تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

دوشنبه، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاک اوغلو
یک‌شنبه، ۱۷ مه ۲۰۲۶

نشست پکن و «دو بانوی چاق روی صحنه»

 

لطفاً، هیچ‌کس این را به عنوان نوع جدیدی از توهین یا تبعیض جنسیتی تعبیر نکند. این ضرب‌المثلی است که در بسیاری از زبان‌ها یافت می‌شود. چیزی شبیه به این است: «اپرا تا زمانی که بانوی چاق ظاهر نشود، تمام نمی‌شود.» حدس زدن ریشه آن دشوار نیست: هنر اپرا. بر اساس یک تفسیر، این اصطلاح از شخصیت برونهیلد، زن چاقی که در اواخر «حلقه نیبلونگ» اثر واگنر ظاهر می‌شود، الهام گرفته شده است.

نشست سران بین جمهوری خلق چین و ایالات متحده آمریکا که این هفته در پکن برگزار شد، مرا به یاد این ضرب‌المثل انداخت. ما هر دو «پریما دونا» (ستاره‌های اصلی) مبارزه جهانی برای سلطه را روی یک صحنه دیدیم. با نگاه به این صحنه، می‌توانیم استدلال کنیم که جهان در حال حرکت به سمت یک فینال است، یا این‌که در حال ورود به یک عصر جدید است.

من به موضوعات بحث‌شده در این نشست نمی‌پردازم. روزهاست که چیزهای مختلفی را تماشا می‌کنیم و می‌شنویم. حتی فقط تماشا کردن بخش خبری «تلویزیون سول» (SoLTV) هم برای گرفتن یک ایده کلی کافی خواهد بود.

توانمندی‌ها، نقاط قوت و نقاط ضعف هر دو کشور از نظر عددی مشخص است. این داده‌های استاندارد – مانند اندازه اقتصادی، ظرفیت تولید، منابع طبیعی و غیره – قابل اندازه‌گیری و مقایسه هستند. با این حال، عوامل قدرت دیگری نیز وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را به همین سادگی اندازه‌گیری کرد. به عنوان مثال، روحیات مردم یک کشور، باور آن‌ها به دولت و وفاداری‌شان از جمله این عناصر هستند. شما می‌توانید از طریق نظرسنجی‌های عمومی برآوردهایی انجام دهید و به شناخت تحلیلی دست یابید، اما نمی‌توانید آن‌ها را به‌طور دقیق و موشکافانه مشخص کنید.

من ممکن است به دلیل حرفه‌ام نگاهی ذهنی داشته باشم، اما ظرفیت دیپلماتیک نیز ارزشی است که نمی‌توان آن را به طور دقیق اندازه‌گیری کرد. از یک سو، دیپلماسی نیازمند هوش است. اندازه‌گیری آن نیز بسیار دشوار است، اما نبودش راحت‌تر از مقدارش درک می‌شود.

یکی از جنبه‌های قابل اندازه‌گیری دیپلماسی، تعداد نمایندگی‌های دیپلماتیک است. بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۴، جمهوری خلق چین بیش‌ترین تعداد سفارتخانه را در جهان دارد. ایالات متحده با فاصله بسیار کمی در رتبه بعدی قرار دارد؛ به طوری که چین دارای ۱۷۳ سفارتخانه و آمریکا دارای ۱۶۸ سفارتخانه است. هنگامی که نمایندگی‌های دائمی در سازمان‌های بین‌المللی، سرکنسولگری‌ها و سایر دفاتر نمایندگی را به این آمار اضافه کنید، رتبه‌بندی کماکان به همین صورت باقی می‌ماند.

سال‌هاست که دیپلماسی دیگر صرفاً از طریق دفاتر نمایندگی و دیپلمات‌ها انجام نمی‌شود؛ انقلاب ارتباطات به آن دوران پایان داد. حالا، ارتباطات و اطلاعات تنها با لمس یک انگشت در دسترس هستند. اما آیا دیپلماسی فقط در ارتباطات و جمع‌آوری اطلاعات خلاصه می‌شود؟ قطعاً نه. آن وظیفه دیپلماسی که امروزه همچنان اهمیت خود را حفظ کرده، پشتیبانی فکری است. آن را مانند لجستیک (تدارکات) در جنگ تصور کنید؛ یک تانک بدون سوخت کار نمی‌کند و یک جنگنده بدون سوخت جت پرواز نخواهد کرد. بدون پشتیبانی فکری، دیپلماسی شکست می‌خورد.

