تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
۲۸ مرداد ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاک اوغلو
۱۸ اوت ۲۰۲۵
آلاسکا، فریگو، مندبور
ما یک هفته از تحولات قابل توجه در زمینه توازن ژئوپلیتیک را پشت سر گذاشتیم. درگیری تقریباً ۴۰ ساله در قفقاز وارد مرحله جدیدی شده است.
رهبران آذربایجان و ارمنستان در حضور ترامپ یک بیانیه مشترک امضا کردند. اینکه آیا این بیانیه مشترک به توافق کامل منجر خواهد شد یا نه، هنوز مشخص نیست، اما به نظر میرسد این ابتکار تفاوت قابلتوجهی با موارد پیشین دارد. این تفاوت به دالان زنگزور مربوط است. ما از یک دالان حمل و نقل ۴۸ کیلومتری صحبت میکنیم، که از طریق خاک ارمنستان، بین آذربایجان و منطقه خودمختار نخجوان، که بخشی از آذربایجان را تشکیل میدهد، در امتداد مرز ایران امتداد دارد.
من اولین باری که اسم زنگزور را شنیدم را به خاطر نمیآورم، اما سالها هر وقت تلفظ میشد، کلمه «مندبور»* را در ذهنم تداعی میکرد، که با بازی با کلمات فرهان شنسوی شکل گرفته بود.
ما مطلع شدیم که علیاف و پاشینیان، در توافقی که در ایالات متحده به آن دست یافتند، این دالان را «TRIPP» نامیدند. این دالان مخفف «مسیر صلح و بهروزی بینالمللی ترامپ»، به طور خلاصه، دالان ترامپ است. وقتی این را فهمیدم، با خودم گفتم: «خب، خب! بیهمه چیزها»
من وارد جزئیات این موضوع نمیشوم، چرا که من و چاغلار تکین در «تلویزیون دنیا» به تفصیل درباره این موضوع بحث کردیم. علاقهمندان میتوانند آن را اینجا تماشا کنند.
به طور خلاصه، میتوان گفت که این توافق فضای قابلتوجهی را برای استقرار ایالات متحده در ماوراء قفقاز باز کرده است. در نگاه اول، این به معنای ورود یک مهمان ناخوانده به حیاط خلوت روسیه است. به عبارت دیگر، میتوان آن را به عنوان یک شکست ژئوپلیتیک برای روسیه تعبیر کرد. نکته دیگری هم هست که نمیتوانم از ذکر آن در مورد این موضوع خودداری کنم. برخی از «غربگرایان» اصلاحناپذیر ما که ورود ایالات متحده در زنگزور را ارزیابی نمودند، این تحول را به عنوان «وزش بادهای دموکراسی و حقوق بشر» در ماوراء قفقاز تفسیر کردند. من معتقدم که طرح چنین ادعایی مستلزم فراموشی و/یا حماقت است، یا فرض اینکه همه دچار فراموشی و/یا حماقت هستند. من گرچه شک دارم، برای آنها آرزوی شفای عاجل دارم. حال، بیایید به رویداد مهمتر جهانی این هفته بپردازیم.
پوتین پس از شکست آشکار در قفقاز جنوبی، در آلاسکا با ترامپ دیدار کرد. موضوع اصلی این اجلاس بدون شک اوکراین بود، اما وقتی بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای جهان با هم ملاقات میکنند، بعید است که این جلسه صرفاً بر روی یک موضوع متمرکز باشد. از آنجایی که ما هنوز نمیدانیم تاکنون چه چیزهای دیگری مورد بحث قرار گرفته است، نظرات خود را به جبهه اوکراین محدود میکنیم.
این اجلاس از بسیاری جهات غیرمعمول بود. به ویژه انتخاب آلاسکا به عنوان محل برگزاری اجلاس قابل توجه بود. این سرزمین وسیع، سرد، اما بسیار ارزشمند، چه از نظر منابع طبیعی و چه از نظر موقعیت جغرافیایی، توسط روسیه تزاری در قرن نوزدهم (۱۸۶۷) با قیمتی تقریباً ۱۴۰ میلیون دلار (به قیمت اقتصادی امروز) به ایالات متحده فروخته شد. یکی دیگر از ویژگیهای متمایز آلاسکا این است که این ایالت ایالات متحده بالاترین نسبت جمعیت بومی را به کل جمعیت دارد. دلیل آن واضح است. از آنجا که استعمار ایالات متحده دیر از راه رسید و منطقهای دشوار برای سکونت بود، ایالات متحده نیازی به کشتن همه ساکنان اصلی آلاسکا احساس نکرد. و به استثمار منابع اکتفا کرد.

