مطلب زیر دو سال پیش، در ارتباط با برگزاری اجلاس سالانه بریکس در آفریقای جنوبی در «عدالت» منشر شد. رویدادهای دو سال گذشته، بویژه در خاورمیانه (نسلکشی در فلسطین، تغییر رژیم در سوریه، حمله اسرائیل و آمریکا به ایران) درستی و صلابت ارزیابی آن از دو موضوع ایجاد ارز جایگزین برای دلار، و تصور بریکس به مثابه یک«بلوک جایگزین» در برابر غرب را به اثبات رساندهاند.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: جانسو اوبا
۲۵ اوت ۲۰۲۳
بریکس با «پلاس»های آن: آیا اکنون قویتر شده است؟
با نزدیک شدن به تاریخ ۲۲ اوت، تاریخ شروع اجلاس بریکس، دو موضوع برجسته در دستور کار اجلاس قرار داشت. آیا یک ارز جایگزین برای دلار ایجاد خواهد شد؟ آیا بریکس گسترش خواهد یافت؟
در حالی که پرسش اول تا پایان اجلاس قابل بحث به نظر میرسد – و در هر حال موضوعی نیست که در مدت زمان کوتاهی حل شود – پرسش دوم پاسخ خود را یافته است. آرژانتین، امارات متحده عربی، اتیوپی، ایران، مصر و عربستان سعودی از جمله شش کشور منتخبی هستند که برای عضویت کامل دعوت شدهاند. در صورت پذیرش دعوت، آنها در اجلاسی که سال آینده در روسیه برگزار میشود، شرکت خواهند کرد.
قبل از پرداختن به موضوع گسترش بریکس، به طور خلاصه آنچه را که در مورد دلارزدایی در آستانه اجلاس گفته شد، مرور میکنیم.
بحث دلارزدایی
بلندپروازانهترین پیشنهاد در میان موارد مورد بحث، بدون تردید معرفی یک ارز ذخیره بینالمللی جدید بود که با کشورهای بریکس آغاز میشود و در نهایت هژمونی دلار را در هم خواهد شکست.
یکی از کسانی که با مثال زدن اتحادیه اروپا و یورو این را بیان کرد، لولا، رئیسجمهور برزیل بود. با این حال، اظهارات بعدی این احتمال را کاملاً رد نکرد، بلکه آن را به آیندهای نامشخصتر موکول نمود. در واقع، مدتی است که این ادعا با لحنی ملایمتر توسط نمایندگان کشورهای بریکس در سطوح مختلف و اندیشکدههای گوناگون فعال در این کشورها مطرح میشود.
اظهارات پسکوف از طرف کرملین در اوایل ماه اوت، یکی از اولین نمونههای بیان علنی این موضوع توسط یک منبع رسمی بود. او گفت که گذار به یک ارز مشترک در آینده نزدیک امکانپذیر نخواهد بود، اما این واقعیت مانع از بحث در مورد این موضوع نمیشود و مطالعات امکانسنجی در مورد این موضوع آغاز شده است. سخنان سخنگوی کرملین حاکی از آن بود که این بحث حتی قبل از شروع اجلاس با سر و صدای کمتری ادامه خواهد یافت.
یکی دیگر از اظهارات حمایتی از سوی آنیل سوکلال، سفیر آفریقای جنوبی در بریکس، مطرح شد. سوکلال گفت که دلار البته همچنان ارز اصلی بینالمللی خواهد بود، و بریکس به هیچ وجه قصد دلارزدایی ندارد و موضوع در دستور کار آنها محدود به تجارت با ارزهای محلی بین کشورهای بریکس است.
در حال حاضر، بحث عمدتاً بر کاهش هژمونی دلار متمرکز است، و نه ارائه یک جایگزین برای آن. چندین روش جایگزین برای این منظور ارزیابی شدهاند. این روشها شامل استفاده از ارزهای دیجیتال، تجارت با شاخص طلا و توانایی کشورهای عضو بریکس برای انجام فعالیتهای تجاری با ارزهای ملی خود است. دو گزینه اول خطراتی را به همراه دارند و تصویر پایدار و واقعبینانهای ارائه نمیدهند.