این دیپلمات‌ها هستند که آنچه را رهبران کشورهای شرکت‌کننده در هر نشست یا دیدار دوجانبه نیاز دارند بدانند و بگویند، آماده می‌کنند. علاوه بر این، آن‌ها این تجمل را ندارند که صرفاً این اطلاعات را به صورت یک توده خام جلوی رهبران بیندازند و فرار کنند. آن‌ها همچنین باید تعیین کنند که کدام اطلاعات در کجا و به چه میزان استفاده خواهد شد. به عنوان مثال: «اگر این موضوع مطرح نشد، اصلاً در مورد آن بحث نخواهد شد؛ اگر مطرح شد، این مطالب گفته خواهد شد؛ یا حتی اگر طرف مقابل این موضوع را پیش نکشید، ما خودمان باید آن را مطرح کنیم و به این شیوه آن‌را ارائه‌ دهیم.»

هنگامی که یک نشست یا دیدار میان دو قدرت جهانی برگزار می‌شود، این وظیفه به مراتب چالش‌برانگیزتر است. اولویت‌بندی میلیون‌ها موضوع مورد بحث و در واقع سنجش و ارزیابی آن‌ها، کاری نیست که از عهده افراد سایر حرفه‌ها یا اشخاص بی‌تجربه برآید. واگذاری این امر به رهبران سیاسی و همراهان موقت آن‌ها، معمولاً به یک فاجعه دیپلماتیک ختم می‌شود.

مهم‌ترین مرحله از این آماده‌سازی دشوار، بهره‌گیری از همفکری و مشارکت نمایندگی‌های دیپلماتیک مختلف کشورتان در سراسر جهان است. سفیران شما در آنجا با استفاده از تجربه حرفه‌ای خود، موضوعاتی را که مهم تشخیص می‌دهند غربال کرده و به مرکز فرماندهی (وزارت امور خارجه) ارسال می‌کنند. البته، هر پرونده ارسالی پذیرفته نخواهد شد، اما اگر دیپلمات‌های مستقر در مرکز، همان‌طور که در ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید، توانایی تشخیص میان «مهم» و «مهم‌تر» را داشته باشند، خواهند دانست که چه چیز را انتخاب کنند و در کجا قرار دهند.

همان‌طور که گفتیم، زمانه تغییر کرده است. روند آماده‌سازی ناگزیر از منابع خارجی نیز کمک و مشارکت دریافت می‌کند. کادر سیاسیِ رهبری که عازم این سفر است یا در نشست شرکت می‌کند، و گاهی حتی خود آن رهبر، مواردی را به آن اضافه می‌کنند. آماده‌سازی‌ها به این ترتیب کامل می‌شوند.

اگر گام نخست، همان‌طور که پیش‌تر شرح داده شد، ناقص باشد، هم پرونده نهایی و هم درک جمعیِ حاصل از آن ناقص باقی خواهد ماند

تحقیر دیپلمات‌ها با «مُنشِر»* خواندن آن‌ها (اصطلاحی تحقیرآمیز برای مردان متمایل به رفتارهای زنانه) و برخلاف آنچه ممکن است تصور کنیم، برخورد با آن‌ها همراه با خوارشماری، یک پدیده بومی یا استثنایی نیست. ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و دولت او در این کار به طرز چشمگیری مهارت دارند، تا جایی که غبطه برخی را برمی‌انگیزند. در نخستین ماه‌های دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، گزارش‌های خبری حاکی از آن بود که صدها کارمند با تجریه از وزارت امور خارجه ایالات متحده اخراج یا کنار گذاشته شده‌اند.

دولت ترامپ همچنین به روند انتصاب سفیران غیرحرفه‌ای سرعت بخشید؛ روالی قدیمی و رایج در آمریکا که بر اساس آن، فعالان اقتصادی و بازرگانانی که به کارزارهای انتخاباتی او کمک مالی کرده بودند، و حتی خویشاوندان و دوستان، به عنوان سفیر در مراکز و کشورهای مهم منصوب شدند.

