تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
منبع: مارکسیسم- لنینیسم امروز
نویسنده: دنی هایفونگ
۲۵ آوریل ۲۰۱۸
نقش «چپ موشک کروزی» در حرکت به سوی جنگ جهانی سوم

اتحاد کشورهای امپریالیستی به سرکردگی ایالات متحده به امید سرنگون کردن دولت مستقل ملیگرای عربی سوریه تحت رهبری رییسجمهور بشار الاسد هشت سال است که علیه سوریه جنگ به راه انداخته است. باور بر این بود که سوریه یک دومینوی دیگر است که در بازی بزرگ امپریالیسم برای مهار تهدید بینالمللی نسبت به حکومت آن محکوم به سقوط است.
وسلی کلارک ژنرال سابق ناتو در سال ۲۰۰۷ نقشههای ایالات متحده را برای استفاده از حملات ۱۱ سپتامبر جهت توجیه سرنگون کردن هفت کشور- عراق، ایران، لیبی، لبنان، سومالی، سودان، و سوریه- در پنج سال، برملا کرد. از آن زمان، اکثر این کشورها به وسیلۀ توسعهطلبی امپریالیستی ایالات متحده در خاورمیانه و شمال آفریقا، به درون هرجومرج سرنگون شده اند. اذعان کلارک باید برای روشن ساختن تازهترین حملات دولت ترامپ به سوریه به مثابه تشدید جنگ وسیعتر برای سلطه ایالات متحده در منطقه و جهان کافی باشد.
با این وجود، شمار زیادی از سکنه ایالات متحده جنگ سوریه را با عینک امپراتوری ایالات متحده میبینند. این عینک از سوی دو حزب سیاسی ایالات متحده، شرکای خارجی آنها، و رسانههای وفادار خدمتگذار آنها ایجاد شده است. این دروغگویان متخصص ادعا میکنند که اسد یک قصاب است و دولت سوریه یک «رژیم» ددمنش. آنها از این نمیگویند که ارتش ایالات متحده بخش بزرگی از سوریه را، که تصادفاً غنیترین منابع کشور در آن قرار دارد، اشغال کرده است.
این فاکت نیز نادیده گرفته میشود که متحدین ایالات متحده، مانند عربستان سعودی و ترکیه از دولت سوریه به دلیل تصمیم آن در سال ۲۰۰۹ برای ساختن یک خط لوله مستقل با ایران و عراق برای انتقال منابع ارزشمند گاز و نفت به بازارهای اروپایی متنفرند. اهمیت ندارد که ایالات متحده، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، و اسرائیل به مدت هفت سال به این امید که از اسد مزاحم و سیاستهای ملیگرایانه او خلاص شوند، از جمله تأمینکنندگان پول و اسلحه صدها هزار مزدور جهادگر بوده اند. امپریالیسم خواهان رفتن اسد است، زیرا او راه را بر اهداف ایالات متحده برای سلطه بر منطقه و ممانعت از برتری جهانی ایران، روسیه و چین سد کرده است.
سوریه هدف شماره یک امپریالیسم آمریکاست. جنگ جاری پتانسیل آن را دارد که به یک درگیری بیسابقه در تاریخ بشر بین قدرتهای بزرگ بیانجامد. این درگیری، هماکنون به شیوههای گوناگون آغاز شده است. نیروهای روسیه روزانه با جهادگرایان مورد حمایت ایالات متحده و مسلح به سلاحهای ساخت آمریکا برخورد دارند. حملات ائتلاف ایالات متحده از پرسنل نظامی روسیه قربانی گرفته است. درست پیش از ضربات ترامپ، هفت ایرانی در سوریه به وسیلۀ هواپیماهای جنگنده اسرائیل به قتل رسیدند. روسیه در تدارک برای یک درگیری عمده با ایالات متحده، چه در سوریه یا در مرزهای خود با ناتو، سالها را صرف تقویت ظرفیتهای نظامی خود کرده است.
با این وجود، زمانیکه ایالات متحده، بریتانیا، و فرانسه در ۱۴ آوریل بیش از صد موشک به قلمرو سوریه پرتاب کردند، تعداد کمی در ایالات متحده خشم علنی ابراز کردند و فقط گروههای ضدجنگ مانند «اتئلاف متحد ملی ضدجنگ» در اطراف کشور اقدام به بسیج کردند، همین. آمریکاییها یک بار دیگر به دلایل همیشگی منفعل ماندند. پوشش سرتاسری رسانههای سرمایهداری هوادار جنگ، با مقصر معرفی کردن اسد برای حمله، به طور مؤثر مانع از آن شدند که هر تحلیل ضدجنگ به گوش اکثر آمریکاییها برسد.
شاید مهمترین عامل برای نبود خشم امکان ناچیز قربانی شدن سربازان آمریکایی در جریان تشدید اوضاع بود. ضربات روسها را هدف قرار نداد، در نتیجه درگیری نظامی بزرگتر غیرمحتمل بود. و ارتش آمریکا نشان داد چقدر ضعیف شده است، زیرا سوریه توانست با تکنولوژی چند ده ساله ساخت شوروی اکثر ضربات را خنثا کند.
