امروز چین فعال‌تر از ایالات متحده در مناقصه‌های اسرائیل شرکت می‌کند، و در بین شرکت‌های خارجی جایگاه اول را به خود اختصاص می‌دهد. این نشان‌دهنده اهمیت روزافزون چین برای اسرائیل از نظر اقتصادی است. چین به بخش‌های اصلی اقتصاد اسرائیل- ارتباطات سیار، هوش مصنوعی، مراقبت‌های بهداشتی، بیوتکنولوژی- علاقه‌مند است. سرمایه‌گذاری‌های پکن با نرخ ۱۵درصد در سال افزایش یافت – از ۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۰ به ۲۰۰ میلیون دلار در سال۲۰۲۲. اسرائیل کسری تجاری قابل توجهی با چین دارد: ۱۶٫۶۴میلیارد دلار واردات در مقابل ۴٫۴ میلیارد دلار صادرات. در عین‌حال، حجم روابط مالی اسرائیل با چین کم‌تر از ایالات متحده است. به این ترتیب، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در اسرائیل در پایان سال ۲۰۱۹ بالغ بر ۲۸٫۵ میلیارد دلار بوده است. حوزه‌های اصلی سرمایه‌گذاری عبارتند از تولید، خدمات حرفه‌ای، فناوری و اطلاعات. جنگ اقتصادی آمریکا و چین بر اسرائیل تأثیر می‌گذارد. در عین حال تل آویو می‌خواهد روابط خوب با هر دو کشور را حفظ کند: اسرائیل روابط طولانی مدت ویژه‌ای با ایالات متحده داشته است و چین از نظر لجستیک، زیرساخت‌های بندری موجود و فناوری پیشرفته مورد علاقه است.

 

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: دیدگاه شرقی جدید (New Eastern Outlook)
نویسنده: سرگئی ملکونیان
۶ ژوئیه ۲۰۲۳
برگردان فارسی: جمعه، ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۲

ویژه‌نامه به مناسبت ۷۵ سالگی اسرائیل

 

اسرائیل امسال هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس خود را جشن می‌گیرد. کشور در یک وضعیت نه چندان آرام به این تاریخ نزدیک شد. جامعه اسرائیل به طور هم‌زمان در امتدا چند خط تقسیم می‌شود. اولویت‌های سیاست خارجی با در نظر گرفتن دینامیسم‌های جهانی و منطقه‌ای تنظیم می‌شوند. اقتصاد، علی‌رغم موفقیت‌های آشکار، تعدادی از مشکلات را انباشته کرده است، که در دراز-مدت مانع توسعه آن خواهند شد. در این میزگرد که توسط «بخش اسرائیل و جوامع یهودی مؤسسه شرق‌شناسی» [فدراسیون روسیه] سازماندهی شده بود، اساسی‌ترین موضوعات در این حوزه‌ها مورد بحث و بررسی قرار گرفت. این مقاله بر اساس همین بحث تهیه شده است. این مقاله تزهای اصلی کارشناسانی را که در بحث شرکت کردند بیان می‌کند.

تضاد جهت گیری‌های ارزشی در اسرائیل مدرن
به گفته لویزا خلبانیکوا، کاندیدای علوم تاریخی، پژوهشگر «بخش اسرائیل و جوامع یهودی مؤسسه مطالعات شرق‌شناسی»، عوامل کلیدی زیادی وجود دارد که وضعیت فعلی جامعه اسرائیل را مشخص می کنند. اولاً، برای اسرائیلی‌ها، مشکلات داخلی کشور مهم‌تر از چالش‌های خارجی است (۶۴ درصد در مقابل ۲۶ درصد، طبق تحقیقات «مؤسسه مطالعات دموکراسی و مؤسسه مطالعات امنیت ملی ارائیل). اعتراضات علیه اصلاحات قضایی که بیش از ۲۰ هفته است در اسرائیل ادامه دارد، این موضوع را به وضوح نشان می‌دهد. امروز این مشکل جایگاه اصلی را در دستور کار سیاسی داخلی به خود اختصاص داده و هنوز تا حل‌شدن فاصله دارد.