در عینحال، مهم نیست چطور به آن نگاه کنید، کلمه آلاسکا برای چهار یا پنج نسل مفهوم دیگری هم دارد: فریگو. بخشهای خوشمزه و جداییناپذیر سینما رفتن، که حالا میدانیم اصلاً سالم نیستند… برگردیم به چیزهای ناخوشایند.
ضیافت ناهار برنامهریزیشده برای اجلاس لغو شد، احتمالاً به این دلیل که به پوتین «غذا» داده شده بود. برخی از اسناد تهیهشده توسط پروتکل ایالات متحده به دلیل جا ماندن در «چاپگر هتل»، به مطبوعات درز کرد. اگرچه اسناد برخلاف ادعاها حاوی هیچ راز دولتی نبودند، اما این حادثه سرنخ محکمی در مورد کیفیت، یا بهتر بگوییم، فقدان آن، کارکنانی که توسط دولت ترامپ گرد هم آمده بودند، بدست داد.
لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، پیش از این اجلاس، یک عملیات نقشآفرینی در مقیاس کوچک ترتیب داد. ورود لاوروف به آلاسکا، با تنپوشی که روی آن «CCCP»، مخفف نام «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شوروی»، نقش بسته بود، در میان اقشار مختلف جامعه هیجان ایجاد کرد. در حالی که کسانی که کمونیسمستیزی و شورویستیزی را به عنوان یک سبک زندگی پذیرفته بودند، گویی روح دیدهاند، از ترس فریاد میزدند، دیگرانی که استدلال میکردند فدراسیون روسیه صرفاً نسخهای کمی کوچکتر از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با نامی متفاوت است و سعی میکردند کمونیستها را به این موضوع متقاعد کنند، غرق در هیجان شدند.

با این حال، به نظر من، اقدامات لاوروف چیزی بیش از یک تلاشی برای لاپوشانی الحاقطلبی سرمایهداری روسیه نبود. در واقع، وقتی مطلع شدیم که در طول اجلاس، پوتین سخنرانی مفصلی برای ترامپ ارائه نمود و توضیح داد که چرا نباید کشوری به نام اوکراین وجود داشته باشد و اوکراین در واقع بخشی از روسیه است، همه چیز سر جای خود قرار گرفت.
حزب کمونیست یونان نیز در ارزیابی خود از این اجلاس بر مسأله اوکراین تمرکز کرد. این بیانیه تأکید کرد که اجلاس آلاسکا اساساً ابزاری برای چانهزنی بر سر منافع سرمایهداری آمریکا و روسیه بود، و هیچ نتیجهای که برای مردم، به ویژه مردم روسیه و اوکراین که بیشترین هزینه جنگ را متحمل میشوند مفید باشد، از این نشست انتظار نمیرود.
در این بیانیه همچنین آمده بود که حتی اگر توافقی حاصل شود، موقتی و شکننده خواهد بود، و این جنگ از نیروهایی ناشی میشود که توسط نظام سرمایهداری رو به زوال،و دغدغه برای تسلط بر سرمایهداری جهانی ایجاد شدهاند.
عالی. بنابراین، این چیزها فقط درباره پوشیدن البسهای نیست که میتوانید از زیرگذر کادیکوی سالیپازاری بخرید.
بر اساس آنچه میتوانیم از اخبار و تفاسیر مربوط به محتوای اجلاس استنباط کنیم، اولین نتیجهای که میتوانیم بگیریم این است که روسیه سر خود را بالا گرفته است. در واقع، مطبوعات غربی، به اصطلاح، اشک و ناامیدی خود را پنهان نکردند. نکته دیگری که مستقل از محتوا اما مرتبط با اصل موضوع میباشد، این است که روسیه با غلبه بر سیاستهای انزواطلبانه اعمال شده توسط بلوک غرب، به موفقیت دیپلماتیک دست یافته است.
برگردیم به اصل مطلب، به نظر میرسد که روسیه ترامپ را در مورد رویکرد «صلح، نه آتشبس» خود در اوکراین متقاعد کرده است، سیاستی که از ابتدا مد نظر آن بود. این بدان معناست که اسلحهها فقط در زمان دستیابی به یک راهحل نهایی، خاموش خواهند شد. این از دیدگاه روسیه منطقی است، زیرا مسکو مدتهاست معتقد است که هرگونه آتشبس به اوکراین کمک خواهد کرد از وضعیت نظامی بحرانی فعلی خود خارج شود.