آمریکاییها معمولاً به مردن سربازان آمریکایی اهمیت میدهند اما داشتن همبستگی طبقاتی با مردم اطراف جهان برایشان مشکل است. «سنت رادیکال سیاه» تاریخاً نیرویی بوده است که با شووینیسم برتریطلبانه و احساسات هوادار جنگ در ایالات متحده مقابله کرده است. هشت سال اوباما به طور مؤثر جامعه «سیاه» را چنان به راست چرخاند که نظرسنجیها نشان دادند آمریکاییهای سیاهپوست درباره اعلام جنگ اوباما علیه سوریه در سال ۲۰۱۳ از سفیدها و آمریکای لاتینیها نظر مساعدتری داشتند. سیاستهای هویتی نولیبرالی و نظام انحصاری دوحزبی کل چپ را بلعیده است. جناح حزب دمکرات امپریالیسم برای پنهان ساختن هویت خود، و ژست گرفتن به مثابه «مقاومت» ضدترامپ که ثبات را به امپراتوری بازخواهد گرداند، به عمق صندوقهای وال استریت دست فرو برده است.
دمکراتها و جمهوریخواهان متحد آنها خواهان یک دولت باثباتتر در واشنگتن هستند که بتواند امور طبقه حاکم را بهتر مدیریت کند. آن امور عمدتاً به مسایل ریاضت و جنگ مربوط میشود. ترامپ از جانب اشباح ترسناکی مانند جیمز کومی [رییس سابق اف. ب. آی] «فاقد صلاحیت اخلاقی» برای ریاست جمهوری اعلام شده، زیرا گرایشات غیرقابل پیشبینی و خودپرستانهاش علاقه او را به حفظ امپراتوری کمتر و به حفظ بلوکهای رأی و شرایطی که ریاست جمهوری او را ممکن ساخته، بیشتر میسازد. ما نبود یک بدیل در برابر بحران امپریالیسم آمریکا را عمدتاً مدیون «چپ موشک کروزی» هستیم. چپ موشک کروزی با حزب دمکرات و آژانسهای اطلاعاتی علیه ترامپ متحد شده و در این روند هر نوع گرایش ضدجنگ، ضدامپریالیستی، و ضدسرمایهداری را رها کرده است.
این در موضعگیری آن درباره سوریه از هر جای دیگر روشنتر است. «اینک دمکراسی!» و «اینترسپت» به بهترین نحو چپ موشک کروزی را نمایندگی میکنند. هر دو منبع با هم برای پیش بردن زیرکانه برنامه امپریالیسم کار کرده اند. اِمی گودمن از سال ۲۰۱۱ هرگز از خط ناتو درباره کشورهایی مانند لیبی، سوریه، و روسیه خارج نشده است. اِمی گودمن و کارکنان او، مانند رسانههای سرمایهداری به گروههای به اصلاح بشردوستانه مانند «کلاه سفیدها»، که ثابت شده مستقیماً با مزدوران جهادگرای ناتو که سوریه را ویران کرده اند کار میکنند، پوشش مثبت داده اند. «اینک دمکراسی!» و «اینترسپت» از دعوت میهمانانی که از خط ناتو درباره سوریه خارج میشوند به برنامه خود امتناع کرده اند.
این منابع از سلطه سرمایه بر رسانههای ایالات متحده سود برده اند. «اینک دمکراسی!» و «اینترسپت» به مثابه سوپاپ اطمینان برای دروغهای رسانههای سرمایهداری عمل میکنند. هم اِمی گودمن و هم گلن گرینوالد در پوشش خود از حمله شیمیایی ادعایی به دوما، به کُر امپریالیستی پیوستند، که بدون اینکه به اثبات رسیده باشد، مسؤولیت حمله را بر دوش دولت سوریه قرار میداد.
حتا جیمز ماتیس «سگ هار»، وزیر امور خارجه اذعان کرد که ایالات متحده مدرکی در حمایت از ادعاهای آنها علیه اسد ندارد. «اینک دمکراسی!» و «اینترسپت» علیرغم همه شواهدی که نشان میدهند سوریه در جریان معامله روسیه و ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ که با میانجیگری «سازمان منع سلاحهای شیمیایی» صورت گرفت سلاحهای شیمیایی خود را نابود کرده، و اینکه سوریه، روسیه و متحدین آنها تنها طرفهای علاقمند به رسیدن به یک راهحل مسالمتآمیز برای جنگ هستند، به موضع سخت خود علیه دولت سوریه چسبیده اند.