ثانیاً، خطوط شکاف اصلی و حتا سنتی (سکولاریسم-مذهب و/یا ناسیونالیسم-لیبرالیسم) با اختلاف نظر بر سر موضوعات دیگری که رادیکالیزه شدن گروه‌های خاص جمعیت اسرائیل به آن‌ها دامن می‌زد تکمیل شد. علاوه بر این، تشدید اختلافات در جامعه فقظ با مناقشه فلسطین- اسرائیل مرتبط است. بحث در مورد ماهیت و چشم‌انداز دولت اسرائیل با فوریت خاصی ادامه دارد. آینده دموکراسی در اسرائیل باعث نگرانی بخشی از جامعه، به ویژه لخش سکولار، در میان حامیان دیدگاه‌های چپ و میانه‌رو می‌شود. مخالفان اصلاحات قضایی برای جلوگیری از اقدامات ضد دموکراتیک دولت دست به تظاهرات می‌زنند، در حالی‌که حامیان ائتلاف حاکم، برعکس، برای دفاع از مسیر اتخاذ شده و تضعیف اختیارات دیوانعالی تلاش می‌کنند. به طور کلی، احساسات سیاسی در این کشور در دهه‌های گذشته ناسیونالیستی‌تر شده است – اسرائیل در حال تبدیل شدن به یک دولت محافظ‌ه‌کارتر و مذهبی‌تر است.

ثالثاً، در اسرائیل بحران احزاب و رهبری، افزایش پوپولیسم و کاهش اعتماد به نهادهای سیاسی وجود دارد. توجه به این نکته ضروری است که برخی از چالش‌ها، مانند اشکال دموکراتیک بحران دولت، جهانی بوده و صرفاً اسرائیلی نیستند. در نتیجه، جامعه اسرائیل بر سر دوراهی قرار دارد، تضاد جهت‌گیری‌های ارزشی در حال آشکار شدن است – ماهیت یهودی دولت به تدریج بر ماهیت دموکراتیک غالب می‌شود. اکنون مشخص می‎شود که در آینده ولت در آیننده چه ماهیتی خواهد داشت.

تاتیانا نوسنکو، نامزد علوم تاریخی، پژوهشگر برجسته «بخش اسرائیل و جوامع یهودی مؤسسه مطالعات شرقی»، خاطرنشان کرد که ماهیت شکاف در جامعه اسرائیل (تقابل بین بخش‌های سکولار و ملی-مذهبی) اقتصادی-اجتماعی نیست، بلکه ارزشی است. به عنوان مثال، در جریان اعتراضات اصلاحات، تظاهرکنندگان سعی کردند با نمایندگان یکی از شهرک‌های حامی اصلاحات گفتگو کنند. تلاش ناموفق بود. شبیه گفتگوی ناشنوایان بود: طرفین نمی‌توانستند یکدیگر را درک کنند، زیرا آن‌ها وضعیت را متفاوت ارزیابی می‌کردند. اگر برای اسرائیلی‌های سکولار شهرک‌سازی یک مشکل سرزمینی و سیاسی است، برای شهرک‌نشینان مذهبی این موضوع اجرای احکام دینی است که جای بحث ندارد. یافتن راه‌حلی که امکان رفع این تصاد را بدهد، بسیار دشوار است.

مشکلات اجتماعی و فرهنگی اسرائیل مدرن
تاتیانا نوسنکو یادآور می‌شود که جامعه اسرائیل توسط مهاجران شکل گرفته است. در عین حال، اصل «دیگ مذاب» (melting pot) [کشور یا جامعه‌ای گروه‌های نامتجانس را همگون، و در خود حل می‌کند- عدالت]، که بنیانگذاران دولت بر آن تکیه کرده بودند، چندان کارآمد عمل نکرده است. نویسندگان مدرن اسرائیلی چندین گروه قومی-فرهنگی را در این کشور متمایز می‌کنند: طبقه سکولار بالا و متوسط (مهاجران از اروپا و آمریکا)، سنت‌گرایان («مزرحیم»، مهاجرین از خاورمیانه و شمال آفریقا)، بخش ارتدوکس، بخش ملی-مذهبی، اعراب اسرائیلی، مهاجرین جدید از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و یهودیان اتیوپی. هر یک از این گروه‌ها به چرسش‌های «اسرائیلی بودن به چه معناست؟» و «اسرائیل چگونه باید باشد؟» پاسخ‌های متفاوتی می‌دهند.

