بسیاری از احزاب کمونیست و کارگری – همراه با بسیاری از انسان‌های صادق – از حزب کمونیست ونزوئلا و آرمان کارگران ونزوئلا دفاع کرده‌اند. آن‌ها هزینه کمونیسم-ستیزی بر سرنوشت زحمتکشان را درک می‌کنند. اما بسیاری از چپ‌ها در این برهه شکست خورده‌اند. دلایل آن‌ها سبدی از آپورتونیسم را تشکیل می‌دهد. آن‌ها به کفش‌های خود زُل می‌زنند، چند پهلو حرف می‌زنند، تظاهر به نادانی می‌کنند، یا پرچم همبستگی را چرکین می‌کنند. تاریخ قضاوت خواهد کرد.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: مارکسیسم – لنینیسم امروز
نویسنده: گرگ گودلس
۲۲ نوامبر ۲۰۲۳

چهره زشت کمونیسم-ستیزی

 

از زمان انقلاب روسیه، تأسیس انترناسیونال کمونیستی، و سازماندهی یک حزب انقلابی «تراز نوین» در تقریباً هر کشور، احزاب کمونیست و کارگری هدف بورژوازی هر کشور قرار داشته‌اند. در تقریباً همه کشورها، بورژوازی، احزاب سیاسی، رسانه‌ها و دیگر سرسپردگان آن به دنبال خنثی کردن و حتا نابود کردن پیشاهنگان انقلابی کارگران بوده‌اند. بنابراین، وجود مانورها یا اقدامات برای سرکوب یا درهم کوبیدن احزاب کمونیست جای تعجب ندارد.

در طول صد و شش سال گذشته، اندازه یا نفوذ یک حزب کمونیست در نیرو یا خشونتی که آن‌ها با آن مواجه شده‌اند بازتاب یافته است. این نیز جای تعجب ندارد.

البته کمونیست‌ها در برابر سرکوبی که ناگزیر از سوی مدافعان سرمایه‌داری ناشی می‌شود، مقاومت می کنند. در برخی موارد و در برخی موارد نادر، احساس عمیق بازی منصفانه یا اعتقاد اصولی به ارزش‌های لیبرالی در میان توده‌ها تضمین می‌کند که کمونیست‌ها علی‌رغم میل بورژوازی حاکم، از مقدار کمی فعالیت مجاز برخوردار شوند.

از این‌رو جای تعجب نیست که بورژوازی در ونزوئلا دوست دارد حزب کمونیست را دفن کند، و آن‌را به حاشیه‌های سیاسی یا بدتر از آن بکشاند. حزب کمونیست ونزوئلا در طول تاریخ طولانی و مصمم آن در دفاع از کارگران ونزوئلا، توسط سیاستمداران یا ارتش بورژوازی مورد حمله، سرکوب و ممنوعیت قرار گرفته است. در واقع، حزب کمونیست ونزوئلا از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۳۱ تا ۱۹۶۹، كم‌تر از پنج سال قانونی بود.

زمانی‌که یک جنبش مردمی در برابر احزاب بورژوایی حاکم، با وعده دفاع از استقلال ونزوئلا و اجرای یک برنامه مردمی، پیروزی‌های انتخاباتی را به دست می‌آورد، جای تعجب نباید باشد که حزب کمونیست ونزوئلا مشتاقانه مشروط حمایت خود را ارائه نماید. حمایت شدیدی که کمونیست‌ها با برنامه خود مبتنی بر مارکسیسم-لنینیسم انقلابی از دولت هوگو چاوز ارائه کردند، هرچند حمایت، اما لزوماً مشروط بود.

برنامه چاوز به طور مبهم سوسیالیستی بود – با تکیه بر اخلاقیات مسیحی، سوسیالیسم آرمان‌شهری، و گروهی متشکل از مشاوران دانشگاهی داوطلب مشتاق از سراسر جهان. با این وجود، آن برنامه به خاطر سیاست خارجی و استقلال منابع آن، دشمنی امپریالیسم ایالات متحده و متحدانش را جلب کرد. دولت چاوز در حالی‌که نفوذ بورژوازی داخلی را به چالش کشید، قدرت کارگری را ایجاد نکرد یا پایه اقتصادی بورژوازی را از بین نبرد.

علی‌رغم این ضعف‌ها، حزب کمونیست ونزوئلا همچنان به دفاع از دولت و حمایت از آن در برابر مداخله آمریکا و دسیسه‌های ضدانقلابی ادامه داد. حزب کمونیست ونزوئلا در دوران پس از چاوز – با انتخاب مادورو – اما با اختلافات در حال ظهور بر سر سیاست داخلی، به ویژه در ارتباط با طبقه کارگر و فساد، به حمایت مشروط خود ادامه داد.