بنابراین، بخش بزرگی از مسؤولیت حملات هوایی ایالات متحده، بریتانیا، و فرانسه علیه سوریه در ۱۴ آوریل بر دوش چپهای موشک کروزی قرار دارد. اِمی گودمن پس از حملات، چلسی مانینگ و به اصطلاح کنشگری به نام رحمه خدامی را به برنامه خود دعوت کرد. وقت بسیار کمی برای صحبت به مانینگ داده شد، در حالیکه بیش از ۷۰ درصد مصاحبه مشترک به ادعاهای خدامی مبنی بر اینکه حملات هوایی ایالات متحده «رژیم» سوریه را «توانمند میسازد» اختصاص یافت. خدامی عملاً به ایالات متحده التماس میکرد حملات هوایی را دقیق انجام دهد و خواست مشروع مردم سوریه را برای سرنگونی دولت سوریه محقق سازد. اِمی گودمن در هیچ جا این حمایت آشکار از اهداف امپریالیستی ایالات متحده در سوریه و فراتر از آنرا چالش نکرد.
«اینک دمکراسی!» و «اینترسپت» بیشتر به سرنگونی دولت سوریه علاقه دارند تا به نقش دولت خود در منطقه. هیچیک از این دو منبع به سیل مزدوران جهادگرای قطعکننده دست که ریشه آنها در جنگ «سیا» در افغانسان در ۱۹۷۹ قرار دارد، پوشش نداد.
هیچیک به این اشاره نکرد که چگونه منابع اولیه بیشماری مانند اسنادی که «آژانس اطلاعات دفاعی» در سال ۲۰۱۲ برملا ساخت، حمایت ایالات متحده، ترکیه و عریستات سعودی از «سلفیها» در سوریه را علت ظهور «دولت اسلامی در عراق و شام» نشان میدهند. در پای امپریالیسم آمریکا میلیونها نفر آواره و صدها هزار نفر کشته شده اند. و چپ موشک کروزی ترجیح میدهد به جای پذیرش این فاکت شعلههای جنگ جهانی سوم جهان را فرا گیرد.
دولت ایالات متحده جنایتکارترین چیزی است که جهان تاکنون به خود دیده، با این وجود، چپ موشک کروزی به ترسیم شوینیستی و نژادپرستانه دولت سوریه مشغول است. دروغ بودن این ترسیمها به دفعات به اثبات رسیده است. دولت سوریه دولت قانونی است که به وسیلۀ مردم سوریه انتخاب شده است.
رییسجمهور بشار الاسد در سال ۲۰۱۴ با رأی اکثریت دوباره انتخاب شد. چپهای موشک کروزی در «اینک دمکراسی!» و «اینترسپت» به خود زحمت نمیدهند بپرسند ملتی که مورد حمله امپریالیسم قرار دارد چگونه از به قتل رساندن شهروندان خود و سرکوب شورش مشروع مردم سود میبرد.
جنگ امپریالیستی در سوریه برای چپ موشک کروزی مشروع است، زیرا به آنها امکان میدهد برتریطلبی سفید و جنگ صلیبی متمدنسازی را ابراز کنند. این با حمله ایالات متحده-ناتو به لیبی تفاوتی ندارد. چپ موشک کروزی قذافی را به مثابه یک دیکتاور ددمنش و مستبد که ارتش مزدوران سیاهپوست مسلح او با ویاگرا به زنان و کودکان تجاوز میکرد، ترسیم میکرد. همان برخوردی که با قذافی شد با اسد میشود. مشروعیت سیاسی که همدستی با امپریالیسم ایجاد میکند برای چپ موشک کروزی بسیار بیشتر از همبستگی اهمیت دارد. هر چه باشد، همبستگی با خلقهای ستمدیده مشارکت پرمنفعت با میلیاردرهایی را که از «رسانه نگاه اول»- ذینفع اصلی از «اینترسپت»- حمایت میکنند، برای شما نمیآورد.
«اکنون دمکراسی!» و «اینترسپت» با جار زدن برای تبلیغات هوادار جنگ نه فقط به مردم سوریه و روسیه، بلکه به فقرا و طبقه کارگر اینجا در ایالات متحده نیز خیانت میکنند. با دامن زدن امپریالیسم به یک درگیری اتمی در سوریه، نه از بیرحمی ترور اشغالگری پلیس و حبس گسترده جامعه سیاهان، و نه از بیرحمی فقر اعمال شده از سوی رژیم ریاضتی ایالات متحده کاسته نمیشود. در واقع، جنگ بیپایان فقط وخامت شرایط ستمدیدگان را تشدید میکند. اما، چپ موشک کروزی امتیازات حقیر خود را بسیار مهمتر از آینده بشریت میداند.
برای کسانی مانند ما که تصمیم گرفته اند بشریت را در اولویت قرار دهند، وظیفه توسعه مطبوعات بدیلی است که چپ موشک کروزی مایل به ارایه آن نیست. «گزارش برنامه سیاه» برخلاف «اینترسپت» هر هفته بدون حمایت میلیاردی از امثال پیر امیدیار رسانه بدیل را ارایه میدهد.
https://mltoday.com/cruise-missile-left-complicit-in-american-escalation-toward-world-war-iii/