تفاوت در دیدگاه‌ها پیرامون این‌که اسرائیل چیست به وضوح در جریان درگیری بر سر اصلاحات قضایی آشکار شد. از یک سو، اصلاحات به عنوان تلاشی از سوی نخبگان سنتی ممتاز اشکنازی برای حفظ آخرین سنگر خود، دیوانعالی، تلقی می‌شود. از سوی دیگر، این تلاشی است برای تغییر وضعیت موجود از سوی کسانی که دهه‌ها مورد ظلم و تحقیر قرار گرفته‌اند و به نظر این گروه‌ها- «مزرحیم»، شهرک‌نشین‌ها، «حریدی‌ها (ارتدوکس‌های افراطی)، ساکنان مناطق پیرامونی- هدف نظام قضایی قرار گرفته‌اند. امروز، تعداد قابل توجهی از خانواده‌های شرقی خود را در نظام اسرائیل تثبیت کرده‌اند؛ آن‌ها در تمام سطوح حکومتی دارای موقعیت قوی هستند. اما کینه تاریخی مستمر گروه میزرحیم از نخوت گروه اشکنازی به یکی از عوامل مهم بسیج در مبارزه با نخبگان به اصطلاح قدیمی تبدیل می‌شود.

امواج مهاجرت روسی زبانان (به ویژه آلیه [مهاجرت] بزرگ دهه۱۹۹۰) نقش مهمی در توسعه اقتصادی و فرهنگی اسرائیل داشت. طی ۳۰ سال گذشته، جذب نسبتاً موفقی از مهاجرین از فضای پسا-شوروی در جامعه اسرائیل وجود داشته است. نیاز به انجمن‌های حزبی که این بخش خاصرا نمایندگی کنند، از بین رفته است. ترجیحات انتخاباتی اسرائیلی‌های روسی زبان بر اساس دستور کار ملی ساخته شده است. اما با توجه به برخی ویژگی‌ها، آن‌ها هم‌چنان در وضعیت بدتری نسبت به سایر گروه‌ها قرار دارند. به عنوان مثال، مهاجرین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق بیش‌تر با مشکل تأیید وضعیت ملی خود روبه‌رو می‌شوند. از این‌رو، در سال ۲۰۲۰، وزارت امو داخلی اسرائیل اعطای وضعیت یهودی به ۲۰۰۰ کودک را که در خانواده‌های مهاجر به دنیا آمده بودند، رد کرد. احکام یهودی ارتدکس برای این گروه غیرقابل قبول است، به همین دلیل آن‌ها از کاهش نفوذ و امتیازات بخش مذهبی حمایت می‌کنند.

در عین‌حال، روندهایی که در بخش ارتدوکس جامعه اسرائیل رخ می‌دهند، نگران کننده‌اند. در سال ۱۹۷۹ حدود ۲۱۲ هزار نفر ارتدوکس افراطی (۵٫۶ درصد جمعیت) در اسرائیل زندگی می‌کردند. امروزه تقریباً ۱٫۳میلیون نفر از آن‌ها (۱۲ درصد از جمعیت) وجود دارد. این گروه جمعیتی با سرعت بیش‌تری نسبت به دیگران به رشد خود ادامه می‌دهد. بر اساس برخی برآوردها، تا سال ۲۰۶۵ حدود ۴۹ درصد از نوزادان در اسرائیل در خانواده‌های ارتدوکس افراطی، ۱۵ درصد در خانواده‌های عرب، و ۳۵ درصد در خانواده‌های سکولار و غیر-ارتدوکس اسرائیلی خواهند بود. با چنین وضعیت جمعیتی، ارتدوکس افراطی ممکن است از یک-چهارم تا یک-سوم از کرسی‌های کنست را در اختیار داشته باشد، که به چالشی جدی برای جامعه، نظام سیاسی و دولت اسرائیل تبدیل خواهد شد.

مهاجرین از اتیوپی (فالاشی) گروه کوچکی از جمعیت اسرائیل هستند – حدود ۱۷۰ هزار نفر. علاوه بر این، تقریباً یک-سوم آن‌ها در خود اسرائیل متولد شده‌اند. این یک جامعه قومی-فرهنگی نسبتاً بسته است: ۸۷ درصد ازدواج‌ها در داخل گروه انجام می‌شود. اما روند همگونی فلاشی‌ها در جامعه اسرائیل به خوبی پیش می‌رود. جامعه آن‌ها درآمد سرانه کم‌تری نسبت به استانداردهای عمومی اسرائیل دارد. جوانان با کمال میل به خدمت سربازی می‌روند. حدود ۳۵۰۰ اسرائیلی اتیوپی‌تبار در دانشگاه‌ها تحصیل می‌کنند. در عین حال، میزان جرم و جنایت در میان اتیوپیایی‌ها بسیار بالاست. در نتیجه، نسبت پرونده‌هایی که پلیس علیه اتیوپیایی‌ها در سال های ۲۰۲۲-۲۰۱۹ باز کرده است، دو برابر نسبت سهم آن‌ها در جمعیت بوده است.