در طی دهه گذشته، اختلاف شدیدتر شد. از دید حزب کمونیست ونزوئلا و به گفته خود آن: «حزب کمونیست ونزوئلا براساس واقعیت گسیختگی کامل «توافق چهارچوب واحد» [توافق پیشنهادی پیش از انتخابات ۲۰۱۸] و مبانی برنامه‌ای روند بولیواری آغاز شده توسط هوگو چاوز، از دولت مادورو فاصله گرفت.»

البته فاصله گرفتن به معنای کنار نهادن مقاومت مشترک میهن‌پرستانه در برابر مداخله ایالات متحده و دیگر کشورهای خارجی نیست.

در پی این اختلافات سیاسی – یک ویژگی مشترک صورت‌بندی‌های انتخاباتی مرکز-چپ با چپ – دیوان‌عالی دادگستری ونزوئلا، طی حرکتی به شدت خودسرانه و ناعادلانه، بدون هیچ انگیزه‌ای بغیر از تضعیف و ناتوان‌سازی حزب کمونیست ونزوئلا، در ۱۱ اوت یک رهبری جدید را به حزب کمونیست ونزوئلا تحمیل کرد. دیوانعالی عالی ونزوئلا فوراً حکم صادر کرد که رهبری جدید – متشکل از مرتدین، مخالفان و غیرعضوها – باید یک نهاد رهبری جدید تشکیل دهد، و رهبری بطور دموکراتیک انتخاب شده حزب کمونیست ونزوئلا در آخرین کنگره آن در نوامبر سال گذشته را نفی کرد.

کمونیست‌های ونزوئلا از مشارکت جدی، روند قانونی و حق تجدیدنظر در این تلاش برای از کار انداختن ابزار تاریخی طبقه کارگر ونزوئلا محروم شدند.

برخی ممکن است این‌را به مثابه حمله یک دادگاه سرکش به حزب کمونیست ونزوئلا تلقی نمایند، اما این واقعیت که دولت ونزوئلا به دنبال محروم کردن حزب کمونیست ونزوئلا از شرکت در انتخابات بود، و این‌که یکی از رهبران اصلی حزب سیاسی حاکم، کارزاری را علیه حزب کمونیست ونزوئلا به راه انداخته بود، نشان می‌دهد که حزب مادورو در مانورهای دیوانعالی شریک بوده است.

قطعاً دولت، مادورو، و حزب مادورو فرصت کافی برای محکوم کردن یا مقاومت در برابر تلاش آشکار برای خلع‌سلاح فداکارترین مدافعان طبقه کارگر، کمونیست‌های ونزوئلا برخوردار بوده‌اند. آن‌ها چنین نکردند.

روشن است که این یک نمونه از کمونیسم-ستیزی خشنی است، که برای قرن بیست‌و‌یکم به روز شده است. دیگران می‌توانند دلایل تسلیم شدن مادورو و حزبش در برابر کمونیسم-ستیزی را بررسی کنند، اما آن‌ها تسلیم شده‌اند. اگر آن‌ها بر این باورند که ایجاد یک حزب کمونیست جعلی انتقادات را منحرف می‌کند یا فرصت‌های انتخاباتی آن‌ها را بهبود می‌بخشد، این نخستین‌بار نخواهد بود که ترس از کمونیسم به سرکوب گزینه‌های سیاسی و بی‌آبرویی مرتکبین منجر می‌شود.

اما حزب کمونیست ونزوئلا پاینده خواهد ماند. کادرهای آن راه خود را از میان این انبوه انحرافات پیدا خواهند کرد و به مبارزه برای کارگران ادامه خواهند داد.

بسیاری از احزاب کمونیست و کارگری – همراه با بسیاری از انسان‌های صادق – از حزب کمونیست ونزوئلا و آرمان کارگران ونزوئلا دفاع کرده‌اند. آن‌ها هزینه کمونیسم-ستیزی بر سرنوشت زحمتکشان را درک می‌کنند.

اما بسیاری از چپ‌ها در این برهه شکست خورده‌اند. دلایل آن‌ها سبدی از آپورتونیسم را تشکیل می‌دهد. آن‌ها به کفش‌های خود زُل زده‌اند، چند پهلو حرف می‌زنند، تظاهر به نادانی می‌کنند، یا پرچم همبستگی را چرکین می‌کنند. تاریخ قضاوت خواهد کرد.

https://mltoday.com/the-ugly-face-of-anti-communism/