در نتیجه، بیانیه نهایی در حالی اعلام شد که این ماده در حال آمادهسازی بود، و این در بیانیه به عنوان تشویق استفاده از ارزهای ملی بیان شده بود.
اگرچه نمونههایی از تجارت با ارزهای محلی از قبل وجود دارد، اما اینکه تا چه حد میتوان این را در مقیاس بریکس قطعی کرد و آیا به سرعت اجرا خواهد شد یا نه، موضوع بحث جداگانهای است.
ارز مشترک همچنین یک بحث سیاسی است
از سوی دیگر، با توجه به نابرابری بین کشورهای بریکس، منطقی به نظر میرسد که انتظار داشته باشیم بحث تعیین ارز مشترک مطابق با وزن چین حل و فصل شود. جایگاه چین در حجم تجارت بین کشورهای بریکس این موضوع را تأیید میکند. این واقعیت که دو سوم واردکنندگان بخش الکترومغناطیسی، یکی از جاهطلبانهترین حوزههای اقتصاد چین، از کشورهای فعلی بریکس تشکیل شدهاند، دادههای مهمی را در این زمینه بدست میدهد.
در نهایت، این احتمالات که از طریق بحث ارز مشترک شکل میگیرند، هدفشان ارائه راهحلهایی برای برخی از مشکلات عملی است که ممکن است بروز نمایند. به عنوان مثال، اقدامات احتیاطی در برابر این احتمال که تنشهای ناشی از مبارزه برای هژمونی امپریالیستی ممکن است منجر به تحریمها و ممنوعیتهای اقتصادی جدید در جغرافیای مختلف جهان شود. با این حال، از سوی دیگر، این امر فراتر از یک اقدام احتیاطی تجاری و مالی، حامل یک پیام سیاسی است. به هر حال، سفر دلار برای تبدیل شدن به یک ارز ذخیره بینالمللی، که تقریباً ۸۰ سال پیش آغاز شد، به معنای تغییر رهبری در درون نظام امپریالیستی به گونهای بود که ابعاد اقتصادی-ایدئولوژیکی-سیاسی-نظامی-فرهنگی را فراتر از یک برتری اقتصادی در بر میگرفت. بنابراین، دستور کار یک ارز جایگزین، که امروزه به طور گسترده تحت اراده چین پذیرفته شده است، میتواند همراه با بحث در مورد جهتی که سلسله مراتب در درون نظام امپریالیستی تکامل خواهد یافت، مورد مطالعه قرار گیرد.
از این منظر، اینکه آیا میتوان فوراً یک ارز مشترک جایگزین دلار را تعیین کرد یا نه، رویکردهای گوناگون کشورهای بریکس، پس از یک نقطه مشخص، اهمیت خود را از دست میدهند. تقریباً همه پیشبینی میکردند که از اجلاس ۲۰۲۳ تصمیمی در این راستا بیرون نخواهد آمد، اما با وجود این، همچنان در عرصه بینالمللی به طور جدی مورد بحث قرار میگرفت. زیرا گرچه موضوع انتزاعی است، اما مطرح کردن آن برای بحث معنایی خود را دارد.
ما میتوانیم بگوییم که سناریوی دلارزدایی، که افراطیترین بیان خود را در تعیین یک ارز مشترک جدید رقیب دلار مییابد، تنها میتواند به موازات انتقال تضادها و توازن قوا در درون نظام امپریالیستی به یک نقطه دیگر، تحقق یابد.
بازکردن این بحث، امروز به وضوح بر اساس طرح ادعا در اینمورد است. برخی از دادههای مالی بینالمللی، دست کم گرفتن این ادعا را دشوار میکنند و نیاز به نظارت دقیقتر و چندبعدیتری دارند.
به عنوان مثال، کشورهای گروه هفت همچنان از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی در مقایسه با کشورهای بریکس موقعیت برتری دارند. با این حال، وقتی بدهیهای ملی به جدول اضافه میشود، مشاهده میشود که کشورهای بریکس با اختلاف زیادی دست بالا را دارند. در حالی که کل بدهی همه کشورهای گروه هفت ۵۵.۵ تریلیون دلار است، این مبلغ برای بریکس در شکل گسترده آن ۹ تریلیون دلار است. همچنین باید گفت که چین در بین کشورهایی دارد که ایالات متحده به آنها بدهکار است، بیشترین سهم را دارد.