اقلیت عرب سنتاً به عنوان گروهی در نظر گرفته می‌شود که کم‌ترین همگونی را در جامعه اسرائیل دارد. اما، امروز طبق برخی گزارش‌ها، روند اسرائیلی‌سازی این گروه در حال انجام است: حدود ۶۵ درصد از نمایندگان آن خود را اعراب اسرائیلی یا فلسطینی‌های اسرائیلی معرفی می‌کنند. علاوه بر این، همانطور که مطالعات اخیر نشان می دهد، اکثریت قریب به اتفاق جمعیت عرب (۸۷ درصد) خواهان مشارکت در زندگی سیاسی کشور، و خواهان عضویت هم‌نوعان خود در دولت هستند. اما مشکل اینجاست که هیچ رهبر و حزبی در کشور وجود ندارد که این انتظارات را برآورده کند. در عین‌حال، بخش یهودی جامعه نسبت به گسترش نمایندگی اعراب در زندگی سیاسی و عمومی، اگر نگوییم منفی، محتاط است. قابل توجه است که اعراب عملاً در اعتراضات به اصلاحات قضایی شرکت نمی‌کنند. ظاهراً این به دلیل بی‌اعتمادی مستمر آن‌ها به نهادهای دولتی است. در میان خواسته‌های تظاهرکنندگان، کسی نیست که به رفع تبعیض علیه اقلیت عرب مربوط باشد – بنابراین اصلاحات و مخالفت با آن توسط اعراب منحصراً یک مبارزه درون یهودی تلقی می‌شود.

اسرائیل در نظام مدرن روابط بین‌الملل
الیزاوتا یاکیموا، نامزد علوم تاریخی، پژوهشگر «بخش اسرائیل و جوامع یهودی انستیتوی مطالعات شرقی»، معتقد است که امروز دو رویکرد را می‌توان در سیاست خارجی اسرائیل تشخیص داد. رویکرد اول، منطقه‌ای، حاوی درک اسرائیل از منظر همسایگان آن است. وظیفه اصلی سیاست خارجی در این زمینه ایجاد روابط با همسایگان است. رویکرد دوم، دربرگیرنده مفهومی مانند «بومی‌سازی» سیاست خارجی، یعنی شکل‌گیری سیاست خارجی بر اساس منافع دولت و نخبگان حاکم است.

آمنون آران، محقق اسرائیلی، مراحل مختلفی را در سیاست خارجی اسرائیل مشخص می‌کند. اولین مرحله- «ملی» – از لحظه اعلام استقلال تا سال ۱۹۶۷. در این دوره، اسرائیل اولاً، به دنبال به رسمیت شناخته‌شدن دیپلماتیک خود بود. در آن زمان کسب مشروعیت منطقه‌ای و بین‌المللی ضروری بود. ثانیاً، اسرائیل فعالانه از ابزار نظامی در سیاست خارجی استفاده می‌کرد. ثالثاً، دولت در تعریف و اجرای وظایف سیاست خارجی انحصار داشت (در آن زمان سازمان‌های غیرانتفاعی و رسانه‌هایی که بتوانند بر افکار عمومی تأثیر بگذارند، مانند امروز توسعه نیافته بودند). در این دوره، فرمول‌بندی مبانی سیاست خارجی اسرائیل صورت گرفت: کیفیت در مقابل کمّیت (ساختن اتحادها). هم‎زمان با آن، بن گوریون به اهمیت یهودیان کشورهای دیگر در سیاست خارجی پی برد. وی آن‌را ابزاری برای حمایت از دیپلماسی اسرائیل می‌دانست. در عین‌حال، با در نظر گرفتن رویارویی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده، او توجه را به کشورهای اروپای شمالی معطوف کرد، به این امید که برای به حداقل رساندن هزینه‌های جنگ سرد از آن‌ها تجربه بی-طرفی را بیاموزد.

