون از آن گله می‌ترسند، يک گله ۲۰۰ ميليونی آمريکايی‌های لاتين، که زنگ خطر را برای سرمايه‌داران انحصارگر يانکی به صدا درآورده است.

ساعت حقانيت، ساعتی را که آن توده برای خود برگزيد، اکنون از يک سر قاره تا سر ديگر آن به صدا در آمده است. آن توده‌های گمنام، آمريکای رنگين پوست، غمگين، تسليم‌ناپذير، که در سرتاسر قاره همان سرود غمگنانه و سوگوارانه را می‌خواند، آن توده اکنون قاطعانه ورود به تاريخ خود، و نوشتن تاريخ خود را با خون، و رنج بردن و مردن برای آن را آغاز کرده است. زيرا اکنون، در مزارع و کوه‌های آمريکا، در دشت‌ها و جنگل‌های آن، در کنج خلوت، در قيل و قال شهرها، در سواحل اقيانوس‌ها و رودهای بزرگ آن، جهانی مملو از قلب‌های طپنده در حال شکل‌گيری است، قلب‌هايی که آماده‌اند برای آنچه که متعلق به آن‌هاست و برای فتح حقوق خود که نزدک پانصد سال زير پا گذاشته شده است، بميرند.

تاريخ بايد داستان فقرای آمريکا را بگويد، تاريخ استثمارشدگان آمريکای لاتين را که تصميم گرفته‌اند نوشتن برای خودشان، برای هميشه نوشتن از سفر دور و دراز خودشان را آغاز کنند. ما هم اکنون آن‌ها را گام‌زنان در کنار آن جاده‌ها می‌بينيم، پياده، روز بعد از روز، در مارش‌های طولانی و بی‌پايان، صدها کيلومتر، تا به «اوليمپوس» حاکم برسند و حقوق خود را باز ستانند. ما آن‌ها را مسلح به سنگ، چوب، داس می‌بينيم، اين‌جا، آن‌جا، همه جا، که روزانه زمين‌های خود را اشغال می‌کنند، و در زمينی که متعلق به آن‌هاست ريشه می‌دوانند و با جان خود از آن دفاع می‌کنند؛ ما آن‌ها را پرچم بدست می‌بينيم، پرچم‌های آن‌ها در باد، در کوه‌ها و در دشت‌ها در اهتزار است. و آن موج خشم اوج‌گيرنده، موج خواست‌های بر حق، موج حقوق پايمال شده، در سرتاسر آمريکای لاتين بلندتر می‌شود و هيچ‌کس نمی‌تواند آن را سد کند؛ روز به روز رشد خواهد کرد زيرا در هر جانب از توده بزرگ تشکيل می‌شود، از کسانی که با کار خود ثروت‌های زمين را می‌آفرينند، و چرخ تاريخ را به حرکت در می‌آورند، کسانی که اکنون از خواب طولانی و رخوت‌انگيز بيدار می‌شوند.

زيرا اين بشريت بزرگ گفته است «کافيست» و حرکت به پيش را آغاز کرده است. و مارش آن‌ها، مارش غول‌ها نمی‌تواند متوقف شود، و متوقف نخواهد شد تا استقلال واقعی خود را، که تا کنون بسياری برای آن جان خود را، و نه بيهوده، از دست داده‌اند، فتح کنند. در هر صورت، کسانی که می‌ميرند مانند کسانی خواهند مرد که در کوبا، در پلايا گيرون، جان باختند؛ آن‌ها برای استقلال واقعی خود، که هرگز از آن دست نخواه شست خواهند مرد.»

اين عزم جديد تمام قاره آمريکا هر روز خود را در بانگ توده‌های ما بمثابه بيان انکارناپذير تصميم آن‌ها برای رزميدن، برای قطع کردن دست متجاوز نشان می‌دهد. اين بانگی است که از درک و حمايت تمام خلق‌های جهان بويژه اردوگاه سوسياليستی، به سرکردگی اتحاد شوروی برخوردار است.
آن بانگ می‌گويد: «یا وطن یا مرگ»

منبع: انتشارات وزارت امور خارجه کوبا ، هاوانا

پیوند کوتاه: https://tinyurl.com/8cxpps2e