ما از مصرف مضحک و افراطی برخی چیزها توسط [تام] باراک آگاهیم، اما کسانی که نمایندگی ترامپ را در مراکزی مانند پاریس، بروکسل و ورشو بر عهده دارند نیز هر ماه درگیر یک رسوایی جدید هستند. علاقه‌مندان می‌توانند جزئیات را در اینترنت جستجو کنند، اما بگذارید فقط همین یک مورد را بگویم: سفیر ایالات متحده در بروکسل (بیل وایت) به دلیل اعتراض به الزامی بودن حضور پزشکان در مناسک ختنه یهودیان در بلژیک، تا مرز اخراج پیش رفت. البته اسرائیل نیز سوار این موج شده است و با فریاد «یهودی‌ستیزی اعملب می‌شود!» به این جریان پیوسته است. این بحران همچنان ادامه دارد.

یکی از نمودهای خصومت دونالد، پیمانکار و مشاور املاک نیویورکی، نسبت به دیپلماسی و دیپلمات‌های حرفه‌ای، انتصاب همکارش ویتکاف به عنوان فرستاده ویژه در تمامی مسائل بحرانی جهان، در کنار دامادش کوشنر است. دیدگاه‌های سیاسی آن‌ها، نزدیکی‌شان به صهیونیسم و فعالیت‌های تجاری هم‌زمان آن‌ها در کشورهایی که به آن‌ها سفر می‌کنند، موضوعات جداگانه‌ای است. بدترین بخش، بی‌اطلاعی مطلق آن‌ها از دیپلماسی و توانایی‌شان در تبدیل سریع هر پرونده واگذارشده به یک آشفتگی غیرقابل مدیریت است. اولین نمونه، پرونده روسیه و اوکراین است. روسیه که شاید از برکت میراث شوروی، یکی از بهترین کادرهای دیپلماتیک سیاره زمین را در اختیار دارد، ویتکاف را ظرف چند ماه به یک عروسک خیمه‌شب‌بازی تبدیل کرد، و جنگی که ترامپ می‌گفت می‌تواند آن‌را ظرف سه هفته حل کند، همچنان رو به تشدید است. نمونه دیگر، مذاکرات ایران است. ما از درماندگی و وضعیت اسف‌بار زوج ویتکاف-کوشنر در مذاکرات ژنو پیش از جنگ و بی‌کفایتی کارشناسان به‌اصطلاح فنی که همراه خود آورده بودند، از زبان یک دیپلمات انگلیسی که در همان گفتگوها حضور داشت، مطلع شدیم.

مشخص شده است که مشکل تنها به این موارد محدود نمی‌شود. دست‌کم ۱۰۰ سفارتخانه از مجموع ۱۶۸ سفارت ایالات متحده در سراسر جهان، فاقد سفیر هستند. نه فقط سفیران حرفه‌ای، بلکه مطلقاً هیچ سفیری در آن‌ها حضور ندارد. این وضعیت در ۳۷ سفارتخانه از ۵۱ سفارتخانه موجود در آفریقا حاکم است. بگذارید این‌طور بگوییم که ترامپ در هر صورت توجه چندانی به آفریقا ندارد. این موضوع از سند «استراتژی امنیت ملی ایالات متحده» نیز که در اواخر سال گذشته منتشر شد، کاملاً مشهود بود

اگر بپرسیم که در حال حاضر بی‌ثبات‌ترین و متلاطم‌ترین منطقه جهان کدام است، احتمالاً بیش‌تر مردم پاسخ خواهند داد: خاورمیانه. در واقع، تایوان و خاورمیانه دو مورد از موضوعات ژئوپلیتیکی بودند که در بیانیه‌های مربوط به دیدارهای شی جین‌پینگ و ترامپ به آن‌ها اشاره شد. با این حال، در همین منطقه‌ای که به نظر می‌رسد درگیری‌ها فعلاً در آن فروکش کرده، اما عقربه‌های جنگ در آن مدام در حال لرزش است، ایالات متحده در کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، عراق و کویت هیچ سفیری ندارد!