مرحله دوم قومی-ملی است، که از سال ۱۹۶۷ تا اواسط دهه ۱۹۸۰ را در بر می‌گیرد. در آغاز این مرحله، اسرائیل سرزمین‌های جدیدی را به دست آورد، اورشلیم را در نتیجه جنگ ۱۹۶۷ متحد کرد. اما، پس از آن، از سال ۱۹۷۳ (پس از شکست اطلاعاتی در آستانه جنگ یوم کیپور)، روند ارزیابی دوباره درک دولت آغاز شد، نخستین سازمان‌های غیرانتفاعی شروع به ظهور کردند. به طور کلی دو نشانه اصلی دوره قومی-ملی قابل تشخیص است. اول – اختلاف‌نظر پیرامون استفاده از نیروی نظامی به عنوان ابزار سیاست خارجی. دوم – دور شدن از فاصله یک‌سان [از دو برقدرت] به نفع روابط نزدیک‌تر با ایالات متحده (یادداشت تفاهم همکاری استراتژیک، این سند در سال ۱۹۸۱ امضا شد).

مرحله سوم «جهانی‌گرایی» (Globalist) است. این مرحله به طور مشروط در سال ۱۹۸۵ با طرح بازسازی کشور پس از بحران اقتصادی آغاز شد. ویژگی‌های برجسته این دوره: برقراری روابط با جمهوری خلق چین و هند (گسترش جغرافیای فعالیت اقتصادی خارجی)؛ همکاری با ژاپن توسعه یافت (قبل از این روابط وجود داشت، اما اهمیت زیادی به آن‌ها داده نمی‌شد). ویژگی کلیدی دوره «جهانی‌گرایی» پیوند فعالیت سیاست خارجی با فعالیت اقتصادی خارجی بود. یک مثال خوب، ارائه یک طرح خروج یک‌جانبه توسط آریل شارون از منطقه اقتصادی در قیصریه بود. در آن زمان لازم بود رهبر جامعه اقتصادی را متقاعد کند که این اقدام برای آن‌ها هم خوب است.

بازگردیم به امروز، باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا شاهد یک بحران هستیم یا مرحله جدیدی از سیاست؟ شواهد بحران در همه حوزه‌های زندگی عمومی و سیاسی اسرائیل، از جمله سیاست خارجی وجود دارد. در عین‌حال، با وجود آشفتگی و تغییر مکرر رهبری، به لطف دیپلماسی، تداوم در سیاست حفظ می‌شود.

شاید مرحله امروزین، عصاره تمام مراحل قبلی باشد. تمایل به ساختن اتحادها از مرحله اول به ارث رسیده بود. اسرائیل در ایجاد اتحادهای جدید، چه در منطقه (همایش نقب با مصر، امارات، بحرین، مراکش و ایالات متحده) و چه در جهان، گروه (I2U2) [متشکل از هند، اسرائیل، امارات متحده عربی، و ایالات متحده- عدالت]* موفق بوده است. توسعه روابط با یهودیان در سراسر جهان از دوره دوم، و استفاده از اقتصاد برای حل مشکلات سیاست خارجی از مرحله به ارث رسیده است. در این مورد دو ویژگی این دوره قابل تشخیص است. اول، مرحله کنونی سیاست خارجی اسرائیل تا حد زیادی شخصی است. بنیامین ناتنیاهو سعی کرد روابط شخصی خوبی با رهبران کشورهای دیگر (روسیه، مجارستان، هند) برقرار کند. یایر لاپید این‌را ادامه داد: او در سفر خود به پاریس از شباهت‌های خود با رهبری جمهوری پنجم صحبت کرد. ثانیاً، همانطور که تاتیانا کاراسوا، نامزد علوم تاریخی، پژوهشگر «بخش اسرائیل و جوامع یهودی مؤسسه شرق شناسی»، خاطرنشان کرد این روزها اسرائیل به یکی از مراکز منطقه‌ای در خاورمیانه تبدیل شده است. اسرائیل اگر پیش از این نمی‌توانست در روندهای منطقه‌ای دخالت کند، امروز مستقیماً بر پویایی سیاسی خاورمیانه تأثیر می‌گذارد.