البته هیچ تضمینی وجود ندارد که ترامپ ظرف ۴۸ ساعت جای دیگری نباشد. این احتمال وجود دارد که حداقل برای مدتی، تلاشهای دیپلماتیک مسیر پوتین را دنبال کنند. این مسیر، واگذاری کامل منطقه دونباس به روسیه، از جمله مناطقی که در حال حاضر تحت کنترل اوکراین قرار دارند، استفاده از زبان روسی در بقیه اوکراین و حفاظت از کلیسای ارتدکس روسیه را در بر میگیرد. در مقابل، روسیه تعهد کتبی میدهد که حمله نظامی علیه اوکراین یا هیچ کشور اروپایی انجام ندهد.
درست مانند آشتی آذربایجان-ارمنستان، هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که این تفاهم حاصل از اجلاس آلاسکا دائمی باشد. طرح پوتین از طریق نماینده ویژه ایالات متحده، ویتکوف، به رهبران اصلی اروپایی و طرف اصلی گفتگوی او، زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، منتقل شد. گزارشهای اولیه نشان میدهند که زلنسکی تمایلی به واگذاری اراضی که در حال حاضر تحت کنترل اوست، ندارد. با این حال، همه ما میدانیم که زلنسکی به تنهایی فاقد اختیار لازم برای تصمیمگیری الزامآور به است. او باید آنطور که غربیها، که مردم اوکراین را به ورطه جنگ میاندازند و وانمود میکنند که برای آنها اشک میریزند، به او میگویند، عمل کند.
در این نقطه، یادآوری بیانیه گروه «اروپای شمالی و بالتیک» خالی از لطف نیست. پس از اجلاس، گروه هشت کشوری – لیتوانی، لتونی، استونی، دانمارک، فنلاند، سوئد، نروژ و لهستان – بیانیهای با عنوان «ما ۱۰۰٪ پشت اوکراین ایستادهایم» صادر کردند. این بیانیه اساساً از این ایده دفاع کرد که «اگر اوکراین سقوط کند، اروپا سقوط میکند». البته، این هشت کشور به تنهایی قدرت تغییر رویکرد فعلی ترامپ را ندارند. با این حال، همانطور که همیشه گفتهایم، در مراحل بعدی این روند، به ویژه هنگامی که بیعملی غالب است، همیشه این احتمال وجود دارد که آنها بتوانند در کنار انگلیس و لابی جنگ در واشنگتن، که هر دو مایلند در عین حفظ دستور کار جنگی خود، هر حرف ترامپ را تأیید کنند، اعمال نفوذ نمایند.
نتیجهگیری موقت از همه این تصاویر این است که روسیه، در عرصه ژئوپلیتیک، در پاسخ به گلی که به نظر میرسید در ماورای قفقاز دریافت کرده باشد، در آلاسکا به تساوی دست یافت و عزم خود را برای بازی در «لیگ بزرگ» در کنار ایالات متحده و چین نشان داد.
همانطور که حزب کمونیست یونان اشاره میکند، مبارزه بر سر توزیع سرمایهداری ادامه دارد، و هر طرف که در مبارزه درون سرمایهداری انحصاری غالب شود، نمیتواند صلح را نه در اوکراین و نه در هیچ جای دیگر جهان به ارمغان بیاورد.
کارگران جهان برای فرار از این نبرد کشتیبانان، جز تسریع مبارزه سازمانیافته گزینهای ندارند، نبردی که به سیاره زمین چیزی جز فقر، بحران، خون و آتش بیشتر، وعده نمیدهد.
نبردی که به سیاره زمین چیزی جز فقر، بحران، خون و آتش بیشتر، وعده نمیدهد
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/alaska-frigo-mendebur-400646
——————————
* مندبور. [ م َ ] (ص ) مفلوک و بی دولت و سیاه بخت بود. (فرهنگ جهانگیری ). سیاه بخت و مفلوک و بی دولت و صاحب ادبار و غمگین . (برهان ) (از ناظم الاطباء). مقایسه شود با منذور. در کردی ، مندبر ، مندبور (ورشکسته ، بی چیز). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). مَندبور معرب از فارسی به معنی گدا . (دزی از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : آنکس را که وقتی عفیف و پاکدامن و خویشتن دار گفتندی اکنون … مندبور و دمسرد می خوانند. (عبید زاکانی ) (اخلاق الاشراف ). رجوع به مندپور و نیز رجوع به ذیل مندور شود. || مانده و پریشان حال از کثرت حرکت و رفتار. (غیاث ).