از سوی دیگر، سهم دلار در ذخایر ارزی بینالمللی، با وجود حفظ جایگاه اول خود با اختلاف زیاد، در سالهای اخیر به طور پیوسته در حال کاهش بوده و به ۵۸ درصد رسیده است. لازم به ذکر است که سهم یوان از حدود سال ۲۰۱۶، زمانی که آخرین روند نزولی آغاز شد، شروع به افزایش کرد. اگرچه هنوز سهم کمی معادل ۲.۷ درصد دارد، اما این نرخ در سالهای اخیر به صورت تصاعدی افزایش یافته است.
اقدام به گسترش ممکن است ادعای «بلوک جایگزین» را تضعیف کند
دومین دستور کار اجلاس، که با تحولات به دستور کار اصلی تبدیل شده است، یعنی موضوع گسترش، نیز باید در رابطه با این مبارزه برای هژمونی مورد بررسی قرار گیرد. نگرشهای متفاوت کشورهای بریکس نسبت به گسترش که در افکار عمومی قبل از اجلاس منعکس شده است، نیز به این موضوع اشاره دارد.
برخلاف ادعای مطرح شده در بحث دلارزدایی، عضویت کشورهای حاضر در سلسله مراتب امپریالیستی [مانند امارات، عربستان سعودی، مصر] در بریکس، پتانسیل تضعیف تلاشها برای نسبت دادن ویژگی یک بلوک ضد-امپریالیستی جایگزین به کل بریکس، در مقایسه با گروه هفت، را دارد.
باید توجه داشت که رویکرد برزیل و هند تا حدودی با این گزاره در تضاد است. مشخص است که این دو کشور در مورد ایده گسترش بین کشورهای بریکس محتاطتر میباشند. دلیل این امر این است که یک بریکس در حال گسترش، ادعای آن را به عنوان رقیب و جایگزین غرب افزایش میدهد. ترس از لطمهزدن کامل به روابط با غرب نیز باعث تمایل به کند شدن روند گسترش میشود.
با این حال، از سوی دیگر، حتی میتوان گفت که تصویری که با گسترش بریکس پدیدار شد، نه تنها به دلایل اقتصادی، بلکه به دلایل سیاسی نیز، تصور عکس آن را تقویت کرد. بریکس با شش عضو جدید خود، تصویری ارائه میدهد که در آن، سرایتپذیری به جای جانبداری آشکار، ضروری است. به ویژه امارات متحده عربی، عربستان سعودی و مصر این تصور را تقویت میکنند. وزن کشورهای موجود بریکس در مقایسه با حجم تجارت خارجی اعضای جدید غیرقابل انکار است، اما غیرممکن است که عضویت بریکس بتواند به طور کامل از همکاری اقتصادی و سیاسی آنها با ایالات متحده و کشورهای غربی و حتی «اتحادهایی» که گاهی اوقات فراتر از این بیان میشوند، پیشی بگیرد. در واقع، در دورهای که ما از سر میگذرانیم، نظام امپریالیستی مدتهاست که توانایی خود را برای تحمیل چنین رفتار سیاه و سفید واضحی از دست داده است. مناطق خاکستری در میدان دید و علاقه همه قرار دارند. به عنوان مثال، یکی از بحثهای داغ در این زمینه این بود که اگر ایران در میان کشورهایی باشد که قرار است در آن گنجانده شوند، قطعاً ویژگی ضد غربی بریکس تقویت میشود، اما این مناطق خاکستری عمل، توضیح تحولات با چنین الگوهایی را بیاعتبار میکنند. گسترش بریکس به جای اینکه یکپارچگی داخلی بریکس را مستحکم کند، تصویر یک اتحاد انعطافپذیر را تقویت میکند.
این احتمال که این اتحاد انعطافپذیر و غیرمتعهد بتواند به مثابه چندقطبی تعبیر شود، نیاز به بررسی بیشتر دارد.
https://haber.sol.org.tr/haber/artilariyla-brics-simdi-daha-mi-guclu-383124