در بحث از عوامل خارجی، سه عامل اصلی را می‌توان متمایز کرد. اول، امضای پیمان ابراهیم است. در پایان سال ۲۰۲۲ تجارت با کشورهای عربی که توافق‌نامه عادی ‌سازی روابط با اسرائیل را امضا کردند، به ۳٫۳۷ میلیارد دلار رسید، که نسبت به سال پیش ۸۲ درصد افزایش یافت. اما به جرات می‌توان گفت که این رقم هم‌چنان رو به رشد خواهد بود. برخلاف توافق با مصر و اردن، توافق جدید با جهان عرب حداقل در مورد امارات و بحرین از نظر اقتصادی کامل است (البته در مورد عادی‌سازی با سودان، عربستان سعودی و عمان نمی‌توان همین را گفت). با این وجود، در بیش از ۷۰ سال از عمر خود، اسرائیل از انزوای اقتصادی منطقه‌ای خارج شده است.

عامل دوم درگیری در اوکرایین است. در نتیجه آن، تجارت با مسکو و کیف برای اسرائیل دشوارتر شد: نظام پرداخت پیچیده‌تر شد و چشم‌انداز ضرر ظاهر شد (شرکت‌هایی اسرائیلی با منافع جدی در آمریکا و اتحادیه اروپا از توسعه همکاری با روسیه خودداری می‌کنند). یکی از پیامدهای عملیات ویژه نظامی برای اسرائیل افزایش مهاجرت از روسیه و اوکرایین بود. این در زمینه اقتصادب یک مشکل ایجاد کرد: هزینه‌های تأمین مهاجرین جدید در حال افزایش است (سبد جذب، خدمات مشورتی، ادغام، آموزش عبری، و غیره) موج جدید مهاجرت غیرمنتظره بود، در نتیجه اجرای اقدامات لازم بار اضافی بر دوش بودجه قرار داد، اما این موج بازگشت در میان-مدت و دراز-مدت، منافع اقتصادی خرید کالاهای بادوام توسط ساکنان جدید این کشور، تشویق مشاغل کوچک، سرمایه‌گذاری، از جمله سرمایه‌گذاری‌های فکری را برای اسرائیل به ارمغان خواهد آورد.

سومین عامل تأثیرگذار بر اقتصاد اسرائیل، رویارویی چین و آمریکاست. امروز چین فعال‌تر از ایالات متحده در مناقصه‌های اسرائیل شرکت می‌کند، و در بین شرکت‌های خارجی جایگاه اول را به خود اختصاص می‌دهد. این نشان‌دهنده اهمیت روزافزون چین برای اسرائیل از نظر اقتصادی است. چین به بخش‌های اصلی اقتصاد اسرائیل- ارتباطات سیار، هوش مصنوعی، مراقبت‌های بهداشتی، بیوتکنولوژی- علاقه‌مند است. سرمایه‌گذاری‌های پکن با نرخ ۱۵درصد در سال افزایش یافت – از ۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۰ به ۲۰۰ میلیون دلار در سال۲۰۲۲. اسرائیل کسری تجاری قابل توجهی با چین دارد: ۱۶٫۶۴میلیارد دلار واردات در مقابل ۴٫۴ میلیارد دلار صادرات. در عین‌حال، حجم روابط مالی اسرائیل با چین کم‌تر از ایالات متحده است. به این ترتیب، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در اسرائیل در پایان سال ۲۰۱۹ بالغ بر ۲۸٫۵ میلیارد دلار بوده است. حوزه‌های اصلی سرمایه‌گذاری عبارتند از تولید، خدمات حرفه‌ای، فناوری و اطلاعات. جنگ اقتصادی آمریکا و چین بر اسرائیل تأثیر می‌گذارد. در عین حال تل آویو می‌خواهد روابط خوب با هر دو کشور را حفظ کند: اسرائیل روابط طولانی مدت ویژه‌ای با ایالات متحده داشته است و چین از نظر لجستیک، زیرساخت‌های بندری موجود و فناوری پیشرفته مورد علاقه است. در پایان ذکر این نکته ضروری است که برای اقتصاد اسرائیل عوامل داخلی مهم‌تر از عوامل خارجی است.

https://www.ivran.ru/en/articles?artid=213951

***

عدالت – برای اطلاع بیش‌تر از گروه (2U2) به نشانی زیر مراجعه نمایید:

https://www.state.gov/i2u2/