آمریکا کشور بزرگ و قدرتمندی است؛ چنین فقدان آمادگی و تدارکاتی شاید در روابط آن با سایر کشورها مشکلات بزرگی ایجاد نکند، اما بسیار بعید و جای تردید است که در مواجهه با چین – کشوری که نفس آن‌را در رقابت برای سلطه احساس می‌کنید – بتوان بدون انجام دادن تکالیف خود، این کاستی‌ها را جبران کرد.

شاید من دارم زود حرف می‌زنم من دارم. چه بسا ترامپ، که بزرگ‌ترین دستاورد تجاری‌اش احیای کازینوهای آتلانتیک سیتی بود، برگ‌های برنده‌ای در آستین دارد و سعی می‌کند با احمق‌تر و ضعیف‌تر نشان دادن آمریکا از آنچه هست، چین را فریب دهد.

اما، در حالی‌که که این سطور را می‌نویسم، به اظهارات ترامپ درباره تایوان برمی‌خورم که این تصور را تقویت می‌کند که ایالات متحده یک شکست دیپلماتیک دیگر را در برابر چین، به شکست خود در برابر ایران اضافه کرده است

گفته می‌شود که ایالات متحده پس از نشست سران با چین، حمله جدیدی را علیه ایران آغاز خواهد کرد و این بار از تسلیحات قدرتمندتری، که خرابی‌های به‌مراتب بزرگ‌تری به بار خواهد آورد، علیه مردم ایران استفاده خواهد نمود. نیروهایی که پنتاگون در منطقه گردآوری کرده است، برای این کار بیش از حد کافی است.

اگر ترامپ در اینجا نیز بار دیگر در دستیابی به نتیجه ناکام بماند، ممکن است به عنوان نوعی جایزه تسلی‌بخش به سراغ کوبا برود. او حتی ممکن است خطر رویارویی با مقاومت سرسختانه مردم کوبا و خلق‌های جهان را بپذیرد.

یک چیز روشن است: ایالات متحده در حال افول است. این افول، البته آمریکا را برای جهان حتی خطرناک‌تر می‌کند. آمریکا در حالی که سقوط می‌کند، ممکن است تلاش کند کل سیاره زمین را نیز همراه خود پایین بکشد، اما من فکر می‌کنم سرنگونی و سقوط آن اکنون قطعی است. بیایید در یک مورد دچار اشتباه نشویم: حکومت «احمق‌سالارانه» (ایدیوکراتیک) و بی‌محابای ترامپ علت این افول نیست، بلکه نتیجه آن است.

ما در ابتدا چه گفتیم؟ ما می‌توانیم بگوییم که جهان در حال حرکت به سمت یک بخش فینال است، یا این‌که در حال ورود به یک عصر جدید است. آیا ما خواهان جهانی هستیم که در آن یک سلطه جایگزین سلطه دیگری شود، جایی که یکی از آن دو بانوی چاق روی صحنه سقوط کند، و دیگری به تنهایی آواز بخواند؟ یا این‌که می‌خواهیم خود را سازماندهی کنیم و آن آواز را با هم روی آن صحنه بخوانیم؟

تصمیم به ما، مردم جهان تعلق دارد…

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/pekin-zirvesi-ve-sahnede-iki-sisman-kadin-409651

—————————————————–
* توضیح عدالت: واژه Monşer (مُنشِر) در زبان ترکی از عبارت فرانسوی “Mon cher” به معنی «عزیز من» گرفته شده است، و در ادبیات سیاسی ترکیه معنای بسیار خاصی دارد. مُنشِر به مردانی گفته می‌شود که رفتارهای بیش از حد ظریف، فرنگی‌مآب، لوس یا به اصطلاح زنانه دارند و از جامعه و مردم عادی فاصله می‌گیرند. در اصطلاح سیاسی، این یک واژه تحقیرآمیز و کنایه‌آمیز است که احزاب یا رهبران محافظه‌کار/پوپولیست (به‌ویژه در ادبیات سیاسی رجب طیب اردوغان و حزب حاکم ترکیه) برای تحقیر دیپلمات‌های قدیمی و باسابقه وزارت امور خارجه به کار می‌برند.